4_5793975238093968041.mp3
4.47M
🔸داستان شمشهای طلا
به مناسبت ۱۸ شعبان، سالروز درگذشت جناب حسین بن روح (وکیل سوم امام عصر علیهالسلام)
📚کمالالدین ج۲ ص۵۱۶
#حکایت
#معرفت_حضرت
👈عضویت در قصه های مهدوی
@Elteja_tales
👈عضویّت در اِلتجا
@Elteja
🔸یک بیابان اضطرار
#داستان_تشرف مرحوم نمازی شاهرودی، خدمت امام عصر علیه السلام در بازگشت از سفرِ حج👇
https://eitaa.com/elteja_tales/390
#به_امید_دیدار
#نمایش_صوتی
👈عضویت در قصه های مهدوی
@Elteja_tales
4_5800849814287552001.mp3
20.99M
🔸یک بیابان اضطرار
#داستان_تشرف مرحوم نمازی شاهرودی، خدمت امام عصر علیه السلام در بازگشت از سفر حج
📚 میر مهر، ص317.
#به_امید_دیدار
#نمایش_صوتی
👈عضویت در قصه های مهدوی
@Elteja_tales
👈عضویّت در اِلتجا
@Elteja
🔸حکایت عجیبی از دعا و استغاثه در بیابان
این حکایت زیبا را از اینجا بشنوید👇
https://eitaa.com/elteja_tales/393
#التجای_همگانی
👈عضویت در قصه های مهدوی
@Elteja_tales
4_5873056413625880783.mp3
4.33M
#حکایت عجیبی از دعا و استغاثه در بیابان
👌بسیار شنیدنی
#التجای_همگانی
👈عضویت در قصه های مهدوی
@Elteja_tales
👈عضویّت در اِلتجا
@Elteja
🔸قطره و دریا
#داستان_تشرف هایی از زندگی مرحوم سیّد مهدی بحرالعلوم👇
https://eitaa.com/elteja_tales/395
#به_امید_دیدار
#نمایش_صوتی
👈عضویت در قصه های مهدوی
@Elteja_tales
Be Omide Didar3- Qatre & Darya .mp3
27.58M
🔸قطره و دریا
تشرفاتی از زندگی مرحوم سیّد مهدی بحرالعلوم
📚النجم الثاقب حکایات ۷۳ و ۷۶ و ۷۷ و ۷۹
#به_امید_دیدار
#نمایش_صوتی
#داستان_تشرف
👈عضویت در قصه های مهدوی
@Elteja_tales
👈عضویّت در اِلتجا
@Elteja
🔘 نمازی برای دردهای نگفتنی...
#داستان_توسل یکی از بزرگان قم، به مولای مهربان عالم، از طریق نماز استغاثه به امام عصر علیه السلام.👇
https://eitaa.com/elteja_tales/397
#توسلات_مهدوی
👈عضویت در قصه های مهدوی
@Elteja_tales
4_6010094453375633592.mp3
4.93M
🔘 نمازی برای دردهای نگفتنی...
حکایت عجیبی از نماز استغاثه به امام عصر علیه السلام.
📚 بحارالانوار ج99 ص245.
#داستان_توسل
#توسلات_مهدوی
🍀دستورالعمل نماز استغاثه:
https://eitaa.com/elteja/2125
👈عضویت در قصه های مهدوی
@Elteja_tales
🔸سخنرانیهایش نظیر نداشت.
همه منبرش را دوست داشتند.
استادش پرسید:
راستش را بگو،
این نفوذ کلام را از کجا آوردی؟
اولش از جواب طفره رفت.
اما بالاخره به زبان آمد:
"رفته بودم سامرا، برای زیارت.
حرم خلوتتر از همیشه،
متوسل شدم به صاحب الزمان علیه السلام،
گفتم: آقا، من مهمان پدرتان هستم.
ناگهان نوری تمام حرم را روشن کرد... "
▫️داستان مهمانِ سامرا 👇
https://eitaa.com/elteja_tales/399
#داستان_تشرف
👈عضویت در قصه های مهدوی
@Elteja_tales
🔸راه را در بیابان گم کرد.
ترس همه وجودش را برداشت.
به رسم مذهب پدری شروع کرد صدا زدن:
یا ابابکر، یا عمر، یا عثمان، به فریادم برسید...
جواب نگرفت.
ناخودآگاه یاد حرفهای مادرش افتاد:
ما شیعیان امامی داریم که در سختیها به دادمان میرسد.
نامش اباصالح است...
با خودش عهدی کرد:
اگر اباصالح نجاتم دهد، به مذهب مادرم درمیآیم.
فریاد زد:
"یا اباصالح المهدی ادرکنی"
ناگهان آقایی نورانی کنار خودش دید...
▫️داستان تشرف یاقوت روغنفروش👇
https://eitaa.com/elteja_tales/401
#داستان_تشرف
👈عضویّت در قصههای مهدوی
@Elteja_tales