۲۸ اسفند ۱۴۰۱
🔺سال ۱۳۱۱
رضاشاه قرارداد مظفرالدین شاه رو آتیش زد و گفت این چه مسخره بازیه؟
شاهان قجری عقل نداشتن که این امتیازات رو دادن.
و بعد دستور داد که دولت یه قرارداد جدیدی با انگلیسیها ببنده.
قرارداد جدید بسته شد ولی نه باب میل ایرانیها، بلکه به تعبیر انگلیسیها با این قرارداد کلاه گشادی سر دولت ایران گذاشته شد.
قصش رو قبلا اینجا گفتیم👇
https://eitaa.com/emaddavari/434
۲۸ اسفند ۱۴۰۱
🔺سال ۱۳۲۰
رضاشاه سقوط کرد و از کشور اخراج شد
ولی قرارداد نفتی رضاشاه همچنان پابرجا و زنده بود. قراردادی که سبب تسلط کامل انگستان بر ایران شده بود. چون فقط اینجور نبود که انگلیسها نفت مارو ببرن و تمام. بلکه چون روی اصلیترین منبع درآمد کشور تسلط داشتن، بنابراین در هر امری دخالت میکردن.
(عکس: رضا در تبعید)
۲۸ اسفند ۱۴۰۱
۲۸ اسفند ۱۴۰۱
🔺سال ۱۳۲۷
نمایندگان مجلس بحث ملی شدن صنعت نفت رو در مجلس مطرح میکنن.
همینجا حسن تقی زاده یکی از وزرای رضاشاه که پای قرارداد نفتی رضاشاه رو امضا کرده بود؛
اومد مجلس و گفت ما خودمون میدونستیم این کار به ضرر کشوره، ولی رضاشاه مجبورمون کرد.
و درخواست کرد که در این قرارداد بازنگری بشه.
۲۸ اسفند ۱۴۰۱
🔺۲۹ اسفند سال ۱۳۲۹
بالاخره نمایندگان مجلس طرح ملی شدن صنعت نفت ایران
یا همون اخراج انگلیسیها رو تصویب کردن.
حالا باید یکی نخستوزیر میشد که بتونه دست انگلیسها رو از نفت کشور کوتاه و اونارو اخراج کنه.
۲۸ اسفند ۱۴۰۱
🔺سال ۱۳۳۰
دکتر مصدق که تا حالا نمایندهی مجلس و از طرفداران ملی شدن صنعت نفت بود، نخستوزیر شد تا قانون ملی شدن نفت ایران رو اجرایی کنه.
همین سال دولت انگلیس به مراجع بینالمللی شکایت کرد. که ما با ایرانیها قرارداد داریم و اونا زدن زیر قرارداد.
چند روز بعد نمایندگان دولت ایران رفتن خرمشهر، پرچم ایران رو زدن بالای ساختمان شرکت نفت و کارو دست گرفتن 🇮🇷💪
۲۸ اسفند ۱۴۰۱
۲۸ اسفند ۱۴۰۱
🔺با پادرمیونی آمریکاییها
مذاکرات بین ایران و انگلیس شروع میشه.
توی این مذاکرات انگلیسیها میگفتن باشه قبول
حق و حقوق بیشتری میخواید میدیم اما نه همهی سود نفت رو، نهایتا؛
نصفش مال شما نصفش مال ما
دولت ایران میگه خیر، نفت باید ملی بشه و از صفر تا صدش در اختیار خود ما باشه
شما هم اگر نفت میخواید به هر قیمتی که ما میگیم بیاید بخرید.👊
۲۸ اسفند ۱۴۰۱
مذاکرات ادامه پیدا میکنه تا یکسال بعد
🔺تیرماه سال ۱۳۳۱
بین شاه و نخستوزیر (دکتر مصدق)
دعوا میشه.
دعوا سر این بوده که وزارت جنگ دست کی باشه؟ شاه یا نخست وزیر؟
شاه قبول نمیکنه و دکتر مصدق از نخستوزیری استعفا میده.
یه شخص دیگهای (بنام قوام) میشه نخستوزیر، بیانیهی تندی میده و یجاش میگه:
«من در عین احترام به اسلام، دین را از سیاست جدا میدانم و از نشر خرافات جلوگیری خواهم کرد... وای بحال کسانی که در اقدامات مصلحانهی من اخلال نمایند و مانع بتراشند...»
۲۸ اسفند ۱۴۰۱
آیتالله کاشانی یکی از موثرترین روحانیون کشور وارد عمل میشه و به شاه میگه؛
اگر تا فردا دکتر مصدق برنگرده سر کار، دهانهی تیز انقلاب رو با جلوداری خودم متوجه دربار شاه میکنم.
آیت الله کاشانی همچنین یه بیانیه عمومی میده
و میگه؛
نخست وزیر جدید (قوام) آدم انگلیسیهاست. بر عموم مردم لازمه که کمر همت ببندن و برای آخرین بار به انگلیسیها ثابت کنن که مسلط شدن دوباره بر ایران محاله و ملت ایران دیگه اجازه نمیده استقلالش به دست مزدوران انگلیسی (قوام) پایمال بشه.✌️💪
۲۸ اسفند ۱۴۰۱
بعد از این بیانیه مردم مثه مور و ملخ
میریزین تو خیابون😳
مغازهها تعطیل میشه و خیابونهای تهران مملو از جمعیت میشه.
یه عده هم از کرمانشاه و همدان و قزوین
کفن میپوشن و راه میفتن به سمت تهران.
صدها نفر در این تظاهرات به شهادت میرسن.😞
۲۸ اسفند ۱۴۰۱