eitaa logo
امام حسین ع
22.2هزار دنبال‌کننده
414 عکس
2.1هزار ویدیو
2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
زمینه فاطمیه ➖➖➖➖➖➖➖➖➖ اشکمو در میاره این روزا، جلو چشام سرتو گیج میره قدمو خم کردین پدر دختر، نگو که این تقصیر تقدیره شبای تاریکمو روشن کن، ببین علی از مدینه سیره نذار بگن دختر پیغمبر ، جلو چشای علی میمره •••••••••••••••••••••••••• نفس بکش،نفس علی؛ مدینه شد، قفس علی/ نیگا بکن، بی کسه علی ؛ (فاطمه جان)۲ نرو بمون، کنار من؛ امید من، بهار من/ تو هستی ذوالفقار من؛( فاطمه جان)۲ •••••••••••••••••••••••••• (واااااای،دارم به لب زمزمه وااااای شرمندتم فاطمه) ➖➖➖➖➖➖➖➖➖ بدی نکردم به کسی اما، دنیا چقد برم عذاب داره کار گلم رسید به جایی که، حتی توی خونه هم حجاب داره همسایه ها برو بیاهاشون،بوی کنایه و عتاب داره میومدن با طعنه میگفتن، عیادت مریض ثواب داره •••••••••••••••••••••••••• دریای خون، شده چِشِ من ؛رفتی و رفت، آرامشِ من/ محل بذار؛ به خواهش من ؛(فاطمه جان)۲ پرستوی، لونه ی علی؛ بمون تویِ، خونه ی علی/ نلرزه تا ،شونه ی علی ؛(فاطمه جان)۲ •••••••••••••••••••••••••• (واااااای،دارم به لب زمزمه وااااای شرمندتم فاطمه)۳ ➖➖➖➖➖➖➖➖➖ وقتی که تو خواب سفر دیدی ، خواب تو تعبیر شدنم داره از زندگی سیر شدی زهرا جان، این زندگی سیر شدنم داره محسنتو به پشت در کشتن، به خدا این پیر شدنم داره شوهرتو تنها گیر آوردن، بی کسی تحقیر شدنم داره •••••••••••••••••••••••••• حرف دلم ،سکوتِ توئه: مقابلم ،تابوتِ توئه/ قاتل من ،قنوت توئه ؛(فاطمه جان)۲ میشکنه غم، کمرِ منو ؛خون میکنه،جگرِ منو/ پیر میکنه ،پسرِ مَنو ؛( فاطمه جان)۲ •••••••••••••••••••••••••• (واااااای،دارم به لب زمزمه وااااای شرمندتم فاطمه)۳ @emame3vom 〰〰〰〰〰〰〰〰 .
🔹 ؛ 🔸حضرت زهرا سلام الله علیها روزی حضرت امیر(علیه السلام) به خانه آمد، دید زهرا (سلام الله علیها) بیمار افتاده. چون شدت بیماری و تب آن بانو را دید، سرش را به دامن گرفت و بر رخسارش نظر كرد و گریست و فرمود: یا فاطمه ! چه میل داری ؟ از من بخواه. آن معدن حیا و عفت عرض كرد: یا پسر عم ! چیزی از شما نمی خواهم. علی (علیه السلام) دوباره اصرار نمود. آن بانوی معظمه قبول نكرد، به علت آنكه پدرم رسول خدا(صلی الله علیه وآله) فرمود: از شوهرت علی هرگز خواهش مكن ، مبادا خجالت بكشد. حضرت فرمود: ای فاطمه ! به جان من تو آنچه میل داری ، بگو. عرض كرد: حال كه قسم دادی ، چنانچه در این حالت اناری باشد، خوب است . علی (علیه السلام) بیرون رفت و از اصحاب جویای انار شد، عرض كردند: فصل آن گذشته ، مگر آن كه چند دانه انار برای شمعون آوردند. ✅ حضرت خود را به در خانه شمعون رسانید و دق الباب نمود. شمعون بیرون آمد، دید اسدالله الغالب بر در است ، عرض كرد: چه باعث شد كه خانه مرا روشن نمودی ؟ حضرت فرمود: شنیده ام كه از طایف برای تو اناری آورده اند، اگر چیزی از آن باقی مانده یك دانه به من بفروش كه می خواهم برای بیمار عزیزی ببرم . عرض كرد: فدای تو شوم ، آن چه بود مدتی است فروخته ام . آن حضرت به فراست علم امامت می دانست كه یكی باقی مانده ، فرمود: جویا شو، شاید دانه ای باقی باشد و تو بی خبر باشی . عرض كرد: از خانه خود باخبرم . همسرش پشت در ایستاده بود و گفت و گو را می شنید، گفت : شمعون ! یك انار در زیر برگ ها ذخیره و پنهان كرده ام. آن انار را خدمت حضرت آورد. حضرت چهار درهم داد. شمعون گفت : یا علی ! قیمت این انار نیم درهم است . حضرت فرمود: همسرت آن را برای خود ذخیره كرده بود و اضافه پول برای او باشد. 🔻 آن را گرفت و به شتاب روانه خانه شد، اما در راه صدای ضعیف و ناله غریبی شنید. از پی آن رفت تا داخل خرابه شد، دید شخصی كور و بیمار غریب و تنها به خاك افتاده ، از شدت ضعف و مرض می نالد. امام بر بالین او نشست و سر او را در كنار گرفت و پرسید: ای مرد! چند روز است ، بیمار شده ای ؟ عرض كرد: ای جوان صالح ! من از اهل مداین هستم ، قرض زیادی داشتم مدتی است به كشتی سوار و به این دیار آمده ام كه شاید خدمت امیر مؤمنان برسم تا علاجی در قرض من نماید، در این حال مریض شدم و ناچار گردیدم . آن جناب فرمود: یك انار در این شهر بود كه برای بیمار عزیزی آن را به دست آوردم ، اما نمی توانم تو را محروم كنم . نصف آن را به تو می دهم و نصف دیگر آن را برای او نگه می دارم . آن گاه انار را دو قسمت كرد و به دهان آن مریض گذاشت تا نصف تمام شد، آن گاه فرمود: دیگر میل داری ؟ عرض كرد: بسیار دلم بی قرار است ، هر گاه نصف دیگر را احسان نمایی ، كمال امتنان است. 💬 آن جناب سر خود را به زیر افكند به نفس خود خطاب نمود: یا علی ! این مریض در این خرابه غریب افتاده ، از این جهت به رعایت سزاوار است . شاید برای فاطمه وسیله دیگر فراهم شود. پس نیم دیگر انار را نیز به او دادند. چون تمام شد، آن بیمار كور دعا كرد. 🍃 حضرت با دست تهی ، متفكر و متحیر، كه آیا چه جوابی به زهرا(سلام الله علیها) بگوید، زیرا به او وعده انار داده بود، از خرابه بیرون آمد، اما آهسته آهسته به عرق خجلت آمد تا به در خانه رسید و از داخل شدن خانه شرم داشت و سر مبارك را از در خانه پیش برد تا بنگرد آن مخدره در خواب است یا بیدار. دید آن بانوی معظمه عرق كرده و نشسته ، و طبقی از انار نزد آن بانو است كه از جنس انار دنیا نیست و تناول می فرماید. خوشحال شده و داخل خانه شد و از واقعه جویا شد. ✨ فاطمه (سلام الله علیها) عرض كرد: پسر عمو! زمانی كه رفتید، چیزی نگذشت كه بهبودی در من پیدا شد و ناگاه دق الباب شد، فضه رفت و دید شخصی طبقی انار آورده كه آن را جناب امیرالمؤمنین داده كه برای سیده زنان ، فاطمه بیاورم. @emame3vom 📚 منبع؛ داستان فضایل و كمالات فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، صفحه ۱۴۶-۱۴۸.
• ﷽ • سبک: حضرت متن:چه کوبنده است... 🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 چه کوبنده است چه برنده است کلام تو نمی گنجد به فهم ما مقام تو کند کار مسیحایی هر آن کس که به عالم گشته است عبد و غلام تو نعره میزنی به روی ابن مرجانه کاخ ظلم و جور را میکنی ویرانه بعد عباس علی علم به دوشی تو فتح شام و کوفه میکنی تو مردانه کنز حیا زینبه ای با وفا زینب ذکر تموم اسرا در کربلا زینب ای حامی و ناجی دین خدا زینب 🌑سیدتی یا زینب🌑 @emame3vom ☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️ تمام انس و جان باشند به فرمانش ببالد حق به گفتار و به ایمانش الهی قسمتم گردان که روزی من که در راهش کنم جان را به قربانش فاضل و عابد و عالمه زینب خواهر امیر و شاه علقمه زینب ای جمال و ای جلال حضرت زهرا ای فهیمه ی غیر مفهمه زینب تاب و توان زینبه آرام جان زینب عشق تمومی عالم امکان زینب به قلب زار منی تو ضربان زینب 🌑سیدتی یا زینب🌑 ♦️ کانال رسمی کربلایی وحید شکری .
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
بقیع ای مدفن گلهای پرپر بقیع ای تربت زهرای اطهر   بقیع ای گلشن آل محمد(ص) بقیع آئینه دار نور سر مد   بقیع بر عاشقان بزم حضور است بقیع محنت سرای پنج نور است   بقیع قبر حسن در آفتاب است دل هر عاشقی بهرش کباب است   بقیع فریاد زین العابدین است بقیع هم مجتبی هم ساجدین است   بقیع دارد گلی همچون شقایق یکی باقر یکی شمس الحقایق   بقیع عطر گلاب یاس دارد نوای مادر عباس دارد   بقیع هر شب کنارش ناله دارد بقیع زهرای هجده ساله دارد   بقیع کی میرود این غصه از یاد که زهرا با کتک در کوچه افتاد   بقیع بر تو مولا گریه کرده تمام هستی اش را هدیه کرده   (امیری فر)
. دل دیوونه ی من مثل آهو به در لطف تو پناه آورده آقا شرمندتم به جای هدیه روی شونه فقط گناه آورده @emame3vom تو که نورٌ علی نوری ، تو که گنامو میشوری کربلامو بده امشب تا که نَمُردم از دوری بدم اما جون زهرا آقا نگی که معذوری تو دلم شوری انداخت نمک اسمت ارباب حرارتت تو قلبم آقاجون مثل آتیشه ندیده عاشق هستم ، ببینم کاش چشاتو به خدا تا نبینمت دلم آروم نمیشه ... یا حسین یَابنَ زهرا ، یا حسین یَابنَ زهرا ... توی شاهای عالم شاه حسینه اینو من نمیگم همه میدونن مریداش همشون زمینی نیستن به خدا خیلیشون تو آسمونن پُره عشقش توی خونم ، دست من نیست که دیوونم تا که میگم یا حسین جان ، بی بی زهرا میگه جونم تمومیِ نفسامو به همین روضه مدیونم شفا تو چای روضه ست آخه فاطمه ریخته به خدا راسته زهرا بانیِ اصلی اینجاست کلیدا دست اونه ، واسه اون قفلا بازه به خدا هر کی هر کجا رسیده دست زهراست ... یا حسین یَابنَ زهرا ، یا حسین یَابنَ زهرا ... تا که اسمت میاد دست خودم نیست آقا بی اختیار دیوونه میشم از رگ گردنم نزدیکی به من تورو حس میکنم همیشه پیشم تو لطیفی مثل یاسی ، تو که خدای احساسی میمیرم من واسه چشمات آقاجون بی رودَرواسی مثل بابات علی مَردی یا حسین حضرت عباسی همه چیمو تو دادی من که چیزی نداشتم آقا هر جا رسیدم فقط از لطف شما بود نگاه تو زهیرو تو یه لحظه زهیر کرد اگه نگاه لطف تو نبود الآن کجا بود ... یا حسین یَابنَ زهرا ، یا حسین یَابنَ زهرا ... 🆔 @emame3vom
. خورشید و نورش پیشت مثه فانوسه که لطف تو دریا نیست مثه اقیانوسه کارم اینه توی وقتای دلتنگی @emame3vom میگیرم آقا هر بار از عکس حرم بوسه کربلا خواب زیبای من یه زیارت شده رؤیای من برگ این نوکری سینمه سُرخیه سینه ام امضای من ... یاحسین ، آقام آقام آقام (2) یا ثارالله ... قلب شکستم به عشق تو محکومه تا وقتی دلم باشه به نام تو آرومه کجا نوشته ست که از دم پُر خیرت کسی که پشیمونه تو حکم یه محرومه نوشتم آقا با آب طلا در قلبم همین جمله رو زیبا ورود همه ممنوعه چون داری توی دلم منزل و مأوا ... یاحسین ، آقام آقام آقام (2) یا ثارالله ... بدیِ مارو گرفتی تو نادیده دلم میگه هی اینو آقا تورو بخشیده کاشکی به جرم دیوونگیمون آقا بگن تا ابد تو کربلای تو تبعیده یا حسین أنت نعم الأمیر وصف تو جا نمیشه توی تفسیر لطف تو هر نفس با منه دست و پاهای منو بسته به زنجیر ... یا حسین ، آقام آقام آقام (2) ، یا ثارالله ... 🆔 @emame3vom .
. خواستم کرب و بلا باشم شبی اما نشد زیر قُبه یک شب جمعه ولی آقا نشد با چه رویی من بگویم نوکرت بودم حسین سهمم اما یک زیارت بین زائرها نشد بعد از عمری گریه کردن در میان روضه ها یک سفر تا کربلا در خواب هم حتی نشد @emame3vom ترس دارم دوستان گویند بعد از مُردنم که فلانی هم آخرش رفت از دنیا نشد نشد نشد .
97.10.14_3.mp3
17.82M
🔊 باز هم این سفره های هیئتی رونق گرفت رونق این روضه ها از اعتبار فاطمه ست.. @emame3vom ◾ روضه شب جمعه 🎤حجت الاسلام روضه - حجت الاسلام میرزامحمدی: این صفای سینه هامان از صفای فاطمه ست هر چه داریم و نداریم از عطای فاطمه ست چادر خاکی او بر قلب ما هم نور داد باز هم در جان ما حال و هوای فاطمه ست باز هم این سفره های هیئتی رونق گرفت رونق این روضه ها از اعتبار فاطمه ست باز هم مهدی ما شال عزا انداخته باز دل خون از غم و سوز عزای فاطمه ست بوی زهرا را گرفته باز شهر مصطفی کوچه های شهر مست ربّنای فاطمه ست آبرومان رفته اما باز هم ما را خرید آنچه آورده است ما را هم دعای فاطمه ست من نمیدانم چه سِری است در خلقت ولی خلق مجنون علی ، او مبتلای فاطمه ست از همان اول خدا در شأن زهرا گفته بود او برای حیدر و حیدر برای فاطمه ست کی فروشیم عزتِ خود از برای آب و نان بشنوید، این مملکت تحت لوای فاطمه است مادری کرده برای بی پلاکان شهید قبر این گمنام ها پائین پای فاطمه است گرچه پنهان ماند، قبر مادر آلاله ها سینه ی سینه زنان تا هست، جای فاطمه است علت این گریه های ماست، اشک فاطمه گریه های ما همه از گریه های فاطمه است گوش کن، از کوچه ها دارد صدایی می رسد این صدای مجتبی، یا نه... صدای فاطمه است علت چشمان تارش بعد ها معلوم شد جای دست گرگ روی پلک های فاطمه است