.
#زمزمه
#شب_سوم_محرم
#حضرت_رقیه سلام_الله_علیها
۱۰۵۴
نیمهی شب ای مهربون خوش اومدی بابا خوش اومدی بابا
ای سر پر خون یه سری به ما زدی بابا خوش اومدی بابا
خرده نگیری که من بوسه زدم به رگهات
این خرده های چوبه که مونده روی لبهات
نمیبوسم لباتو کاش دخترت بمیره
ترسم اگه ببوسم لب تو درد بگیره
****
چند روزه به لبم بابا لبخند نیومده لبخند نیومده
خون گوش پارم هنوز که بند نیومده که بند نیومده
گوشوارمو کشیدن هنوز گوشام میسوزه
بس که رو خار دویدم خیلی پاهام میسوزه
سیلی زدن تا دیدن شامیا غربتم رو
کاشکی نبینی بابا سرخی صورتم رو
****
#محمود_اسدی_شائق ✍
مشابه صوت زیر خوانده میشود
#آزادگان_عالم_در_خیمه_حسین_اند
.👇
.
#شب_چهارم_محرم
#طفلان_حضرت_زینب
#زمزمه
۱۰۵۵
من دو تا قربونی برات آورده ام حسین آورده ام حسین
به سینه دست رد نزن ای نور هر دوعین ای نور هر دوعین
بذار برن فداشن فدای طفل رباب فدای طفل رباب
نذار ببینن این دو دستامو بین طناب دستامو بین طناب
عزیز زهرا حسین قسم بجون زهرا
بذار رو نیزه باشن سایه برای زنها
****
یادته که داداش حسن چه غصهای کشید چه صحنه ای رو دید
شد از غم مادرمون موهاش همه سپید چه صحنه ای رو دید
نذار اینا ببینن که رو سرم میریزن
نامحرما میزنن سیلی محکم به زن
نذار ببین ای گل که رو خاکا میافتم
نذار ببینن این دو که زیر پا می افتم
****
#محمود_اسدی_شائق ✍
مشابه سبک زیر خوانده میشود
.👇
.
#شب_پنجم_محرم
#حضرت_عبدالله
#زمزمه
۱۰۵۶
والله لا افرق عمی عمو جونم بی تو نمی تونم
یه لحظه هم حتی ازت جدا نمی مونم بی تو نمی تونم
دیدم یکی با نیزه به پیکر تو میزد
نیزهی روی سینت از پشت سر دراومد
****
با دیدن سینهی تو این سینه میسوزه این سینه میسوزه
حرملهی این بیابون قنفذ دیروزه این سینه میسوزه
هدف گرفت و زد تیر حرمله بر حنجرم
یه جوری زد که افتاد فاصله در حنجرم
سخته برام دوباره که بدون پدرشم
با دستای کوچیکم باید برات سپرشم
****
#محمود_اسدی_شائق
مشابه سبک زیر خوانده میشود
.👇
.
#شب_ششم_محرم
#حضرت_قاسم
#زمزمه
۱۰۵۷
داغ مدینه دلتو گرفته قاسمم گرفته قاسمم
یه بی حیا کاکلتو گرفته قاسمم گرفته قاسمم
مثل نفس بریده بریده شد تن تو
رفتی غزل ز خیمه قصیده شد تن تو
بارون تیر که بارید تنت روی زمین بود
تابوت نداشتی فرقت با پدرت همین بود
****
تا بغلت کردم پیچید صدای استخوون صدای استخوون
تورو تا خیمه میبرم ولی کشون کشون ولی کشون کشون
چیکار کنم جواب منو بدی عزیزم
شرمنده مثل عسل کش اومدی عزیزم
ای یادگار حسن رفتی و تنها شدی
از سم مرکبا بود هم قد سقا شدی
****
#محمود_اسدی_شائق✍
مشابه سبک زیر خوانده میشود
.👇
.
#شب_هفتم_محرم
#حضرت_علی_اصغر علیه_السلام
#زمزمه
۱۰۵۸
لای لای علی لای لای علی لای لای علی اصغر لای لای علی اصغر
شرمنده ام که من دیگه شیر ندارم مادر لای لای علی اصغر
بخواب علی الهی که خواب آب ببینی
ولی چه سود که باید خوابو به خواب ببینی
منو بابات نداریم نه آبی و نه شیری
داری جلوی چشمام اروم آروم میمیری
****
رفتی به میدان بلکه تو سیراب آب بشی سیراب آب بشی
اما نمیشد باورم با تیر به خواب بشی با تیر به خواب بشی
رفتی و بر غم من غمی دگر فزودی
تازه دو سه تا دندون تو درآورده بودی
وقتی سه شعبه خوردی منم بخود پیچیدم
صدای استخونت رو از حرم شنیدم
****
بابا تورو پشت حرم بخاک سپرد اصغر بخاک سپرد اصغر
ولی یه عده دنبال تو اومدن مادر لای لای علی اصغر
عمه ها از غم تو سراپا آه و دردن
به دنبال سر تو نیزه دارا میگردن
سرت به روی نیزه ببین ربابه بیتاب
کاشکی دیگه عزیزم نری تو بزم شراب
****
#محمود_اسدی_شائق✍
مشابه سبک زیر خوانده میشود
.👇
.
#شب_هشتم_محرم
#حضرت_علی_اکبر علیه_السلام
#زمزمه
۱۰۵۹
صدای تو شنیدم و رنگم پرید اکبر رنگم پرید اکبر
تا رسیدم کنار تو قدّم خمید اکبر قدّم خمید اکبر
ای دلربای خیمه دل مرا شکستی
پلکی بزن بدانم تا اینکه زنده هستی
خدا میدونه خیلی برام عزیزی اکبر
اگه ببوسمت باز به هم میریزی اکبر
****
زنای جراح عدو خدایی نامردن خدایی نامردن
به دور تو حلقه زدن جدا جدات کردن خدایی نامردن
بعد هجوم مردا نپبت زنها رسید
هر کسی از پیکرت یه تیکه ای می کشید
کنار هم تنت رو دونه دونه میچینم
صدتا علی اکبر روی زمین میبینم
****
یه جای سالم ندیدم به روی جسم تو به روی جسم تو
دعوای دشمنا همه بود سر اسم تو بود سر اسم تو
تا چشم من علیجان به پهلوی تو افتاد
خاطرهی مدینه یه لحظه اومد به یاد
یادم نمیره دشمن به زخم ما نمک زد
هرکی رسید تو کوچه مادرمو کتک زد
****
#محمود_اسدی_شائق✍
مشابه سبک زیر خوانده میشود
.👇
.
#شب_نهم_محرم
#حضرت_عباس علیه_السلام
#زمزمه
۱۰۶۰
پاشو علمدار غیور پاشو دلاورم پاشو دلاورم
نامحرما دارن میرن به طرف حرم پاشو دلاورم
رقیه توی خیمه میباره و میلرزه
سربسته میگم عباس امون ز چشم هرزه
دائم با خنده هاشون قلبمو دادن آزار
بلندشو تا نبردن خواهرمونو بازار
****
بهتر اینه دس نزنم به تنِ دَرهمت به تنِ دَرهمت
ای جسم پاشیده بگو چجور کنم جمت چجور کنم جمت
اکبرمو با عبا به سوی خیمه بردم
پر از علی عبا شد موندم چرا نمردم
کار تن تو امّا با یک عبا نمیشه
حتی توی عبا هم جسم تو جا نمیشه
****
#محمود_اسدی_شائق✍
مشابه سبک زیر خوانده میشود
.👇