شرح ماجرا-1_1380521430_485322564189552773.pdf
1.53M
📔کتاب شرح ماجرا
♦️مروری بر ديدگاه امام خامنه ای پيرامون فتنه سال ٨٨
📡حداقل برای یک☝️نفر ارسال کنید
┅═ 🌿🌸🌿 ═┅
8.56M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📛گوشهای از ابعاد پیچیدهی جنگ نرم آمریکا در فتنه ها
❌در نیمه اسفندماه سال 89 کاندولیزا رایس از فرایند تربیت نیرو در ایران رازگشایی کرد: در همین ارتباط به واسطه موسسه ملی دموکراسی آمریکا تاکنون توانستهایم هزاران فعال را آموزش دهیم. ما تاکنون به اشکال بسیار مختلف در بحث آموزش، سرمایهگذاری کردهایم تا یک لایهی اجتماعی از لحاظ فکری سکولار را در عرصههای بینالمللی رشد و پرورش دهیم
#روایت_فتنه
#فتنه۸۸
┅═ 🌿🌸🌿 ═┅
مژده🎊. مژده🎊
دوستان عزیز❤️
یه خبر دارم براتون🌹
🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋
🌹رمان جدید🌹
🍃🍃🍃🍃🍂🍂🍂🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃
از امروز یه رمان شیرین😋 و جذاب 🤪براتون میگذاریم🤩
حتما دوست خواهید داشت 😎
بخونید و نظراتتون رو به آیدی زیر بفرستید👇👇👇👇
@NSalam
🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱
❤️ رمان آموزشی #خانه_مریم_و_سعید، برای آموزش مهارتهای ارتباطی در برابر همسر و فرزندان و با رویکرد #روانشناسی_اسلامی نگاشته شده است.
🌷 توصیه میشود زوجین محترم با دقت و توجه بخوانند و اگر مفید بود، برای دیگران هم فوروارد کنند👇
@ekhlasse
🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋
🌹رمان جدید🌹
🍃🍃🍃🍃🍂🍂🍂🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃
💚 #رمان_آموزشی
❣خانه مریم و سعید❣
قسمت اول
اولین روز اسفندماه است؛ مریم خیلی آروم و بی صدا لای در اتاقو باز کرد. نگاهی جستجوگرانه انداخت. سعید هنوز خواب بود. تازه ده دقیقه از شش صبح گذشته بود. اما اگه بیدارش نمی کرد، نمازش قضا می شد. مریم به عادت هر روزه ش از حدودای پنج و نیم صبح بیدار بود. ساعتی به نماز و خلوت با معبود، روانشو طراوتی میده. این براش به منزله ی گرفتن جان تازه است. باعث میشه برای انجام امورات روزانه سرحال و سرشار از شادابی باشه. بعد هم صبحانه آماده میکنه. بعد از اونم نوبت بیدار کردن سعید و بچه هاست.
در رو با دستش هل داد و کامل باز کرد. رفت سمت پنجره و پرده ها رو کنار زد. شاید اندک روشنایی قبل از سپیده سرک بشه توی اتاق و کمک کنه سعید زودتر بیدار بشه.رفت سمت تخت.نشست کنار سعید.انگشتاش رو برد لای موهای سعید و نوازشش کرد. با صدایی نجواگونه و لبریز از محبت همراه با همون لبخند همیشگی، سعید رو صدا کرد:
_آقا سعید کم کمک هوا داره روشن میشه. سعید جان نمازت قضا نشه. بعد هم با انگشت سبابه ش گونه های او رو نوازش کرد.
سعید به سختی چشماشو باز کرد. هنوز منگ خواب بود. هیچ چیز غیر از وقت نماز نمی تونست باعث بیدار شدنش بشه. دیروز تا دیر وقت سر کار بوده و حسابی خسته شده بود. بالاخره چشماشو کامل باز کرد. با انگشتاش کمی چشماشو مالید. لبش به خنده ای کم جان ولی دلبرانه باز شد. این قسم خنده ش مخصوص مریم بود ولاغیر.
_سلام.صبح زمستونیت بخیر. مریم گوشتو بیار جلو.
مریم سرشو آورد نزدیک دهن سعید ببینه چی میخواد بگه.
سعید جستی زد و فرصت رو قاپید و گونه ی چپ مریم رو یه بوس جانانه کرد.
_دیشب اینقدر خسته بودم اصلاً نفهمیدم کی خوابم برد.
بعدم آروم گونه ی راست مریم رو بوسید و گفت:
_یکیش برای صبح و یکیشم قضای دیشب.
مریم خنده ش گرفت. پیشونی سعید رو بوسید.بلند شد بره آشپزخونه. از اتاق که می رفت بیرون گفت:
_حالا پاشو نمازتو بخون که مجبور نشی قضای اونم به جا بیاری. بعد هم ریز خندید.
رفت از روی کابینت سفره رو برداشت.آورد وسط اتاق پهن کرد. مربای هویج خونگی که خودش درست می کنه غذای مورد علاقه ی خاص بچه هاست.
مریم رفت تا بچه ها رو بیدار کنه. علی و فاطمه رو. چون میرن مدرسه. اما محمد و میثم رو میذاره تا کمی بیشتر بخوابن. علی و فاطمه هم حدودای شش و بیست دقیقه دیگه بیدار میشن. مریم خیلی آروم دستشو به نوازش بر سر اون ها میکشه و با چند بوسه آروم و پر لطافت نجواکنان صداشون میزنه.
_اول کی میره دست شویی و دست و روشو میشوره؟
خب یه کم هم شیطنت میکنه و از حس رقابت بین علی و فاطمه بهره می بره. هر چند علی و فاطمه شش سال فاصله سنی دارند اما چون پشت سر هم بودن یه حس رقابت دارن. مامان و بابا هم اینو خوب میدونن.
علی دفعه قبل دیر جنبیده و فاطمه زودتر از او رفته بود. برای اینکه این بارم کلاه سرش نره از جا پرید و دوید سمت دستشویی.
نماز بابا تموم شد. سجاده رو تا زد گذاشت روی کمد. اومد پیش بچه ها. هر بار که بچه ها رو می بینه انگار بار اول باشه. فقط قربون صدقه ست که از دهنش میریزه. کار هر روز و هر لحظه شه.
علی تازه دست و روش رو شسته و برگشته بود.
_سلام پسر بابا. خوب خوابیدی بابایی؟ صبح قشنگت بخیر.
_سلام بابا. صبح بخیر.
علی تازه دوازده سالش شده.مدتیه نمازشو میخونه.البته کمی دست و پا شکسته.مامان و بابا حساسیت نشون نمیدن. سعی می کنند از راه تشویق و تحسین بچه ها رو برای یادگرفتن هر کار خوبی ترغیب کنند.
فاطمه هم اومد. بابا رو کرد بهش وگفت:
_به به خوشگل ترین دختر دنیا هم که اومد.چقدر دخترم خوشگل تر شده حالا که دست و روش رو شسته.
مامان سفره رو چید. سعید رو صدازد. با آوایی که بیشتر یک تمنا باشه تا امر یا سفارش.
_آقا سعید بیزحمت نون رو بیار بذار تو سفره و بیا صبحانه. علی!فاطمه! شمام بیایید صبحانه.
تا علی و فاطمه نمازشون رو بخونن دیگه هوا کاملاً روشن شده بود. اما سعید و مریم هیچ واکنشی نشون ندادند. هنوز بچه ها به سن تکلیف نرسیدن. کم کم و به مرور باید قضیه براشون جا بیفته.
❤️ ادامه دارد...
نویسنده: محسن پوراحمد خمینی
ویراستار: ح. علی پور
🌷@ekhlasse
🔴ایران فشار آورد آمریکا عقبنشینی کرد
♦️رابرت مالی، نماینده آمریکا در امور ایران گفت کشورش با توافق بدتر نسبت به برجام موافقت نخواهد کرد، زیرا ایران در این مدت، برنامه هستهای خود را گسترش داده است.
♦️وی بیآنکه به نقش آمریکا در زیرپا گذاشتن برجام اشاره کند، گفت: تلاش برای احیای برجام، به معنای احیای جسدی بیجان است.
♦️اکنون تهران در فعالیتهای منطقهای خود متخاصمتر و خشنتر شده است. شش دور اول دیپلماسی و مذاکره در بهار امسال، پیشرفت واقعی داشت.
🔸اظهارات راب مالی در حالی است که کسانی مثل بایدن، بلینکن و مالی، یک سال قبل و پس از تشکیل دولت دموکرات ها مکررا ادعا می کردند دنبال توافقی قویتر، مستحکمتر و گستردهتر نسبت به برجام هستند تا بتوانند محدودیتهای برجامی ایران را دائمی و گستردهتر کنند و آن را به توانمندیهای موشکی و منطقهای ایران هم توسعه دهند. این ادبیات گستاخانه البته زمانی اوج گرفته بود که هنوز دولت روحانی سر کار بود وبرخی دولتمردان بر دیپلماسی التماسی و منفعلانه اصرار داشتند. تا جایی که با وجود استنکاف دولت بایدن از ارائه تضمین درباره عدم تکرار عهدشکنی و همچنین اصرار بر حفظ برخی تحریمها، روحانی مدعی بود توافق جدید معطل یک امضاست!
🔹اما تغییر دولت در ایران در کنار پافشاری مجلس بر احقاق حقوق تضییع شده ملت و این که ایران دیگر معطل وقتکشی آمریکا نمیماند، موجب شده تا آمریکاییها ادبیات مبتذل و قلدر مآبانه را کنار بگذارند و حالا راب مالی بگوید توافقی بدتر از برجام را نمیپذیریم.
🔸این عبارت، نشان دهنده منطق قوی و دست برتر ایران در مذاکرات است که آمریکا را با موفقیت برای لغو همه تحریم ها، راستی آزمایی، ارائه تضمین معتبر و جبران خسارت چند سال عهدشکنی، تحت فشار گذاشته و انجام این مطالبات را شرط دادن مجوز به آمریکا برای بازگشت به برجام می داند. در واقع، تیم مذاکره کننده اصرار دارد که اجرای ایران به توازن و تعادل برسد.
┅═ 🌿🌸🌿 ═┅
🔴 علت دیدار روحانی و رهبر معظم انقلاب چه بود؟
♦️عضو دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری:مقام معظم رهبری همواره دیدارهای متنوع و متعددی با افراد داشته و دارند. بعضی از این دیدارها، دیدارهای کاری با دولتمردان و فرماندهان نظامی کشور است و در دوره مسئولیت شان و برخی دیگر با دولتمردان سابق یا حتی غیردولتمردان.
♦️به جز ایام شیوع کرونا، دیدارهای رهبر انقلاب با افراد مختلف با شئون، سلایق و جایگاههای مختلف همواره ادامه داشته است. بنابراین، دیدار دولتمردان سابق با مقام معظم رهبری یک امر مسبوق به سابقهای است و بحث جدیدی نیست.
♦️نکته دیگر این است که این دیدار به درخواست آقای روحانی و با پیگیریهای مکرر ایشان انجام شد که البته جنبه کاری هم نداشت و به عبارتی نوعی تجدید دیدار بود.
┅═ 🌿🌸🌿 ═┅
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
4_5780739501802391251.mp3
3.73M
✅ رسیدن به حضرت ولی عصر (عج)
👈 دو راه جهشی
👤 استاد عالی
┅═ 🌿🌸🌿 ═┅
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
═༅𖣔🌺﷽🌺𖣔༅═
4⃣روزتاعروج مالک زمان
📣میگفت:قرآن همراهتون هست؟
اگر بود که سوره حشر را میخواند و اگر هم نبود از توی موبایل برایش می آوردیم این عادت حاجی بود باید سوره #حشر را سر مزار شهدا حتما میخواند...
هر روز یک سوره #حشر میخوانیم
#قاسم_سلیمانی #ابومهدی_المهندس #پورجعفری و #شهدای_مقاومت
۱۴صلوات و قرائت سوره حشر
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
┅═ 🌿🌸🌿 ═┅