eitaa logo
امام حسین ع
22.2هزار دنبال‌کننده
414 عکس
2.1هزار ویدیو
2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
▪️◾️◼️⬛️ ⬛️◼️◾️▪️ 🎤 لالا لالا یه کم دیگه دووم بیار یه کم دیگه دندون روی جگر بذار مشکو یکی بُرده که بر می گرده زود وقتی می رفت همش به فکر خیمه بود مده با اشک، زندگی مو به باد آب می رسه، اگه خدا بخواد عمو رسید، کنار علقمه صدای تکبیرش میاد لالائی، عموش رفته آب بیاره لا لا لا لا، منو نکن خونه خراب چیزی نمونده عمو جون بیاره آب بابات رفته به یاری آب آورش داره میاد! چرا خمیده کمرش؟ علی م داره، میزنه دست و پا بچم داره، میمیره ای خدا ببین هنوز به سمت علقمه ست نگاهی تلخ تو چشمای بابا لالائی، الهی بارون بباره لالائی عموش رفت آب بیاره 🎤 ▪️◾️◼️⬛️ ⬛️◼️◾️▪️ ۶۵۰
|⇦• روضه و توسل به اشبه الناس برسول الله حضرت علی اکبر علیه السلام اجرا شده شبِ هشتم ماهِ محرم سال 1397 به نفسِ کربلایی سید رضا نریمانی•✾• •┄┅═══••↭••═══┅┄• 【توجه】: جهت استفاده ، متون حتماً به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد. •┄┅═══••↭••═══┅┄• رفت جنگ نمایانی کرد ، یاد داده به این اسب، هر وقت دست گردنت انداختم منو برگردون .. خودش رو انداخت روی گردن اسب، کنایه از اینکه منو زودتر برگردون سمت خیمه ، اما این قطرات خون اومد جلو چشمایِ اسبُ گرفت (یه لحظه تصور کن) اسب راهشُ گم کرد ، بعضیا میگن اسب رفت سمت میدان تو دل لشکر ، اما بعضیا هم میگن تا یه نفر دید اسب حیران شده اومد افسار اسبُ گرفت .. اسب برداشت .. بریم یه جایی که حسین دستش بهت نرسه .. کوچخ باز کردن .. یکی با یه نیزه .. یکی با شمشیر .. یه نفر داد زد گفت اسمش علیِ .. آوردنش .. (ارباً ارباً میدونی یعنی چی؟ این حرفا فقط ماله محرمِ) عرب به زخم نامنظم ، به قطعات نامنظم میگه ارباً اربا .. فلذا چون دشمن وقت نداره، با عجله داره میزنه .. نامنظم میزنه .. چون هر لحظه میدونه الان حسین سر میرسه .. پسرشِ جوونشِ .. فلذا با عجله هی میزدن .. یهو اربابِ من و تو دید علی رو گم کرده ، اما یه گوشه از میدان شلوغه .. علی رو زمین افتاده .. این نیزه ها هی بالا میره، شمشیرا بالا میره .. گرد و خاک به هوا شده .. چه خبره؟ علی رو همه دارن میزنن .. ای حسین* یک نفر بیش نبودی که به میدان رفتی این همه نیزه چرا دور و برت افتاده *بگم چجوری زدنش؟ مثلِ مدینه .. تو کوچه .. هر کی با هر چی دستشِ مادر ما رو .. حسین ..* با خونت تو صحرا ، چه گلهایی کاشتی با جسمت برا من ، چه ردی گذاشتی با تو تیکه تیکه ، راهُ پیدا کردم تو این دشتِ تاریک ، ماه و پیدا کردم از اون ماهِ کامل .. قد یه ستاره .. نمونده به جز این تنِ پاره پاره .. فرستاده بودم .. علی اکبرم رو .. ولی میبرم من علی اصغرم رو .. *همه اومدن، عباس اومده، همه جمع شدن ، دیدن یه زنی از دم خیمه هی بی سر و سامانِ ، هی به سر میزنه .. وای پسرِ برادرم .. وای حسینم ..* خیز و از جا آبرویم را بخر ... عمه را از بین نامحرم ببر .. *اینجا ابی عبدالله غش کرده رو بدن، یهو دید یه دست گرمی اومد رو شونه اش سرُ برگردوند ، خواهرم تو چجوری این مسیرُ اومدی نگفتی نگاهت میکنن نامحرما ؟.. دقیقا مثل اون لحظه ای که علی رو بردن مسجد .. مادر سادات یه دست به کمر گرفت تو این کوچه ها هی میدوید هی میخورد زمین .. علی .. حالا اومد کنارِ این بدن ، علی جان :* میشینم رو زانو ، دیگه جون ندارم علی اکبرامُ پیشِ هم میزارم چجوری من از این ، بدن سردرآرم کجاشُ ببوسم ، کجاشُ بیارم .. یه لشکر حرومی ، پر از بغض و کینه یه کوچه وا کردن شبیه مدینه .. علی بود و بغضش ، یه لشکر به حیدر می گفت یا علی میزدن چند برابر .. حالِت رو که می بینم اکبر یادم میفته حالِ مادر هر دو یاس جوون پر پر .. ____________ ┄•┄┅═══••↭••═══┅┄•
Babolharam Narimani shab8_1.mp3
5.12M
|⇦• روضه و توسل به اشبه الناس برسول الله حضرت علی اکبر علیه السلام اجرا شده شبِ هشتم ماهِ محرم سال 1397 به نفسِ کربلایی سید رضا نریمانی•✾• •┄┅═══••↭••═══┅┄•
. دلشوره ای عجیب دلم را گرفته است بی تابی علی رمقم را گرفته است صندوقچه لباس علی را نگاه کن پوشیدن لباس ، توانم گرفته است گفتم سکینه،مادر،علی شیر خورده است بالش برای زیر سر او گرفته است پوشیده سرهمی زرد قشنگی که عمه از بازار مکه و یا که مدینه گرفته است عباس آمده به دیدن اصغر ، چه با نمک برجستگی دست ، به دندان گرفته است . دندان کوچک صدفی ، تیز تیز بود جایش بماند ، خنده عمو را گرفته است * دلشوره ای عجیب ، وجود مرا گرفت شیری نمانده بهر علی ، غم مرا گرفت آن مادری که آب ننوشد یکی دو روز بی شیر می شود به خدا،جان من گرفت خیمه به خیمه ، در طلب آب می دوم هاجر ، صفا ، مروه ، دلم بوی حج گرفت لب های کوچک گل من چون به هم خورد حالات خوردن در و دیوار را گرفت ای وای .. از چه رو لب تو چون کویر گشت چاکیده ،پر تَرَک ،پرِ خون، آسمان گرفت مَشکی که برد ، سُکینه ، به عباس می دهد آسوده گشت خاطر ما ، خیمه جان گرفت چون می رود عمو ، مه تابان ، رقیه جان نوبت برای خوردن آب علی گرفت رفته سکینه بر در خیمه نظاره گر لَختی زیاد رفته عمو ، دل شرر گرفت باران نیزه است و عمود و سر عمو گرید رقیه ، آب نخواهم زبان گرفت تو علی اکبر کوچک شده بابایی اصغری ، لیک علمدار و یل بابایی ذبح از گوش به گوشت ، همه هستی من کرده محبوس به سینه نفس بابایی گفت سید که رگ گردن تو چون میزاب گشت جاری ، پسر خوش نفس بابایی *** گردن کودک شش ماهه چه عطری دارد چشمهایش بنگر ، عمق نگاهی دارد لحظه ذبح شدن ، چون که فشارش افتاد ریخت نظمش به هم و لرز شدیدی دارد این امانت که ز خواهر بگرفتست حسین چون به بغما برود ، بار خجالت دارد بر در خیمه زنی منتظر فرزند است چشم امید به باریدن باران دارد ارباًاربای ، ربابا ، تو ندیدی هرگز گوش تا گوش به یک تیر چه دیدن دارد یک قدم پیش ، بیاید ، دو قدم پس برود آنکه در زیر عبا ، ذبح عظیمی دارد پشت خیمه پدری بهر پسر قبری کند و چه قبری ، تو نپندار که عمقی دارد خواست تا خاک بریزد ، به رخ مهتابش ناله ای آمد و گفتا که چه چشمی دارد چشم بازش تو ببین ، خیره شده بر رخ من به گمانم پسرم ، حس تلذّی دارد عصر روز دهم ماه محرم دیدند حرمله آمده و نیزه تیزی دارد نیزه اش را به زمین می برد و می کوبد گوییا قصد بدی ، فکر پلیدی دارد آه از لحظه بیرون شدن از خاک علی چکمه بر سینه و انگشت به چشمان علی راس تکیه زده بر پوست بدون خنجر دو سه باری بکشی ، کنده شود ، وای علی آه از لحظه دیدار رباب و سر نی چشمها خیره شده جمله به چشمان علی مادرش آب که نوشید ، خودش را می زد سینه اش شیر بیاورده ، ولی کوش علی محمد حسن صادقی عبد رباب... .
ای اهل کوفه رحمی این طفل جان ندارد خواهد که آب گوید امّا زبان ندارد دیشب به گاهواره تا صبح ناله می زد امروز روی دستم دیگر توان ندارد هنگام گریه کوشد تا اشک خود بنوشد اشگی که تر کند لب دور دهان ندارد رخ مثل برگ پاییز لب چون دو چوبۀ خشک این غنچۀ بهاری غیر از خزان ندارد ای حرمله مکش تیر یکسو فکن کمان را یک برگ گل که تاب تیر و کمان ندارد شمشیر اوست آهش فریاد او تلظّی جانش به لب رسیده تاب بیان ندارد منّت به من گذارید یک قطره آب آرید بر کودکی که در تن جز نیمه جان ندارد با من اگر به جنگید تا کشتنم بجنگید این شیرخواره بر کف تیغ و سنان ندارد مادر نشسته تنها در خیمه بین زنها جز اشک خجلت خود آب روان ندارد تا با خدنگ دشمن روحش زند پر از تن جز شانۀ امامش دیگر مکان ندارد «میثم»، به حشر نبود غیر از فغان و آهش آنکو از این مصیبت آه و فغان ندارد ◾️ نوحه واحد جانسوز
Mirdamad - Lala lala (BaroonAva.ir).mp3
3.57M
🌹لالا لالا لا بخواب آروم قهر نکن من طاقت ندارم 🌹لالا لالا لا گل تشنه از کجا مادر آب بیارم 🌹لالا لالا لا بخواب آروم تا نگیره دشمن سراغ تو 🌹لالا لالا لا گل تشنه میسوزم از لبهای داغ تو 🌹لالا لالا علی لای لای، علی لای لای 🌹لالا لالا لا بخواب آروم مشک ساقی شد پاره پاره 🌹لالا لالا لا گل تشنه آسمون هم ابری نداره 🌹لالا لالا علی لای لای علی لای لای 🌹از گریه های اصغر دلم داره میگیره 🌹یه قطره آب بیارید بچم داره میمیره 🌹ای اهل کوفه یه رحمی این طفل جان ندارد 🌹خواهد که آب گوید اما زبان ندارد 🌹دیشب به گاهواره تا صبح ناله میزد 🌹امروز روی دستم بنگر توان ندارد 🌹هنگام گریه کور شد تا اشک خود بنوشد 🌹اشکی تر کند لب دور دهان ندارد 🌹ای حرمله مکش تیر یک سوفه کرد کمان را 🌹یک برگه گل کتاب، تیر و کمان ندارد 🌹حسین غریب حسین غریب ثارالله 🌹حسین غریب حسین غریب ثارالله 🎤🎤 سید مهدی میرداماد ◾️ نوحه واحد جانسوز
rozeye_mirza mohamady_93_7.mp3
6.71M
◾️ بس کن رباب سر به سر غم گذاشتی ◾️ اصلا خیال کن که تو اصغر نداشتی .... ◾️ روضه روز هفتم️ سال 93 ◾️ حضرت (ع) 🎤🎤 حجت الاسلام والمسلمین میرزامحمدی
rozeye_mirza mohamady_94_7.mp3
14.98M
◾️ بس کن رباب سر به سر غم گذاشتی ◾️ اصلا خیال کن که تو اصغر نداشتی .... ◾️ روضه روز هفتم️ سال 94 ◾️ حضرت (ع) 🎤🎤 حجت الاسلام والمسلمین میرزامحمدی
5c9284e4b9a5a7c99f7fc4fa_-8718379249756144317.mp3
4.6M
◾️ هفتم ◾️ نوحه واحد 🎤🎤 حاج محمود کریمی ◾️ ای اهل کوفه رحمی این طفل جان ندارد
ز جور تو ز کفم رفت صبر و تاب، ای آب! بده سؤال مرا از وفا جواب، ای آب! ز ظلم‌ها که نمودی به اهل‌بیت حسین شکایت است مرا از تو بی‌حساب، ای آب! ز دیو و دد همه سیراب از تو گردیدند ز جیش کوفی و شامی ز شیخ و شاب،ای آب! بگو دگر به چه رو مانده‌ای به کرببلا؟ نمای شرم تو از روی بوتراب، ای آب! تو مَهر حضرت زهرا و تشنه‌کام، حسین فتاده با تن صد چاک بر تُراب، ای آب! خجل نگشتی از روی مادرش زهرا دمی که شد به فلک، نالۀ رباب؟ ای آب! دمی که نالۀ اطفال او به چرخ رسید حیا نکردی از روی آن جناب؟ ای آب! نوای «العطشِ» کودکان آل رسول نمود گوش فلک کر ز التهاب، ای آب! تو موج‌زن به فراتی ز تشنگی جان داد علیّ اصغر وی، روی دوش باب، ای آب! حسین را به لب آب، تشنه‌کام کُشی چه می‌دهی به پیمبر بگو جواب؟ ای آب! «اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک‌َالفَرَج»
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا خِیَرَةَ اللَّهِ و َابْنَ خِیَرَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ و َابْنَ سَیِّدِ الْوَصِیّینَ سلام بر تو ای ابا عبداللّه سلام بر تو ای فرزند رسول خدا سلام بر تو ای برگزیده خدا و فرزند برگزیده اش سلام بر تو ای فرزند امیر مؤ منان و فرزند آقای اوصیاء *- اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِساَّءِ الْعالَمینَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا ثارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثارِهِ وَ الْوِتْرَ الْمَوْتُورَ سلام بر تو ای فرزند فاطمه بانوی زنان جهانیان سلام بر تو ای که خدا خونخواهیش کند و فرزند چنین کسی و ای کشته ای که انتقام کشته گانت نگرفتی *- اَلسَّلامُ عَلَیْکَ وَعَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکُمْ مِنّی جَمیعاً سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ سلام بر تو و بر روانهائی که فرود آمدند به آستانت ، بر شما همگی از جانب من سلام خدا باد همیشه تا من برجایم و برجا است شب و روز *- یا اَباعَبْدِاللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصیبَةُ بِکَ عَلَیْنا وَ عَلی جَمیعِ اَهْل ِالاِْسْلامِ  ای ابا عبداللّه براستی بزرگ شد سوگواری تو و گران و عظیم گشت مصیبت تو بر ما و بر همه اهل اسلام *- و َجَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصیبَتُکَ فِی السَّمواتِ عَلی جَمیعِ اَهْلِ السَّمواتِ فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَیْکُمْ اَهْلَ الْبَیْتِ و گران و عظیم گشت مصیبت تو در آسمانها بر همه اهل آسمانها پس خدا لعنت کند مردمی را که ریختند شالوده ستم و بیدادگری را بر شما خاندان *- وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً دَفَعَتْکُمْ عَنْ مَقامِکُمْ و َاَزالَتْکُمْ عَنْ مَراتِبِکُمُ الَّتی رَتَّبَکُمُ اللَّهُ فیها و خدا لعنت کند مردمی را که کنار زدند شما را از مقام مخصوصتان و دور کردند شما را از آن مرتبه هائی که خداوند آن رتبه ها را به شما داده بود *- و َلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً قَتَلَتْکُمْ وَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدینَ لَهُمْ بِالتَّمْکینِ مِنْ قِتالِکُمْ و خدا لعنت کند مردمی که شما را کشتند و خدا لعنت کند آنانکه تهیه اسباب کردند برای کشندگان شما تا آنها توانستند با شما بجنگند *- بَرِئْتُ اِلَی اللَّهِ وَ اِلَیْکُمْ مِنْهُمْ وَ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْلِیاَّئِهِم  بیزاری جویم بسوی خدا و بسوی شما از ایشان و از پیروان و دنبال روندگانشان و دوستانشان *- یا اَباعَبْدِاللَّهِ اِنّی سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ اِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ  ای اباعبداللّه من تسلیمم و در صلحم با کسی که با شما در صلح است و در جنگم با هر کس که با شما در جنگ است تا روز قیامت *- وَ لَعَنَ اللَّهُ آلَ زِیادٍ وَ آلَ مَرْوانَ وَ لَعَنَ اللَّهُ بَنی اُمَیَّةَ قاطِبَةً وَ لَعَنَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجانَةَ  و خدا لعنت کند خاندان زیاد و خاندان مروان را و خدا لعنت کند بنی امیه را همگی و خدا لعنت کند فرزند مرجانه (ابن زیاد) را *- وَ لَعَنَ اللَّهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ لَعَنَ اللَّهُ شِمْراً وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسْرَجَتْ وَ اَلْجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتالِکَ  خدا لعنت کند عمر بن سعد را و خدا لعنت کند شمر را و خدا لعنت کند مردمی را که اسبها را زین کردند و دهنه زدند و به راه افتادند برای پیکار با تو *- بِاَبی اَنْتَ وَ اُمّی لَقَدْ عَظُمَ مُصابی بِکَ فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذی اَکْرَمَ مَقامَکَ  پدر و مادرم بفدایت که براستی بزرگ شد مصیبت تو بر من پس می خواهم از آن خدائی که گرامی داشت مقام تو را *- وَ اَکْرَمَنی بِکَ اَنْ یَرْزُقَنی طَلَبَ ثارِکَ مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ و َآلِهِ  و گرامی داشت مرا بخاطر تو که روزیم گرداند خونخواهی تو را در رکاب آن امام یاری شده از خاندان محمد صلی اللّه علیه و آله *- اَللّهُمَّ اجْعَلْنی عِنْدَکَ وَجیهاً بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ فِی الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ  خدایا قرار ده مرا نزد خودت آبرومند بوسیله حسین علیه السلام در دنیا و آخرت *- یا اَباعَبْدِاللَّهِ اِنّی اَتَقَرَّبُ اِلی اللَّهِ وَ اِلی رَسُولِهِ وَ اِلی امیرِالْمُؤْمِنینَ وَ اِلی فاطِمَةَ وَ اِلَی الْحَسَنِ  ای اباعبداللّه من تقرب جویم به درگاه خدا و پیشگاه رسولش و امیرالمؤمنین و فاطمه و حسن *- وَ اِلَیْکَ بِمُوالاتِکَ وَ بِالْبَراَّئَةِ (مِمَّنْ قاتَلَکَ وَ نَصَبَ لَکَ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرائَةِ مِمَّنْ اَسَّسَ اَساسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِعَلَیْکُمْ وَ اَبْرَءُ اِلَی اللّهِ وَ اِلی رَسُولِهِ) مِمَّنْ اَسَسَّ اَساسَ ذلِکَ وَ بَنی عَلَیْهِ بُنْیانَهُ وَ جَری فی ظُلْمِهِ