.
#شب_اول_محرم
🏴 #زمینه شهادت حضرت مسلم بن عقیل علیه السلام
#نوحه_مسلمیه
#زمینه_حضرت_مسلم_ع
#دست_من_بسته_و
🏴بند اول
دست من بسته و،قلبم از غم شکست
کوچه کوچه دلم،بی تو هر دم شکست
روی دارالعماره،دلم آروم نداره
داره از غصه ی تو،مسلمت کم میاره
لب تشنه،میدم از دور سلامت
زیر دشنه،میدم از دور سلامت
(یابن زهرا،میا کوفه حسین جان)
🏴بند دوم
رو لبم جونم و،تنها و بی کسم
برای دخترت،آقا دلواپسم
نیا که کوفی عهد و،پیمونش رو شکسته
نیا که شمر ملعون،منتظرت نشسته
لب تشنه،میدم از دور سلامت
زیر دشنه،میدم از دور سلامت
(یابن زهرا،میا کوفه حسین جان)
🏴بند سوم
این جماعت همه،دروغه حرفاشون
نیزه و شمشیره،آقا تو دستاشون
میشه برگردی آقا،اینا رحمی ندارن
برای کشتن تو،روزا رو میشمارن
لب تشنه،میدم از دور سلامت
زیر دشنه،میدم از دور سلامت
(یابن زهرا،میا کوفه حسین جان)
🙏#مسلمیه
✍️🎵کربلایی امیرحسین سلطانی
👇
.
#نوحه_حضرت_مسلم_ع
#زمینه #حضرت_مسلم
#ایام_مسلمیه
#شب_اول_محرم
🏴بند ۲
حضرت مسلم (ع)
من؛غریبه شهر غمم/در،کوفه شدم تنها
آه،ذکر لب من شد /آه،کوفه میا مولا
از کوفه و کوفی/آقا گله دارم
من بی کس و تنها/جایی رو ندارم
جز حرف دروغ/حرفی ندارن
سرها رو روی /نیزه میذارن
با دستای بسته،قلبم چه میلزره
میترسم از اینا،چشماشونه هرزه
حالا که اسیره،این شهر خرابم
فکر تو و ناموست میده عذابم
(واویلا واویلا)
✍️🎵کربلایی امیرحسین سلطانی
👇
.
#زمینه_امام_باقر_ع
#شور_امام_باقر_ع
#زمینه #حضرت_مسلم
#شور_حضرت_مسلم_ع
#مسلمیه
⚫امام باقر(ع)
🏴بند اول
روضه ی امام باقر روضه های شامه
نوحه ی امام باقر سنگ روی بامه
غصه ی امام باقر مجلس حرامه
وای،کوچیک بودم،زجر کشیدم
یه عالمه غصه دیدم
کنار عمه خمیدم
وای،گرفتار بلا شدم
کودک کربلا شدم
بانی روضه ها شدم
(وای،غریب آقا غریب آقا)
🏴بند دوم
ماتمه امام باقر ماتم حسینه
گریه ی امام باقر از غم حسینه
پرچمه امام باقر پرچم حسینه
وای،یادم نمیره قتلگاه
افتاده بودی بی گناه
مادر کشید از دلش آه
وای،تا که روی سینت نشست
خواهر تو چشاشو بست
دوباره مادرت شکست
(وای،غریب آقا غریب آقا)
⚫️#حضرت_مسلم (ع)
🏴بند سوم
گرچه مرد بی رقیبم ای پسر عمو جان
بِین کوچه ها غریبم ای پسر عمو جان
درد وغم شده نصیبم ای پسر عمو جان
وای،کوفی وفا نداره وای
ترس از خدا نداره وای
واسه تو جا نداره وای
وای،همه تو اینجا دشمنن
تو جنگ با تو با همن
سایتو با تیر میزنن
(وای،میا به کوفه یا حسین)
🏴بند چهارم
در هوای تو میبارم،همچو ابر پاییز
در مقابل تو یک شهر،داره میشه تجهیز
از سفر به اینجا آقا،جان من بپرهیز
وای،نقشه دارن برات آقا
شمشیراشون تیزه نیا
سر و میبرن از قفا
وای،رحمی به والله ندارن
اینجا اسیری میارن
رو صورتا گل میکارن
(وای،میا به کوفه یا حسین)
✍️🎵کربلایی امیرحسین سلطانی
🎤با نوای زیبای کربلایی مصطفی بابایی
👇
#عرفه
#امام_حسین
#شعر_مرثیه
#واحد
یا حسین اِبن علی اُخرُج اِلی ارضِ البَلا
قَد یَراکَ اللهُ مَقتولاً بِاَرضِ الکربلا
مِن سُیوفِ الخَصمِ مَطروحاً و مُلقاً فِی الثّرا
جسمِ تو صد چاک چاک و رأسِ تو گردد جدا
اشکِ خون می بارد آقا در فرازِ هر دعا
شد توسل با دل و جانش به درگاهِ خدا
بار اِلها! این حسین و این تو و اَمرِ قضا
هر چه باشد با دل و جانم رضایم بر رضا
ناگه از جانِ رسالت بر وی آمد این ندا
میوه ی جانِ پیمبر حجِ خود را کن رها
ترکِ این منزل، سفر کن سوی قومِ اشقیا
تا که اصلِ حجِ تو کامل شود در کربلا
قُرهًُ العینِ من ای فرزندِ زهرایِ بتول
باید این حجِ تو در کرببلا گردد قبول
باید از داغِ تو گردد سینه ی زینب ملول
غارتِ بیگانه گردد خیمه ی آلِ رسول
یا حسین اِبن علی اُخرُج اِلی ارضِ البَلا
قَد یَراکَ اللهُ مَقتولاً بِاَرضِ الکربلا
مِن سُیوفِ الخَصمِ مَطروحاً و مُلقاً فِی الثّرا
جسمِ تو صد چاک چاک و رأسِ تو گردد جدا
چون خدا خواهد ببیند تا تو را صد پاره تن
ظالمان غارت کنند از پیکرِ تو پیرَهن
در دلِ دشت و بیابان بی حنوط و بی کفن
تا بتازد نعل سمِ اسبها را بر بدن
تا حسین عزمِ سفر کرده به سویِ کربلا
تا ز لب جاری نموده ذکرِ تسبیح و ثنا
بانگِ حُزّانِ ملائک از منا تا کربلا
تا به گوشِ کعبه و تا زمزم و سعی و صفا
زین مصیبت ناگهان عرشِ خدا لرزان شده
دردِ این هجرت وجودِ جبرئیل نالان شده
فاطمه در اشک و آه و مرتضی گریان شده
بر حسینش نوحه گر پیغمبرِ سبحان شده
آن امامِ عشق گوید زینب و عباسِ من
جمله هم پیمان شویم ای لاله های یاسِ من
کن علَم بر پا برادر ماهِ نیک اَنفاسِ من
زینبِ محمل سوارم ای گُلِ احساسِ من
یا حسین اِبن عَلی اُخرُج اِلی ارضِ البَلا
قَد یَراکَ اللهُ مَقتولاً بِاَرضِ الکربلا
مِن سُیوفِ الخَصمِ مَطروحاً و مُلقاً فِی الثّرا
جسمِ تو صد چاک چاک و رأسِ تو گردد جدا!
هستی محرابی
#دعای_عرفه #روز_عرفه
.
.
.
#نوحه #زنجیر_زنی
#شب_هشتم_محرم
#محرم ۱۴۰۰
#حضرت_علی_اکبر (ع)
دور شدی از برم، با لب عطشان علی
تشنه فرستادمت، جانب میدان علی
بیکس و تنها شدم، در این بیابان علی
هستی بابا علی لاله ی لیلا علی
علی، علی، یاعلی، علی، علی، یاعلی
برده دل از انبیا، روی دلآرای تو
ای نگه آخرم، بر قد و بالای تو
تند مرو تا کنم، سیر تماشای تو
چشم به راهت بود حضرت زهرا علی
علی، علی، یاعلی، علی، علی، یاعلی
رفتی و بردی ز کف، تاب و توان مرا
میروی و میبری، روح و روان مرا
چشم گشا و ببین قد کمان مرا
دشت پر از قاتل و تو تن تنها علی
علی، علی، یاعلی، علی، علی، یاعلی
چو جان شیرین، تو را، ز خود جدا میکنم
محاسنم روی دست، خدا خدا میکنم
با دل بشکستهام، بر تو دعا میکنم
دو دیدهام از غمت گشته دو دریا علی
علی، علی، یاعلی، علی، علی، یاعلی
دیده به ره دوخته، قاتل خونخوار تو
تا زند از خون سر، آب به رخسار تو
برو برو یا علی، خدانگهدار تو
که همرهت میبری جان مرا یا علی
علی، علی، یاعلی، علی، علی، یاعلی
برو برو اکبرم، ضیاء چشم ترم
بدرقهات میکنند، تمام اهل حرم
پشتسرت خواهر و پیشرویت مادرم
گشته عزادار تو زینب کبری، علی
علی، علی، یاعلی، علی، علی، یاعلی
رفتی و با داغ تو، سوخت همه حاصلم
هجر تو شد مشکلم، داغ تو شد قاتلم
وای خدایا دلم، وای خدایا دلم
بعد تو خاک سیه بر سر دنیا، علی
علی، علی، یاعلی، علی، علی، یاعلی
شاعر؛ حاج غلامرضا سازگار
#زنجیرزنی
https://eitaa.com/emame3vom/46567
👇
.
#نوحه
#زنجیرزنی #زنجیر_زنی
#شب_هشتم_محرم
#سبک_گل_مینوی_علی
ای ضیاء بصرم پسرم ای پسرم
بــا سکـوت تو شده، پاره پاره جگرم
من که با چشم ترم از لب خشکت خجلم
خنده ی قاتـل تـو میزنـد آتش بــه دلم
پسرم ای پسرم لب گشا من پدرم
تــا ببینم کــه هنــوز زندهای در نظرم
چشم خود باز کن و دست و پا زن پسرم
میدهم جــان و بـه زخم بدنت مینگرم
زخم پیشـانی تـو مــانده به روی جگرم
پسرم ای پسرم لب گشا من پدرم
تنت از کثرت زخم چون گل چیده شده
عضـو عضـو بــدنت همـه پاشیده شده
نتــوان گفت چـه آورده عدو بر سر تو
پــاره چـون رشته ی تسبیح شده پیکر تو
پسرم ای پسرم لب گشا من پدرم
عمــه آمــد ز حـرم کمکم کـن پسرم
تــن صــد چاک تو را یا که او را ببرم
دیــده بگشا و بگو دور پدر صف نزنند
بگذارنـد کـه مـن گریـه کنـم کف نزنند
پسرم ای پسرم لب گشا من پدرم
کردم ای اهل حرم مرگ خود را احساس
یــاریم کــن قــاسم کمکم کــن عباس
بــه سرشــک من و زخم تن اکبر نگرید
گــل پـرپـر شدهام را سوی خیمه ببرید
پسرم ای پسرم لب گشا من پدرم
فاطمه مینگـرد بـا رسـول دو سـرا
اشک چشمان من و خون چشمان تو را
لالهگون گشته ز خون صورت نورانی تو
نیست ممکن که زنم بوسه به پیشانی تو
پسرم ای پسرم لب گشا من پدرم
شاعر؛ حاج غلامرضا سازگار
https://eitaa.com/emame3vom/46569
****************
.👇