بعضی وقتا جدی حس میکنم قدرت تصمیم گیری ندارم ، من همینجوری همیشه چشمه اشکم جاریه ، بعد نشستم سریال " وقتی زندگی بهت نارنگی میده " رو هم دیدم ...
زن آخه این چه کاریه🤦🏻♀️.
این حق دادن به خودت که حالت بد باشه هم یه لیمیتی داره
پاشو جمع کن خودتو بابا
اِلبـــــــــا ؛
دیگه رنگی رنگی نیست ..
شهر بوی دود و خون میده..
پر شده از خورده شیشه و ترکش کانتینرا..
۱۲:۱۵.بندرعباس
اِلبـــــــــا ؛
pms. وقتی درگیر افکارم میشم فقط مسائل کیوت و فان نیست ک بهشون میخندم چیزای دیگه ایی هم هست ک منو می
قبلترا درک نمیکردم این آدمایی که از تشویش ذهن
پوستِ ناخناشونو یا پوست لب میکنن چهطوری انجامش میدن
متاسفم عزیزم امّا الان وقتی که همش اورثینکر میشم استرس میاد میشینه رو تن و بدنم، دستام انگار مکلّف به کندن پوست لب و گوشهی ناخن میشن…
حتی تیک عصبی گوشهی چشمم شروع میکنه به جنگولک بازی ..
و فکر کنم برای مهارشون یه گلولهی خوشگل بیاد بشینه رو نقطهی مرکزی پیشونیم
* چشمک