در لحظهای کـه داشـتم صبحانه میخوردم، ذهنـم درگیـر تصـویری بود که چـقدر زیبـندهست ، پرنسس های من ،همچـون خـودم، در عـکاسی هایشان بـه دنیای پینـترستی و رویـایی وارد شـوند؛ جایی کـه هر لحظـهی زندگیشـان بـه شـکلی پرنسسی و دلانـگیز در قاب دوربیـن جاودانه شـود🪞🧺🩰(:
#اِلـوریا_نوشـت🗝️
عـکس ها، هـمچـون جـواهـراتی در دل زمانانـد کـه خـاطرات را در بسـتر لحظهها جاودانـه میسازنـد؛ گویی هـر تصـویر دریچـه ای اسـت بـه دنیـای گذشته، که به تـو اجازه میدهـد دوبـاره در آن پـرسه بزنی و احساساتـت را در قلـب زمان نگـه داری🪿🎀🤍^^
#اِلـوریا_نوشـت🪄
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
روزی کـه صبـحش با پیچـش صدای دعـای عهـد تـوی خـونه شـروع بشـه🌿(:
@eloria⛅️
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
در ایـن لـحظه هـمه چیـز آرام و نـرم اسـت ؛ صـدای چـای در فـنجان، نـور مـلایم از پـنجره، و لبـخندت کـه دلـم را گرم میکـند، گـویی زمان خـودش را متـوقف کـرده فقـط بـرای ما دو نـفر🪞🪿🎀
@eloria🫧