eitaa logo
حقّ امام
2.1هزار دنبال‌کننده
85 عکس
1 ویدیو
9 فایل
غریب ترین موضوع دینی که ریشه تمام غربت ها و مظلومیت های اهلبیت (علیهم السلام) بوده است آیا میدانی ائمه (علیهم السلام)، چهل حقّ بر ما دارند؟ چند تا از حقوق اهلبیت (علیهم السلام) را میشناسی؟ تدریس های طبی استاد: @tadris14 تجربیات طبی: @namak14
مشاهده در ایتا
دانلود
3️⃣سوم : هدیه 1. اموال «مُخَيْريق» یهودی که در تاریخ به «حوائط سَبعه» یا «باغ های هفت گانه» مشهور است. 2. زمین هایی که انصار به رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) هدیه دادند، که در مدینه و اطراف آن بوده است. توضیح: جنگ احد روز شنبه هفدهم شوّال سال سوم هجری به وقوع پیوست. «مُخَيْریق» که از بزرگان یهود بود به یهودیان گفت: امروز پیامبری که داعیه توحید دارد در مقابل مشرکان تنهاست و ما یهودیان -که می‌دانیم حق با اوست - باید یاری اش کنیم. یهودیان در پاسخ گفتند: امروز روز شنبه است و کار کردن در آن -برای یهودیان - جایز نیست. مُخَيْریق گفت: حکمتِ تعطیل کسب و کار در روز شنبه، اشتغال به عبادت است و امروز یاری این پیامبر بر ترین عبادات محسوب می‌شود. یهودیان نپذیرفتند و در نتیجه «مُخَيْریق» صبح روز شنبه 17 شوّال شخصاً نزد پیامبر (صلّی الله علیه وآله) حاضر گردید و یاری خود را اعلام داشت و گفت: در صورتی که در این راه کشته شدم هفت باغ که در تملّک من است، به پیامبر بخشیدم تا به دست یهودیان نیفتد. حضّار نیز بر این ماجرا شاهد بودند. مخَيْریق در حین نبرد و قبل از ظهر شهید شد و پیامبر (صلّی الله علیه وآله) درحقّ او فرمود: اگر می‌خواهید کسی را ببینید که بدون خواندن رکعتی نماز به بهشت می‌رود به مُخَيْریق بنگرید. در نتیجه این باغ ها به رسول خدا صلی الله علیه و اله تعلّق گرفت. (سیره ابن هشام، ج 2، ص 164 - 165 و ج 3، ص 94 مغازی واقدی، ج 1، ص 262 - 263؛ تاریخ طبری، ج 2، ص 531؛ تاریخ ابن اثیر، ج 2، ص 162؛ تاریخ ابن کثیر، ج 4، ص 36) درآمد این باغ ها -از سال سوم تا هفتم هجری - به تصریح منابع مختلف میان نیاز مندان از بنی هاشم و فرزندان جناب عبد المطّلب تقسیم می‌گردید؛ تا سال هفتم هجری که در آن سال رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) حوائط سبعه را به صدّیقه طاهره (صلوات الله علیها) اهدا فرمود. ایشان نیز همانند گذشته از محلّ درآمد باغ های هفت گانه، بر بنی هاشم و فرزندانِ عبد المطّلب بخشش و عطا می‌فرمود. (سنن الکبرى ، بیهقی، ج 7، ص 32؛ الأم، شافعی، ج 8، ص 133) @emam14
4️⃣ چهارم : خمس 1. خمس غنائم جنگ های مختلف که بیشتر از اموال منقول بود. 2. خمس دژهای خیبر که از طریق جنگ فتح شد = دژ القموص. پس از تشکیل سقیفه از جملۀ اوّلین اقدامات دستگاه خلافت، تصرّف تمامی زمین های متعلّق به رسول خدا در منطقه خیبر ( الکتیبه ) بود؛ چه زمین هایی که در قلعه «القموص» واقع بود و به موجب «خمس» به مالکیّت آن حضرت در آمده بود و چه دژهای «وطیح» و «سُلالم» که «فىء» محسوب می‌گردید. هم چنین دستگاه خلافت بخش های دیگر از خمس زمین های خیبر - که به صدّیقه طاهره (سهم ذى القربا) و نیاز مندان بنی هاشم (سهم سادات: سهم ذوی القربا) تعلّق داشت - را مصادره نمود و لذا خمس زمین های خیبر «یک پارچه» غصب شد. از جمله مطالبات حضرت صدّیقه طاهره (صلوات الله علیها) از ابوبکر، میراث ایشان از پیامبر (صلّی الله علیه وآله) از خمس زمین های خیبر و نیز سهم ذی القربا از خمس این اراضی بود که به مصادره عاملان خلیفه درآمد و هرگز بازگشت داده نشد. پس از ابوبکر خلیفۀ دوم نیز چند سالی به همان شیوه عمل کرد تا این که تصمیم به اخراج یهودیانی گرفت که مطابق «مصالحه» در این بخش از زمین های خیبر کار و فعّالیت می‌کردند. این یهودیان- که شاهدان ماجرای خیبر بودند - زیرکانه به شام و فلسطین کوچ داده شدند و پس از اخراج آنان، زمین ها میان اطرافیان نظام خلافت تقسیم شد. به خواست خلیفه تنها برخی از اطرافیان او صاحب ( زمین یا محصول آن ) شدند که از جمله آن ها می‌توان به برخی زنان پیامبر اشاره کرد. عمر بن خطّاب این بخش از زمین های خیبر ( خمس خیبر ) را تقسیم کرد و به زنان پیامبر این اختیار را داد که هر کس از آنان زمین خیبر را می‌خواهد به او داده شود و هر کس به خرمای خیبر (در آمد زمین ها) نیاز مند است، آن را انتخاب کند. بدین ترتیب، عایشه زمین خیبر را انتخاب کرد. در نتیجه: خمس زمین های خیبر توسّط ابوبکر از صاحبان اصلی آن گرفته شد و توسط عمر به کسانی تعلّق گرفت که از لحاظ شرعی هرگز مجاز به استفاده از «خمس» نبودند. به هر صورت این زمین ها با تقسیم بندی های فوق نزد برخی باقی ماند و گویا در زمان عبد الملک بن مروان تمامی این زمین ها به خزانه خلفای بنی امیّه تعلّق گرفت.
5️⃣ فیء اموال و زمین‌هایی است که به وسیلۀ جنگ و نزاع به دست مسلمانان نرسیده و بر آن سرزمین ها، اسب و شتر نتاخته باشند. این زمین ها به تصریح آیات الهی ملک خاصّ رسول اکرم (صلّی الله علیه وآله) است: وَ مَا أَفاءَ اَللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمَا أوْجَفْتُم عَلَيهِ مِن خَيْلٍ وَ لا رِكَابٍ وَلكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلى مَن يَشاءُ وَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيءٍ قَدِير. و آن چه خداوند به رسول خویش فیء کرد و بخشید، زمین هایی است که بر آن اسب و شتر نتاختید؛ اما خداوند است که فرستادگانش را بر هر که خواهد چیره می‌گرداند و خداوند بر هر چیزی تواناست. مطابق این ،آیه خدای متعال امر «فیء» را به پیامبرش واگذار نموده است که هر گونه می‌خواهد، آن را به مصرف برساند؛ سپس او را به موارد مصرف فیء راهنمایی فرموده است. این زمین‌ها عبارتند از : 1️⃣زمین های «بنی نضیر» واقع در اطراف شهر مدینه. 2️⃣قلعه و حصن «وطیح»؛ از قلعه‌های منطقه «الکتیبه» واقع در خيبر. 3️⃣قلعۀ «سُلالم»؛ از منطقه «الکتیبه» واقع در میان دژ های خیبر. 4️⃣زمین های «وادی القری»؛ شامل آبادی های فراوانی واقع در منطقه وسیعی بین خیبر و شام. 5️⃣سرزمین «تَيْماء»؛ منطقه ای بین خیبر و شام. 6️⃣بازار «مهزور»؛ زمین وسیعی واقع در اطراف مدینه. 7️⃣فدک. ادامه... @emam14
: فیء 💎 حدیث اول: امام صادق (صلوات الله علیه) فرمودند: وقتی ابوبکر به خلافت رسید، عمر به او گفت: مردم بنده دنیا هستند و غیر آن را نمی‌خواهند. پس خمس و فیء (اموالی که بدون جنگ به پیامبر رسیده) و فدک را از علیّ (صلوات الله علیه) و اهل‌بیتش بگیر که شیعیانش وقتی بفهمند، علیّ (صلوات الله علیه) را ترک می‌کنند و به تو متمایل می‌شوند به خاطر دنیا. ابوبکر این کار را کرد و همه آنها را اهل‌بیت گرفت. حضرت زهرا (صلوات الله علیها) به امر امیرالمؤمنین (صلوات الله علیه) نزد ابوبکر رفتند و فدک و خمس و فیء را طلب کردند. ابوبکر گفت: بیّنه و دلیل بیار ای دختر پیامبر. حضرت فرمودند: امّا فدک، خداوند بر پیامبرش قرآن نازل کرده و فرموده: فَآتِ ذَا الْقُرْبى‌ حَقَّهُ... . من و فرزندانم نزدیک‌ترین خلائق به پیامبر هستیم و پیامبر(صلّی الله علیه وآله) فدک را به من و فرزندانم داد. سپس جبرئیل نازل شد و گفت: به مساکین و در راه مانده، حقّشان را بده. حضرت فرمودند: حقّ مسکین و در راه مانده چیست؟ خداوند آیه خمس را نازل کرد و فرمود: هر غنیمتی که به دست می‌آورید پس یک پنجم آن برای خدا و پیامبر و ذی القربی و ایتام و مساکین و در راه ماندگان است. در مورد فیء هم خداوند فرمود: فیء که خدا به پیامبرش داده است برای خدا و پیامبر و ذی‌القربی و ایتام و مساکین و در راه ماندگان است. پس آن چیزی که برای خداست برای پیامبرش هست و چیزی که برای پیامبرش هست برای ذی‌القربی هست و ما ذی‌القربی هستیم. خداوند به پیامبر (صلّی الله علیه وآله) فرموده است: بگو هیچ اجری از شما نمی‌خواهم مگر مودّت به نزدیکانم. ابوبکر به عمر نگاه کرد و گفت: چه می‌گویی؟ عمر گفت: یتیم و مسکین و در راه مانده چه کسی است؟ حضرت زهرا (صلوات الله علیها) فرمودند: یتیم کسی است که به خدا و پیامبر و ذی‌القربی اقتدا کرده است. مسکین کسی است که در دنیا و آخرت با آنها سکونت (همراهی) کرده است. در راه مانده، کسی است که راه و سلوک آنها را رفته است. عمر گفت: پس همه خمس و فیء برای شما و دوستان و شیعیان شماست؟ حضرت زهرا (صلوات الله علیها) فرمودند: فدک را خداوند برای من و فرزندانم واجب کرد نه دوستان و شیعیان ما. خمس را خداوند برای ما و شیعیان و دوستانمان تقسیم همانگونه که در قرآن خوانده می‌شود. عمر گفت: پس برای بقیه مهاجرین و انصار و تابعین چه چیزی هست؟ حضرت فرمودند: اگر از دوستان و شیعیان ما باشند، زکاتی که خداوند تقسیم کرده و در کتابش واجب کرده به آنها می‌رسد. خداوند فرموده است: زکات فقط برای فقراء و مساکین و کارگزاران زکات و ... است... . @emam14
عن مفضّل بْنِ عُمَرَ قَالَ: قَالَ مَوْلَايَ جَعْفَرٌ الصَّادِقُ (صلوات الله علیه): لَمَّا وُلِّيَ أَبُو بَكْرِ بْنُ أَبِي قُحَافَةَ قَالَ لَهُ عُمَرُ: إِنَّ النَّاسَ عَبِيدُ هَذِهِ الدُّنْيَا لَا يُرِيدُونَ غَيْرَهَا، فَامْنَعْ عَنْ عَلِيٍّ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ الْخُمُسَ، وَ الْفَيْ‌ءَ، وَ فَدَكاً، فَإِنَّ شِيعَتَهُ إِذَا عَلِمُوا ذَلِكَ تَرَكُوا عَلِيّاً وَ أَقْبَلُوا إِلَيْكَ رَغْبَةً فِي الدُّنْيَا وَ إِيثَاراً وَ مُحَابَاةً عَلَيْهَا، فَفَعَلَ أَبُو بَكْرٍ ذَلِكَ وَ صَرَفَ عَنْهُمْ جَمِيعَ ذَلِكَ. فَلَمَّا قَامَ أَبُو بَكْرِ بْنُ أَبِي قُحَافَةَ أَمَرَ مُنَادِيَهُ: مَنْ كَانَ لَهُ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ (صلّی الله علیه وآله) دَيْنٌ أَوْ عِدَةٌ فَلْيَأْتِنِي حَتَّى أَقْضِيَهُ، وَ أَنْجَزَ لِجَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ وَ لِجَرِيرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْبَجَلِيِّ. قَالَ: [قَالَ‌] عَلِيٌّ (صلوات الله علیه) لِفَاطِمَة(صلوات الله علیها): صِيرِي إِلَى أَبِي بَكْرٍ وَ ذَكِّرِيهِ فَدَكاً، فَصَارَتْ فَاطِمَةُ إِلَيْهِ وَ ذَكَرَتْ لَهُ فَدَكاً مَعَ الْخُمُسِ وَ الْفَيْ‌ءِ، فَقَالَ: هَاتِي بَيِّنَةً يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ. فَقَالَتْ: أَمَّا فَدَكُ، فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْزَلَ عَلَى نَبِيِّهِ قُرْآناً يَأْمُرُ فِيهِ بِأَنْ يُؤْتِيَنِي وَ وُلْدِي حَقِّي، قَالَ اللَّهُ تَعَالَى: فَآتِ ذَا الْقُرْبى‌ حَقَّهُ‌ فَكُنْتُ أَنَا وَ وُلْدِي أَقْرَبَ الْخَلَائِقِ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ (صلّی الله علیه وآله) فَنَحَلَنِي وَ وُلْدِي فَدَكاً، فَلَمَّا تَلَا عَلَيْهِ جَبْرَئِيلُ: وَ الْمِسْكِينَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ‌، قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلّی الله علیه وآله): مَا حَقُّ الْمِسْكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ؟ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى: وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‌ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى‌ وَ الْيَتامى‌ وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ‌، فَقَسَمَ الْخُمُسَ عَلَى خَمْسَةِ أَقْسَامٍ، فَقَالَ: ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى‌ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرى‌ فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى‌ وَ الْيَتامى‌ وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِياءِ فَمَا لِلَّهِ فَهُوَ لِرَسُولِهِ، وَ مَا لِرَسُولِ اللَّهِ فَهُوَ لِذِي الْقُرْبَى، وَ نَحْنُ ذُو الْقُرْبَى. قَالَ اللَّهُ تَعَالَى: قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‌. فَنَظَرَ أَبُو بَكْرِ بْنُ أَبِي قُحَافَةَ إِلَى عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ وَ قَالَ: مَا تَقُولُ؟ فَقَالَ عُمَرُ: وَ مَنِ الْيَتَامَى وَ الْمَسَاكِينُ وَ أَبْنَاءُ السَّبِيلِ؟ فَقَالَتْ فَاطِمَةُ (صلوات الله علیها): الْيَتَامَى الَّذِينَ يَأْتَمُّونَ بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ وَ بِذِي الْقُرْبَى، وَ الْمَسَاكِينُ الَّذِينَ أَسْكَنُوا مَعَهُمْ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ، وَ ابْنُ السَّبِيلِ الَّذِي يَسْلُكُ مَسْلَكَهُمْ. قَالَ عُمَرُ: فَإِذًا الْخُمُسُ وَ الْفَيْ‌ءُ كُلُّهُ لَكُمْ وَ لِمَوَالِيكُمْ وَ أَشْيَاعِكُمْ؟! فَقَالَتْ فَاطِمَة (صلوات الله علیها): أَمَّا فَدَكُ فَأَوْجَبَهَا اللَّهُ لِي وَ لِوُلْدِي دُونَ مَوَالِينَا وَ شِيعَتِنَا، وَ أَمَّا الْخُمُسُ فَقَسَمَهُ اللَّهُ لَنَا وَ لِمَوَالِينَا وَ أَشْيَاعِنَا كَمَا يُقْرَأُ فِي كِتَابِ اللَّهِ. قَالَ عُمَرُ: فَمَا لِسَائِرِ الْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ وَ التَّابِعِينَ بِإِحْسَانٍ؟ قَالَتْ فَاطِمَةُ (صلوات الله علیها): إِنْ كَانُوا مَوَالِيَنَا وَ مِنْ أَشْيَاعِنَا فَلَهُمُ الصَّدَقَاتُ الَّتِي قَسَمَهَا اللَّهُ وَ أَوْجَبَهَا فِي كِتَابِهِ، فَقَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكِينِ وَ الْعامِلِينَ عَلَيْها وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِي الرِّقابِ‌ .. إِلَى آخِرِ الْقِصَّةِ، قَالَ عُمَرُ: فَدَكُ لَكِ خَاصَّةً وَ الْفَيْ‌ءُ لَكُمْ وَ لِأَوْلِيَائِكُمْ؟ مَا أَحْسَبُ أَصْحَابَ مُحَمَّدٍ يَرْضَوْنَ بِهَذَا!! قَالَتْ فَاطِمَةُ (صلوات الله علیها): فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ رَضِيَ بِذَلِكِ، وَ رَسُولُهُ رَضِيَ بِهِ، وَ قَسَمَ عَلَى الْمُوَالاةِ وَ الْمُتَابَعَةِ لَا عَلَى الْمُعَادَاةِ وَ الْمُخَالَفَةِ، وَ مَنْ عَادَانَا فَقَدْ عَادَى اللَّهَ، وَ مَنْ خَالَفَنَا فَقَدْ خَالَفَ اللَّهَ، وَ مَنْ‌ خَالَفَ اللَّهَ فَقَدِ اسْتَوْجَبَ مِنَ اللَّهِ الْعَذَابَ الْأَلِيمَ وَ الْعِقَابَ الشَّدِيدَ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ... . (بحار الأنوار ج‌29 ؛ ص194) @emam14
💎حدیث دوم : امیرالمؤمنین (صلوات الله علیه) در مورد حضرت زهرا (صلوات الله علیها) فرمودند: ... فاطمه دختر رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) دائماً مظلوم بود و از حقّش منع شد و از ارثش جلوگیری شد، وصیّت پیامبر (صلّی الله علیه وآله) در مورد ایشان حفظ نشد و حقّ پیامبر و حقّ خدا در مورد ایشان رعایت نشد. خدا کافی است به عنوان حاکم و انتقام گیرنده از ظالمین... . قال امیرالمؤمنین صلوات الله علیه : ... إِنَّ فَاطِمَةَ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ لَمْ تَزَلْ مَظْلُومَةً، مِنْ حَقِّهَا مَمْنُوعَةً، وَ عَنْ مِيرَاثِهَا مَدْفُوعَةً، لَمْ تُحْفَظْ فِيهَا وَصِيَّةُ رَسُولِ اللَّهِ، وَ لَا رُعِيَ فِيهَا حَقُّهُ‌، وَ لَا حَقُ‌ اللَّهِ (عَزَّ وَ جَلَّ)، وَ كَفَى بِاللَّهِ حَاكِماً وَ مِنَ الظَّالِمِينَ مُنْتَقِماً، وَ إِنِّي أَسْأَلُكَ يَا عَمِّ أَنْ تَسْمَحَ لِي بِتَرْكِ مَا أَشَرْتَ بِهِ، فَإِنَّهَا وَصَّتْنِي بِسَتْرِ أَمْرِهَا. (امالی شیخ طوسی ص155) @emam14
💎حدیث سوم: امام کاظم(صلوات الله علیه) وارد کاخ مهدی عباسی شدند هنگامی که او در حال بازگرداندن اموالی بود که از مردم ظالمانه غصب شده بود. حضرت به او فرمودند: ای امیرالمؤمنین چرا اموالی که از ما گرفته شده بازگردانده نمی‌شود؟ او گفت: چه اموالی ای اباالحسن؟ حضرت فرمودند: خداوند وقتی فدک و اطراف آن را بدون جنگ و درگیری بر پیامبرش فتح کرد، این آیه را بر پیامبر(صلّی الله علیه وآله) نازل کرد: «حقّ نزدیکان را بده» (اسراء26). رسول خدا(صلّی الله علیه وآله) ندانستند که منظور از نزدیکان چه کسانی هستند و از جبرئیل پرسیدند و جبرئیل از خدا پرسید. خداوند وحی نازل کرد که فدک را به فاطمه(صلوات الله علیها) بده. رسول خدا(صلّی الله علیه وآله) ایشان را خواستند و فرمودند: ای فاطمه، خداوند به من امر کرده است که فدک را به تو بدهم. حضرت زهرا(صلوات الله علیها) فرمودند: یا رسول الله، آن را از خدا و از شما قبول کردم. پس دائماً وکلای حضرت در فدک بودند در زمان حیات پیامبر(صلّی الله علیه وآله) . اما وقتی ابوبکر به خلافت رسید، وکلای حضرت را از فدک اخراج کرد. حضرت زهرا(صلوات الله علیها) نزد ابوبکر رفتند و از او خواستند که فدک را برگرداند. ابوبکر گفت: شاهد بیاور. حضرت زهرا(صلوات الله علیها) ، امیرالمؤمنین(صلوات الله علیه) و امّ أیمن را به عنوان شاهد بردند و هنگامی که شهادت دادند، ابوبکر نامه‌ای نوشت که متعرّض فدک نشوند (و آن را برگرداند) اما هنگامی که حضرت زهرا(صلوات الله علیها) خارج شدند از مسجد، عمر ایشان را دید و گفت: این برگه چیست ای دختر محمّد؟ حضرت فرمودند: نامه‌ای هست که پسر ابوقحافه (ابوبکر) نوشته است. عمر گفت آن را به من نشان بده. حضرت زهرا(صلوات الله علیها) ابا کردند. عمر آن را از دست ایشان گرفت و خواند، سپس در آن آب دهان انداخت و پاره کرد و گفت: این از زمین‌هایی هست که پدرت برای آن جنگ نکرده است تا اینکه بخواهی ریسمان به گردن ما بیندازی (ما را محکوم کنی). مهدی عبّاسی گفت: یا اباالحسن حدّ فدک را مشخّص کن. حضرت فرمودند: یک حدّ آن کوه احد است، یک حدّ آن منطقه عریش در مصر است، یک حدّ آن سیف البحر (اطراف ارمنستان) است و یک حدّ آن منطقه دومة الجندل (شام) است. مهدی عبّاسی گفت همه این مناطق؟ حضرت فرمودند: بله ای امیرالمؤمنین، همه اینها جزء زمین‌هایی هست که بدون جنگ و درگیری به پیامبر(صلّی الله علیه وآله)رسید. مهدی عبّاسی گفت: خیلی زیاد است و باید تأمل کنم. عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ قَالَ: لَمَّا وَرَدَ أَبُو الْحَسَنِ مُوسَى عَلَى الْمَهْدِيِّ رَآهُ يَرُدُّ الْمَظَالِمَ فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ مَا بَالُ مَظْلِمَتِنَا لَا تُرَدُّ فَقَالَ لَهُ وَ مَا ذَاكَ يَا أَبَا الْحَسَنِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمَّا فَتَحَ عَلَى نَبِيِّهِ فَدَكاً وَ مَا وَالاهَا لَمْ يُوجَفْ عَلَيْهِ بِخَيْلٍ وَ لا رِكابٍ‌ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَى نَبِيِّهِ وَ آتِ ذَا الْقُرْبى‌ حَقَّهُ‌ فَلَمْ يَدْرِ رَسُولُ اللَّهِ مَنْ هُمْ فَرَاجَعَ فِي ذَلِكَ جَبْرَئِيلَ وَ رَاجَعَ جَبْرَئِيلُ رَبَّهُ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ أَنِ ادْفَعْ فَدَكاً إِلَى فَاطِمَةَ فَدَعَاهَا رَسُولُ اللَّهِ فَقَالَ لَهَا يَا فَاطِمَةُ إِنَّ اللَّهَ أَمَرَنِي أَنْ أَدْفَعَ إِلَيْكِ فَدَكاً فَقَالَتْ قَدْ قَبِلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ مِنَ اللَّهِ وَ مِنْكَ فَلَمْ يَزَلْ وُكَلَاؤُهَا فِيهَا حَيَاةَ رَسُولِ اللَّهِ فَلَمَّا وُلِّيَ أَبُو بَكْرٍ أَخْرَجَ عَنْهَا وُكَلَاءَهَا فَأَتَتْهُ فَسَأَلَتْهُ أَنْ يَرُدَّهَا عَلَيْهَا فَقَالَ لَهَا ائْتِينِي بِأَسْوَدَ أَوْ أَحْمَرَ يَشْهَدُ لَكِ بِذَلِكِ فَجَاءَتْ بِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ أُمِّ أَيْمَنَ فَشَهِدَا لَهَا فَكَتَبَ لَهَا بِتَرْكِ التَّعَرُّضِ فَخَرَجَتْ وَ الْكِتَابُ مَعَهَا فَلَقِيَهَا عُمَرُ فَقَالَ مَا هَذَا مَعَكِ يَا بِنْتَ مُحَمَّدٍ قَالَتْ كِتَابٌ كَتَبَهُ لِيَ ابْنُ أَبِي قُحَافَةَ قَالَ أَرِينِيهِ فَأَبَتْ فَانْتَزَعَهُ مِنْ يَدِهَا وَ نَظَرَ فِيهِ ثُمَّ تَفَلَ فِيهِ وَ مَحَاهُ وَ خَرَقَهُ فَقَالَ لَهَا هَذَا لَمْ يُوجِفْ عَلَيْهِ أَبُوكِ بِ خَيْلٍ وَ لا رِكابٍ‌ فَضَعِي الْحِبَالَ‌ فِي رِقَابِنَا فَقَالَ لَهُ الْمَهْدِيُّ يَا أَبَا الْحَسَنِ حُدَّهَا لِي فَقَالَ حَدٌّ مِنْهَا جَبَلُ أُحُدٍ وَ حَدٌّ مِنْهَا عَرِيشُ مِصْرَ وَ حَدٌّ مِنْهَا سِيفُ الْبَحْرِ وَ حَدٌّ مِنْهَا دُومَةُ الْجَنْدَلِ فَقَالَ لَهُ كُلُّ هَذَا قَالَ نَعَمْ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ هَذَا كُلُّهُ إِنَّ هَذَا كُلَّهُ مِمَّا لَمْ يُوجِفْ عَلَى أَهْلِهِ رَسُولُ اللَّهِ بِخَيْلٍ وَ لَا رِكَابٍ فَقَالَ كَثِيرٌ وَ أَنْظُرُ فِيهِ. (کافی ؛ ج‌1 ؛ ص543) @emam14
💎حدیث چهارم : هارون ملعون دائماً به امام کاظم صلوات الله علیه می‌گفت: حدّ فدک را مشخّص کن تا آن را به شما برگردانم. امام کاظم (صلوات الله علیه) ابا می‌کردند. هارون که خیلی اصرار کرد، حضرت فرمودند: فدک را با تمام حدودش می‌گیرم. او گفت: حدود آن کجاست؟ حضرت فرمودند: اگر حدّ آن را مشخّص کنم آن را برنمی‌گردانی. هارون گفت: به حقّ جدت قسم می‌خورم که آن را برمی‌گردانم. حضرت فرمودند: حدّ اول عَدَن (جنوب یمن) هست. ناگهان چهره هارون تغییر کرد و گفت: بگو. حضرت فرمودند: حدّ دوم سمرقند است، چهره هارون تیره شد. حضرت فرمودند: حدّ سوم آفریقا هست. چهره هارون سیاه شد و گفت: بگو. حضرت فرمودند: حدّ چهارم سیف البحر هست که اطراف دریای خزر و ارمنستان است. هارون گفت: هیچ چیزی برای ما باقی نماند، پس بیا به جای من بنشین. حضرت فرمودند: من گفتم اگر حدّ آن را مشخّص کنم آن را بر نمی‌گردانی. فِي كِتَابِ أَخْبَارِ الْخُلَفَاءِ أَنَّ هَارُونَ الرَّشِيدَ كَانَ يَقُولُ لِمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ خُذْ فَدَكاً حَتَّى أَرُدَّهَا إِلَيْكَ فَيَأْبَى حَتَّى أَلَحَّ عَلَيْهِ فَقَالَ لَا آخُذُهَا إِلَّا بِحُدُودِهَا قَالَ وَ مَا حُدُودُهَا قَالَ إِنْ حَدَّدْتُهَا لَمْ تَرُدَّهَا قَالَ بِحَقِّ جَدِّكَ إِلَّا فَعَلْتُ قَالَ أَمَّا الْحَدُّ الْأَوَّلُ فَعَدَنُ فَتَغَيَّرَ وَجْهُ الرَّشِيدِ وَ قَالَ إِيهاً قَالَ وَ الْحَدُّ الثَّانِي سَمَرْقَنْدُ فَارْبَدَّ وَجْهُهُ قَالَ وَ الْحَدُّ الثَّالِثُ إِفْرِيقِيَةُ فَاسْوَدَّ وَجْهُهُ وَ قَالَ هِيهِ قَالَ وَ الرَّابِعُ سِيفُ الْبَحْرِ مِمَّا يَلِي الْجُزُرَ وَ إِرْمِينِيَةُ قَالَ الرَّشِيدُ فَلَمْ يَبْقَ لَنَا شَيْ‌ءٌ فَتَحَوَّلَ إِلَى مَجْلِسِي قَالَ مُوسَى قَدْ أَعْلَمْتُكَ أَنَّنِي إِنْ حَدَّدْتُهَا لَمْ تَرُدَّهَا فَعِنْدَ ذَلِكَ عَزَمَ عَلَى قَتْلِهِ. (بحار الأنوار ج‌48 144 باب 6 مناظراته مع خلفاء الجور) @emam14
: انفال خدای متعال فرموده است : «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفالِ قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَصْلِحُوا ذاتَ بَيْنِكُمْ وَ أَطيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ‌» (أنفال1) «از تو درباره انفال سؤال مى‌كنند. بگو: انفال مخصوص خدا و پيامبر است پس، از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد و خصومت‌هايى را كه در ميان شماست، آشتى دهيد و خدا و پيامبرش را اطاعت كنيد اگر ايمان داريد» 💎حدیث اول: امام صادق (صلوات الله علیه) فرمودند: انفال آن چیزهایی هست که برای به دست آوردنش جنگ و درگیری نشده یا گروهی آن را مصالحه کرده‌اند (با پیامبر صلّی الله علیه وآله) یا با دست خودشان عطا کرده‌اند و همه زمین‌های خراب و درون درّه‌ها برای پیامبر صلّی الله علیه وآله است و بعد از ایشان برای امام است که هرجایی بخواهد آن را قرار می‌دهد. عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ صلوات الله علیه قَالَ: الْأَنْفَالُ مَا لَمْ يُوجَفْ عَلَيْهِ بِ خَيْلٍ وَ لا رِكابٍ‌ أَوْ قَوْمٌ صَالَحُوا أَوْ قَوْمٌ أَعْطَوْا بِأَيْدِيهِمْ وَ كُلُّ أَرْضٍ خَرِبَةٍ وَ بُطُونُ الْأَوْدِيَةِ فَهُوَ لِرَسُولِ اللَّهِ صلّی الله علیه وآله وَ هُوَ لِلْإِمَامِ مِنْ بَعْدِهِ يَضَعُهُ حَيْثُ يَشَاءُ. (کافی ؛ ج‌1 ؛ ص539) 💎حدیث دوم: امام صادق صلوات الله علیه در مورد مردی که می‌میرد و وارث و غلامی ندارد فرمودند: او اهل این آیه هست «از تو درباره انفال می‌پرسند» (یعنی اموالش جزء انفال است که به امام می‌رسد) عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ صلّی الله علیه وآله‌ فِي الرَّجُلِ يَمُوتُ لَا وَارِثَ لَهُ وَ لَا مَوْلَى قَالَ هُوَ مِنْ أَهْلِ هَذِهِ الْآيَةِ يَسْئَلُونَكَ‌ عَنِ‌ الْأَنْفالِ‌. (كافي ج‌1 ؛ 546) @emam14
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
: خمس حدیث اول : 💎 عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (صلوات الله علیه) قَالَ: كُلُّ شَيْ‌ءٍ قُوتِلَ عَلَيْهِ عَلَى شَهَادَةِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ فَإِنَّ لَنَا خُمُسَهُ وَ لَا يَحِلُّ لِأَحَدٍ أَنْ يَشْتَرِيَ مِنَ الْخُمُسِ شَيْئاً حَتَّى يَصِلَ إِلَيْنَا حَقُّنَا. (کافی ؛ ج‌1 ؛ ص545) امام باقر (صلوات الله علیه) فرمودند: هر چیزی که برای شهادت به توحید و نبوت بر آن جنگ شود (یعنی غنیمت در جنگ با کفّار) خمسش برای ماست و برای هیچکس حلال نیست که از مال خمس چیزی بخرد تا اینکه حقّ ما را به ما برساند. 💎حدیث دوم : عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنِ الرِّضَا (صلوات الله علیه) قَالَ: سُئِلَ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‌ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى‌ فَقِيلَ لَهُ فَمَا كَانَ لِلَّهِ فَلِمَنْ هُوَ فَقَالَ لِرَسُولِ اللَّهِ (صلّی الله علیه وآله) وَ مَا كَانَ لِرَسُولِ اللَّهِ فَهُوَ لِلْإِمَامِ فَقِيلَ لَهُ أَ فَرَأَيْتَ إِنْ كَانَ صِنْفٌ مِنَ الْأَصْنَافِ أَكْثَرَ وَ صِنْفٌ أَقَلَّ مَا يُصْنَعُ بِهِ قَالَ ذَاكَ إِلَى الْإِمَامِ أَ رَأَيْتَ رَسُولَ اللَّهِ (صلّی الله علیه وآله) كَيْفَ يَصْنَعُ أَ لَيْسَ إِنَّمَا كَانَ يُعْطِي عَلَى مَا يَرَى كَذَلِكَ الْإِمَامُ. (کافی ؛ ج‌1 ؛ ص544) از امام رضا (صلوات الله علیه) در مورد آیه خمس سؤال شد و گفته شد: سهم خدا از خمس برای کیست؟ حضرت فرمودند: برای رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) هست. و آنچه که برای پیامبر است برای امام هست. گفته شد: اگر برخی از گروه‌هایی که خمس به آنها می‌رسد بیشتر باشند و برخی کمتر، چه کار باید کرد؟ حضرت فرمود: این به امام مربوط است. پیامبر (صلّی الله علیه وآله) چگونه عمل می‌کردند؟ آیا بر اساس نظر خودشان عمل نمی‌کردند؟ امام هم اینگونه است. 👈نکته : به دلیل اینکه خمس، مساله ای فقهی هست، برای اطلاع از جزئیات آن به مرجع تقلید خود مراجعه کنید @emam14
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا