.
#واحد #رحلت_رسول_اکرم
#پیامبر_اکرم صلی الله علیه و آله
#سبک_بال_پر_زدن_آماده
شعر: عبدالله باقری ✍
سبک: #محمد_بیابانی
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
حرف دارم علیجان! با تو
حرف آخرم رو بشنو
من دارم میرم بعد من میان پشتِ در خونه مردم
جای دسته گُل مُزدمو میدن با آتیش خشم و هیزم
غنچهتو گلچین - با پا میچینه
مُحسنت به خاک و خون میشینه
قاتلش رو حتی نمیبینه - واویلا
زیر دست و پا - یارِ عاشقت
میخ در میشه - آیْنهی دِقت
سهم چاه میشه - اشک و هِق هِقت - واویلا
آه و واویلا / خداحافظ ۳ واویلا
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
سخته باورش میدونم
بُغضو از نگات میخونم
سخته وقتی که پهلوون باشی نامردا بشن کابوست
سخته ببینی بین کوچهها ریختن رو سر ناموست
وقتی کینهها - رو بِشن علی!
با طناب تو رو - میکِشن علی!
تو صبوری کن - خواهشاً علی! - واویلا
زهراتو زدن - تو صبوری کن
پیر میشه حسن - تو صبوری کن
به خاطر من - تو صبوری کن - واویلا
آه و واویلا / خداحافظ ۳ واویلا
.........
🏴 #محرم۱۴۰۳
#زمزمه #واحد #شهادت_امام_حسن
#امام_حسن علیه السلام
#سبک_بال_پر_زدن_آماده
شعر: #عبدالله_باقری ✍
سبک: #محمد_بیابانی 🎼
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
دردم و دوا کردی زهر !
من دیگه میرم از این شهر
شهری که برام خاطرههای خوبی و به جا نذاشته
شهری که داغِ بیمادری و روی دل من گذاشته
یادمه حقِ - بابامو خوردن
یادمه اون روز - طناب آوردن
مثل متّهم - توو کوچه بُردن - ای جانم
یادمه هنوز - غربت حیدر
توی گوشمه - نالهی مادر
دست فضه بود - غنچهی پرپر - ای جانم
آه و واویلا / از این غربت ۳ واویلا
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
عمریه تنها میسوزم
شد شب سیاه هر روزم
بعد روزی که دشمن خدا راه مادرم رو سد کرد
خدا میدونه غرور من و چادر و با هم لگد کرد
بین خار و گُل - فاصله کم بود
کاش قَدَم مثلِ - ابالفضلم بود
ضربهای که زد - خیلی محکم بود
نانجیب از جون - ما چی میخواد
گوشواره شکست - نبُردم از یاد
مادرم پا شد - ولی باز اُفتاد
#بیست_و_هشت_صفر
.👇
.
#زمینه #شور #زمزمه
#شهادت_امام_رضا
#سبک_به_سمت_گودال
#بیا_جوادمن
🔘🔘
☑️بنداول
بیا جواد من ای پسرم بابا
ای روشنایی چشم ترم بابا
آرومه جونه من بیاجوونه من
بیاهمه هست و بال و پرم بابا
بیا جواد من که از شرار زهر
تو حجره میسوزه پا تاسرم بابا
حال دلم زاره شد جگرم پاره
میریزه لخته خون از جگرم بابا
امون امون ای وای
•┈┈••✾❀🕊❀✾••┈┈•
☑️بنددوم
با چشم غمبارم با تن تب دارم
از اثر کینه شعله ورم بابا
زنده نمی مونم سوخته همه جونم
چیزی نمونده از خاکسترم بابا
سنگین شده سینه چشمام نمی بیینه
همش رو لبهامه وای مادرم بابا
با غم بی حدم روضه های جدم
اومده این لحظه توو نظرم بابا
امون امون ای وای
•┈┈••✾❀🕊❀✾••┈┈•
☑️بندسوم
که زیر تیغ و تیر میونه یک گودال
زیر سم اسبا شدبدنش پامال
به اشکای چشم عمه م می خندیدن
به روی خاک داغ داغ سرش رو بریدن
به زیر سنگا و زیر تیغ و دشنه
دست و پاهامیزد بالبای تشنه
امون امون ای وای
•┈┈••✾❀🕊❀✾••┈┈•
#سبک_بسمت_گودال_از_خیمه_دویدم
#مجیدمرادزاده ✍
.👇
.
#زمینه
#امام_حسن
#سبک_ریان_بن_شبیب
#کاشکی_گنبد_طلا
🔘🔘🔘
☑️ بنداول
کاشکی گنبد طلا مرقد باصفا
داشتی آقا
کاش بودی تو ایرون چون شاه خراسون
امام رضا
ورودیه صحن
چقدغوغا/می شد اقا/گل زهرا
وردیه صحن/سینه زن ها
می خوندند /جان حسن مولا
عزیزحیدر غریب مادر
┄•┄┅═══••↭••═══┅┄•
☑️بنددوم
اقا ی بی حرم سفره داره کرم
یامجتبی
اقای بی حرم دیدی تو درد و غم
تو کوچه ها
.....
تو کوچه دیدی/راه و سد کرد
بهت بد کرد /بهت بد کرد
تو کوچه دیدی/به مادر زد
سیلی نامرد
بهت بد کرد
عزیزحیدر غریب مادر
┄•┄┅═══••↭••═══┅┄•
☑️بندسوم
دیدی مادر نشست/گوشواره هاش شکست
ای وای ای وای
دیدی رو صورتش/ مونده بود جای دست
ای وای ای وای
دیدی پر مادر
شکست ای وای
شکست ای وای
شکست ای وای
دیدی سر مادر
شکست ای وای
شکست ای وای
شکست ای وای
عزیزحیدر غریب مادر
┄•┄┅═══••↭••═══┅┄•
☑️بندچهارم
زهر کین همسر/به جگرت شرر
میزد میزد
پیش چشم خواهر/میزدی بال و پر
بی حد بی حد
امام غم نصیب/غریب بن غریب
یامجتبی«ع»
تیربارون شد تنت/ خونین شدکفنت
یامجتبی(ع)
چه فتنه هاو/چه آتیشا
که افروختن/که افروختن
با تیر به تابوت/تن و دوختن
تن و دوختن تن و دوختن
عزیزحیدر غریب مادر
#شهادت_امام_حسن
#بیست_و_هشت_صفر
┄•┄┅═══••↭••═══┅┄•
#کربلایی_رضا_نصابی
#کربلایی_مجیدمرادزاده
.👇👇
.
الان طرف داره توی برنامه زنده تلویزیونی و در حرم امام رضا روضه میخونه
یه بنده خدایی داشت کتاب دعا جمع میکرد، مداح خوش صدا پشت بلندگو و در پخش زنده گفت؛ یکی ای آقا رو جمعش کنه.. !
.
#زمینه #زمزمه
#کوچه_بنی_هاشم
#زمینه_حضرت_زهرا
کوچه و #امام_حسن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نمیگم مفصل
شد اون کوچه یک لحظه مقتل
گرفت راهمون و
سر مادرم داد زد اول
اهانت به من کرد
جسارت به زن کرد
جلو چشمای من
روی مادرم دست بلند کرد
مادر زمین خورد،حسن مُرد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
می میرم به زودی
حسین خوش به حالت نبودی
چنان زد که دیگه
نمی ره رد اون کبودی
نشست و نشستم
شکست و شکستم
تا این طور نلرزم
باید که چشامو می بستم
مادر زمین خورد ،حسن مُرد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دلم خون ِ از بس
بزارید بگم این رو هم پس
یه روزم بلند شد
به روی رقیه همین دس
شب سرد تنهاس
نه بابا نه عباس
رسید زجر نامرد
باهاش حرف زد هر جور دلش خواس
زد بی هوا زد،با پا زد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#علی_زمانیان ✍
#محمد_توسلی 🎤
https://eitaa.com/emame3vom/106048
👇
.
#روضه_امام_رضا_علیه_السلام
#ماه_صفر
بسم الله الرحمن الرحیم
یا رحمن و یا رحیم
🔸ای غریبی که ز جد و پدر خویش جدایی
ای امام رضا آقا جانم...
🔸خفته در خاک خراسان تو غریب الغربایی
قربون غریبیت برم امام رضا...
🔸اغنیا مکه روند و فقرا سوی تو آیند
🔸جان به قربان تو شاها که تو حج فقرایی
شب شهادت امام رضاست...
آی اونایی که آرزوی حرم با صفاش رو دارید اما چند ساله نرفتید...
( بعد منزل نبود در سفر روحانی)
امشب کبوتر دلتون رو با من همراه کنید...
بریم کنار پنجره فولاد امام رضا...
🔸جان به قربان تو شاها که تو حج فقرایی
فرمود اباصلت من میرم مجلس مامون...
ساعتی بعد برمیگردم
اگه دیدی عبا رو سرم کشیدم
دیگه با من حرف نزن...
بدان کارم تمامه...
یا صاحب الزمان...
اباصلت میگه دیدم امام رضا از مجلس مامون بیرون اومدن...
عبا روی سر کشیدن...
حالشون منقلبه...
هی روی زمین میشینه...
هی بلند میشه...
وارد حجره شد...
صدا زد اباصلت...
درها رو ببند...
میخام تنها باشم...
یه گوشه ای داخل حجره...
این فرش ها رو کنار زد...
روی زمین نشست...
مثل مار گزیده ای از شدت درد به خودش میپیچه وناله میزنه...
خدایا یدفعه دید یه جوانی اومده...
یه گوشه ای ایستاده...
اباصلت میگه اومدم نزدیکتر...
عرضه داشتم...
من تمام درها رو بسته بودم شما از کجا وارد شدید...
فرمود اباصلت...
اون خدایی که منو از مدینه تا طوس آورده...
از در های بسته هم عبور میده...
میگه دیدم تا این آقازاده وارد حجره امام رضا شد...
حضرت خوشحال شدند...
از جاشون بلند شدند ...
هی صدا میزدند...
پسرم خوش آمدی بابا...
جوانم جواد... خوش آمدی بابا...
فهمیدم میوهی دل امام رضا...
آقام جوادالائمه است...
سر بابا رو در آغوش گرفت...
دارن با هم نجوا میکنن ...
عجب لحظات سختیه...
امام رضا داره وصیت میکنه...
اما طولی نکشید...
یه دفعه دیدن حضرت آرام آرام چشمانشون رو از این دنیا بستند...
صدای اقا جوادالائمه به ناله بلند شد...
اما خود امام رضا فرمودند...
یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ کُنْتَ بَاکِیاً لِشَیْ ءٍ فَابْکِ لِلْحُسَیْنِ
همه روضه ها به کربلا ختم میشه...
اگر اینجا پسر سر بابا رو در آغوش گرفت...
کربلا قضیه برعکس بود...
ابی عبدالله سر پسر رو در آغوش گرفت...
آماده ای بگم یا نه...
🔸سپه کوفه و شام استاده
🔸به تماشای شه و شهزاده
🔸شه به روی پسرش افتاده
🔸همه گفتن حسین جان داده
اومد کنار جوانش نشست...
سر علی اکبرش رو به دامن گرفت...
دلش طاقت نیاورد...
سر جوانش رو به سینه چسباند...
دید دلش طاقت نمیاره...
لحظات آخره...
خدایا... ابی عبدالله چکار کنه...
علی اکبرش داره جلو چشماش جان میده...😭
یدفعه دیدند حسین صورت به صورت علی چسباند...
هی صدا میزنه...
عَلَى الدُّنْیا بَعْدَکَ الْعَفا
علی جان... بابا...
اُف بر این دنیا بعد از تو علی...
تسلای دل ابی عبدالله...
ناله بزن یاحسین...
الا لعنت الله علی القوم الظالمین
#روضه_امام_رضا
.