هدایت شده از فآءمیم ؛
آرامش رو دوست دارم، بارون رو بیشتر.
کل مسیر و با صدااش همخونی کردم
Lalalala•و قدم زدیم و به نینیهای خیس شده تو بارون لبخند زدم و اصلاً اون و بارون برای همیشه.
اِلبـــــــــا ؛
سردرد فاکینگ چیزیه که انگار چند نفر تو سرت دارن با تابلوی «کارگران مشغول کارند» گند میزنن به حالت م
این عارضهٔ خدا زدهٔ هم باعث میشه سکوت کنی و با افکارت ، تایم زیادی رو تنها بمونی..
و حتی هیاهوی تهران هم ، زورش بهت نرسع 🪑👨🏻🦯
همه جا تاریک یه گلوله گیجگاهتو شکافت
که فردا پوکه هاش ، توو نورِ زیبای موزه هاست
اِلبـــــــــا ؛
اگه براتون سوالِ که کجام ؟ و چه میکنم ؟ باید بهتون عرض بنمایم کههه درگیر خرید و کارای عروسیم 🥺😭😂
اون حسی که وقتی " میبینم دوستام دارن خوشبختی و تجربه میکنن " دارم >>>>
امشبم صدای قهقههٔ ما گوش بلوار جمهوری رو کر کرده بود..
ما سهتا اصلا برامون مهم نیست ک تو چه مکانی باشیم
اون لحظه هرجا که باشیم فقط به قهقهه میگذره..🎀🪑
و قابلیت اینو داریم ک به مسخره ترین کلمهی دنیا هم بخندیم حتی بعدشم ک یادمون میاد بخندیم..
و واقعااا چراا گیر دادین به رستوران و کافه؟
بابا همهی عشقش اینه ک سه تایی تو بارون با ماشین ، فاز ماشین عروس بردارین و بخندین و لرستااانی😁💗🌚
فک میکردم دیگه چیزی ذوق زدهم نمیکنه تا اینکه نه . این دوتاا همیشه منو ذوقی میکنن🥲
نزدیک دوستام نشیذ🔅