eitaa logo
عمادیسم 🇮🇷
1.9هزار دنبال‌کننده
8.1هزار عکس
5.9هزار ویدیو
227 فایل
بسم الله الرحمن الرحیم کانال تحلیلی است ◾ما که باید صاف و مولائی شویم ◽ننگمان باشد که دنیایی شویم... 🌱 تبلیغ نه⛔ میم‌ح‌سین : @fathollah_ir - حتی الإمکان مراجعه نکنید خردادبه : @Pololon
مشاهده در ایتا
دانلود
عمادیسم 🇮🇷
بخش پنجم 🏛️ مارکسیست‌ها وقتی به نظریاتشان حمله می‌شود، غالباً به‌این موضع عقب می‌نشینند که مارکسیسم در وهله‌ی اول، بیش از آنکه نظریه و آموزه باشد، روش است و حتی اگر بخش خاصی از تعالیم مارکس یا برخی از پیروانش منسوخ شود، باز روش او همچنان مصون از تعرض باقی خواهد ماند. 🏛️ به عقیده‌ی من، به‌هیچ‌وجه نادرست نیست که کسی اصرار بورزد مارکسیسم باید روش محسوب شود؛ ولی خطاست که کسی معتقد باشد چون مارکسیسم روش است، پس باید در برابر حمله ایمن باشد. هرکه بخواهد درباره‌ی مارکسیسم داوری کند، باید آن‌را به‌عنوان یکی از روش‌ها، مورد کند و کاو و انتقاد قرار دهد و، به‌عبارت دیگر، با میزان‌های روش‌شناختی بسنجد. 🏛️ باید بپرسد آیا مارکسیسم روش پربار و سودمندی است با روشی بی‌حاصل، یعنی آیا می‌تواند علم را در انجام تکلیفش یاری دهد یا نه. پس میزان‌هایی که در قضاوت درباره‌ی روش مارکسیستی به‌کار می‌بریم، باید دارای ماهیت علمی باشند. 🏛️ غرض من هم که مارکسیسم را خالص‌ترین شکل مذهب اصالت تاریخ خواندم همین بود که روش مارکسیستی، روشی است بسیار ضعیف و بی‌حاصل. 🏛️ خود مارکس نیز [اگر بود] مسلماً با چنین شیوه‌ی برخور عملی نسب به‌روش خویش موافقت می‌کرد، زیرا او یکی از نخستین فیلسوفانی بود که عقیده‌ای را که بعداً به « مذهب اصالت عمل» معروف شد، بسط و پرورش داد. 🏛️ و تصور می‌کنم آنچه او را به این موضع رهنمون شد اعتقاد به لزوم فراهم آوردن زمینه‌ای علمی برای سیاستمداران مشغول به مسائل عملی یعنی البته، از نظر او، سیاستمداران سوسیالیست بود. 🏛️ به اعتقاد مارکس، علم می‌بایست نتایج عملی بدهد. او تعلیم می‌داد که همیشه دنبال میوه و ثمره بگردید و نتایج عملی هر نظریه را جستجو کنید. پیامد عملی حکایت از ساخت علمی نظریه می‌کند. فلسفه یا علمی که نتایج عملی نداشته باشد، فقط شرحی در تعبیر جهانی که در آن زندگی می‌کنیم به‌دست می‌دهد، در صورتی که حقا ممکن است و باید کاری بزرگ‌تر از این انجام دهد- باید جهان را دگرگون کند. 🏛️ مارکس از همان اوایل کار نوشت: «فلاسفه فقط جهان را به راه‌های گوناگون تعبیر و تفسیر کرده‌اند؛ اما مسأله، دگرگون ساختن آن است.» شاید همین موضع او را پیش از اهل اصالت عمل به طرح این آموزه‌ی مهم روان‌شناختی سوق داد که اختصاصی‌ترین تکلیف علم پیش‌بینی آینده است، نه کسب شناخت از گذشته. جامعه‌ی باز و دشمنان آن، کارل پوپر @emadism ¦ عــمــادیــســم
اینجا شهر سوخته باخموت است ، جایی که ناتو آن‌را بدست زلنسکی تبدیل به جهنم کرد. شهرهای آباد و صنعتی با یک سیاست استعماری نابود شدند. @emadism ¦ عمادیسم
⭕️مطبوعات در زمان حضرت ابراهیم @emadism ¦ عــمــادیــســم
گر چه گُنَهکارمُ | EMADISM@ - 🎙️#حجت‌الاسلام_پیمایی | شهادت امام صادق.mp3
زمان: حجم: 7.2M
گر چه گناهکارمُ بنده نالایقم با مدد فاطمه(سلام‌الله‌علیها) ریزه خورِ صادقم(علیه‌السلام) 🎙️ به مناسبت شهادت امام‌صادق‌علیه‌السلام🖤 بسیار زیبا👌🏻 @emadism ¦ عــمــادیــســم
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مرحوم فردوسی یک بیت شعر گفته،از ایشون بهتر گفته‌ام : هرکس که دلی دارد یک مور نیازارد کان مور هم از دلبر دارد اثری بر دل ❛❛ (استاداخلاق) @emadism ¦ عــمــادیــســم
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بسم الله الرحمن الرحیم از عبدالحسین امینی به مولایش امیرالمؤمنین علیه السلام... ❛❛ @emadism ¦ عــمــادیــســم
عمادیسم 🇮🇷
بخش ششم تکیه بر پیش‌بینی علمی فی‌نفسه کشفی مهم و پیشرفته در زمینه‌ی روش‌شناسی بود، اما بدبختانه مارکس را به بیراهه کشانید. این استدلال دور از پسند نیست که علم تنها بشرطی می‌تواند آینده را پیش‌بینی کند که گذشته قبلاً آینده را موجب شده یا از پیش تعیین کرده باشد- یعنی بشرطی که آینده در گذشته باصطلاح حضور داشته و از دور در آن تابیده باشد. اما استدلال مذکور، مارکس را به‌این اعتقاد باطل سوق داد که هر روش علمی محکم باید موجبیت علّی* خشک و انعطاف ناپذیر استوار باشد. قوانین «چیرگی‌ناپذیر»ی که مارکس در قلمرو طبیعت و در زمینه‌ی تکامل تاریخی بدان‌ها قائل بود، آشکارا از تأثیر فضای عقاید لاپلاس** و مادی مسلکان فرانسوی حکایت می‌کرد. *: مراد این است که هر تغییر را علتی است و هر رویداد یکسره تحت تأثیر قوانین خاص خود به وقوع می‌پیوندد ( یا «تعیین می‌شود») و هر واقعیتی در جهان مادی- و بنابراین، در تاریخ بشر- مطلقاً موقوف و مشروط به علل خویش است. پس این معنا بکلی غیر از نظر جبریان است که، به قول خواجه نصیر، می‌گویند: «مردم را اختیاری نیست و آنچه را نسبت به‌او می‌کنند که او کرد، فعل خدای تعالی است... و لامؤثر فی‌الوجود الا اللّه.» **: ریاضیدان و فیزیکدان و منجم فرانسوی. 🔏جامعه‌ی باز و دشمنان آن، کارل پوپر @emadism ¦ عــمــادیــســم
عمادیسم 🇮🇷
بخش هفتم 🏛️ باید خاطرنشان ساخت که آنچه مارکس را به بیراهه کشانید، بیش از آنکه آموزه‌ی انتزاعی و نظری موجبیت علّی باشد، تأثیر این آموزه در برداشت وی از روش علمی و تلقی او از هدف‌ها و امکانات علوم اجتماعی بود. 🏛️ تصور کلی اینکه «علل»، تحولات اجتماعی را «موجب می‌شوند»، بخودی خود زیانمند نیست به‌شرط آنکه به مذهب اصالت تاریخ نینجامد. 🏛️ دلیل ندارد این تصور ما را به‌نگرش‌های اصالت تاریخی نسبت به نهادهای اجتماعی سوق دهد که با نگرش تکنولوژیک همه‌ی مردم، به‌ویژه اصحاب موجبیت علّی، نسبت به ماشین آلات مکانیکی یا برقی چنین تضاد عجیبی دارد. 🏛️ هیچ دلیلی نیست که معتقد باشیم از میان همه‌ی علوم، فقط علوم اجتماعی می‌تواند با کشف اینکه در آینده چه در انتظار ماست، به این رؤیای. دیرینه جامه‌ی عمل بپوشاند. 🏛️ اعتقاد به چنین فالگیری و طالع‌بینی علمی، تنها بر پایه‌ی موجبیت علّی استوار نیست؛ پایه‌ی دیگرش مشتبه ساختن پیش‌بینی علمی است بدان نحو که در فیزیک یا نجوم با آن آشنایی داریم، با پیش‌گویی تاریخی به مقیاس کلان که از خطوط کلی تکامل آینده‌ی جامعه خبر می‌دهد. 🏛️ این دو نوع پیش‌بینی (چنانکه جای دیگر نیز کوشیده‌ام نشام بدم) بسیار با هم تفاوت دارند. خصلت علمی پیش‌بینی علمی به هیچ‌وجه دلیل بر خصلت علمی پیشگویی تاریخی نیست. 🏛️ برداشت اصالت تاریخی مارکس از هدف‌های علوم اجتماعی، اعتقاد او را به اصالت عمل متزلزل ساخت که بدواً او را متوجه وظیفه‌ی پیش‌بینی در علوم کرده بود، و همچنین او را مجبور به تغییر نظر پیشین خود نسبت به علوم کرد که، بر طبق آن، علم می‌بایست و می‌توانست جهان را دگرگون کند. 🏛️ اگر بنا بود اصولاً علوم اجتماعی وجود داشته باشد و، بنا براین، پیشگویی تاریخی امکان‌پذیر شود، مسیر عمده‌ی تاریخ می‌بایست از پیش تعیین شده باشد و نه اراده‌ی خیر بر تغییر آن توانا باشد و نه عقل. جامعه‌ی باز و دشمان آن، کارل پوپر @emadism ¦ عــمــادیــســم
عمادیسم 🇮🇷
بخش هشتم (ادامه‌ی بند آخر) 🏛️ تنها کاری که می‌توانستیم از جهت دخل و تصرف در امور بکنیم این بود مه با پیشگویی تاریخی، از مسیر قریب‌الوقوع تحولات خاطرجمع شویم و موانع بزرگ‌تر را از سر راه برداریم. 🏛️ در کتاب سرمایه، مارکس می‌نویسد: «حتی وقتی جامعه‌ قانونی را که موجب حرکت آن می‌شود کشف می‌کند... در آن هنگام هم نمی‌تواند از مراحل طبیعی تکامل خویش طفره برود و جلو بیفتد یا تنها با یک گردش قلم، آن مراحل را از دنیا بیرون براند. فقط همین‌قدر از او ساخته است که درد زایمان را کوتاه‌تر و کمتر کند.» 🏛️ اگر کسانی بودند که به نهادهای اجتماعی از دریچه‌ی چشم مهندسان اجتماعی می‌نگریستند و عقیده داشتند که چنین نهادها تابع عقل و اراده‌ی آدمی هستند و این قابلیت را دارند که به‌طرز عقلانی طرح‌ریزی شوند، مارکس بنابه ملاحظاتی که گفتیم، همه‌ی ایشان را خیال‌پرداز و «ناکجاآبادی» می‌دانست و تقبیح می‌کرد. 🏛️ به‌نظر وی چنین می‌رسید که این «ناکجاابادیان» می‌خواند با دستان سست و شکننده‌ی انسانی، کشتی کوه‌پیکر جامعه را در دریای متلاطم و طوفانی تاریخ هدایت کنند. 🏛️ به‌عقیده‌ی او، تنها کاری که از دست دانشمند برمی‌آمد پیش‌بینی تند بادها و گرداب‌ها بود و، بنابراین، در عمل خدمتی جز این از وی ساخته نبود که در مقابل خطر طوفان بعدی و انحراف کشتی از راه راست (که البته همان راه چپ بود!) هشدار دهد یا به مسافران بگوید که بهتر است در کدام جناح کشتی جمع شوند. 🏛️ در نظر مارکس، تکلیف حقیقی سوسیالیسم علمی، اعلام فرارسیدن قریب‌الوقوع عصر موعود سوسیالیسم بود. 🏛️ او عقیده داشت که تعالیم علمی سوسیالیسم تنها با چنین بشارتی می‌تواند به‌ایجاد جهان سوسیالیستی یاری دهد و با آگاهانیدن مردم از این دگرگونی قریب‌الوقوع و سهمی که در بازی تاریخ قسمت ایشان است، فرارسیدن آن جهان را تسهیل می‌کند. 🏛️ بنابراین، سوسیالیسم علمی، تکنولوژی اجتماعی نیست و راه و روش بر پا داشتن نهادهای سوسیالیستی را به کسی نمی‌آموزد. 🏛️ برداشت مارکس از رابطه‌ی میان جنبه‌ی نظری و عملی سوسیالیسم، خلوص نظرات اصالت تاریخی او را نشان می‌دهد. جامعه‌ی باز و دشمان آن، کارل پوپر @emadism ¦ عــمــادیــســم