برای امام زمانم چه کنم؟
کجاست واسطه ی بین زمین و آسمان
#یا_صاحب_الزمان
#امام_زمان
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
@emamamm
۱۴ شهریور ۱۳۹۹
1_449280353.mp3
5.43M
برای امام زمانم چه کنم؟
تلنگری 💌
زهیر ...
بُریر ...
وهب ...
و تمام اصحاب عاشورای ۶۱ همراه با امام بودند و به امام رسیدند؛
تمام سرنوشتشان را یک انتخاب رقم زد...
وقت حساب کتاب رسیده... چقدر به آن ها شباهت داریم؟!
#امام_حسین
#ما_ملت_امام_حسینیم
#استاد_شجاعی 🎤
@ostad_shojae
@emamamm
۱۴ شهریور ۱۳۹۹
برای امام زمانم چه کنم؟
🖤هرجا دوراهی است هر آیینه کربلاست
🖤خودرا ببین دوباره که آیین کربلاست
🖤مردی هنوز چشم براه جواب ماست
🖤یک کربلا مقابل هر انتخاب ماست
🖤تصمیم برد اول هنگامه روشن است
🖤تکلیف کربلا و امان نامه روشن است
🖤با عشق اوست هر که به جایی رسیده است
🖤خیلی حسین زحمت مارا کشیده است
#امام_حسین
#امام_زمان
#محرم
@emamamm
۱۴ شهریور ۱۳۹۹
۱۴ شهریور ۱۳۹۹
برای امام زمانم چه کنم؟
❌ داستان عجیب امام زمان!! ❌
آیت الله کشمیری میفرمود در هند یه مرتاضی بود، این توانایی رو داشت که اگر اسم شخص و مادرش رو بهش میگفتیم، بهت میگفت که طرف زندهس یا مرده و کجا دفنه!! 😵😵
ازش چندنفر رو پرسیدیم کاملا درست جواب داد!!
مثلا آیت الله بروجردی رو پرسیدیم، گفت: قم قم... پرسیدیم زندهس یا مرده، گفت مرده!! ♨️♨️
مرتاض هندی این قدرت رو داشت که شرق و غرب عالم رو ببینه و میگفت شخص کجاست و آیا روی خاک هست یا زیر خاک! 😦😦
آیت الله کشمیری گفت دیدیم وقت خوبیه ازش درباره امام زمان (عج) بپرسیم ببینیم حضرت کجاست و مرتاض چی میگه... گفتیم مهدی فرزند فاطمه... مرتاض یکم صبر کرد و گفت : چنین کسی رو متوجه نشدم. اونی که منظور شماس این اسمش نیست!! 🤔
ماهم دیدیم اشتباه گفتیم، اسم امام زمان محمد هستش، مهدی لقب حضرته، مادر حضرت مهدی هم باید نرجس بگیم نه حضرت زهراء (س)!!
به مرتاض گفتیم، محمد فرزند نرجس، دیدیم مرتاض بعد از چند لحظه مکث، رنگ و روش عوض شد و یِکَم جا خورد و کمی عقب رفت چند بار گفت این کیه؟ این کیه؟ گفتیم چطور مگه؟😦😦
به مرتاض گفتیم این #امام_زمان ماست. گفت هر جای عالم که رفتم این شخص حضور داشت، همه جا بود. جایی نبود که این شخص نباشه!!!😢😢
*اللهم عجل لولیک الفرج والعافیة و النصر* {مولای متی ترانا و نراک}
@enqelabihha
@emamamm
۱۴ شهریور ۱۳۹۹
۱۴ شهریور ۱۳۹۹
برای امام زمانم چه کنم؟
+ یه منتظر واقعی جمعه که میشه ...
یه نگاه به هفتهای کھ گذروند میکنه،
ببینه کدوم کارش به امام زمانش نزدیکش کرده؟!
کدوم کارش امام زمانشو رنجونده؟!
میشینه حسابکتاب میکنه
استغفار میکنه بخاطر رنجشها…
طلبِ توفیقِ مضاعف میکنه برا نزدیک شدنها...
+ منتظرواقعیباشیم...! :)
#جمعه
#امام_زمان
@emamamm
۱۴ شهریور ۱۳۹۹
۱۴ شهریور ۱۳۹۹
۱۴ شهریور ۱۳۹۹
۱۴ شهریور ۱۳۹۹
۱۴ شهریور ۱۳۹۹
برای امام زمانم چه کنم ؟
برای امام زمانم چه کنم؟ 🌿بسم رب الشهداء و الصدیقین🌿 🌷کتاب سه دقیقه در قیامت🌷 🌸قسمت سی ام🌸 *******
برای امام زمانم چه کنم؟
🌿بسم رب الشهداء و الصدیقین🌿
🌷کتاب سه دقیقه در قیامت🌷
🌸قسمت سی و یکم🌸
***************
یکباره رنگ از چهره ام پرید! صدای تسبیح خدا را از در و دیوار می شنیدم. دو سه نفری که همراه من بودند به توصیه پزشک اصرار می کردند که من چشمانم را باز کنم. اما نمی دانستند که من از دیدن چهره اطرافیان ترس دارم. آن روز در بیمارستان با دعا و التماس از خدا خواستم که این حالت برداشته شود نمیتوانستم ادامه دهم.
خدا را شکر این حالت برداشته شد اما دوست داشتم تنها باشم.دوست داشتم در خلوت خودمان را در مورد حسابرسی اعمال دیده بودم و مرور کنم. چقدر لحظات زیبایی بود آنجا، زمان مطرح نبود، آنجا احتیاج به کلام نبود. با یک نگاه آنچه میخواستیم منتقل میشد.حتی برخی اتفاقات را دیدم که هنوز واقع نشده بود.
برخی مسائل را متوجه شدم که گفتنی نیست و در آخرین لحظات حضور در آن وادی برخی دوستان و همکاران را مشاهده کردم که شهید شده بودن! می خواستم بدانم این ماجرا رخ داده یا نه به همین خاطر از نزدیکانم خواستم از احوال آن چند نفر برایم خبر بگیرند تا بفهمم زنده اند یا شهید شده اند؟!
گفتند همه رفقای شما سالم هستند. تعجب کردم، پس منظور از این ماجرا چه بود؟ من آنها را در حالی که با شهادت وارد برزخ شدند مشاهده کرده بودم.
چند روزی بعد از عمل وقتی حالم کمی بهتر شد مرخص شدم.اما فکرم به شدت مشغول بود. یک روز برای این که حال و هوایم عوض شود با خانوم و بچه ها به بیرون رفتیم .به محض اینکه وارد بازار شدیم پسر یکی از دوستان را دیدم که از کنار ما رد شد و سلام کرد.
رنگم پرید! به همسرم گفتم: این فلانی نبود؟ همسرم گفت: آره خودش بود. این جوان اعتیاد داشت و دائم دنبال کارهای خلاف بود. برای به دست آوردن پول مواد همه کاری میکرد.گفتم این مگه نمرده؟ من خودم دیدمش که اوضاع و احوال خیلی خراب بود.
مرتب به ملائکه خدا التماس می کرد حتی من علت مرگش را هم میدانم. خانومم با لبخند گفت: مطمئن هستی که اشتباه ندیدی؟حالا علت مرگش چی بود؟ گفتم اون بالای دکل مشغول دزدیدن کابل های فشار قوی برق بوده که برق اون رو میگیره و کشته میشه! خانمم گفت: فعلا که سالم و سرحال بود. آن شب وقتی برگشتیم خونه خیلی فکر کردم.پس نکند آن چیزهایی هم که من دیدم توهم بوده!
دو سه روز بعد خبر مرگ این جوان پخش شد.از دوست دیگرم که اورا میشناخت سوال کردم ،گفت: بنده خدا تصادف کرده. من بیشتر توی فکر فرو رفتم، چون من خودم این جوان را دیده بودم حال و روز خوشی نداشت. اعمال، گناهان، حق الناس. حسابی گرفتارش کرده بود. به همه التماس می کرد برایش کاری بکنند.
روز بعد یکی از بستگان به دیدنم آمد ایشان در اداره برق اصفهان مشغول به کار بود. لابلای صحبتها گفت: چند روز قبل یک جوان رفته بود بالای دکل برق تا کابل فشار قوی رو قطع کنه وبدزدد،همان بالا برق خشکش می کند!
***************
🍀ادامه دارد....منتظر باشید😍
#سه_دقیقه_در_قیامت
@emamamm
۱۴ شهریور ۱۳۹۹