.
#زمزمه
#شب_هفتم_محرم
#حضرت_علی_اصغر_زمزمه
گرمه چقد لبات در نمیاد صدات
یه قطره آب نبود که بیارم برات
طاقت بیار شاید یه کمی نرم بشن
سخت بود ولی بابات رو زده به دشمن
رو زد اما اثر نکرد
هیچکی بهش نظر نکرد
جز تیر حرمله کسی
لبهاتو دیگه تر نکرد
چه تیری بود که برد تمومه حنجرو
چی کار کنم بگو این تن بی سرو
خیلی دلم شکست وقتی گلوت شکست
تیر سه پر انگار توو قلب من نشست
حرمله زجرم خیلی داد
خون گلوت بند نمی یاد
به کی بگم سه شعبه اش
از تو بزرگ تره زیاد
رو لب سوخته ات مونده یه قطره خون
از سه طرف این تیر زد از گلوت بیرون
توو موج خون نخند خجالتم نده
ببین که حرمله به چشمام زل زده
میرم حرم شرمنده ام
چه جور با این حال زنده ام
جلو چشای مادرت
قبر علی مو کنده ام
#حسن_کردی ✍
👇
امام حسین ع
. #شب_ششم_محرم #حضرت_قاسم_واحد #واحد۱۱ منم داماد حسین منم زاده ی حسین میخوام تا فدا بشم ندارم ز
.
#واحد
#شب_هفتم_محرم
#حضرت_علی_اصغر_واحد
#واحد۱۱
نمونده تو خیمه ها
براتو یه قطره آب
رو دستای مادرت
عزیزم یه کم بخواب
تو هنوزم که هنوزه خیلی زیبایی
نمیخوای رقیه واست بگه لالایی؟؟
یا آروم بشی روی دستای بابایی؟؟
شاید که بارون بباره
تا جون بگیری دوباره
طاقت بیار ای علی جون
رفته عمو آب بیاره
لالا عزیزم لالایی
لالا عزیزم لالایی
توی آغوش بابا
رسیدی به آرزوت
سه شعبه زدن به تو
بریده شده گلوت
دشمنا به اشک چشمای ما میخندن
برا جایزه دیدم قبرتو میکندن
سر نازنین تو رو نیزه میبندن
حالا که رو نیزه هایی
اون بالا بالا بالایی
با چشم گریون میخونم
بازم براتو لالایی
لالا عزیزم لالایی
#مرتضی_کربلایی✍
...............
.
#شب_هشتم_محرم
#حضرت_علی_اکبر_واحد
#واحد۱۱
شبیه پیمبری
تو تاج رو سرمی
اذان گوی کربلا
علیه اکبرمی
اونا که تو مدینه پیمبرو کشتن
اونا که مسجد کوفه حیدرو کشتن
حالا کربلا علیه اکبرو کشتن
در پیش چشمان بابا
حالا شدی اربا اربا
نیزه به پهلوت نشسته
تازه شده داغ زهرا
جانم علی جان علی جان
ببین با چه حالتی
به سمت تو اومدم
رمق نیس تو زانوام
میفتم تو هر قدم
پسرم شد اربا اربا ای خدای من
خنده ها شده جواب گریه های من
حالا تابوت علی شده عبای من
قلبم برا تو کبابه
زخم تنت بی حسابه
از خون سرت علی جان
محاسن من خضابه
#مرتضی_کربلایی✍
.👇
شور - خوش به حال هر کی.mp3
10.72M
◾️ #شب_پنجم_محرم
• چهارشنبـه ۲۰ تـیـــرمــاه ۱۴۰۳
• ۴ محرم الحرام ۱۴۴۶ ه.ق
• #شور | خوش به حال هر کی
• بانـوای | کـربلایی #حسین_روشنازاده
✍🏻 نوحهسرا | کـربلایی #حسین_روشنازاده
#شور_امام_حسین علیهالسلام
خوش بحال هرکی از تو یه نشونه داره
مث عابس با امام حسین میونه داره
اگه تا حالا یه بارم حرمو ندیده
ولی عکس کربلاشو توی خونه داره
امام حسین تو رو میزنم صدا
امام حسین به دلم یه نیم نگاه
تو نفس آخرم خودت بیا مثل شهدا
اباعبدالله حسین ثارالله
انا المجنونو و انت لیلا
غمت تسکینه به دل میشینه
فقط اسم تو برام شیرینه
.......................
من کویر تشنه و تو بارون الهی
من توو تاریکی محضم تو چراغ راهی
من یه شیدا که نشسته پشت در همیشه
به امید گوشه چشمی و یه نیم نگاهی
میگم حسین از ازل تا ابدم
میگم حسین حتی زیر لحدم
شکر خدا نوکر امام حسین دنیا اومدم
به موج پرچم به شال ماتم
به اون نجوای یا اهل العالم
به چشمای تر بشه این نوکر
جوونیش نذر علی اکبر
#شب_هفتم
#حضرت_علی_اصغر.ع
#غزل
#کاشمیآمدیبهاینخانه
#سعيده_کرمانی
#زبانحال_حضرت_رباب سلام الله
کاش می آمدی به این خانه
تا دوباره به تو سلام کنم
پیش پاهای تو بلند شوم
و به تو عرض احترام کنم
خانه را دوست داشتی با من
یاد روزی که با نخ و سوزن
مینشستم به صد امید و خیال
کار قنداقه را تمام کنم
به فدای تو خانواده ی من
نذر راهت امام زاده ی من
من چه دارم مگر به جز این ها
که به قربان تو امام کنم
قامتم زیر غصه ات خم شد
داغ تو در دلم مگر کم شد
زیر دستان تازیانه ببخش
که نشد پای نی قیام کنم
ای دل زار من هواخواهت
آفتابی که شد سر ماهت
قول دادم که تا نفس دارم
سایه را بر خودم حرام کنم
#حضرت_رباب سلام الله
#شب_هفتم_محرم
.
امام حسین ع
. #شب_هفتم_محرم #واحد_سنگین #حضرت_علی_اصغر نـــوحـــه از زبـــان تیر سه شعبه _____ آســـمـــونـــا
.
#حضرت_علی_اصغر
#شب_هفتم_محرم
#رباعی #زبانحال_تیرو_کمان
حالا که هدف گلوی اصغر شده است
چشمان خود سه شعبه هم تر شده است
زیر لب خود کمان چنین می گوید
بیچاره رباب تازه مادر شده است
#شهریار_سنجری ✍
.
.
#امام_عصر علیهالسلام
#انتظار_و_عاشورا
#غزل
شهیدی در میان کاروانت میشوم یا نه؟
غبار رهگذار عاشقانت میشوم یا نه؟
دلم سنگ است میدانم، دلم تنگ است میدانی
نمیدانم که خاک آستانت میشوم یا نه؟
مرا با گوشهچشمی خواندی اما کاش میگفتی
فدای چشمهای مهربانت میشوم یا نه؟
فدای تو چه جانهای جوانی شد بگو آیا
فدای آن شهیدان جوانت میشوم یا نه؟
سرم را کاش بر زانو بگیری یوسف زهرا
بگو وقت شهادت، میهمانت میشوم یا نه؟
#امام_زمان
#میلاد_عرفانپور✍
.................
.
#امام_زمان_عج
حیف از تو که گل باشی و من خار تو باشم
بگذار که از دور گرفتار تو باشم
من مایه ندارم که خریدار تو گردم
باشد که گدای سر بازار تو باشم
گر راه ندارم به حریمت نظری کن
تا معتکف سایة دیوار تو باشم
با آنکه تو را عاشقم از خود نپسندم
تو یار به من باشی و من عار تو باشم
دستی، که به جز دامن لطف تو نگیرم
چشمی، که فقط طالب دیدار تو باشم
زخمم به جگر زن که دوایی نپذیرد
دردی به دلم بخش که بیمار تو باشم
از همچو تویی پاک تر از گل همه حیف است
تا همچو منی عبد خطاکار تو باشم
سوزم به درون ریز که پیوسته بسوزم
خوابم ببر از دیده که بیدار تو باشم
آن رتبه ندارم که نهی پای به چشمم
بگذار که خاک ره زوار تو باشم
من میثمم و چوبة دارم به سر دوش
بگذار که دلباخته ی دار تو باشم
#استاد_حاج_غلامرضا_سازگار ✍
.
#حضرت_رباب علیهاالسلام
#حضرت_علی_اصغر علیهالسلام
فرازی از یک #مثنوی
🔹بانوی آفتاب🔹
لختی بیا به سایهٔ این نخلها رباب!
سخت است بیقرار نشستن در آفتاب!
این گریههای بیحدِ كودک برای چیست؟
این گریهها، ز جنس تقاضای آب نیست!
این بار گریه، حاصل عشق است و شوق و شور
رفتن ز مرز حادثه تا قلههای نور
«ساقی! حدیث سرو و گل و لاله میرود»
«این طفل، یکشبه ره صد ساله میرود»
این بار، گوش بر سخن هیچکس مکن
گهواره را برای شهادت قفس مکن..
این طفل را فقط پی اهدای جان فِرِست
این هدیه را فقط به سوی آسمان فِرِست
باید که شعرِ فتح بخواند، قبول کن!
حیف است او به خیمه بماند، قبول کن!
برخیز ای رباب، دلت را مجاب کن
قنداقه را به دست پدر ده، شتاب کن..
بشتاب! نه! شتاب علی بیشتر شدهست
گویا ز رازهای خدا، با خبر شدهست
وقت وداعِ همسفر آمد، نگاه کن
هنگام بوسهٔ پدر آمد، نگاه کن
دشمن به غیر کینه، مقابل نشد، نشد
در این میانه، حرمله، کاهل نشد، نشد..
گل را نصیبِ صاعقه کردند کوفیان
«از آب هم مضایقه کردند کوفیان»..
كم مانده بود عالم از این داغ جان دهد
ای مادرِ شهید خدا صبرتان دهد!
میدانم از دل تو شكوفید این امید
آقا سرش سلامت، اگر طفل شد شهید!
امّا كسی نمانده به آقا توان دهد!
یا رب مباد از پسِ این داغ جان دهد!
حالا به پشتِ خیمه پدر ایستاده است
مشغولِ دفنِ پیكر خورشیدزاده است
لبریز ابر میشود و تار، آسمان
در خاک دفن میشود انگار، آسمان
بهتر كه دفن بود تن طفل تو رباب
بوسه نزد سه روز بر این پیكر آفتاب
بهتر كه دفن بود و پی بوریا نرفت
آن ماهپاره زیر سُم اسبها نرفت
بهتر كه دفن بود و چو رازی كتوم شد
این نامه، محرمانه شد و مُهر و موم شد..
::
لختی بیا به سایهٔ این نخلها رباب!
سخت است بیقرار نشستن در آفتاب!
از خاطر تو آن غم دیرین نرفته است
آب خوش از گلوی تو پایین نرفته است!
زمزم به چشم و زمزمه در سینه تا به کی؟!
آه از جدایی دل و آیینه تا به کی؟!..
بگذار از این حکایت خونبار بگذریم
نفرین به هر چه حرمله! بگذار بگذریم
امّا از این گذشته تماشا کن ای رباب
حالا حسین مانده و این خیل بیحساب!
تنها به سمت معرکه باید سفر کند
زینب کجاست دختر او را خبر کند؟
این لاله لاله باغ مگر وا نهادنیست؟
این شرحه شرحه داغ مگر شرح دادنیست؟..
حالا چه عاشقانه محاسن كند خضاب
سبط رسول، تشنه میان دو نهر آب!
كمكم سکوت، ساحلِ فریاد میشود
آبِ فرات بر همه آزاد میشود
آبی ولی منوش كه غیر از سراب نیست!
زَهْر است این به كام تو، باور كن آب نیست!
این آب، شیر میشود و سنگ میشود
یعنی دلت برای علی، تنگ میشود!..
::
لختی بیا به سایهٔ این نخلها رباب!
سخت است بیقرار نشستن در آفتاب!
مهمانِ سفرههای فراهم نمیشوی؟
عیسی شدهست طفل تو، مریم نمیشوی؟
غمگین مباش، آخر این ماجرا خوش است
پایان شب به میمنت «والضّحی» خوش است
آید به انتقام کسی از تبارتان
«عَجّل عَلی ظُهورکَ یا صاحبَ الزمان»
📝 #جواد_محمدزمانی
#شب_هفتم_محرم