eitaa logo
امام حسین ع
22.2هزار دنبال‌کننده
414 عکس
2.1هزار ویدیو
2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
Hossein Moradi - Be Harem_۲۰۲۲_۰۱_۰۷_۲۰_۱۸_۰۰_۰۹۶.mp3
8.06M
چہ‌بۍحرم‌..‌! چہ‌با‌حرم‌میگیره‌دستموزهࢪامادرم..💔 🎙کربلایی حسین مرادی چه بی حرم چه با حرم  میگیره دستمو زهرا مادرم  دنیا که هیچ تو محشرم  میگیره دستمو زهرا مادرم  به فدای مادری که هوای بچه هاشو داره  شب جمعه کربلا وقتی که پا میزاره  همه عالم دعا میکنه حتی من بیچاره  بیچاره تر از من مگه هست  آواره تر از من مگه هست  مهربون تر از تو دیگه نیست  هر چی خیره واسم بنویس  صل الله علی فاطمه خیر ال
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
. 📃 این شهید که اومده 🎙 🗓 ۱۴۰۰ 📍 "مدظله‌العالی" 🏷 این شهید که اومده، یه روزی رشید بود، برا مادرش، مادری که خون دل براش خورده بود تا رشید شد، مایه‌ی امید بود، برای پدر، اون پدر که با نون حلال و با عشق زلال بزرگش کرده بود، عصا بود، عصای اون پیرمرد مو سپید بود، شاید اون پدر-مادر الان، با دلی پر از انتظار، رفته باشن از این دیار، یا یه گوشه‌ای از ایران پر افتخار، چشم به در، مونده تا بیاد از راه، نوجوونی که الان شده یک مرد با وقار. مردی که نگینی به روی خاتم دلهاست با این که پر از خاک رسیدست چو دریاست گمنام ولی قهرمان و پهلوان نامی دنیاست شاهد امروز، شافع فرداست این مرد شبیه فاطمه، عاشق و دلداده‌ی مولاست حیدر امیرالمومنین این شهید که اومده، این جوون، مسافره، مسافری که اومده بخاطره، اونایی که دلاشون، از زمونه‌مون مکدره، مسافری که از همه به‌حال روز شهر با خبر تره، می‌دونه این روزهای سخت، داره چجوری میگذره، کی مرد میدونِ جهاد اکبره، میدونه این روزا، تموم خونه‌ها یه سنگره، مسافری که با تموم بچه‌های شهرمون برادره، مسافری که با خودش غما رو می‌بره، رسیده و دوباره کوچه‌ها به عطر فاطمه معطره، سفیر عشق مادره، طنین نام حیدره، تبلور ذبیح عشق و آیینه‌ی امام عاشقا علی اکبره، امیر عشق، ذبیح شاه کربلا، حیات ما، ممات ما، مسیح شاه کربلا. آیینه‌ی مولای دوعالم علی اکبر ای کوثر بن کوثر بن ساقی کوثر سر سلسله‌ی فاطمیان در صف محشر یابن امیرالمومنین ای وارث حیدر حیدر امیرالمومنین این شهید که اومده، شهید بود که شهید شد، توو امتحان الهی رو سفید شد، ابن شهید خدا می‌دونه چه‌ها کرد، برای ملت آبرو دست و پا کرد، تموم فتنه هارو رو سیاه کرد، فدای این شهیدی که در گنار سنگر، به گریه یا حسین گفت به خنده جان فدا کرد، فدای این جوانی، که در نماز ایثار، به خون وضو گرفت و به اکبر اقدا کرد، فدای آن حسینی، که زیر تیغ قاتل، سرش بریده گشت و به شیعیان دعا کرد شاه گفتا کربلا امروز میدان من است عید قربان من است مادرم زهرا در این گودال مهمان من است عید قربان من است اختران چشم‌های خود بستند شعله بر جان آفتاب زدند کودکان تا پدر ز خانه رود همگی خویش را به خواب زدند رفت از خانه خسته آهسته زائری سوی تربت زهرا تا پدر رفت دخترک برخاست خانه ناگاه گشت کرب و بلا دخترک گفت روزها باید ساکت و سر به زیر گریه کنیم خوب شد تا نیامده بابا بنشینیم و سیر گریه کنیم پشت سیلی ز اشک خاطره ی چهره ی خنده روی مادر بود شانه ای بین دست های حسن بین آن چند موی مادر بود سر زینب به روی پای حسین آسمان دلش بهاری شد هاتفی گفت عرش می لرزد باز اشک حسین جاری شد https://eitaa.com/emame3vom/55405 .👇
4_5958401940692929205.mp3
32.66M
(این شهید که اومده) 🎥 مراسم عزاداری شب شهادت (سلام‌الله‌علیها) 🗓 چهارشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۰ 🎧 مداح: 📍 بیت رهبری (مدظله‌العالی)
. 📃 می‌چکد عشق از تمام جهات 🎙 🗓 ۱۴۰۰ 📍 "مدظله‌العالی" 🏷 "سلام‌الله‌علیها" می‌چکد عشق از تمام جهات وقت توصیف مادر سادات در میان معانی والا جنگ و دعواست بر سر کلمات مانده‌ام که چگونه بنویسم از مقام کریمه‌ی بالذات هرکه خواهان برکت و نور است بفرستد به محضرش صلوات از در خانه‌اش کجا بروم هست این خانه، خانه‌ی خیرات نبریدم از این حرم به بهشت من و از او جدا شدن هیهات جمع کرده خدا در این خانه لطف و مهر و عنایت و برکات نگرانی، نگیر دل از او تا کند از غم بقیه رهات با خدا، با ولایت زهرا سر فرازیم من جمیع جهات جارچی قبیله‌ی عشقم از دم اوست این همه اثرات یار ما را مگو فرشته‌صفت که فرشته از او گرفته صفات محور اصلیِ قبیله‌ی نور کعبه‌ی عشق و قبله‌ی حاجات نان طفلان خویش را داده به گدایان شهر، وقت صلات آنچه داده‌ست به یتیم و اسیر قوت افطار باد نه خمس و زکات عشق حیدر، حبیبه‌ی شهدا مادر بهترین دلیل نجات ما پناهنده‌ی نگاه تو ایم الامان امنا من الهلکات خوش بحال اسیر های غمت خوش بحال تمامی شهدات عاشقانی که بین آتش و خون جان سپردن تشنه بر سر پات سر ما و قدوم پر خیرت دیدن ما بیا به روز وفات مادر نور ، مادر دریا مادر لطف، مادر حسنات با همه گفته‌ام که روضه‌ی تو بهر من هست برتر از عرفات آی بانو، اجازه دارم که؟ با دل بی قرار و خسته برات چند جمله مصیبت کوتاه روضه خوانی کنم به بزم عزات؟ با خودم فکر می‌کنم که اگر یک زمان در مقابل چشمات روی ناموس تو بلند شود دست یک بی حیایِ ....! حال و روزت چه می‌شود وقتی مادرت می‌زند شکسته صدات فکر این صحنه ها نفس گیر است آدمی سیر می‌شود ز حیات آه اما علی، علیِ غریب دید که، بگذرم از این جملات در دل شعله بال بال زدی بود چشمان شیر یزدان مات! نفست را گرفت سرخی میخ جان من، جان عالمی بفدات چه به روزت آمده بانو که گرفته میان شعله صدات جان من را بگیر در داغت چه‌کنم با جسارت کلمات... مرتضی را کشان کشان بردند تو زمین خورده بودی از ضربات با اشاره صریح می‌گویم وای از دست قنفذ بد ذات غم بی یاوری شیر خدا بعد از آن لحظه‌ای نکرد رهات این قصیده تمام شد اما پر زده دل به جانب عتبات نجف و کاظمین می‌خواهم آه از شوق سیدالشهدات آه از آن لحظه‌ای که می‌خوانی کشته‌ی تشنه مادرت بفدات مادر آب، وای وای حسین کشته شد تشنه در کنار فرات https://eitaa.com/emame3vom/55407 👇
روضه (می‌چکد عشق از تمام جهات) - حاج محمود کریمی.mp3
44.79M
📌 شب شهادت حضرت زهرا، سال ١٤٤۳ 🎙 با مدّاحی: 🕌 حسینیه‌ی امام‌خمینی(رحمةالله‌علیه)
. السلام علیک یا اباعبدالله✋ آقا! تو را «آقا» مرا «نوکر» نوشتند یعنی تو را اوّل مرا آخر نوشتند روی سیاه من یقیناً حکمتی داشت شکر خدا نام مرا قنبر نوشتند روزی که نام «بهتران» را می نوشتند نام تو را از هر کسی بهتر نوشتند آری تو را حتی میان پنج تن هم در روز خلقت گریه آورتر نوشتند این قسمت ما بوده که سردار باشیم امّا تو را در کربلا بی سر نوشتند این اشک دیده ... نه ... چراغ برزخ ماست از برکت تو اشک را گوهر نوشتند ترسی ندارم از قیامت چون شنیدم نام تو را هم شافع محشر نوشتند .
. برایت دست و پا گیرند خلخال و النگوها نخواهی بست دل در زرق و برق این هیاهوها کسی که محو سَیر آسمان شد از زمین سیر است همیشه بوی رفتن می دهد بال پرستوها چه "دُر سفتی و خوش گفتی" که دهها قرن،شیرین است هنوز از خطبه خوانی های تو کام سخنگوها در آن کوتاهی عمرت مفاهیم بلندی بود که حک شد خط به خط بر صفحه ی تاریخ الگوها گلوبند و گلوی اعتراضت یاد خواهد داد سخاوت را به خِسَّت ها،شجاعت را به ترسوها ستون آسمان این خانه است این خانه خشتی که هر خشتش شرف دارد به تاج برج و باروها همان جارو که دستش را گرفتی خوب می داند درون "بیتِ" تو "تطهیر" می گردند جاروها الا ای محور دوران چه باکی دارم از میزان که سنگین است با مثقالی از عشقت ترازوها پس از تو روزها از بوی گل ها بی خبر بودند شبانه می روی بعد از تو می رویند شب بوها جعفر عباسی از بیرجند✍ .
. بی تو جز غصه ها همدمی نیست رو مپوشان که نامحرمی نیست جز غم چشم تو ماتمی نیست بی تو ماندن که درد کمی نیست یا خودت با خودت راهی ام کن یا بمان باز همراهی ام کن کو صدای دعای شبانه؟ بارش ربنا، دانه دانه بر سر مردم این زمانه مادر عاشق اهل خانه_ -باز برخیز و ما را دعا کن لطف در حق همسایه ها کن نه فقط این دل عاشق من نور خورشید و ماه از تو روشن از نفس های تو سبز، گلشن علت کائناتی یقینا لب گشا و بگو راز خود را راز خلقت، سرآغاز خود را کوچه ها سایه ات را که دیدند از حیایت خجالت کشیدند نخل ها قصه ات را شنیدند پیش قد قامت تو خمیدند لشگر بی سپاه ولایت جانفدای علی! جان فدایت ماجرای در و آتش و دود مایه ی ننگ دنیای دون بود بعد تو قلب گیتی نیاسود تا ابد! تا همان روز موعود منبر نور آنجا مهیاست برفرازش فقط نام زهراست ✍نصیبا (معصومه) مرادی احمر از تهران .
. چنان پیچیده عطر بی نظیرش در فضا، زهرا نمی افتد دمی هم از لب باد صبا: زهرا چه چشم انداز زیبایی است سمت مشرق عفت به هر سو بنگری از ابتدا تا انتها زهرا حلول شبنم رنگ است یا آغوش گلسنگ است که گردش جمع می گردند جمع ما سوی، زهرا انیس و مونس حیدر، مقامش سوره ی کوثر یگانه یاس پیغبر(ص)، و کانَت طیبا زهرا چه بذری پرورش داده است او در باغ دامانش یکی از غنچه های اوست، مصباح الهدی زهرا به مریم، ساره، آسیه و هاجر برتری دارد که معصوم است از عصیان و نسیان و خطا، زهرا مطاف جن و انس اینجاست حاجت از که می خواهی؟ بقا زهرا، دعا زهرا، دوا زهرا، شفا زهرا اگر شویش علی، شان نزول انّما باشد نباشد پس چرا شان نزول هل اتی، زهرا چه کس بوده دلیل خلقت نوع بشر؟ احمد چه کس بوده دلیل خلقت ارض و سما؟ زهرا ملائک اینچنین گفتند روز اول خلقت: الهی هَب لنا حیدر، الهی اتنا زهرا به قرآن خوانده ای جنات عَدنٍ تحتِها الاَنهار؟ بهشت عدن، آن بالاست ، اما فوقها، زهرا همه اسلام آوردند و او ذاتا مسلمان بود تو گویی با پیمبر بوده در غار حرا، زهرا چه اکسیری است در آموزه های چشم این بانو که حتی فضّه اش را می کند آخر طلا، زهرا نه تنها بیت های این چکامه، یا مصاریعش نه هر واژه که می گوید در اینجا هر هِجا، زهرا حرامی ها همه انگشت حسرت در دهان دارند چو وارد می شود در روز محشر ابتدا، زهرا اگرچه بانوی آب است و دریاها به فرمانش ولی کرده است در افطار بر آب اکتفا، زهرا چه زیبا گفت شاعر: هست کانون وفا، زینب چه زیباتر اگر گوییم: کانون حیا: زهرا اگر پرسیده بودند از درختان فدک آن روز که در این عرصه حق با کیست؟ می گفتند: با زهرا! اگر پرسیده بودند این سوال از کوه از دریا جواب کل عالم بود بی چون و چرا: زهرا بگو با تشنگان قدرت و تزویر برگردند نخواهد کرد بیعت با شمایان مطلقا زهرا شما که گربه ای بی دست و پا هستید، جای خود برون آورده حق را از دهان اژدها، زهرا همه دیدند که در جمع اشباح الّرجال شهر قیامت کرد با آن خطبه ی غرّا به پا، زهرا ز دنیای شما چیزی ندارد پیش خود یعنی: به دنیای شما مردم ندارد اعتنا، زهرا که بود آنکه رها می کرد از غم، با گلو بندش یتیمی را فقیری را اسیری خسته را، زهرا در آن کوچه –زبانم لال- پس تشخیص، مشکل شد که زهرا مرتضی گردیده بود و مرتضی، زهرا همیشه عمر گل کوتاه بوده، این قبول اما که گفته که بماند گل به زیر دست و پا ...زهرا چرا باید بگیرد دست بر دیوار و برخیزد به هجده سالگی دارد چرا دستش عصا، زهرا؟ هلا همسایه ها وجدانتان راحت که در این شهر تلافی می کند زخم زبان را با دعا، زهرا در آن هفتاد و اندی تلخ روز ِ بعد پیغمبر نشد روزی که باشد خالی از اشک و بُکا، زهرا هزاران داغ دیده است و نیاورده بر ابرو خم شده مصداق ناب البلاء لِلولا، زهرا خودش می دید و حاضر بود وقتی در کنار شط حسین تشنه اش را سربریدند از قفا، زهرا ببین تازه است داغ فاطمه از آن وجودی که عزادارش تمام عالم و صاحب عزا، زهرا خودش دراین مصائب بوده و دیده است بی تردید سر پاک عزیزش را به روی نیزه ها...زهرا گذشته قرن ها اما ببین تازه است داغ او قیامت می کند شب های جمعه کربلا، زهرا... و نام فاطمه زنده است آنجایی که می بینیم جوانی بسته بر پیشانی اش سربند یا زهرا "شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین حائل" که میگیرد در این سمت بلا دست مرا؟ زهرا ✔عباس احمدی از قم .
. ای که پیش از خلقت خود امتحان پس‌داده‌ای! از ازل -آری- برای سوختن آماده‌ای "بَضعَةٌ مِنّی" شدی یعنی خودِ پیغمبری شأن تو این نیست که تنها پیمبرزاده‌ای "بَضعَةٌ مِنّی" شدی یعنی تو هم روز اَلَست اولین فردی که فریاد "بَلَی" سرداده‌ای فوق عصمت، فوق باور، فوق درک انبیا فوق هر تعریفی و توصیف، فوق‌العاده‌ای ای که عرش از چادرت حاجت تمنا می‌کند! از چه سرکردی جهان را با حصیر ساده‌ای؟ درد پهلو، زخم بازو داری اما همچنان با قنوت گریه‌هایت بر سر سجاده‌ای مادر سادات! تنها مادر سادات نه مادر دلسوز هر مرد و زن آزاده‌ای بغض تلخی در گلوی ماست تا روز ابد از همان روزی که تو در بسترت افتاده‌ای لیلةالقدر انتظار دیدنت را می‌کشد مطلع‌الفجر تماشایی! کجای جاده‌ای؟ ✍علی سلیمیان از اصفهان .
. تکاند سفره‌ی افطار را... جهان این است گرفت قبضه‌ی دستاس را... زمان این است فرشته بوسه که زد رد گیوه‌هایش را اشاره کرد به خورشید: آسمان این است سه بار فاطمه گفتیم... شعر یعنی این و باز فاطمه گفتیم... [داستان این است] تو قبل خلق‌شدن امتحان شدی... وَه! وَه! بگو به آدم و حوا که امتحان این است خطاب می‌کنی و گوش می‌شود ملکوت سکوت می‌کنی و مجمع البیان این است تبارِ ماه محمد، تبارِ کوه علی تبار باغچه زهراست... خاندان این است خریده‌ایم غمت را به سکه‌‌سکه‌ی اشک عجب بهای کمی! گنج رایگان این است شکست و ریخت زمین چای روضه، ما چه کنیم؟ در آن مقام که احوال استکان این است نشسته‌ایم _ چه خوشبخت!_ زیر بیرق تو قسم به ابر و درختان که سایبان این است ✍سعید مبشر از قم✍ .