eitaa logo
امام حسین ع
22.2هزار دنبال‌کننده
414 عکس
2.1هزار ویدیو
2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
. و (شب های آخر ماه رمضان) شبای قدر گذشت و رفت فراق به سر نیومده خیلی دلم گرفته که از تو خبر نیومده قرآن به سر گرفتم و دیدی تو شور وشینمو تو دل شب شنیده ای الهی بالحسینمو قبول دارم که روسیام گناه برام یه عادته رها نکردی دستمو نگاه تو سعادته لحظه به لحظه معصیت گره تو کارِ فرجه صراط مستقیم تویی ببخش که راه من کَجه من دم افطار برا تو با گریه میکنم دعا به جون مادرت قسم روزای آخری بیا خسته از این جدائی ام دیدنت آرزوم شده نام قشنگت آقاجون بغض توی گلوم شده تموم ترسم اینه که ندیده،مرگم برسه تموم کن این فاصله رو این همه انتظار بسه بیا به حق مرتضی زمانه رو صفا بده با دست مهربان خود برات کربلا بده مرتضی عابدینی .👇
. با خدا به روضه علیه السلام آمده عبد گنهکار، بگو می بخشی با دلی زار و گرفتار، بگو می بخشی چشم امید مرا تار نکن یا الله باز هم حضرت غفار، بگو می بخشی کار ما را نگذاری تو به آن آخر وقت اولین لحظه ی دیدار، بگو می بخشی با بدهکار خودت باز مدارا کن، آه طلبت را به بدهکار، بگو می بخشی تا که آب از سر من رد نشده کاری کن مثل آن توبه ی هر بار، بگو می بخشی من خودم آمده ام، فاش بگویم خجلم سر به زیر آمدم ای یار، بگو می بخشی دم افطار فقط یاد لب عطشانم به همان روضه ی افطار، بگو می بخشی قسمت می دهم اینبار به عباس علی به دو تا دست علمدار، بگو می بخشی وحید محمدی ۲👇 https://eitaa.com/emame3vom/41101 .👇
امام حسین ع
👆 عبدِ گنهکار.... و توسل ویژۀ شبِ جمعۀ _ حاج میثم ∞═┄༻↷↭↶༺┄═∞ آمده عبدِ گنهکار، بگو می بخشی با دلی زار و گرفتار، بگو می بخشی چشمِ امیدِ مرا تار نکن یا الله! باز هم حضرتِ غفار، بگو می بخشی کار ما را نگذاری تو به آن آخرِ وقت اولین لحظه ی دیدار، بگو می بخشی *کارِ آخرِ وقت مالِ مهمان های واقعی نیست،صاحب خانه ای که آخرِ وقت دَرِ خونه رو باز میکنه،میگه:شما هم بفرمائید...لطف میکنه، ولی اضافه آورده،بنده های واقعیش اومدن و بُردن..خدایا! یه فکری به حالِ منم بکن....* تا که آب از سر من رد نشده کاری کن مثل آن توبه ی هر بار، بگو می بخشی من خودم آمده ام، فاش بگویم خِجلم سر به زیر آمدم ای یار، بگو می بخشی قسمت می دهم این بار به عباسِ علی به دو تا دستِ علمدار، بگو می بخشی : وحید محمدی *حضرت زینب سلام الله علیها داره میگه:* برادرم! تو نبودی و یکه و تنها میانِ خنده ی چندین سوار اُفتادم هزار و نهصد و پنجاه زخم خوردی و من هزار و نهصد و پنجاه بار اُفتادم چقدر رأس تو بر نی، دلِ مرا خون کرد چقدر پُشتِ سَرِ نیزه دار اُفتادم محمد جواد شیرازی *یه مرد بیاد یه پولی به این نیزه دارها بده،نیزه ها رو از بینِ ناموسِ پیغمبر بیرون ببرن،دیگه بَسِ اینقدر مارو نگاه کردید...ای حسین
. سَرِ وعده ی عشق، با خدا رسیدم زنده موندم و ماه، رمضونو دیدم دل بی قرارم، شده باز هوایی در خونه ی تو، اومدم گدایی اومدم که با تو، درد دل کنم باز هر چی دل خوشی هس،جز تو ول کنم باز من که با گناهام، دلتو سوزوندم ولی باز خودم رو، تا خونت رسوندم اومدم دوباره، واسه ی رفاقت منو رو به را کن، واسه شهادت واسه گریه چشمام، می گیره بهونه روضه خون دوباره، کافیه بخونه چقدر شلوغه، قتلگاه برادر پیچیده تو گودال، ناله های مادر وحید محمدی https://eitaa.com/emame3vom/41104 .
✅ جزء اول قرآن کریم ✍خداوند از همه امور پنهان و آشکار شما باخبر است. •┈┈••✾••┈┈•
✅جزء اول قرآن کریم ✍ نیکی کنید که خداوند همه چیز را می بیند.
. بیچاره ام، دلخسته ام ، زارم، نزارم باز آمدم چون ابر بارانی ببارم قلب سیاه و چشم خشک آورده ام من اشکم نمی آید، گره خورده به کارم غیر از گناه و معصیت انگار اصلا کاری نمی آید از این چشمان تارم حرف جدایی را نزن، دق می کنم من من که به جز این خانه جایی را ندارم چیزی به جز بار گنه بر شانه ام نیست بار مرا بردار که افتاده بارم هی قول توبه می دهم اما چه سودی دیگر به قول خویش اطمینان ندارم من را بسوزان اعتراضی که ندارم نا اهلم و می دانم اصلا اهل نارم بد جور دلتنگ غروب کربلایم ای کاش میشد سر بر آن تربت گذارم این روزه ها، روضه به پا کردند در من این روزها یاد لب خشک نگارم ..... قربان آن خواهر که پای نیزه می گفت: حالا ببین بر ناقه ی عریان سوارم یک روز عباسِ علی دور و برم بود حالا به شمر و حرمله افتاده کارم وحید محمدی https://eitaa.com/emame3vom/41107 .
. ▶️ من این شبا مهمونتم آقا راهم دادی بازم تو این خونه باید خودت فکری کنی واسم حال دلم خیلی پریشونه بار گناهم گرچه سنگینه برگشتم امشب با پشیمونی آی مهربون جان علی اکبر از نوکرت رو برنگردونی هر وقت گناه کردم خودم دیدم حال بکاء و گریه هام میره خیلی خجالت می کشم وقتی تو روضه ها گریه ام نمی گیره روی دو وعده روضه می گیرم هم صبح و هم هنگام افطارم وقتی که ظرف آب می بینم یاد لب خشک علمدارم دست منو خیلی گرفتی و خیلی بهت نوکر بدهکاره آقا بیا امشب کنار ما با تو ابوحمزه صفا داره بازم شب هشتم دلم بدجور خورده گره با روضه ی اکبر امشب می خوام با هم بخونیم از اون روضه ای که دوست داره مادر جونم فدای اون جوونی که شد اربا اربا پیکر پاکش لشکر می خندید و پدر گریون افتاد کنار جسم صد چاکش جونم فدای اون غریبی که داغ جوونش قدشو تا کرد تا که صداشو بشنوه، آقا راه گلوی اکبرو وا کرد اینقدر این تن اربا اربا بود توی تموم دشت میدیدش آقای ما تنها با چه حالی تیکه به تیکه رو عبا چیدش یاربنا یاربنا، اَلعفو .👇