eitaa logo
امام حسین ع
22.2هزار دنبال‌کننده
414 عکس
2.1هزار ویدیو
2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
. تلفیقی علیه_السلام سبک دل من مست...‌ وَجناتِ حیدرِ کرّار علی‌اصغر مولانِ رویِ دستِ پدر علمدار علی‌اصغر مولانِ دور گهواره‌یِ تو باید علی‌اصغر مولانِ که بگردد گنبدِ دوّار علی‌اصغر مولانِ من که از روزِ اَزل تا به اَبد حیدری‌ام می‌زنم جار خدایا که علی‌اصغری‌ام به رویِ دست پدر شد اسداللّه علی اَشهَدُ اَنَّ علیاً ولیُّ اللّه علی علی اصغر مولانِ/۴/ درِ این خانه کارم افتاد علی‌اصغر مولانِ متوسّل شدم به نوزاد علی اصغر مولانِ کودکِ خانواده را مَرد علی‌اصغر مولانِ دیدم و قلبم زده فریاد علی‌اصغر مولانِ علی اِی همای رحمت علی‌اصغر تو مرد است نَه مرا که عالمی را به خدا دیوانه کرده‌َست طفلِ تو نشان دهد به پیرِ رَه راه علی اَشهَدُ اَنَّ علیاً ولیُّ اللّه علی علی‌اصغر مولانِ ۴ .👇
. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم سبک دور منیم ای .... آه می‌دونم تشنه‌یِ آبی شیر نخوردی که بی‌تابی امّا می‌شه یِه کمی رو .... دستایِ مادر بخوابی آه لالا لالا علی‌اصغر عموجون تو راهِه مادر به خدا نشد نداره قولِ عبّاسِ دلاور می‌رسه با مشکِ پُرآب مادرِ تو می‌شه سیراب شیرِ سینه‌یِ ربابه می‌شه رزقِ گلِ بی‌تاب یاورِ شیخِ کبیره رازقِ طفلِ صغیره عمو که باشه محاله  از عطش کسی بمیره لالا لالا علی‌اصغر/۴/ آه رویِ دستایِ بابا رفت بی‌قرارِ خیمه‌ها رفت دیدی تشنگی بهانه‌َست آخه بی‌سروُصدا رفت آه داره تو آغوشِ بابا می‌زنه به قلبِ اَعداء گریه نَه رَجز می‌خونه می‌گه حیدر اسداللّه شیرخواره نگو یه شیره عَلمِ عشقو می‌گیره هِق‌هِقِش ذکرِ امیری یاحسین نعمَ‌الامیره هدفِ تیرِ کماندار شده پهلوانِ دربار کربلا جاویده با این قطراتِ خونِ شیرخوار لالا ...   .👇
4_5821186123656858128.m4a
3.61M
آه می‌دونم
. از شبِ هفتم به اهل خیمه بستند آب را از شبِ هفتم به اهل خیمه بستند آب را تشنگیِ کودک شش ماهه برده تاب را از دوچشمِ مادرش ، آری ، گرفته خواب را او دراورده به گریه ، از عطش ، مهتاب را کل خیمه در پیِ آبی برای این پسر ما همه بودیم تشنه ، لکن اصغر تشنه تر دشمنان با اشکِ چشمِ من ، تسبم میکنند بی علی هستند و قطعا قبله را گم میکنند شاید اینها بر منِ خسته ترحم میکنند این غدیرِ خونیِ مارا کمی خُم‌ میکنند بردمش من اصغرم را سمتِ میانِ نبرد هیچکس یک قطره آبی هم به ما هدیه نکرد تازه ، من دیدم که تیری هم به سمتِ ما زدند... کل لشکر تیر را دیدند و از خود جا زدند تا سفیدیِ گلو ، چون ماه ، شد پیدا ، زدند آب ، هیچ اصلا! چرا با تیر ، کودک را زدند؟ داشتم میگفتم از خشکیِ لب هایش ولی آه... ، بدجوری به خود پیچید یک دفعه علی گرچه لشکر خواستند آبی دهند ، اما نشد هیچکس بهرِ کمک کردنِ به کودک پا نشد اصغر از این همهمه حتی دو چشمش وا نشد گفتم: اصغر رو زدم! شرمنده ام بابا ، نشد... حال من ماندم میانِ خیمه و این دشمنان مانده ام حیران و سرگردان ، میانِ این و آن... کودکِ شش ماهه‌ی من ، سوخته بال و پرش بین قنداقِ پر از خون است ، جسمِ اطهرش روی یک دستم تنش ، برروی یک دستم سرش حال بفرستم کدامش را برای مادرش؟ تیر خورده جای شیر و خواب رفته اصغرم بهرِ خوابیدن ، علی را پشتِ خیمه میبرم آرزو دارم نبیند مادرش این صحنه را پیکرش در بین قنداق است و سر از تن جدا خاک میکردم علی را در زمین کربلا ناگهان هم مادرش آمد به پشتِ خیمه ها کاش وقتی که میانِ خون نشستم ، بی پناه مادرم هرگز نیاید گوشه ای از قتلگاه... .___________________________ .
. ای تیر چرا تو بی خبر رسیدی ای تیر شبیه میخ در رسیدی ای تیر سمته علی اصغر رسیدی کاشکی کم کنی لا اقل شتاب و کاشکی رحمی کنی به طفله خواب و کاشکی ببینی تو حاله رباب و اصغر مادره تو بدونه ابه اصغر قلبه رباب پر التهابه اصغر گریه های تو بی جوابه اصغر گریه ی تو نداره تاثیر اصغر اینا به جای دادنه شیر اصغر زدن به حلقه خشکه تو تیر اصغر لای لای علی لای لای علی جان بس کن حرمله مادرش می لرزه بس کن تو خیمه خواهرش می لرزه بس کن از عطش حنجرش می لرزه نامرد نده عذاب پرسه نزن تو نامرد دنبال اب پرسه نزن تو نامرد پیشه رباب پرسه نزن تو ای وای اسیر صیادی عزیزم ای وای هنوز تو نوزادی عزیزم ای وای از نفس افتادی عزیزم ای وای شده بریده حنجره تو ای وای به پوست اویزونه سره تو ای وای چشم انتظاره مادره تو اصغر لای لای علی لای لای علی جان ای تیر تو چرخ زدی و پرو بردی ای تیر دلخوشیه مادر و بردی ای تیر اومدی از راه سرو بردی ای تیر هدف گرفتی تا پسررو ای تیر در اصل زدی قلبه پدررو ای تیر جدا کردی از تن تو سررو حیف شد نشکفته گل شدی تو پر پر حیف شد نشد بزرگ شی علی اصغر حیف شد بشی عصای دسته مادر حیف شد نشد ببینم قد کشیدی حیف شد به سنه اکبر تو رسیدی حیف شد لباسه دومادی پوشیدی 👇👇👇
. صحبت اب می شه گریم می گیره من حرف رباب می شه گریم می گیره من‌ شیر خواره می بینم تو بغله مادر اروم تاخواب می شه گریم می گیره من شدم از غصه ی تو پیر اصغر با گلوی تو چه کرد تیر اصغر یه جوری گلوتو پاره کرده انگاری که خرده شمشیر اصغر مگه یه شیر خواره چقد می خواد اب که وقته جواب می شه گریم می گیره من دست خودم نیست که هر جایی حرفی از جام شراب می شه گریم می گیره من نیزه داره لاابالیه مست سرتو دیدم گرفت توی دست کنار سر عمو عباست سر تو به نوک نیزه می بست مادری از بچش که بی خبر باشه پر اضطراب می شه گریم می گیره من ببینم مردی رو غمگین و مضطر هست حالم خراب می شه گریم می گیره من حرمله به حال من می خنده شدم از مادرتو شرمنده دست و پا می زنی و می بینم سرتو تنها به پوستی بنده لالایی اصغر من لالایی 👇