#حضرت_ام_البنین_س
#زمینه
بند1⃣
سه ساله که روضه خونم
کنار بقیع گریونم
چهار تا قبر خیالی
دلیل اشک روونم
با اینکه یاد داغ بچه هام اشکمو در میاره
با اینکه فکر عباسم مدام اشکمو درمیاره
با اینکه این زخم بی التیام اشکمو در میاره
ولی من
گریه میکنم برای تسلای فاطمه
گریه میکنم برای عزیزای فاطمه
گریه میکنم برای حسین جای فاطمه
گریه میکنم
بند2⃣
تو قلبم غم اولاده
سه سال عذابم داده
شنیدم دستای عباس
توی علقمه افتاده
با اینکه فکر دستای قلم اشکمو در میاره
با اینکه فکر سقای حرم اشکمو درمیاره
با اینکه روضه ی صاحب علم اشکمو درمیاره
ولی من
گریه میکنم برای چشای تر رباب
گریه میگنم برای علی اصغر رباب
گریه میکنم برای دل مضطر رباب
گریه میکنم
بند3⃣
یه بغضی تو سینم نشسته
که راه نفسهامو بسته
شنیدم جگرگوشه ی من
سرش با عمودی شکسته
با اینکه این غم ازعمق وجود اشکمو درمیاره
با اینکه ضرب سنگین عمود اشکمو درمیاره
با اینکه چشمای خون الود اشکمو درمیاره
ولی من
گریه میکنم برا زخم پیشونیه حسین
گریه میکنم براچشم بارونیه حسین
گریه میکنم برای لب خونیه حسین
گریه میکنم
شعر و سبک: امیر آهمند
#حضرت_ام_البنین
#وفات
#حضرت_ام_البنین_س
#زمینه
شاعر و نغمه پرداز :
#مرتضی_سراوانی
سفره روضت از قدیم
یه دنیا حاجت داده
کرامتت منو به این
گدایی عادت داده
چه سفره ی پر برکتی داری
که شهرتش پیچیده تو دنیا
چشم امید من به اون سفره ست
که نونشو خورده بنی الزهرا
بوده رضای زهرا
تو زندگی ملاکت
ای مادر علمدار
رحمت به شیر پاکت
مدد یا ام البنین ۸
بند دوم
جزتو نمیتونه کسی
بیاد به جای زهرا
کی مثل تو دوا میشه
به زخم قلب مولا
توی نبود فاطمه جز تو
کی میتونه دلدار حیدر شه
برا یتیمای علی آخه
کی غیرتو میتونه مادر شه
باجون و دل همیشه
بودی کنیز زهرا
چارتا گلت فدا شد
واسه عزیز زهرا
مدد یا ام البنین
بند سوم
این نفسای آخری
درسته که بی جونی
با این صدای بی رمق
دوباره روضه خونی
دوباره خیسه گوشه چشات
توون نداری خیلی بی حالی
تو لحظه های آخر عمرت
به یاد روضه های گودالی
افتاده زیر مرکب
جسم عزیز حیدر
زینب با ناله میگه
ای وای غریب مادر
#حضرت_ام_البنین
.
#شور
#حضرت_ام_البنین
#حضرت_عباس
#سیزدهم_جمادی_الثانی
#شهادت_حضرت_ام_البنین_علیهاالسلام
سلام حق به تو ای باغ یاس
ای مادر باوفای عبّاس
عبّاسی که حامی اربابه
در فضل و بخشندگی بی همتاس
تویی مادر ادب، امّ البنین
که شده دامن تو مردآفرین
نور ماه صورت عباس تو
شده واسه اولیا نور یقین
تو بهشت
بَنی کِلابی
همسر شایسته ی ابوترابی
بعد زهرا
برای حیدر
بهترین گوهر برای انتخابی
سیّدتی امّالبنین.....
🌸🌸🌸🌸🌸
وقتی شدی همنشین دریا
قدم گذاشتی به باغ مولا
با بوسه بر پای زینب گفتی
منم کنیز گلای زهرا
شدی تو صاحب شوکت و مقام
چون شدی با شیر خیبر هم کلام
معرفت همین که بخشیدی با عشق
هستیتو در راه سوّمین امام
تو نماد
حجب و حیایی
مادر سقای دشت کربلایی
تو انیس
حبل المتینی
جانشین حضرت خیرالنّسایی
سیّدتی امالبنین.....
🌸🌸🌸🌸🌸
منم غلام و تو شاهنشاهی
تو آسمون دو عالم، ماهی
برای گفتن فضلت این بس
که کاشف الکَرب ثاراللهی
تویی حامل لواء استوار
برای خون خدایی مستجار
وقتی که میری به سمت دشمنا
ذکر پهلوونا میشه الفرار
تو عزیز
اهل ولایی
حیدر کرار دشت کربلایی
بطلب تا
بیام زیارت
دل نوکرت دوباره شد هوایی
سیدی یا عباس......
✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
.👇
.
#نوحه_سنتی
#واحد_سنگین #زمزمه #شور
#سیزدهم_جمادی_الثانی
#شهادت_حضرت_ام_البنین_علیهاالسلام
...
یا صاحب الزّمان،دائم غمگینی
امشب عزادار امّ البنینی
با آه سینه
رفتی مدینه
یاصاحب الزّمان آجرک الله....
یا
یاصاحب الزّمان عجّل ظهورک....
🌸🌸🌸🌸🌸
مادر ابالفضل،گشته شهیده
از بس بین بقیع،ناله کشیده
بین روضه ها
افتاده از پا
یاصاحب الزّمان آجرک الله....
🌸🌸🌸🌸🌸
روی خاک بقیع،اشکش روان شد
آخر بین روضه ها نیمه جان شد
در زیر آفتاب
مانده چون ارباب
یاصاحب الزّمان آجرک الله...
🌸🌸🌸🌸🌸
شد از آهش دل هر رهگذر خون
گریان شد از سوزش،مروان ملعون
مانند زینب
گشته جان بر لب
یاصاحب الزّمان آجرک الله...
🌸🌸🌸🌸🌸
باغ یاسش پرپر شد در کربلا
هستی اش شد فدای خون خدا
گشته او تنها
با کوه غمها
یاصاحب الزّمان آجرک الله...
🌸🌸🌸🌸🌸
دستان عباسش از تن جدا شد
تیر سه شعبه در چشمش رها شد
پاره شد مشکش
جاری شد اشکش
یاصاحب الزّمان آجرک الله....
🌸🌸🌸🌸🌸
به یاد لبهای اصغر حزین شد
با ضربه ی عمود نقش زمین شد
افتاد با غربت
بر روی صورت
یاصاحب الزّمان آجرک الله....
🌸🌸🌸🌸🌸
صدای ناله ای در گوشش پیچید
زنی قامت کمان،در مقتلش دید
بین علقمه
آمد فاطمه
یاصاحب الزّمان آجرک الله....
🌸🌸🌸🌸🌸
آمد سویش حسین با قامت خم
تیر از چشمش کشید با قلبی پرغم
دیگر شد تنها
بی یار و سقّا
یاصاحب الزّمان آجرک الله....
🌸🌸🌸🌸🌸
وقتی دست جدای او را بوسید
دشمن به ناله ی جانسوزش خندید
در بین دشمن
شد غرق محن
یاصاحب الزّمان آجرک الله....
✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
#حضرت_ام_البنین
.👇
.
#وفات_حضرت_ام_البنین_سلامالله
گرچه فرقی هست از این فاطمه تا فاطمه
ذکرِ یا اُمُالبَنین یعنی همان یا فاطمه
خانهی بی فاطمه هرگز نمیخواهد علی
هست شیرینیِ مولا در دو دنیا فاطمه
حضرتِ اُمُالبَنین از جلوههای فاطمهاست
گرچه زهرا رفت اما هست اینجا فاطمه
بچههای فاطمه بر دامنِ اُمُالبَنین
خواب میرفتند و میدیدند رویا: فاطمه
از همان اول همه گفتند مادرجان به او
چشمشان میدید در این خانه تنها فاطمه
با ادب فرمود : آقاجان بگو اُمُالبَنین
وَرنه نامش را صدا میکرد مولا فاطمه
او کنیزی آمد و زهرا عزیزِ خویش کرد
او زمین بوسید و زینب گفت اُمّا فاطمه
مریم و آسیه و حوا و هاجر کیستند
مادرِ عباس وقتی میرسد با فاطمه
روزِ محشر چادر او هم شفاعت میکند
تا که میآید به محشر پشتِ زهرا فاطمه
بچههای او هم آری بچههای فاطمهاند
نیست او در کربلا و هست اما فاطمه
بسکه یا اُمُالبَنین از ما گره وا میکند
هست بر لبهای ما یافاطمه یافاطمه
دورِ زهرا بچهها بودند و مولا بود حیف
وای از اُمُالبَنین اینبار تنها بود حیف
#دکتر_حسن_لطفی
#حضرت_ام_البنین
.
.
#واحد_سنگین
#زمزمه
#حضرت_ام_البنین
#سجاد_محمدی ✍
1️⃣ بند اول
يه مادر كه عمرش تمومه ولي غصه داره
يه مادر كه واسه شهيداش داره خون ميباره
شب و روز نداره هميشه چشاش غرق اشكه
روو سينش يه داغه كه اين داغ فقط كار مشكه
نگاهش پر از حرفه با زينب اين مادر دلخون
ميگه تا سحر اي خدا پيشم عباسو برگردون
يه روزي چهار تا پسر پهلوون شير نر داشتم
حالا موندم اينجا غريبونه و مات و سرگردون
خيلي اين شبا بي تابم
عباسم كجايي مادر
اي ماه منيرِ خيمه
اي فرمانده ي آب آور
(عباسم كجايي مادر )
2️⃣ بند دوم
شنيدم كه رفتي تا شايد عطش كم شه مادر
شنيدم كه مشكت پر از آب شده واسه اصغر
نه مشكي نه دستي غرورت شكست عباس من
شنيدم كه تير يه نامرد رو سينت نشست عباس من
الهي بميرم كه بي دست با سر افتادي مادر
شنيدم كه رو پاي زهرا تو ام جون دادي مادر
خجالت زدم از رباب و سكينه نشد اخر
كه سيراب بشه اون كوير لباي علي اصغر
حالم رو خودت ميدوني
دلتنگم دماي اخر
از وقتي كه تو جون دادي
دق كردم نبودي مادر
(عباسم كجايي مادر )
#واحد
#حضرت_ام_البنین سلام الله علیها
👇