که اینجا پیوسته پناهگاهِ کسانیست که نمیدانند سر پر شور خود را کجا بر زمین بگذارند.
با یه چشم بستن حس کردم همه ی این چندروز یه رویا بوده که بین شاخه های افکارم و نسیم داره میرقصه و منو تو و بقیه هم دوباره صبح تو همون پادگان جمع شدیم .