eitaa logo
امام حسین ع
22.2هزار دنبال‌کننده
414 عکس
2.1هزار ویدیو
2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
. هر_که_دارد_آرزوی_کربلا علیه_السلام 🏴🌹🏴🌹 هر که دارد آرزوی کربلا می دهد برگ براتش را رضا آن امام مهربان و آن عطوف با گدایان درش باشد رئوف یا رضا یا رضا۴ چون رضا باشد غریب الغربا او بگیرد دست هرچه بی نوا منتظر نَبوَد کسی لب وا کند او نگفته حاجتش اعطا کند چون به دلهاحکمرانی می کند با همه او مهربانی می کند ______ این چنین آقا کجا داری سراغ گرچه زدمظلومی اش برسینه داغ جان پاکش رابه زهر آغشته اند این رئوف مهربان را کشته اند ______ گفت اباصلت گرعبا بُد برسرم در کنارم باش تا خانه روم با من ای یارم مگو دیگر سخن بر لب آید لحظه لحظه جان من _____ شیعیان را گو که زهرم داده اند گو که زهر از روی قهرم داده اند تا امام بی کسم از پا فتاد ناله می زدپس کجایی ای جواد __ شاه افتاده به حال محتضر دیدگان نازنینش سوی در آرزو دارد جواد آید بَرَش بر سر زانوی او باشد سرش یا رضا یا رضا _ تا جواد آمد شد حجره کربلا دید بابا را که می زد دست وپا از زمین برداشت سر را نورعین بین دست وپازدن می گفت حسین _____ ای حسین داغی چنان داغ تونیست چون تومظلوم وغریب وتشنه کیست ای عزیز دُردانه ای خون خدا جز تو کی در بحرخون زد دست وپا ___ ای که از داغت به سر زدفاطمه بر دل عالم شرر زد فاطمه قاریِ خوش لحن روی نیزه ها در عزایت نوحه گر ارض وسما __ ای حسین بس داغ تو جانکاه شد واحسینا ناله ی «مداح» شد 🏴🌹🏴🌹🏴🌹🏴🌹 شعر:علی اکبراسفندیار«مداح» .
. ما مزد عزاداری از فاطمه کی خواهیم ؟ ما عذرِ عزاداری ،از فاطمه می خواهیم حسین جان من مزد نوکری ام را نخواستم تنها مرا بخاطر کم کاری ام ببخش دعا کن ای یوسف آل بتول شود عزاداری یاران قبول
👆 ای قبله ی هشتم دخیلم رضا جان شاهی و من عبد ذلیلم رضا جان تو رو جون مادرت زهرا میگیری دست منو اقا نگا خوب و بدم نکن بجون جواد دست خالی ردم نکن بجون جواد یا علی موسی الرضا امام الغریب صحن و سرای تو بهشته خدایی تو واسه ی ایران خودت کربلایی فدا گنبد با صفای تو فدای اشک زائرای تو گوشه ی دامن تو بگیرم اقا کاش میشد تو حرمت بمیرم اقا یاعلی موسی الرضا امالغریب یک گوشه ی چشم تو درمون دردم غیر از تو آقا تر که پیدا نکردم به درد بی درمون دوا میخوام من امشب از تو کربلا میخوام وقت مردنم که چشم براهم رضا بی پناهم تو بده پناهم رضا یا علی موسی الرضا امام الغریب چشمام به در مونده جوادم کجایی این لحظه ی اخرکنارم بیایی منو با زهر جفا کشتن منو با داغ کربلا کشتن میسوزه بال و پرم حسین وای حسین روضه های اخرم حسین وای وای حسین حسین کریمی نیا نیم از عالم خاک .
خداحافظی با دوماه عزاداری بازم وقت جداییمون شد نمیتونم بازم می بینیم همدیگه رو نمیدونم بازم یک سالِ دیگه باید تحمل کرد همش دوری باشه من زنده نمیمونم گذشت مثل برق مثل باد مثل آه گذشت فرصت نوکری این دو ماه گذشت مهلت این دل رو سیاه ای سیاهیا خداحافظ ای کتیبه ها خداحافظ ای پیرهن سیاه خداحافظ **** پی کار هیئت میرفتیم چه روزایی قرار روضه رفتن داشتیم چه شبهایی میگن هر جا که اسمش باشه حرم میشه توی آغوش ارباب بودیم چه رویایی گذشت شب به شب با حسین زندگی گذشت صبح به صبح نوکری خستگی گذشت صبح و شب روضه خونگی نذری دادنا خداحافظ چایی ریختنا خداحافظ جارو کردنا خداحافظ **** فدای اونکه نوکر ها رو صدا کرده یقینا دونه دونمون و سوا کرده عزاداری ها ان شاء الله قبول میشه به والله هر شب زهرا ما رو دعا کرده گذشت بهترین گعده ی شب نشین گذشت حرص و جوش، نزدیک اربعین گذشت شش دهه تو بهشت رو زمین ای میوندارا خداحافظ ای علم کشا خداحافظ اربعینیا خداحافظ 🎤حسین طاهری  ┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈ .👇
. بسم ‌الله الرحمن الرحیم ای رئوف همیشه خوب ، سلام پیش تو می شود دلم آرام شد زیارت همیشه نیمه تمام هرکه رویت ندید،شد ناکام کاش قلب مرا تکان بدهی دیگر این بار رخ نشان بدهی از همه غیر تو بُریدم من خویش را تا حرم کشیدم من گرچه رویِ تورا ندیدم من طعم آغوشِ تو چشیدم من آبرو رفته را خریدی تو دست،رویِ سرم کشیدی تو این رئوفی که میشناسم من رَد نکرده ز خانه اش دشمن پسرِ فاطمه است پس حتما به قسم نیست احتیاج اصلا دردهامان دواشود اینجا گِرِهِ کور واشود اینجا تو گنهکار را عوض کردی دلِ بیمار را عوض کردی هر گرفتار را عوض کردی آخرِ کار را عوض کردی راهم از حادثه به تو افتاد عوضم کن تورا به جان جواد شاهِ گنبد طلا،امام رضا جلوه های خدا ، امام رضا بقیع و سامرا، امام رضا نجف و کربلا ، امام رضا صاحبِ سرزمین ایرانی تو برای همیشه سلطانی قبله ی نور حضرت خورشید نورِ حیدر زصحنِ تو تابید هر شب از گنبد تو بی تردید میشود جلوه ی نجف را دید در حریمِ تو زائرِ نجفم با سلامی مسافرِ نجفم صحن هایت بهشت این دنیاست چون حریم تو جنت الزهراست کُنجِ باب الجواد، عرشِ خداست چون نسیمش نسیمِ کرببلاست درحرم هرغروب ،بی تابم یادِ صحن و سرایِ اربابم تاکشیدی عبا به روی سرت نظر انداختی به دور وبرت یک نفس پاره پاره شد جگرت جمع کردی زکوچه بال وپرت سرِ پا بودی و زمین خوردی ناگهان نامِ مادرت بُردی همه درهایِ حجره را بستی روی پهلو گرفته ای دستی یادِ گودالِ کربلا هستی کِی گرفتار عده ای مستی بین یک دسته گرگ ، شیر افتاد جایِ تنگی حسین گیر افتاد لبش از تشنگی تکان می خورد نیزه او را به هرطرف می بُرد گُل لبهاش با لگد پژمُرد نیزه داری گلویِ او آزُرد عده ای صبرِ خواهرش بُردند دورِ لب تشنه آب می خوردند تا بدن پایمال مرکب شد وقت دیدار، نیمه ی شب شد از حسینی که نامرتب شد حنجری پاره سهم زینب شد چه حسینی مُرمل بدماء چه حسینی مُقطع الاعضاء در کنار تنی که شد بی سر نیمه شب خواهرآمد و مادر دوزنِ مو سپید و یک پیکر وا نمودند تا ز سر معجر ناگهان ساربان ز راه آمد بهرِ غارت به قتلگاه آمد قاسم نعمتی https://eitaa.com/emame3vom/51639 .
مداحی آنلاین - باور نتوان کرد سلامی بفرستیم - حاج منصور ارضی.mp3
6.43M
متن روضه (ع) 🌴باور نتوان کرد سلامی بفرستیم 🌴آنگاه از این خانه جوابی نفرستند 🎤حاج  امام رضا عليه السلام بر تشنه محال است که آبی نفرستند از ساغرشان جرعه شرابی نفرستند بین دو حرم هروله کردیم... محال است از چشمه ی زمزم می نابی نفرستند باور نتوان کرد... سلامی بفرستیم- آنگاه از این خانه جوابی نفرستند دیوار حرم شُسته به اشک است ... بگویید تا قمصریان عطر و گلابی نفرستند بی گریه تباکی کن و بی اشک تظاهر حاشا که بر این گریه ثوابی نفرستند عمریست اگرچه وسط نیل نشستیم از برکت این خانه عذابی نفرستند لب تشنه نبودیم در این شهر... وگرنه بر تشنه محال است که آبی نفرستند ... در کرب و بلا قاعده ی شعر به هم ریخت... بر تشنه محال است که آبی بفرستند رضا حاج حسيني .
﷽ ◾️شهادت (علیه السلام) امام رضا (علیه السلام) به اباصلت فرمود: فردا من بر این فاجر (فاسق یعنی مامون) وارد می شوم، اگر با سر برهنه بیرون آمدم با من سخن بگو که جواب سخنت را می دهم و اگر با سر پوشیده بیرون آمدم با من سخن مگو. اباصلت می گوید: فردای آن روز شد، امام لباس بیرونی خود را پوشید و در محراب عبادتش نشست و در انتظار بود که ناگهان غلام مامون آمد و به امام گفت: «امیرمؤمنان شما را خواسته هم اکنون خواسته او را اجابت کن» امام عبا و کفش خود را پوشید و برخاست و به خانه مأمون روانه گردید و من پشت سرش رفتم، تا اینکه امام نزد مامون رسید، دیدم مقداری انگور و میوه های دیگر در جلو مامون است و در دست مامون خوشه انگوری بود که قسمتی از آن خورده بود و قسمتی از آن باقی مانده بود، وقتی که مأمون حضرت رضا (علیه السلام) را دید، برخاست و با احترام خاصی با حضرت معانقه کرد و بین دو چشم آن حضرت را بوسید و کنارش نشانید و سپس همان خوشه را که در دستش بود به آن حضرت داد و گفت: «ای پسر رسول خدا! انگوری بهتر از این انگور ندیده ام بفرمائید بخورید». امام: چه بسا انگوری که در بهشت است بهتر از این است. مأمون: از این انگور بخور. امام: مرا از خوردن آن معاف دار. مأمون: حتماً باید بخوری، مبادا از اینکه نمی خوری می خواهی ما را به چیزی متهم کنی، با آن همه اخلاصی که از من می بینی! مأمون آن خوشه را از حضرت گرفت، چند دانه آن (که می شناخت مسموم نشده) خورد و بار دیگر آن خوشه را به امام داد و مبالغه کرد که بخور. امام (علیه السلام) سه دانه از آن انگور را خورد، پس از چند لحظه حالش دگرگون گردید، و بقیه آن خوشه را به زمین افکنده و همان دم برخاست که برود، مأمون گفت: کجا می روی؟ امام فرمود: اِلی حَیْثُ وَجَّهْتَنِی: «به همانجا که مرا فرستادی» امام در حالی که سرش را پوشانده بود (عبا بر سر افکنده بود) بیرون آمد، من طبق سفارش قبل امام، با او سخن نگفتم تا وارد خانه اش شد و فرمود: در را ببند، در بسته شد، سپس به بستر خود خوابید و من در حیاط خانه، غمگین و ناراحت ایستاده بودم، ناگهان جوان خوش سیما و پیچیده مویی را دیدم که بسیار به امام رضا (علیه السلام) شباهت داشت، به طرف او شتافتم و گفتم: در بسته بود از کجا وارد شدی؟ فرمود: همان خدایی که در این وقت از مدینه مرا به اینجا آورد، او مرا از در بسته وارد این خانه کرد. گفتم: تو کیستی؟ فرمود: اَنَا حُجَّهُ اللهِ عَلَیْکَ یا اَباصَلْتٍ... «ای اباصلت من حجت خدا بر تو هستم، من محمدبن علی هستم» سپس به طرف پدرش رهسپار شد و داخل حجره گردید و به من فرمود: تو نیز وارد خانه شو. وقتی که امام رضا (علیه السلام) او را دید، از جای جست و دست بر گردن جوانش انداخت و او را در آغوش خود چسبانید و بین دو چشمش را بوسید و او را در بستر خود وارد کرد. امام جواد (علیه السلام) خود را به روی پدر افکند و پدر را می بوسید، در این حال امام رضا (علیه السلام) راز و اسراری با او گفت که من نفهمیدم... و در این حال امام هشتم (علیه السلام) در آغوش پسر از دنیا رفت. 📚منبع: عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص ۲۴۴ علیه_السلام .
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
﷽ امام رضا(علیه السلام) روضه🎤 مرثیه🎙 باز دارم به سر هوای ضریح دلمان تنگ شد برای ضریح دوست دارم رها شوم از خود در میان سر و صدای ضریح چقدر دل شکستگی خوب است در حریم پر از دعای ضریح دست هایِ پر از تمنایی می خورد رویِ حلقه های ضریح می شود خوبتر خدا را دید در همان یا رضا رضای ضریح واجب واجب است به هر عاشق سجده ی شکر پیش پای ضریح حرم ثامن الحجج رفتم واقعاً واقعاً به حج رفتم اشک با من، سرودِ غم، با تو نوحه ی گریه دار و دَم با تو گفتن شعرِ روضه ها با من جلوه دادن به محتشم با تو ناله از دل زدن فقط با من کربلا کردنِ دلم با تو گُذری کن دمی به روضه ی ما چشم با این گدا، قدم با تو دست با من، به سر زدن با من شور این خیمه و علم با تو روضه خواندن برای تو با من اشک های دمادمم با تو روضه خواندی شبی امام غریب جَدِّ ما تشنه بود یَابنَ شبیب ▪▪▪▪ جَدِّ ما را سوارها کشتند بین گودال بارها کشتند جَدِّ ما یک نفر ولی او را لشگری از هزارها کشتند اعتبار تمام عالم را جمع بی اعتبارها کشتند چکمه را روی عشق  می کوبند جد ما را شرارها کشتند خواهرش را پس از بریدن سر خنده ی نیزه دارها کشتند وای از عصر روز دهم وای از ضربه ی دوازدهم ▪▪▪▪▪ لب خنجر به روی حنجرش بود به سویش چشم های دخترش بود تمام لحظه های سر بریدن  سرش بر روی پای مادرش بود ▪▪▪▪▪  زنهای نوغان (یکی از مناطق قدیمی و تاریخی مشهد است) مهریه هاشون را حلال کردند، گفتند: مهریه مون حلال، ما هم می خواهیم بریم تشیع پیکر پسر فاطمه، زن ها همه اومدن اینقدر گریه کردن و صورت خراشیدن، اومدن گل ها رو کنار زدن بتونن جنازه رو پیدا کنن، اما... یه جای دیگه گفتن: سر پسر پیغمبر داره میاد زن ها رفتن روی پشت بام سنگ برداشتن، اینقدر سنگ زدن سر عزیز دل فاطمه روی زمین افتاد، پیشانی زینب شکست، ای وای حسین…..   حسین آرام جانم حسین روح روانم 🎤حاج محمودکریمی .
باز-دارم-به-سر-هوای-ضریح-محمود-کریمی.mp3
3.88M
باز-دارم-به-سر-هوای-ضریح حاج محمودکریمی