.
🏴 #محرم۱۴۰۳
#زمینه #سبک_ثابت
#حضرت_عباس علیه السلام
#سبک_ای_به_قلبم_ضربان
#بهمن_عظیمی
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
ای علمدار حرم ، مهربون برادرم
از غم مصیبتت ، دیگه تا شد کمرم
تکیه گاه من تویی - بین آسمون عشق مِهر و ماه من تویی
تکیه گاه من تویی - توی این دشت بلا سرپناه من تویی
تکیه گاه من تویی - علت گریه و این سوز و آه من تویی
رفتی با این غمها موندم
بی تو دیگه تنها موندم ۲
عباس من / عباس من ...
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
ای امید خیمه ها ، ساقی کرببلا
روی خاک این زمین ، بازو میزنی چرا
ساقی تشنه لبم - میبینی چه حالی ام غرق تاب و تبم
ساقی تشنه لبم - فکر الان تو و فردای زینبم
ساقی تشنه لبم - دقیقاً شبیه تو جون رسیده به لبم
زینب بی ما تنها میشه
آواره ی صحرا میشه ۲
عباس من / عباس من ...
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
چقَدَر زخمه تنت ، این همه تیر زدنت
جای سالم نداری ، هیچ کجای بدنت
پاشو ای چاره ی من - پاشو ای مرهم این دل صد پاره ی من
پاشو ای چاره ی من - شده غرقابه ی خون دل بیچاره ی من
پاشو ای چاره ی من - بدون تو حَتمیه مرگِ شیرخواره ی من
مرهم واسه چشم تر باش
فکرِ اشک یک مادر باش ۲
عباس من / عباس من ...
#شب_نهم_محرم
مشابه سبک زیر خوانده میشود
👇
.
🏴 #محرم۱۴۰۳
#زمینه #سبک_ثابت
#امام_حسین علیه السلام
#عاشورا #گودال
#سبک_ای_به_قلبم_ضربان
#بهمن_عظیمی
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
گریه میکنم برات ، گریه از مُصیبتات
چرا زنده ام هنوز ، کاشکه میمُردم برات
یا قتیل العبرات - همه ی ملائکه گریه کردن برات
یا قتیل العبرات - کشتنت دل نگران جلو چشم بچه هات
یا قتیل العبرات - تشنه لب فدا شدی پیشِ نهر فُرات
این دنیا رو زَهرِت کردن
بین گودال نَحرِت کردن ۲
ای وای آقام / آقام آقام ...
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
چه شلوغ شد قتلگاه ، از هجوم یک سپاه
ای پناه عالمین ، مونده بودی بی پناه
تو رو بی هوا زدن - جلو چشم زینب و مادرت زهرا زدن
تو رو بی هوا زدن - عده ای با نیزه و عده ای عصا زدن
تو رو بی هوا زدن - تو رو کُشتنت دیگه زینبو چرا زدن
تو افتادی دشمن میزد
پیش چشم یک زن میزد ۲
ای وای آقام / آقام آقام ...
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
مادرت که دم گرفت ، این جهانو غم گرفت
روی سینه پا گذاشت ، موهاتو مُحکم گرفت
زینت دوش نبی - الهی برای تو بمیرم تشنه لبی
زینت دوش نبی - زیر دست و پای شمر باز به فکر زینبی
زینت دوش نبی - جلو خواهرت به تو میکنن بی ادبی
جسم مُقَطَّعُ الْاَعضاء
عُریان مونده بین صحرا ۲
ای وای آقام / آقام آقام ...
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
زخمیه تنت حسین ، آب ندادنت حسین
روضه ها شروع میشه ، بعدِ رفتنت حسین
کشته ی دور از وطن - توی خیمه ریختن و زن و بچه تو زدن
کشته ی دور از وطن - بدنت روی زمین بدون غسل و کفن
کشته ی دور از وطن - واسه تشییعِ تنت مَرکباشون اومدن
تا تو رفتی غوغایی شد
تازه فصل تنهایی شد ۲
ای وای آقام / آقام آقام ...
#شب_دهم_محرم
⚫️ مشابه سبک زیر خوانده میشود
.👇
.
#نوحه
#زنجیرزنی
#امام_حسین
#میونه_این_قلبه
☑️بنداول
میون این قلب مجنونه من جاته
دله من اسیره اون صحن وسراته
خودت می دونی که اربابم حسین جان
دلم هوایی اون کرببلاته
.....
برات چشامه دریا
منم فداییت آقا
بزار بیام حریمت
مدد عزیز زهرا
حسین عزیز زهرا
☑️بنددوم
شبی که کرببلای تو را دیدم
به غیر تو دل را ز هر کس بریدم
دو دستم را بر ضریح تو کشیدم
به آرزو های دیرینه رسیدم
....
حبیبی نور عینی
تو نور عالمینی
منم غلام و سائل
تو شاه من حسینی
حسین عزیز زهرا«س»
#زنجیر_زنی
#کربلایی_مجیدمرادزاده
👇
.
#شب_اول_محرم
#حضرت_مسلم
#دم #تک_ضرب #سه_ضرب
#زنجیر_زنی #زنجیرزنی
#سبک_به_تماشا_بیا_ای_پسرفاطمه 🎼
بر مشامم رسد، بوی خوش یار من
شده آماده از، عشق رخش دار من
این من و این سرم
هدیه بر دلبرم
وا اماما ، وا اماما...
سوی کوفه میا، ای گل باغ وفا
می کشند انتظار، به قتل تو اشقیا
از سفر در گذر
سوی من کن نظر
وا اماما ، وا اماما...
کوفی بی حیا ، شکسته پیمان تو
جان فدای تو و ، جمله عزیزان تو
ای عزیز خدا
سوی کوفه میا
وا اماما، وا اماما...
✍️محمد مبشری
#سبک_به_تماشابیا_ای_پسرفاطمه
.
.
#امام_زمان
#شب_اول_محرم
#طلیعه_محرم و #حضرت_مسلم
#مناجات_مهدوی_حضرت_مسلم_علیه_السلام3
بر دوش توست شال عزا، صاحب العزاء
ماه محرّم آمده یا صاحب العزاء
قربان پلک زخمی تو یا ابالغریب
روضه گرفته ای تو کجا صاحب العزاء
ای صاحب عزای محرم بیا دگر
یک سر بزن به مجلس ما صاحب العزاء
روضه برای حضرت مسلم گرفته ایم
مجلس به پاست بی تو چرا صاحب العزاء
بین کدام خیمه تو خون گریه می کنی
در کوفه یا که کربوبلا صاحب العزاء
بنگر سفیر جدّ تو شد مثل تو غریب
از کوفیان ندیده وفا صاحب العزاء
با اشک چشم، نامه نوشته به روی بام
گفته حسین کوفه نیا صاحب العزاء
ای منتقم، سرش شده از پیکرش جدا
در راه عشق خون خدا صاحب العزاء
افتاده پیکرش به زمین از فراز بام
از کینه های قوم ریا صاحب العزاء
شکر خدا نرفته تنش زیر سمّ اسب
انگشت او نگشته جدا صاحب العزاء
دیگر نشد مقابل چشمان خواهرش
در زیر آفتاب رها صاحب العزاء
✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
.
.
#امام_زمان
#شب_دوم_محرم
#ورودیه کاروان به کربلا
وقتی که تو برای همه نور رحمتی
از چه همیشه ساکن صحرای ظلمتی
غافل شدیم از تو که این گونه ای طرید
بیش از هزار سال تو در بند غیبتی
تنها شدی چرا پدر مهربان ما
در خیمه های بی کسی ات غرق محنتی
ای مجری عدالت حیدر ظهور کن
پر شد بدون تو همه جا بی عدالتی
آقا بیا که رزق حلالی نمانده است
در فکر ثروتند همه با چه قیمتی!؟
حق می دهم اسیر هزاران بلا شویم
وقتی غریب عصر، گرفتار غربتی
حالا که پای عمه به کربوبلا رسید
دیگر نمانده در دل تو صبر و طاقتی
داری کنار عمه به خود لطمه می زنی
گویا به فکر روز دهم، عصر غارتی
آقا نه اینکه ماه محرم، تمام سال
صبح و مساء تو شاهد عصر جسارتی
آقا بگو به عمه که قدری صبور باش
امروز در کنار محارم، تو راحتی
عمّه هنوز پیکر بی سر ندیده ای
بر حنجر حسین ندیدی جراحتی
از کعب تازیانه که حرفی هنوز نیست
نشنیده ای هنوز تو سبّ و اهانتی
در ازدحام و کوی یهودی نرفته ای
از رقص و هلهله تو نداری شکایتی
✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
.
.
#امام_زمان
#شب_سوم_محرم
#حضرت_رقیه علیهاالسلام
ای روضه خوان ماه محرم بیا پدر
دیگر بس است روضه ی صبر و رضا پدر
بی تو شده ست عین زمستان؛ بهارمان
بی تو چه فرق می کند عید و عزا ،پدر
بیش از هزار سال گذشت و تویی هنوز
در کوه و دشت بی کس و تنها چرا، پدر
شرمنده ایم چون شده ای از جفای ما
عمری اسیر غربت بی انتها پدر
آقا قسم به موی سفید رقیه جان
دیگر برای آمدنت کن دعا پدر
آقا قسم به زخم لب و روی نیلی اش
دیگر بگیر اذن فرج از خدا، پدر
بین خرابه،منتظرت مانده عمه ات
بنگر تو را صدا زده همراه ِبا پدر
سر را گرفته در بغل و گفته بین آه
خوش آمدی به خانه ی ویران ما پدر
دیگر چرا به روی سرت جای بوسه نیست
مانده به روی آن، اثر ردّ پا ؛ پدر
پرسم کدام دشمن بی شرم و بی حیا
در پیش عمه کرده سرت را جدا پدر
پاسخ نده؛ لبی که نمانده برای تو
بعد از جفای مجلس شام بلا پدر
✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
...................
.
#مناجات_با_امام_زمان
بنا نبود که از یاد او جدا باشیم
هزار سال به مظلومی اش رضا باشیم
بنا نبود که باشیم عبد این و آن
فقط به فکر رضای ولیجه ها باشیم
بنا نبود در این عشق های دنیایی
به عشق حضرت دلدار، بی وفا باشیم
بنا نبود که باشیم غرق در غفلت
و غافل از پدر ِ غرق در بلا باشیم
بنا نبود که جای دعا برای او
برای حاجت خود تشنه ی دعا باشیم
بنا نبود که ما آتش دلش گردیم
دلیل گریه ی هر صبح و هر مساء باشیم
بنا نبود بگیریم روضه، بی مهدی
و بی خیال غم ِصاحب ِعزا باشیم
بنا نبود رقیّه بگوید ای عمّه
چگونه ما وسط قوم بی حیا باشیم
بناد نبود که زیر شکنجه های شام
پر از کبودی و مجروح؛ از جفا باشیم
بنا نبود که با شمر همسفر گردیم
به زیر سایه ی هجده سر ِجدا باشیم
بنا نبود که در مجلس شراب شام
چنین شکسته دل از سبّ مرتضی باشیم
✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
.
.
#امام_زمان
#شب_چهارم_محرم
#طفلان_حضرت_زینب علیهم السلام
عمری غریب فاطمه، صبح و مساء گریست
وقت مرور محنت آل عبا گریست
از دست دشمنان نه فقط، بلکه روز وشب
وقت گناه شیعه ی پرمدّعا گریست
خیلی برای غصه ی ما غصه خورده است
در فتنه ها به سختی احوال ما گریست
در مجلس دعای فرج حاضر است او
هر دم شنید ناله ی:« مهدی بیا» گریست
گاهی میان علقمه، گاهی به خیمه گاه
گاهی کنار مقتل کربوبلا گریست
یک دم به یاد حنجر شش ماهه ی رباب
یک دم برای پیکر روی عبا گریست
در روضه ی شهادت گلهای عمّه اش
خیلی برای غربت آن لاله ها گریست
حاضر شده حسین به میدان، کنارشان
وقتی زدند در بَر ِاو دست و پا گریست
تا که خجالتی نکشد شاه کربلا
زینب درون خیمه ی خود بی صدا گریست
اما زمان رد شدن از قتلگاهشان
وقتی که دید پیکرشان را رها گریست
بر روی نیزه، مادر خود را صدا زدند
زینب کنار حرمله ی بی حیا گریست
وقتی که اشک آن دو غیورش به نیزه دید
در ازدحام ِکوچه ی شام بلا گریست
✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
.