eitaa logo
امام حسین ع
22.2هزار دنبال‌کننده
414 عکس
2.1هزار ویدیو
2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
. و توسل به حضرت سلام الله علیها اجرا شده شب سوم محرم 99 به نفس حاج مجتبی رمضانی ●•┄༻↷◈↶༺┄•● تو این شبِ تاریک، ستاره مبهوته خواب می دیدم بازم، سرم رو بازوته تقصیر من نیست که، اشکم سرازیره یادِ تو می افتم، خواب از سرم میره کجای دنیا، اینطوری بابا، جوابِ اشک و میدن جلو چشایِ، عمه سرت رو، روی زمین کوبیدن کسی نمی پرسه، از حال و احوالش پروانه ای رو که، سوخته پر و بالش ممنون تو هستم، که اومدی پیشم غصه نخور بابا، خودم فدات میشم اهالیِ شام، به دخترِ تو، مگه امون می‌دادن تو کوچه بازار، هی با اشاره، منو نشون می دادن حسين... من و ببر بابا، دورِ تو مي گردم چشام نمي بينه، عمه رو گم كردم يادم ميره دردِ، پارگي گوشم وقتي سَرِ خونيت، باشه تو آغوشم يه نانجيبي اومد تو خيمه، گوشواره هامُ بُردش نديدي بابا، چه وحشيونه، خلخال پامُ بُردش اون بي حيايي كه، كشيده گيسومُ دستايِ سنگينش، شكسته اَبرومُ تا ديد عموم رفته، حرفايِ بد ميزد كارش فقط اين بود، به من لگد ميزد از ترس و وحشت، لُكنت گرفتم از وقتي رفتي رقيه ات سامون نداره * " يا أبتاه! مَن ذا الذي خَضَّبَكَ بدَمائك؟"بابا! محاسنت خوني شده"يا أبتاه! مَن ذا الذي قطع وَريدَك؟" بابا! رگ هايِ حنجرت رو كي بُريده؟...* خيلي غمت واسم، سخته و سنگينِ خولي رسيد ديدم، سرت تو خُرجينِ خسته شدم بابا، از زندگيم سيرم سه ساله ام اما، ببين چقدر پيرم كسي نفهميد، بينِ خرابه من چي كشيدم خسته شدم از اين همه دوري،ديگه بُريدم *ان شاءالله راه كربلا امسال باز باشه، بريم ازطرف بي بي، رو به رويِ شش گوشه سلام بديم...ياد كنيم شهدايِ مدافعِ حرم رو، ياد كنيم بچه هايي رو كه بابا ندارن...خيلي مراقبت كن تويِ مهموني ها، حضرت آيت الله مرعشي، تويِ يك مهموني بچه هاش رو صدا زد، گفت: بچه ها! اون بچه اي كه اونجا نشسته بابا نداره، خواستيد من رو صدا بزنيد، بابا نگيد، دلش ميگيره... يكي از مداحان اهلبيت تعريف ميكنه، ميگه: من رو دعوت كردن مراسم تقدير از رزمندگان مدافعِ حرم، ديدم همه ي رزمنده ها با لباسِ نظامي نشستن، دونه دونه بچه هاشون ميرن بالا با بابا، يه دختر بچه ميكروفن رو ميگيره شعر ميخونه، همه براش دست ميزنن بهش جايزه ميدن،يكي ديگه قرآن ميخونه بهش جايزه ميدن، يكي دعاي فرج ميخونه،نگام افتاد به يه دخترِ چهار پنج ساله ديدم چشماش كاسه ي خونِ، گفتم: عمو! تو چرا نميري شعر بخوني؟ گفت: من بابا ندارم، من بابام شهيد شده، اينا كه ميرن بالا شعر ميخونن به خاطر باباشون ميرن، گفت: عصباني شدم رفتم بالا ميكروفن رو گرفتم، اون دخترِ شهيد رو هم با خودم بردم، گفتم: اين بچه شهيده، كسي صداش نميزنه، ميكروفن رو گرفتم يه شعر خوند، نه تنها همه براش دست زدن، ديدم همه ي بچه هايي كه هديه گرفته بودن اومدن بالا گفتن: هديه ي ما مالِ تو... من بميرم برا رقيه، گفت: عمه! اين بچه ها كجا دارن ميرن، گفت: عمه اينا دارن ميرن خونه هاشون، گفت: عمه! مگه ما خونه نداريم... ــــــــــــــــــ ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ ۲👇
Rmezani_Babolharam_net_shab3.mp3
6.78M
و توسل به حضرت رقیه سلام الله علیها اجرا شده شب سوم محرم 99 به نفس حاج مجتبی رمضانی
امام حسین ع
. اگر سنگِ مسی را کوه زر کردم ضرر کردم اگر اینگونه خود را معتبر کردم ضرر کردم من از "اِلّا جمیلا"
. |⇦•اگر سنگِ مسی را ... روضه و توسل به طفلان حضرت زینب سلام الله علیها اجرا شده شب چهارم محرم ۹۹ به نفس حاج ●•┄༻↷◈↶༺┄•● اگر سنگِ مسی را کوه زر کردم ضرر کردم اگر اینگونه خود را معتبر کردم ضرر کردم منم آن تآجرِ یوسف فروشی که، نفهمیدم در این بازار سودی هم اگر کردم ضرر کردم من از “اِلّا جمیلا” یی که زینب گفت، دانستم به غیر از پرچمت هر جا نظر کردم ضرر کردم مرا جز بی قراری در هوای تو ، قراری نیست بجز خاک تو هر خاکی به سر کردم ، ضرر کردم "لَفی خُسری" که حق گفته، بُوَد توصیفِ حال من که یک لحظه بدونِ روضه سر کردم ضرر کردم به غیر از خاطراتِ راهِ تو ، وِرد زبانم نیست به غیر از کربلا ، هر جا سفر کردم ضرر کردم نکیر و منکر از من هر چه پرسیدند یادم رفت بجز نام تو هر نامی ز بر کردم ضرر کردم :عمران بهروج *حضرت آیت الله نخودکیِ اصفهانی از دنیا رفت، خوابش رو دیدن، گفتن چه خبر؟ گفت: وقتی همه رفتن، نکیر و منکر اومدن ازم سئوال کنن، گفتن: "مَن رَبُّک؟"گفتم: "الله جَلَّ جَلاله" دوباره پرسید:"مَن نَبیُّک؟مَن کِتابُک مَن دینُک"جوابشون رو دادم"مَن اِمامُک" گفتم:علی، گفت: خوب بعدی، گفتم:امام حسن، گفت: بعدی، گفتم: امام حسین، میگه: تا گفتم امام حسین، گریه ام گرفت، رو کرد به اون یکی گفت: ولش کن، حسابش با امام حسینِ... آقا! حسابِ منم خوت بردار، یادتِ شیطنت می کردی، میگفتن:بابات بیاد مدرسه، می گفتیم: من رو کتک بزن من جلو بابام خجالت میکشم، یه روزی بشه بگن اربابت بیاد، آقا من سرم رو میندازم پایین میرم طرفِ جهنم، من از خجالتِ گناهام تو چشمِ اربابم نمی تونم نگاه کنم... امشب شبِ حضرتِ زینبِ، شیخِ سامرایی تعریف کرده بود برا حضرتِ آیت الله سیبِویه، گفته بود من امام زمان رو سامرا دیدم، آقا فرمودن، شیخِ سامرایی! به شیعیان ما بگید برا من دعا کنن، گفتم:آقاجان! همه شما رو دعا میکنن، فرمود: بهشون بگو: خدا رو به عمه جانم زینب قسم بدن، وقتی خدا رو به حضرت زینب قسم بدی دستِ رَد نمیزنه...* زینب زینب زینب کنزِ حیا زینب، جانِ وفا زینب زینب زینب زینب درد آشینا زینب، غرقِ بلا زینب *سوریه که بری، وقتی وارد حرم حضرت رقیه سلام الله علیها میشی، دیگه زانوهات توان نداره، اشکات بی اختیار میاد، اما وقتی میری وارد حرم حضرت زینب میشی، مبهوت میشی، میگی: برا کدوم روضه هات گریه کنم؟زینب که بچه بود، چادر نمازِ مادرش رو سر می کرد، از چهار پنج سالگی بی مادر شد، مادرِ خونه شد...* زینب زینب زینب درد آشینا زینب، غرقِ بلا زینب *کنارِ بستر باباش امیرالمؤمنین بوده، زینب زینب زینب، کنار داداش حسنش، کربلا، گودی قتلگاه بوده، زینب زینب زینب،اسارت رفته، خرابه ی شام بوده، کوفه بود، زینب زینب زینب، بدترینش رو بگم؟کاخِ یزید، زینب زینب زینب، رقاصه ها دارن میرقصن، نوازنده ها دارن مینوازن، دخترِ علی رو وارد کردن.... دوتا پسر داره خانوم زینب، وقتی خبر شهادت علی اکبر رسید، خبر شهادت حضرت قاسم رسید، بچه هاش رو آماده کرد، بچه ها دیگه نوبتِ شماست،دایی خیلی تنها شده... مادرِ شهید کشوری تو خاطراتش میگه خودم موهایِ بچه ام رو شونه زدم، خودم سُرمه کشیدم، گفتم برو، تو رو میسپرم به امام حسین... زینب بچه ها رو آماده کرد ولی خودش نرفت، از گوشه ی خیمه نگاه کرد، دید بچه ها رفتن برگشتن، گفتن: دایی به ما اجازه نمیده، فرمود: ناراحت نباشید،خودم می دونم چیکار کنم، چادر سر کرد حرکت کرد رفت...* ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ ۱👇
. |⇦•نیوفته تو چشمات... روضه و توسل به طفلان حضرت زینب سلام الله علیها اجرا شده شب چهارم محرم ۹۹ به نفس حاج مجتبی رمضانی•ೋ ●•┄༻↷◈↶༺┄•● 【توجه】: جهت استفاده ، متون حتماً به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد. ●•┄༻↷◈↶༺┄•● نیوفته تو چشمات، نگاهِ حزینم بمیرم ولی بی کَسیت رو نبینم اگه اِرباً اِربا شده اکبرِ تو هنوز دو فدایی داره خواهرِ تو گرفتارِ سر نیزه ها دیدمت گرفتم تو آغوش و بوسیدمت اگه هدیه هایِ من و رد کنی به پهلو شکسته قسم میدمت حسین جان،حسین جان حسین جان،حسین میرن تا به صحرا، بشن فرشِ راهت نیوفته به گودال، یه وقتی نگاهت میرن تا ببندن، چشِ کوفیارو میرن تا نبینه، کسی دخترارو میرن تا نبینن، رو دستم طناب من و دلِ شکسته تویِ اضطراب میرن تا نبینن من و با سَرِت میارن تو بازار و بزمِ شراب *دو تا بچه هایِ حضرت زینب شهید شدن، امام حسین دوتا بچه ها رو آوُرد تو خیمه، اما زینب بیرون نیومد، بعداً که برگشتن مدینه، شوهرش حضرت عبدالله سئوال کرد: خانوم! شنیدم وقتی جنازه ی بچه هامون رو آوُردن بیرون نیومدی، چی شده بود، بچه هام چیزی گفتن؟ نه عبدالله! نمک به زخم دلم نزن، عبدالله! نگاه کردم دیدم آقام داره خجالت میکشه، گفتم: اگه چشمش به چشمِ من بیوفته، نخواستم امامم خجالت بکشه...* دیدی میوه هایِ دلم رو بُریدن دیدی جسم شون رو، به نیزه کشیدن دیدی زیرِ آفتاب، همه جسمشون سوخت تن هاشون رو نامرد، با نیزه بهم دوخت چشام سیلِ اشکِ، دلم غرقِ خون میدونی برام سختِ داغِ جَوُون دیدی که چه جوری زیرِ دست و پا بهارِ من و نیزه کرده خزون *زینبی که برا بچه های خودش از خیمه بیرون نیومد، اما تا صدا ناله ی امام حسین بلند شد: " وَلَدی علی!علی!علی!" آخه میگن: امام حسین تو کربلا یه جا خیلی داد زد، اونم کنارِ بدنِ علی اکبر بود، هی صدا میزد:" وَلَدی! وَلَدی!..." همین زینبی که برا بچه هاش بیرون نیومده بود، دیدن داره سینه زنون میاد، هی میگه: وای برادرم، وای علی اکبرِ حسینم، وای عزیزِ برادرم...اینجا زینب خودش رو رسوند حسین رو نجات داد،علما میگن: اگه زینب نبود، شاید حسین همون جا جون میداد، یه جایِ دیگه هم زینب خیلی کمک داد، دید حسین صورت رو کفِ پایِ مادر گذاشته، آخه پسر برا مادر میمیره... یکی از علما میگه: یک جوانی اومد به من گفت: چرا شما هیئتی ها اینقدر گریه می کنید، گفتم: بشین برات یه قصه بگم، پیغمبرِ ما یه دختر داشت، این دختر باردار بود، تو کوچه میرفت، جلوش رو گرفتن،جلو چشم بچه اش سیلی به صورتش زدن، که امام صادق میگه: گوشواره تو گوشِ مادرِ ما زهرا شکست، میگه: دیدم این جوان داره گریه میکنه، گفتم: دیدی؟ دیگه به من نگو گریه نکن... ــــــــــــــــــ ۲👇
Rmezani_Babolharam_net_shab4.mp3
8.54M
|⇦•اگر سنگِ مسی را ... و توسل به طفلان حضرت زینب سلام الله علیها اجرا شده شب چهارم محرم ۹۹ به نفس حاج مجتبی رمضانی
. |⇦•از چشم،‌ گریه ماند... روضه و توسل به ابن الکریم حضرت عبدالله ابن الحسن علیه السلاماجرا شده شب پنجم محرم ۹۹ به نفس حاج مجتبی رمضانی ●•┄༻↷◈↶༺┄•● "اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ" "اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْن" از چشم،‌ گریه مانَد و از گریه عزتش از جام، باده مانَد و از باده لذتش فرمود اما‌مِ صادقِ ما، روضه جنت است دنیا جهنم است، برو سمت جنتش ما را حسین، بهر خودش انتخاب کرد *دنیا حساب و کتاب داره، دستِ خودت نبوده بیایی روضه، یه مهمونی تو خونه ات بخوای بدی حساب میکنی کی بیاد،چه کسی نیاد، مگه میشه این روضه ها بی حساب و کتاب باشه...* ما را حسین، بهر خودش انتخاب کرد اینجا کسی نیامده، اِلا به دعوتش عرفانِ ناب چیست؟همین گریه بر حسین صدسال فیض ریخته در نیم ساعتش *چندتا جوان اومدن محضرِ آیت الله مرعشی نجفی، گفتن: آقا! مارو موعظه کنید، فرمود: الگویِ شما باشه حضرت آیت الله مجتهدیِ تهرانی، ببینید اون چیکار میکنه، هر کار میکنه شما هم انجام بدید، اومدن محضر آیت الله مجتهدی گفتن: حاج آقا مارو نصیحت کنید، فرمود: من هرچه دارم از گریه ی بر امام حسین دارم، من هر چه دارم از سینه زنی دارم...* تا زنده ای به هرنفسی یا حسین‌بگو فردا میان قبر تو هستی و حسرتش *تویِ قبر هی التماس می کنید که یه مُحرم به من فرصت بدید فایده نداره، یه بارِ دیگه من برم کربلا، ندا نمیرسه به هیچ وجه، چهل سال، سی سال وقت داشتی...* صدبار قهر کردم و دنبالم آمده ماندم دگر چکار کنم از خجالتش آنکس که کار کرد برایِ عزایِ او حتی عبادت است،دَمِ استراحتش خونِ حسین، قاطیِ کرببلا شده صد مرده زنده میشود از بویِ تربتش *گفت: حاج آقا!مگه تربت نمیگن جایی است که خونِ اباعبدالله ریخته شده؟گفت:آره درسته، گفت: پس چرا به تمام خاکِ کربلا میگن: تربتِ کربلا؟ گفت: اون ده تا اسبی که اومدن، خونِ اربابِ مارو فرسنگ ها بُردن...* جان داشت و به خیمه او حمله ور شدند فَابكِ عَلَي الحُسَين شکستند حرمتش * اربابِ ما دست گرفت به نیزه بلند شد، گفت: من هنوز زنده ام...امام زمان اینجوری سلام میده:" أَلسَّلامُ عَلى مَنْ هُتِکَتْ حُرْمَتُه" سلام به اون آقایی که حرمتش رو شکستن... امشب شبِ عبدالله بن الحسنِ، اونایی که بچه یتیم بزرگ میکنن می فهمن، بچه ای که بابا نداره امیدش به عموشِ، عبدالله زیرِ سایه ی عمو بزرگ شده، عبدالله از همه بیشتر شاهد بود که حُرمت امام حسین شکسته شد، تویِ شهدایِ کربلا تنها شهیدی است که زمین خوردنِ ارباب رو دید، باباش هم همین جور، شاهدِ زمین خوردنِ مادر بود... ابی عبدالله دستِ این بچه رو گرفت، داد دستِ حضرتِ زینب، فرمود: این امانتِ برادرمِ، اما عبدالله دستش رو از دست عمه جانش کشید، خودش رو رسوند کنارِ ابی عبدالله تویِ گودیِ قتلگاه،روضه ی عبدالله روضه ی مقتلِ، اومد کنارِ عمو، گفت: عمو!:* 👇
. شلوغیِ گودال... روضه و توسل به ابن الکریم حضرت عبدالله ابن الحسن علیه السلاماجرا شده شب پنجم محرم ۹۹ به نفس حاج مجتبی رمضانی ●•┄༻↷◈↶༺┄•● شلوغیِ گودال، کرده پریشونم نگو نیام پیشت، عمو نمی تونم الان که دارم این، صحنه رو می بینم انگار که پاهاش رو، گذاشته رو سینم دیدنِ اشک و گریه ی عمه، برام عذاب و رنجِ برات بمیرم، چرا موهاتُ، گرفته تویِ پنجه کی قبلِ من اینجا، بالا سرت بوده محاسنِ خاکیت، چرا خون آلوده برایِ یک بوسه، رو بدنت جا نیست خوب شد عمو جونم، رقیه اینجا نیست بال و پرت کو؟ برگ و برت کو؟ هر چی که داشتی بردن دیدم یه لشکر، ریخته سَرِ تو غریب گیر آوُردن نفس بکش تا که، نفس بگیرم من گلوت چرا زخمِ، برات بمیرم من رحمی تویِ قلبِ، این قومِ ظالم نیست رو بدنِ پاکِت، یه جایِ سالم نیست * تو بغلِ عمو افتاده، دستش همه جدا شده...* صدات گرفته، از بس تو گودال فریاد زدی وای مادر تا نیزه رو زد، به عمقِ پهلوت تو داد زدی وای مادر *دیدن صدایِ یه ناله میاد، هی میگه:"یا بُنَّیَ!" حسینِ من" بُنَیَّ قتلوک ، ذَبَحوک ، و مِن الماء مَنَعوک”...عبدالله تنها شهیدی بود زمین خوردنِ عمورو دید، باباش هم تنها کسی بود که زمین خوردنِ مادر رو دید، آخه بهش می گفتن:حسن جان! تو پسرِ بزرگِ این خانواده ای، تو باید بقیه رو آروم کنی، خودت بیشتر از همه گریه می کنی، می گفت: اون صحنه ای که من دیدم بقیه ندیدن..* مَردَکِ پست که عُمری نَمَکِ حیدر خورد نعره زد بر سر مادر، به غرورم برخورد ایستادم به نوک پنجه ی پا اما حیف دستش از روی سرم رد شد و بر مادر خورد *حسن،حسن....* 👇
Rmezani_Babolharam_net_shab5.mp3
7.47M
|⇦• شلوغیِ گودال... و توسل به ابن الکریم حضرت عبدالله ابن الحسن علیه السلاماجرا شده شب پنجم محرم ۹۹ به نفس حاج مجتبی رمضانی
. |⇦•از سرِ شب، غربت و .. و توسل اجرا شده شبِ اول محرم ۹۹به نفس سید رضا نریمانی ●•┄༻↷◈↶༺┄•● «اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بنیها وَالسِّرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِه عِلْمُکَ» اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ.. از سرِ شب، غربت و دلشوره‌ام بسیار شد غصۀ یک عمر، بین سینه‌ام انبار شد خواب بودم، غافل از احوالِ خود، تا ناگهان با صدای ناله‌ای محزون، دلم بیدار شد ناله می‌فرمود:« یا عَطشان... بُنیَّ یاحسین» از همین ناله، دو چشم عرشیان خونبار شد چشم وا کردم لباسِ غرق خون دیدم به عرش تا نظر کردم بر آن، از گریه چشمم تار شد شاعر: *هر کسی سفر میره یه سوغاتی میاره .. همچین که کاروان رسید مدینه هر کسی سفر میره یه سوغاتی میاره .. یه مرتبه دیدن بی بی شتابان رفت بالا سرِ قبرِ رسول الله .. دیدن یه بقچه در آورد .. از تو بقچه یه پیراهن غرق در خون و پاره پاره رو درآورد .. بعضیا تعجب کردن این چیه بی بی از تو ساروق بقچه درآورد یه مرتبه پیراهنُ رو دست گرفت .. این پیراهنِ داداشمِ .. اینا جای نیزه و شمشیر و نعل اسباست که رو بدنِ داداشم تازوندن .. ــــــــــــــــــ 👇
Fadaeian_Moharam_9901_1.mp3
5.51M
|⇦•از سرِ شب، غربت و .. و توسل اجرا شده شبِ اول محرم ۹۹به نفس سید رضا نریمانی
. و علیه السلام لباس سیاه به تن کنید که ماه ماتم شد، آخه محرم شد دوباره قد مادری تو این عزا خم شد، آخه محرم شد باز پرچمای روضه تو کوچه خیابونه، دل و می سوزونه یه مادری از آسمون هی روضه می خونه، دل و می سوزونه میگه غریب مادر، وقتی دلش می گیره تشنه سرت جدا شد، مادر برات بمیره --------- بالای دارالاماره میگم نیا کوفه، آقا نیا کوفه با یه لب پاره پاره میگم نیا کوفه، آقا نیا کوفه چه اشتباهی کردم، عجب گناهی کردم تو رو با خونوادت، به اینجا راهی کردم --------- الان میدونم شیرخواره ات سیراب سیرابه، دلم چه بی تابه الان می دونم دخترت تو محملا خوابه، دل چه بی تابه الهی که به کوفه، گذارشون نیفته الهی که سری در، کنارشون نیفته --------- اینا برای سوغاتی یه فکرایی دارن، به فکر آزارن گفتن برا دخترشون گوشواره میارن، به فکر آزارن همینایی که امروز، مسلم و دوره کردن دارن برای زینب، دنبال سنگ می گردن -------------------------------------- / دلشوره داره خواهرت داداش بیا برگرد تو رو خدا برگرد داره می میره دخترت داداش بیا برگرد تو رو خدا برگرد تو این بر و بیابون، خیمه نزن حسین جون خیلی غریبه این خاک، بچه‌ات شده هراسون حسین غریب مادر یه سایه بون درست کنید برای شیرخواه خوابه تو گهواره آب زیادی بردارید بارون نمی باره بارون نمی باره ببین دل ربابه، شکسته مثل شیشه اگه بمونی اصغر، شیش ماش تموم نمیشه حسین غریب مادر تموم ترسم از اینه که خیلی دیر بشه، سه ساله پیر بشه تو بمونی تو قتلگاه خواهر اسیر بشه، سه ساله پیر بشه بگو اگه می مونی، چه جور نفس بگیرم چوری از رو نیزه، سرت و پس بگیرم -------------------------------------- تو خیمه چشم برات بودم، دیر اومدی بابا، دیر اومدی حالا که دخترت شده، پیر اومدی بابا، دیر اومدی بابا من دیگه اون سه ساله، که دیده بودی نیستم ببخش اگه نمیشه، بازم رو پام بایستم --------- شونه ندارم برای موی پریشونت، الهی قربونت بذار با دستام پاک کنم لب پراز خونت، الهی قربونت عمه نذاشت وگرنه، خواستم فدا پدرشم دلم می خواست توی طشت، برا سرت سپر شم -------- بذار بگم که دشمنت خدایی بی دینه، چشمام نمی بینه بذار بگم که دستشون چقدره سنگینه چشمام نمی بینه یه بار دوبار هزار بار، دیدم با این چش تار با دیدن من افتاد، از نی سر علمدار -------------------------------------- خواهر برس به داد من و گرنه می میرم، ببین زمین گیرم دشمن داره با خنده هاش میکنه تحقیرم، ببین زمین گیرم زینب ببین داداشت، دیگه نداره طاقت دیگه بیا و گرنه، می میرم از خجالت ------ جلوی چشمام جون میدین میون خاک و خون، خیلی شدم حیرون پیکرتون و میکشم از نیزه ها بیرون، خیلی شدم حیرون یکیتون و رو مرکب، یکی تون و رو دوشم چجوری پیش زینب، تنتون و بپوشم -------------------------------------- ای سایه ی سرم عمو پسر نمی خواهی، پسر نمی خواهی تا وقتی جون هست به تنم سپر نمی خواهی، پسر نمی خواهی می خوام بره سرمن، برای حنجر تو اگه که دستم افتاد، عمو فدا سر تو ---- خدارو شکر که دست من افتاد رو دومنت، فدای پیرهنت ببخش اگه که افتادم یه دفه رو تنت، فدای پیرهنت زخمای تو زیاده یه دست بیشتر ندارم باید که دستم و رو، کدوم زخمت بذارم ---- سربازتم تا وقتی که نفس بالا میاد، نفس بالا میاد عمو چرا صدای اسب تو قتلگاه میاد، نفس بالا میاد ببین نشون گرفته، حرمله حنجره ام رو میخواد به سینه تو، بچسبونه سرم رو -------------------------------------- چی به سر تو اومده ای نوجوون من، ای نوجوون من تن به هم ریخته ی تو گرفته جون من، ای نوجوون من تو روی خاک خابیدی، منم بالا سر تو چی بدم ای عموجون، جواب مادرت و ----- عطر برادرم حسن تو صحرا پیچیده، تو صحرا پیچیده زره نداشتی به تنت تن تو پاشیده، تو صحرا پیچیده امانت برادر، خیلی برام عزیزی از توی آغوش من، داری رو خاک می ریزی ---- ببین که اسبا قبل من دیدنت اومدن، رو تنت اومدن فعلا برای بردن پیرهنت اومدن، رو تنت اومدن کربلا شد مدینه، نیزه ها میخ در شد پهلوی تو عزیزم، خیلی مث مادر شد -------------------------------------- لالا لالا لالا لالا لای لای علی اصغر، آروم بخواب مادر انقدر با گریه‌هات من‌و آتیش نزن مادر، لای لای علی اصغر تو خیمه ها نمونده، نه آبی و نه شیری داری جلوی چشمام، آروم آروم می میری ------------- طاقت بیار خدا ماهم بزرگه ای اصغر، آروم بخواب مادر زبونت و دور لبات نچرخون ای مادر، لای لای علی اصغر لالا میگم بخابی، تا عموت آب بیارهد نداره ------------- 👇
👆 ادامه لشگر ببینید پسرم توی تب و تابه، لب تشنة آبه رحمی کنید به بچه ای که زیر آفتابه، لب تشنة آبه آبش بدید می میره، آبش ندید می میره مگه گلوی بچم، چند قطره آب می گیره ------------- یه دفه از لشگر صدایی شعله ور اومد، تیر سه پر اومد میخواست بابا رو بکشه سمت پسر اومد، تیر سه پر اومد بابا داره می لرزه، دشمن داره می خنده خدا خدا خدایا، سرش به مویی بنده -------------------------------------- / حضرت علی اکبر علیه السلام این کیه که با ناله هاش دلم رو می بره، علی اکبره صدای بچه ام از زیر نیزه خنجره، علی اکبره بچه ام میون لشگر، من دم خیمه هام و با این صدای خنده، نمی شنوه صدام و ----- دارم میام دارم میام طاقت بیار اکبر، علی اکبره دارم میام چشماتو روی هم بذار اکبر، علی اکبره نفس بکش عزیزم، بگو یه دفعه بابا موندم خودم چجوری، ببرمت از اینجا ----- آی جیگرم آی جیگرم آی جیگرم اکبر ،من پدرم اکبر آی پسرم آی پسرم آی پسرم، من پدرم اکبر بگو کجا بگردم، پیکرت و ببینم تو یک عبا نمیشه، این بدن و بچینم -------------------------------------- پاشو علمدار حرم هنوز علمداری، هنوز علمداری پاشو آوردم دستاتو علم رو برداری، هنوز علمداری پاشو میخام بدونن، که کاشف الکروبی پاشو میخام تو صحرا، علمتو ببینم --- قربون چشم های قشنگت ای علمدارم، پاشو سپه دارم برای چی در نمی آد دیگه صدای تو داداش فدای تو می خوام که تیرو دربیارم از چشم های تو، داداش فدای تو یه تیرمیون چشم، هزار تا توی سینه رو فرقتم که جای عمود آهنینه ---- تو میدونی که بعد تو چی به سرم می آد، چی به سرم میاد خودم که هیچ به سر اهل حرم میاد، چی بر سرم میاد خواهرمون به غیر از منو تو یار نداره الان داره تو خیمه گوشواره در میاره -------------------------------------- داداش توروخدا نزن حرف جدایی رو، حرف جدایی رو ببر مدینه این همه کرب و بلایی رو،کرب و بلایی رو ببین دارم می سوزم، ببین دارم می میرم بگو چجوری فردا، عزاتو من بگیرم ----- چجوری الآن بخورم غصه فردارو، آتیش نزن مارو چرا داری جمع می کنی خارای صحرارو، آتیش نزن مارو داره میاد صدای، ششمیر و نیزه هاشون حرص غروب فردا، معلومه تو چشماشون سبک حمیدعرب خالقی شعر محسن عرب خالقی اجرای سبک: 🎤 .👇