صله امام، راه برآورده شدن حاجات
عن مفضّل بن عمر: ... فَإِنِّي سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ صلوات الله علیه يَقُولُ افْتَرَقَ النَّاسُ فِينَا عَلَى ثَلَاثِ فِرَقٍ فِرْقَةٌ أَحَبُّونَا انْتِظَارَ قَائِمِنَا لِيُصِيبُوا مِنْ دُنْيَانَا فَقَالُوا وَ حَفِظُوا كَلَامَنَا وَ قَصَّرُوا عَنْ فِعْلِنَا فَسَيَحْشُرُهُمُ اللَّهُ إِلَى النَّارِ وَ فِرْقَةٌ أَحَبُّونَا وَ سَمِعُوا كَلَامَنَا وَ لَمْ يُقَصِّرُوا عَنْ فِعْلِنَا لِيَسْتَأْكِلُوا النَّاسَ بِنَا فَيَمْلَأُ اللَّهُ بُطُونَهُمْ نَاراً يُسَلِّطُ عَلَيْهِمُ الْجُوعَ وَ الْعَطَشَ وَ فِرْقَةٌ أَحَبُّونَا وَ حَفِظُوا قَوْلَنَا وَ أَطَاعُوا أَمْرَنَا وَ لَمْ يُخَالِفُوا فِعْلَنَا فَأُولَئِكَ مِنَّا وَ نَحْنُ مِنْهُمْ وَ لَا تَدَعُوا صِلَةَ آلِمُحَمَّدٍ صلوات الله علیهم مِنْ أَمْوَالِكُمْ مَنْ كَانَ غَنِيّاً فَبِقَدْرِ غِنَاهُ وَ مَنْ كَانَ فَقِيراً فَبِقَدْرِ فَقْرِهِ 👈👈فَمَنْ أَرَادَ أَنْ يَقْضِيَ اللَّهُ لَهُ أَهَمَّ الْحَوَائِجِ إِلَيْهِ فَلْيَصِلْ آلَمُحَمَّدٍ صلوات الله علیهم وَ شِيعَتَهُمْ بِأَحْوَجِ مَا يَكُونُ إِلَيْهِ مِنْ مَالِه... .
(تحف العقول ص514، بشارة المصطفى، ج2 ص6)
مفضّل میگوید امام صادق صلوات الله علیه فرمودند: مردم نسبت به ما سه گروه شدند. یک گروه ما را دوست دارند و منتظر قائم ما هستند برای اینکه از دنیای ما به آنها برسد. پس حرف میزنند و کلام ما را حفظ میکنند ولی نسبت به کارهای ما کوتاهی دارند، خداوند آنها را به سوی آتش محشور میکند.
فرقهای ما را دوست دارند و کلام ما را میشنوند و از کارهای ما کوتاهی ندارند برای اینکه به واسطه ما مردم را بخورند. خداوند شکم آنها را از آتش پر میکند و گرسنگی و تشنگی را بر آنها مسلّط میکند.
فرقهای ما را دوست دارند و سخن ما را حفظ کردهاند و امر ما را اطاعت کردند و مخالفتی با افعال ما نداشتند، آنها از ما هستند و ما از آنها هستیم.
صلهی آل محمّد صلوات الله علیهم از اموالتان را رها نکنید. کسی که ثروتمند است به اندازه ثروتش و کسی که فقیر است به اندازه فقرش.
👌👌کسی که دوست دارد خداوند مهمترین حاجتهایش را برآورده کند، پس با آل محمّد صلوات الله علیهم و شیعیانشان صله کند با مالی که بیشترین نیاز را به آن دارد... .
@emam14
حتّی بعد از مرگ...
قال أَبُو عُيَيْنَةَ وَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ صلوات الله علیه إِنَّ مُوَحِّداً أَتَى الْبَاقِرَ صلوات الله علیه وَ شَكَا عَنْ أَبِيهِ وَ نَصْبِهِ وَ فِسْقِهِ وَ أَنَّهُ أَخْفَى مَالَهُ عِنْدَ مَوْتِهِ فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ صلوات الله علیه أَ فَتُحِبُّ أَنْ تَرَاهُ وَ تَسْأَلَهُ عَنْ مَالِهِ فَقَالَ الرَّجُلُ نَعَمْ وَ إِنِّي لَمُحْتَاجٌ فَقِيرٌ فَكَتَبَ إِلَيْهِ أَبُو جَعْفَرٍ صلوات الله علیه كِتَاباً بِيَدِهِ فِي رَقٍّ أَبْيَضَ وَ خَتَمَهُ بِخَاتَمِهِ ثُمَّ قَالَ اذْهَبْ بِهَذَا الْكِتَابِ اللَّيْلَةَ إِلَى الْبَقِيعِ حَتَّى تَتَوَسَّطَهُ ثُمَّ تُنَادِي يَا درجان فَفَعَلَ ذَلِكَ فَجَاءَهُ شَخْصٌ فَدَفَعَ إِلَيْهِ الْكِتَابَ فَلَمَّا قَرَأَهُ قَالَ أَ تُحِبُّ أَنْ تَرَى أَبَاكَ فَلَا تَبْرَحْ حَتَّى آتِيَكَ بِهِ فَإِنَّهُ بِضَجْنَانَ فَانْطَلَقَ فَلَمْ يَلْبَثْ إِلَّا قَلِيلًا حَتَّى أَتَانِي رَجُلٌ أَسْوَدُ فِي عُنُقِهِ حَبْلٌ أَسْوَدُ مُدْلِعٌ لِسَانَهُ يَلْهَثُ وَ عَلَيْهِ سِرْبَالٌ أَسْوَدُ فَقَالَ لِي هَذَا أَبُوكَ وَ لَكِنْ غَيَّرَهُ اللَّهَبُ وَ دُخَانُ الْجَحِيمِ وَ جُرَعُ الْحَمِيمِ فَسَأَلْتُهُ عَنْ حَالِهِ قَالَ إِنِّي كُنْتُ أَتَوَالَى بَنِي أُمَيَّةَ وَ كُنْتَ أَنْتَ تَتَوَالَى أَهْلَ الْبَيْتِ صلوات الله علیهم وَ كُنْتُ أُبْغِضُكَ عَلَى ذَلِكَ وَ أَحْرَمْتُكَ مَالِي وَ دَفَنْتُهُ عَنْكَ فَأَنَا الْيَوْمَ عَلَى ذَلِكَ مِنَ النَّادِمِينَ فَانْطَلِقْ إِلَى جَنَّتِي فَاحْتَفِرْ تَحْتَ الزَّيْتُونَةِ فَخُذِ الْمَالَ وَ هُوَ مِائَةٌ وَ خَمْسُونَ أَلْفاً وَ ادْفَعْ إِلَى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ صلوات الله علیه خَمْسِينَ أَلْفاً وَ لَكَ الْبَاقِي قَالَ فَفَعَلَ الرَّجُلُ كَذَلِكَ فَقَضَى أَبُو جَعْفَرٍ صلوات الله علیه بِهَا دَيْناً وَ ابْتَاعَ بِهَا أَرْضاً ثُمَّ قَالَ أَمَا إِنَّهُ سَيَنْفَعُ الْمَيِّتَ النَّدَمُ عَلَى مَا فَرَّطَ مِنْ حُبِّنَا وَ ضَيَّعَ مِنْ حَقِّنَا بِمَا أَدْخَلَ عَلَيْنَا مِنَ الرِّفْقِ وَ السُّرُورِ.
(بحار الأنوار ج46 ؛ ص267، مناقب ج3ص326)
امام صادق صلوات الله علیه فرمودند: شخص موحّدی نزد امام باقر صلوات الله علیه آمد و از پدرش شکایت کرد که ناصبی و فاسق بوده و مالش را هنگام مرگش مخفی کرده است.
امام باقر صلوات الله علیه فرمودند: آیا دوست داری او را ببینی و از مالش بپرسی؟
آن مرد عرض کرد: بله و من مردی محتاج و فقیر هستم.
امام باقر صلوات الله علیه نامهای با دست خود نوشتند در ورقی سفید و آن را با مهر خود، مهر کردند سپس فرمودند این نامه را امشب به بقیع ببر. در وسط بقیع ندا بده «ای درجان»
آن مرد این کار را کرد. شخصی آمد و نامه را از او گرفت.
هنگامی که نامه را خواند گفت: آیا دوست داری پدرت را ببینی؟
از اینجا حرکت مکن تا نزد تو بیایم، چرا که او در ضجنان است (کوهی در مسیر مکّه). او رفت و طولی نکشید که مردی سیاه را که در گردنش طنابی سیاه بود و زبانش از دهانش بیرون آمده بود و لباسی سیاه بر تن داشت، آورد و به او گفت: این پدرت هست که آتش و دود جهنّم و جرعههای آب داغ او را اینگونه کرده است.
فرزندش از حال او پرسید، او گفت: من از بنیامیّه پیروی میکردم و تو از اهلبیت صلوات الله علیهم پیروی میکردی و من به همین دلیل بغض تو را داشتم و از مالم محرومت کردم و آن را دفن کردم. ولی امروز پشیمان هستم از این کار، برو به باغ من و زیر درخت زیتون را حفر کن و مال را بردار. آن مال صد و پنجاه هزار درهم است، پنجاه هزار درهم را به محمّد بن علی صلوات الله علیه بده و بقیه برای خودت باشد.
آن مرد این کار را کرد و امام باقر صلوات الله علیه با آن مال، قرضی را پرداخت کردند و زمینی خریدند، سپس فرمودند: میّت به خاطر پشیمان شدنش نسبت به کوتاهی که در محبّت ما و ضایع کردن حقّ ما داشته و راحتی و سروری که در ما ایجاد کرده، نفع میبرد
@emam14
⁉️سوالی که درمورد صله امامپرسیده شده:
👇👇👇👇👇
سلام وقتتون بخیر
اعیادشعبانیه مبارک
ببخشیدمن این بحث حق امام رومتوجه نشدم منظورازصله ومالی که بایدبه امام بدهیم چیه ؟چطوری صله برای امام بفرستیم ؟
جواب:
عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَی بِإِسْنَادٍ ذَكَرَهُ عَنِ اَلصَّادِقِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: مَنْ لَمْ يَقْدِرْ عَلَی صِلَتِنَا فَلْيَصِل صَالِحِي مَوَالِينَا وَ مَنْ لَمْ يَقْدِرْ عَلَی زِيَارَتِنَا فَلْيَزُرْ صَالِحِي مَوَالِينَا يَكْتُبِ اَللَّهُ لَهُ ثَوَابَ زِيَارَتِنَا .
(من لا يحضره الفقيه ج ۲، ص ۷۳، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال ج ۱، ص ۹۹)
✅ امام صادق عليه السّلام فرمود:
كسی كه قادر به صله ما نباشد، ميبايد افراد صالح از شيعيان ما را مورد صله قرار دهد، تا ثواب صلۀ ما برايش نويسند، و هر كس قادر بر زيارت ما نباشد پس شايستگان پيروان ما را زيارت كند تا ثواب زيارت ما برای او نوشته شود.
خلاصه:
صله و کمک مالی به شیعیان صالح، ثواب صله به امام را دارد.
زمان:
حجم:
5.7M
توضیحی پیرامون اموال غیر منقول رسول خدا (صلی الله علیه و آله)
حق بیست و چهارم: فیء
حق بیست و پنجم: انفال
@emam14
2️⃣ دوم : خرید
1. منزل همسرانشان در مدینه در کنار مسجد النبی.
2. منزل شخصی ایشان در مدینه، در کنار مسجد النبي .
این مکان نیز همانند منزل مسکونی امیر مؤمنان و فاطمه زهرا (صلوات الله علیهما) «بیت فاطمه» نامیده میشد که پس از خلافت ابوبکر نام آن به «بیت عایشه» تغییر یافت.
این مکان از آن رو «بیت فاطمه » نام گرفته بود که قبل از ازدواج و انتقال حضرت فاطمه زهرا (صلوات الله علیها) به منزل شخصی امیر مؤمنان (صلوات الله علیه) ، آن بانوی بزرگوار در آن حجره زندگی میکردند.
منزل ایشان و خانه های همسران شان در کنار هم و در کنار مسجد بود و بدن مقدّس رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) پس از رحلت در منزل شخصی ایشان دفن شد.
بر اساس فقه اهل بیت ، زن از زمین خانه، زمین باغ، زمین زراعی و نیز سایر زمین های شوهرش ارث نمیبرد ( نه از خود زمین ها و نه از قیمت آن ها ) و تنها از یک هشتم «قیمت» بنا و ساختمان و نیز تنها از یک هشتم «قیمت» درختان و قیمت محصول موجود در باغ و زمین های زراعی ارث میبرد و این سهم میان همۀ زوجات تقسیم میگردد.
لذا وارث اصلی و مالک اموال غیر منقول رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) ، صدّيقة طاهره (صلوات الله علیها) می باشد و هر یک از زنان پیامبر، تنها مستحّق دریافت یک هفتاد و دوم قیمت موارد مذکور از جانب وارث اصلی این اموال بودند.
بر این اساس سکونت هر کدام از زنان پیامبر(صلّی الله علیه وآله) در منزلش منوط به کسب اجازه از وارث اصلی آن یعنی صدّیقه طاهره (صلّی الله علیه وآله) بوده است.
(در مدارک اهل تسنّن قطعی است که خانه همسران پیامبر (صلّی الله علیه وآله) در تملّک آن ها نبوده است.
برای مثال ،ر.ک: فتح البارى، ج 6، ص 148 ؛ طبقات ابن سعد، ج 8، ص 164 ؛ عمدة القارى، ج 15 ، ص 29؛ ارشاد الساری، ج 5، ص 190)
اما ابوبکر با جعل روایت «از پیامبران ارث برده نمیشود » که مدّعی بود آن را از پیامبر شنیده است! اموال به جا مانده از رسول خدا(صلّی الله علیه وآله) که صدیقه طاهره (صلوات الله علیها) وارث اصلی آن بودند را مصادره کرد.
البتّه این قانون شامل همسران آن حضرت نشد و زنان پیامبر(صلّی الله علیه وآله) و از جمله «عایشه دختر ابوبکر» نه تنها از ارث بهره مند شدند؛ بلکه خانه هایی که در آن سکونت داشتند را تصاحب کردند و حتّی برخی از آنان به دلیل نفوذ سیاسی در دستگاه حاکم قادر به خرید و فروش این حجره ها هم بودند.
برای مثال: عایشه حجره و خانۀ خویش را به قیمت 180 هزار درهم -و به روایت دیگر 200 هزار درهم - فروخت که البتّه اجازه سکونت در آن جا را تا زمان مرگ خود محفوظ داشت. (حلیة الاولیاء، ابونعیم، ج 2، ص 49)
عایشه دختر خلیفه اوّل پس از شهادت صدّیقه طاهره (صلوات الله علیها) مدّعى مالكيّت منزل شخصی رسول خدا(صلّی الله علیه وآله) نیز شد و آن را به سادگی اختیار خود گرفت و با سکونتی نمایشی در آن مکان مقدّس، آن جا را - چنان چه تا به امروز نامیده میشود - «بیت عایشه» خواند. (دراسات وبحوث فى التاريخ و الاسلام، السيد جعفر مرتضى العاملی، ج 1، ص 169 – 181)
با رضایت عایشه در زمین حجره شخصی رسول خدا(صلّی الله علیه وآله)، درکنار قبر شریف ایشان، پدر عایشه (ابوبکر) و پدر حفصه (عمر) دفن شدند، امّا عایشه از دفن بدن پاک و مطهّر امام مجتبی (صلوات الله علیه) در آن جا جلو گیری کرد.
@emam14
3️⃣سوم : هدیه
1. اموال «مُخَيْريق» یهودی که در تاریخ به «حوائط سَبعه» یا «باغ های هفت گانه» مشهور است.
2. زمین هایی که انصار به رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) هدیه دادند، که در مدینه و اطراف آن بوده است.
توضیح:
جنگ احد روز شنبه هفدهم شوّال سال سوم هجری به وقوع پیوست.
«مُخَيْریق» که از بزرگان یهود بود به یهودیان گفت: امروز پیامبری که داعیه توحید دارد در مقابل مشرکان تنهاست و ما یهودیان -که میدانیم حق با اوست - باید یاری اش کنیم.
یهودیان در پاسخ گفتند: امروز روز شنبه است و کار کردن در آن -برای یهودیان - جایز نیست.
مُخَيْریق گفت: حکمتِ تعطیل کسب و کار در روز شنبه، اشتغال به عبادت است و امروز یاری این پیامبر بر ترین عبادات محسوب میشود.
یهودیان نپذیرفتند و در نتیجه «مُخَيْریق» صبح روز شنبه 17 شوّال شخصاً نزد پیامبر (صلّی الله علیه وآله) حاضر گردید و یاری خود را اعلام داشت و گفت: در صورتی که در این راه کشته شدم هفت باغ که در تملّک من است، به پیامبر بخشیدم تا به دست یهودیان نیفتد.
حضّار نیز بر این ماجرا شاهد بودند.
مخَيْریق در حین نبرد و قبل از ظهر شهید شد و پیامبر (صلّی الله علیه وآله) درحقّ او فرمود: اگر میخواهید کسی را ببینید که بدون خواندن رکعتی نماز به بهشت میرود به مُخَيْریق بنگرید. در نتیجه این باغ ها به رسول خدا صلی الله علیه و اله تعلّق گرفت.
(سیره ابن هشام، ج 2، ص 164 - 165 و ج 3، ص 94 مغازی واقدی، ج 1، ص 262 - 263؛ تاریخ طبری، ج 2، ص 531؛ تاریخ ابن اثیر، ج 2، ص 162؛ تاریخ ابن کثیر، ج 4، ص 36)
درآمد این باغ ها -از سال سوم تا هفتم هجری - به تصریح منابع مختلف میان نیاز مندان از بنی هاشم و فرزندان جناب عبد المطّلب تقسیم میگردید؛ تا سال هفتم هجری که در آن سال رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) حوائط سبعه را به صدّیقه طاهره (صلوات الله علیها) اهدا فرمود.
ایشان نیز همانند گذشته از محلّ درآمد باغ های هفت گانه، بر بنی هاشم و فرزندانِ عبد المطّلب بخشش و عطا میفرمود.
(سنن الکبرى ، بیهقی، ج 7، ص 32؛ الأم، شافعی، ج 8، ص 133)
@emam14
4️⃣ چهارم : خمس
1. خمس غنائم جنگ های مختلف که بیشتر از اموال منقول بود.
2. خمس دژهای خیبر که از طریق جنگ فتح شد = دژ القموص.
پس از تشکیل سقیفه از جملۀ اوّلین اقدامات دستگاه خلافت، تصرّف تمامی زمین های متعلّق به رسول خدا در منطقه خیبر ( الکتیبه ) بود؛ چه زمین هایی که در قلعه «القموص» واقع بود و به موجب «خمس» به مالکیّت آن حضرت در آمده بود و چه دژهای «وطیح» و «سُلالم» که «فىء» محسوب میگردید.
هم چنین دستگاه خلافت بخش های دیگر از خمس زمین های خیبر - که به صدّیقه طاهره (سهم ذى القربا) و نیاز مندان بنی هاشم (سهم سادات: سهم ذوی القربا) تعلّق داشت - را مصادره نمود و لذا خمس زمین های خیبر «یک پارچه» غصب شد.
از جمله مطالبات حضرت صدّیقه طاهره (صلوات الله علیها) از ابوبکر، میراث ایشان از پیامبر (صلّی الله علیه وآله) از خمس زمین های خیبر و نیز سهم ذی القربا از خمس این اراضی بود که به مصادره عاملان خلیفه درآمد و هرگز بازگشت داده نشد.
پس از ابوبکر خلیفۀ دوم نیز چند سالی به همان شیوه عمل کرد تا این که تصمیم به اخراج یهودیانی گرفت که مطابق «مصالحه» در این بخش از زمین های خیبر کار و فعّالیت میکردند.
این یهودیان- که شاهدان ماجرای خیبر بودند - زیرکانه به شام و فلسطین کوچ داده شدند و پس از اخراج آنان، زمین ها میان اطرافیان نظام خلافت تقسیم شد.
به خواست خلیفه تنها برخی از اطرافیان او صاحب ( زمین یا محصول آن ) شدند که از جمله آن ها میتوان به برخی زنان پیامبر اشاره کرد.
عمر بن خطّاب این بخش از زمین های خیبر ( خمس خیبر ) را تقسیم کرد و به زنان پیامبر این اختیار را داد که هر کس از آنان زمین خیبر را میخواهد به او داده شود و هر کس به خرمای خیبر (در آمد زمین ها) نیاز مند است، آن را انتخاب کند.
بدین ترتیب، عایشه زمین خیبر را انتخاب کرد.
در نتیجه:
خمس زمین های خیبر توسّط ابوبکر از صاحبان اصلی آن گرفته شد و توسط عمر به کسانی تعلّق گرفت که از لحاظ شرعی هرگز مجاز به استفاده از «خمس» نبودند.
به هر صورت این زمین ها با تقسیم بندی های فوق نزد برخی باقی ماند و گویا در زمان عبد الملک بن مروان تمامی این زمین ها به خزانه خلفای بنی امیّه تعلّق گرفت.
5️⃣ فیء
اموال و زمینهایی است که به وسیلۀ جنگ و نزاع به دست مسلمانان نرسیده و بر آن سرزمین ها، اسب و شتر نتاخته باشند.
این زمین ها به تصریح آیات الهی ملک خاصّ رسول اکرم (صلّی الله علیه وآله) است: وَ مَا أَفاءَ اَللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمَا أوْجَفْتُم عَلَيهِ مِن خَيْلٍ وَ لا رِكَابٍ وَلكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلى مَن يَشاءُ وَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيءٍ قَدِير. و آن چه خداوند به رسول خویش فیء کرد و بخشید، زمین هایی است که بر آن اسب و شتر نتاختید؛ اما خداوند است که فرستادگانش را بر هر که خواهد چیره میگرداند و خداوند بر هر چیزی تواناست.
مطابق این ،آیه خدای متعال امر «فیء» را به پیامبرش واگذار نموده است که هر گونه میخواهد، آن را به مصرف برساند؛ سپس او را به موارد مصرف فیء راهنمایی فرموده است.
این زمینها عبارتند از :
1️⃣زمین های «بنی نضیر» واقع در اطراف شهر مدینه.
2️⃣قلعه و حصن «وطیح»؛ از قلعههای منطقه «الکتیبه» واقع در خيبر.
3️⃣قلعۀ «سُلالم»؛ از منطقه «الکتیبه» واقع در میان دژ های خیبر.
4️⃣زمین های «وادی القری»؛ شامل آبادی های فراوانی واقع در منطقه وسیعی بین خیبر و شام.
5️⃣سرزمین «تَيْماء»؛ منطقه ای بین خیبر و شام.
6️⃣بازار «مهزور»؛ زمین وسیعی واقع در اطراف مدینه.
7️⃣فدک.
ادامه...
@emam14
#حق24 : فیء
💎 حدیث اول:
امام صادق (صلوات الله علیه) فرمودند: وقتی ابوبکر به خلافت رسید، عمر به او گفت: مردم بنده دنیا هستند و غیر آن را نمیخواهند.
پس خمس و فیء (اموالی که بدون جنگ به پیامبر رسیده) و فدک را از علیّ (صلوات الله علیه) و اهلبیتش بگیر که شیعیانش وقتی بفهمند، علیّ (صلوات الله علیه) را ترک میکنند و به تو متمایل میشوند به خاطر دنیا.
ابوبکر این کار را کرد و همه آنها را اهلبیت گرفت.
حضرت زهرا (صلوات الله علیها) به امر امیرالمؤمنین (صلوات الله علیه) نزد ابوبکر رفتند و فدک و خمس و فیء را طلب کردند. ابوبکر گفت: بیّنه و دلیل بیار ای دختر پیامبر.
حضرت فرمودند: امّا فدک، خداوند بر پیامبرش قرآن نازل کرده و فرموده: فَآتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ... . من و فرزندانم نزدیکترین خلائق به پیامبر هستیم و پیامبر(صلّی الله علیه وآله) فدک را به من و فرزندانم داد.
سپس جبرئیل نازل شد و گفت: به مساکین و در راه مانده، حقّشان را بده. حضرت فرمودند: حقّ مسکین و در راه مانده چیست؟
خداوند آیه خمس را نازل کرد و فرمود: هر غنیمتی که به دست میآورید پس یک پنجم آن برای خدا و پیامبر و ذی القربی و ایتام و مساکین و در راه ماندگان است.
در مورد فیء هم خداوند فرمود: فیء که خدا به پیامبرش داده است برای خدا و پیامبر و ذیالقربی و ایتام و مساکین و در راه ماندگان است.
پس آن چیزی که برای خداست برای پیامبرش هست و چیزی که برای پیامبرش هست برای ذیالقربی هست و ما ذیالقربی هستیم.
خداوند به پیامبر (صلّی الله علیه وآله) فرموده است: بگو هیچ اجری از شما نمیخواهم مگر مودّت به نزدیکانم.
ابوبکر به عمر نگاه کرد و گفت: چه میگویی؟
عمر گفت: یتیم و مسکین و در راه مانده چه کسی است؟
حضرت زهرا (صلوات الله علیها) فرمودند: یتیم کسی است که به خدا و پیامبر و ذیالقربی اقتدا کرده است. مسکین کسی است که در دنیا و آخرت با آنها سکونت (همراهی) کرده است. در راه مانده، کسی است که راه و سلوک آنها را رفته است.
عمر گفت: پس همه خمس و فیء برای شما و دوستان و شیعیان شماست؟
حضرت زهرا (صلوات الله علیها) فرمودند: فدک را خداوند برای من و فرزندانم واجب کرد نه دوستان و شیعیان ما.
خمس را خداوند برای ما و شیعیان و دوستانمان تقسیم همانگونه که در قرآن خوانده میشود.
عمر گفت: پس برای بقیه مهاجرین و انصار و تابعین چه چیزی هست؟
حضرت فرمودند: اگر از دوستان و شیعیان ما باشند، زکاتی که خداوند تقسیم کرده و در کتابش واجب کرده به آنها میرسد. خداوند فرموده است: زکات فقط برای فقراء و مساکین و کارگزاران زکات و ... است... .
@emam14