.
#لیلة_الرغائب
مثل گدا که باشد سوی کریم راغب
من آمدم به سویت در لیلۃ الرغائب
سالی گذشت اما ، بودم همان که هستم
امشب مگر بگیری ، ای ذوالجلال دستم
دستم دوباره مثلِ ، هر روزِ سال خالیست
از سوز و اشک و آه و ، از شور و حال خالیست
چون جنس بی بهایی ، افتاده بین راهم
از جانب تو یا رب ، محتاج یک نگاهم
امشب پی بهانه بودی که من بیایم
خواب از سرم ربودی تا بشنوی صدایم
می شد که من هم امشب ، در خواب ناز باشم
بی بهره از کمیل و راز و نیاز باز باشم
اما کرم نمودی ، دادی تو باز راهم
انداختی تو سمتِ راز و نیاز راهم
خواندی و آمدم من ، اما گناهکارم
امشب به بخشش تو خیلی امیدوارم
با مهر و با محبت بی عذر و بی بهانه
واکن به سویم امشب آغوشِ مادرانه
بیراهه رفتم اما اَنتَ الّذی هَدَیْتَ
بیمار نفْسم اما اَنتَ الّذی شَفَیْتَ
من رو سیاهم اما اَنتَ الّذی سَتَرْتَ
غرق گناهم اما اَنتَ الّذی غَفَرْتَ
در لیلۃ الرغائب سویت کشیده میلم
با شوق تو نشسته بر سفره ی کمیلم
ماه رجب رسید و سرمست کوثرم من
در لیلۃ الرغائب دلتنگ حیدرم من
من آمدم به سویت با این دل شکسته
یا رب ببین که بر دل مهر علی نشسته
امشب به شوق حیدر بیدار مانده ام من
در سایه ی کمیلش ، نام تو خوانده ام من
یا رب به حق مولا امشب ببخش ما را
یا رب به حق زهرا امشب ببخش ما را
امشب دلم دوباره شور و نوا گرفته
امشب دلم هوای کرببلا گرفته
امشب در انتظارِ ، روزی کربلایم
امشب پی برات از ، دست امام رضایم
امشب دلم به غیر از او گفتگو ندارد
غیر از وصال رویش دل آرزو ندارد
با یا حسین عمری ، در شور و در نوایم
امشب به اشک روضه راهی کربلایم
با روضه خوان بگو که امشب بگو ز گودال
امشب بگو به گودال ارباب رفته از حال
امشب بگو ز گودال آید صدای مادر
بر سینه اش نشسته در پیش چشم خواهر
گودال بود و شمر و ، کندیِ خنجر او
با ضربه ها جدا کرد ، او از قفا سر او
امشب به اشک روضه می خوانمت خدایا
یا رب رسان تو دیگر صاحب زمان ما را
امشب به شوق مهدی بی تاب جمکرانم
باشد که خاک کویش بر دیده ام رسانم
ناصر شهریاری
#لیله_الرغائب
.
.
#امام_زمان
بسم الله الرحمن الرحیم
شب #لیلة_الرغائب
#محمد_بیابانی
به این بغض پنهان شده در گلویم
به این اشک های روان از سبویم
به جز دیدنت آرزویی ندارم
شب آرزوها تویی آرزویم
به جز از تو خواندن به جز از تو گفتن
چه دارم بخوانم چه دارم بگویم
نسیمی ز کوی تو می آمد ای کاش
که من هم گل نرگست را ببویم
بیا تا که در آبشار نگاهت
خودم، این دلآلوده را هم بشویم
تو آنقدر خوبی که عمری بدی را
نیاورده ای هیچ گاهی به رویم
شب جمعه ها تیر دلتنگی آرد
غم دوری از کربلا را به سویم
شب آرزوها دعا کن ببینم
که با قبر شش گوشه در گفت و گویم
#لیله_الرغائب
.
1_875265557.mp3
3.28M
🔖منبر کوتاه صوتی🔖
#آیت_الله_آقا_مجتبی_تهرانی
💠دعوت خدا در ماه رجب 💠
#ماه_رجب
ولادت امام باقر و ماه رجب.mp3
8.12M
🔖منبر کامل 🔖
#استاد_فرحزاد
💠 ولادت امام باقر علیه السلام و عظمت و فضائل ماه مبارک رجب 💠
#ماه_رجب
#امام_باقر علیه السلام
🕌 حرم حضرت معصومه سلام الله علیها
4_5872859476490453796.mp3
747.1K
🔖منبر کوتاه 🔖
#امام_باقر علیه السلام
‼️عنایت خاص امام باقر علیه السلام به محبان
‼️دعای امام باقر علیه السلام برای گناهکاران
#استاد_فرحزاد
#ماه_رجب
لیله الرغائب .mp3
5.42M
🔖فضائل و اعمال لیله الرغائب 🔖
💠لیله الرغائب یعنی چه ؟
🔻فضیلت و اهمیت شب جمعه اول ماه رجب
◀️اعمال لیله الرغائب
▪️شب آرزوها ▪️
📌توضیح اهمیت و جایگاه #لیله_الرغائب و اعمال آن
#لیلة_الرغائب
ماه رجب، ماه استغفار .mp3
6.8M
🔖منبر کوتاه 🔖
#استاد_میرباقری
✍ماه رجب، ماه استغفار
«حقیقتِ استغفار» و «آثار استغفار» در ماه مبارک رجب
#ماه_رجب
400-11-13 rafiee mah rajab - anvae gonah az jahat amorzesh M E bagher (A)~1.mp3
5.37M
🔖منبر کامل 🔖
#استاد_رفیعی
🔷 موضوع: انواع گناه از جهت آمرزش
🕌 حرم حضرت معصومه سلام الله علیها
4629952854.mp3
41.94M
🤲 قرائت #دعای_کمیل در #لیلة_الرغائب
🎙بانوای : حاج میثم مطیعی
🔺 اجراشده در : هیأت آیین حسینی
📆 پنجشنبه ۹۹/۱۱/۳۰
.
#ماه_رجب
حاج غلامرضا سازگار✍
.
ماه پرفیض رجب، ماه نبی، ماه خداست
ماه توبه، مه رحمت، مه ذکر است و دعاست
.
ماه از خویش بریدن به خدا پیوستن
ماه آنکس که به حق واصل واز خویش جداست
.
ماه میلاد شریف دو محمّد دو علی
که پر از جلوۀ ماه رخشان ارض و سماست
.
جمعۀ اول این ماه، جمال ازلی
در تماشای رخ حضرت باقر پیداست
.
دوم ماه رجب عید بزرگی دگر است
عید میلاد علی بن جواد بن رضاست
.
سوم ماه رجب آن دهمین حجت حق
جگرش لختۀ خون از شرر زهر جفاست
.
دهم ماه رجب با گل رخسار جواد
موجزن رایحۀ عطر ولایت به فضاست
.
بارکالله که در سیزده ماه رجب
عید میلاد علی، مظهر رب الاعلاست
.
کعبه آغوش گشوده چو گریبان از هم
که ز قلب حرمالله، علی عقدهگشاست
.
صاحبخانه ندا داد که ای بنت اسد
خانه از ماست ولیکن متعلق به شماست
.
قدر و جاه تو بود فوق مقام مریم
پسر تو علی است و پسر او عیساست
.
نجل پاک تو امام است به نجل مریم
گرچه او مریم و عیساش پیامآور ماست
.
این پسر رکن و مقام است و حطیم و زمزم
این پسر حجر و حجر، مروه و مسعا و صفاست
.
نیمۀ ماه رجب روز وفات زینب
او که دخت علی و مادر صبر است و رضاست
.
زینب، آن فاتح میدان اسارت که هنوز
زنده از خطبۀ او واقعۀ کربوبلاست
.
شیردخت علی و فاطمه و اخت حسن
که حسین دگر است و نفسش عاشوراست
.
بیست و پنج رجب از بهر محبان علی
روز اندوه و غم و ناله و اشک است و عزاست
.
روز آزادی زندانی زهرای بتول
روز قتل خلف حضرت صادق، موساست
.
گوییا در دل تاریک سیهچال، هنوز
بانگ العفو بلند از دو لب آن مولاست
.
آن که دربارۀ وی آمده ساق مرضوض
چشمها گر ز غمش خون بفشانند رواست
.
روز بیست و ششم ماه رجب داغ پدر
بر دل و بر جگر سوختۀ شیر خداست
.
بر دل ختم رسل داغ ابوطالب ماند
آن که ایمانش فوق همۀ ایمانهاست
.
بیست و هفت #رجب است عید بزرگی دیگر
عید مزمل و مدثر و نور و طاهاست
.
عید بعثت که نبی رخت رسالت پوشید
به! چه عیدیکه به از عید صیام و اضحاست
.
عید پرواز بشر، عید نزول قرآن
عید نابودی بت، عید تجلای خداست
.
بیست و هشت رجب آغاز فراقیست بزرگ
که حسینبنعلی عازم دشت و صحراست
.
کاروان پسر فاطمه هنگام سحر
سر به کف دارد و عازم به سوی کربوبلاست
.
عزم حج دارد و در اول ره میبیند
قتلگاه است بر او مروه، صفا تشت طلاست
.
همقدم زینب و عباس و علیاکبر
پیش رویش علی و پشت سر او زهراست
.
گاه بر فرق علیاکبر خود مینگرد
گاه میگرید و چشمش به دو دست سقاست
.
گاه در سینه کند نوک سنان را احساس
گاه بیند که بریده سر پاکش ز قفاست
.
سر به کف داشتن و تیر گرفتن به جگر
سپر سنگ شدن حج امام شهداست
.
«میثم!»آن تربت ششگوشه بود در بر تو
وای من! از چه ندیدی حرم یار کجاست
.
.
#شهادت_امام_هادی
زبان حال امام هادی علیهالسلام
شاه تبعیدی و بی خادم و بی دربارم
چه کنم خستهام و بی کسم و بی یارم
بیشتر از دو دهه هست که دور از وطنم
بند در سامره ام ساکن بالاجبارم
به هدایت نرسد هرکه زما رو گرداند
هادی ام حیف کشیدند به ابر تارم
پسر شیرم وبین قفس شیرم بُرد
آه نشناخت مرا والیِ بد کردارم
عرش و فرش است گدایم به که گویم ظالم
به گداخانه مرا برد که سازد خوارم
بد نکردم به کسی زهر بکامم دادند
اشک پاییز درآمد بر این رخسارم
دشمن از کینه و از ترس شبیخونم زد
به حرمخانه و سجادهءاستغفارم
قصد آتش زدن خانه من را کردند
گاهوبیگاه نمودند مرا احضارم
هر زمان برد مرا، نالهی من مادر بود
چکنم سیّدم و یاد در و دیوارم
به خدا مادر ما زیر لگد گیر افتاد روضهءمحسن و در کرده مرا بیمارم
تا که تحقیر شوم بزم شرابم بردند
چکنم یار ندارم چه کنم ناچارم
وسط بزم شراب از غم زینب مُردم
داد یاد لب و آن چوب مرا آزارم
بین آن معرکه با چشم به عباسش گفت
تا کجاها که رسیدهاست پساز تو کارم
سرخمویِ عربی دختری از مارا خواست
تا ابد زخمی آن صحبت ناهنجارم
اشهد لحظهی موتم شده ای وای حسین
یاد آن طشت طلا جان به خدا بسپارم
مجتبی صمدی شهاب ۱۴۰۰
.
.
1️⃣شرکت کردن #امام_محمد_باقر_علیه_السلام در مسابقه تیراندازی!👇
✅هشام بن عبدالملک در زمان حکومت خود، امام محمد باقر(ع) و فرزندش امام جعفر صادق(ع) را تحت الحفظ به شام آورد.
روزی در مجلسی هشام تصمیم گرفت یک مسابقه تیراندازى ترتیب دهد و امام(ع) را در آن مسابقه شرکت بدهد.
هشام رو به امام محمدباقر(ع) کرد و چنین گفت :
📋«يَا مُحَمَّدُ(ص)! اِرْمِ مَعَ أَشْيَاخِ قَوْمِكَ اَلْغَرَضَ»
♦️ای محمد(ص)! با بزرگان خويشاوند خود تيراندازى كن!
حضرت(ع) فرمود :
📋«إِنِّي قَدْ كَبِرْتُ عَنِ اَلرَّمْيِ فَهَلْ رَأَيْتَ أَنْ تُعْفِيَنِي»
♦️من پير شدهام و موقع تير اندازی ام گذشته و مرا معاف دار.
هشام که خیال مى کرد فرصت خوبى به دست آورده و امام باقر(ع) را در دو قدمى شکست قرار داده است، اصرار و پافشارى کرد و گفت :
📋«وَ حَقِّ مَنْ أَعَزَّنَا بِدِينِهِ وَ نَبِيِّهِ مُحَمَّدٍ(ص) لاَ أُعْفِيكَ»
♦️قسم به حق خدائى كه ما را به دين خود و به پيامبرش امتياز بخشيده است، ممكن نيست.
هشام در اين هنگام به یکی از شخصيتهاى بنى اميه اشاره نمود و دستور داد که تیر و کمان خود را به آن حضرت(ع) بدهند.
📋«فَتَنَاوَلَ أَبِي عِنْدَ ذَلِكَ قَوْسَ اَلشَّيْخِ ثُمَّ تَنَاوَلَ مِنْهُ سَهْماً فَوَضَعَهُ فِي كَبِدِ اَلْقَوْسِ ثُمَّ اِنْتَزَعَ وَ رَمَى وَسَطَ اَلْغَرَضِ فَنَصَبَهُ فِيهِ ثُمَّ رَمَى فِيهِ اَلثَّانِيَةَ فَشَقَّ فُوَاقَ سَهْمِهِ إِلَى نَصْلِهِ ثُمَّ تَابَعَ اَلرَّمْيَ حَتَّى شَقَّ تِسْعَةَ»
♦️پدرم بعد از اين اجبار، تیر و كمان را از هشام گرفت و تیرى در چله کمان نهاد و نشانه گیرى کرد و تیر را درست به قلب هدف زد!
آنگاه تیر دوم را به کمان گذاشت و رها کرد و این بار تیر در چوبه تیر قبلى نشست و آن را شکافت!
تیر سوم نیز به تیر دوم اصابت کرد و به همین ترتیب تا نُه تیر پرتاب نمود که هر کدام به چوبه تیر قبلى خورد!
این عمل شگفت انگیز، حاضران را به شدت تحت تاثیر قرار داده و اعجاب و تحسین همه را برانگیخت.
هشام که همه برنامه هایش غلط از آب در آمده و نقشه اش نقش بر آب شده بود، سخت تحت تاثیر قرار گرفت و بى اختیار گفت :
📋«يَا أَبَا جَعْفَرٍ(ع)! وَ أَنْتَ أَرْمَى اَلْعَرَبِ وَ اَلْعَجَمِ هَلاَّ زَعَمْتَ أَنَّكَ كَبِرْتَ عَنِ اَلرَّمْيِ؟»
♦️ای ابا جعفر(ع)! تو سرآمد تیراندازان عرب و عجم هستى، چگونه مى گفتى پیر شده ام؟!
آنگاه سر به زیر افکند و لحظه اى به فکر فرو رفت که گویی از پیشنهاد خود پشیمان شده است.
سپس امام باقر(ع) و امام صادق(ع) را در جایگاه مخصوص کنار خود جاى داد و فوق العاده تجلیل و احترام کرد و رو به امام(ع) کرده گفت :
📋«يَا مُحَمَّدُ(ص)! لاَ تَزَالُ اَلْعَرَبُ وَ اَلْعَجَمُ تَسُودُهَا قُرَيْشٌ مَا دَامَ فِيهِمْ مِثْلُكَ لِلَّهِ دَرُّكَ مَنْ عَلَّمَكَ هَذَا اَلرَّمْيَ وَ فِي كَمْ تَعَلَّمْتَهُ؟»
♦️ای محمد(ع)! قریش از پرتو وجود تو شایسته سرورى بر عرب و عجم است، این تیراندازى را چه کسى به تو یاد داده است و در چه مدتى آن را فرا گرفته اى؟
حضرت(ع) فرمود :
📋«قَدْ عَلِمْتَ أَنَّ أَهْلَ اَلْمَدِينَةِ يَتَعَاطَوْنَهُ فَتَعَاطَيْتُهُ أَيَّامَ حَدَاثَتِي ثُمَّ تَرَكْتُهُ فَلَمَّا أَرَادَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ مِنِّي ذَلِكَ عُدْتُ فِيهِ»
♦️مى دانى که اهل مدینه اهل تیر اندازی هستند و به این کار عادت دارند، من نیز در ایام جوانى مدتى به این کار سرگرم بودم ولى بعد آن را رها کردم، امروز وقتی تو اصرار کردى ناگزیر پذیرفتم.
هشام گفت :
📋«مَا رَأَيْتُ مِثْلَ هَذَا اَلرَّمْيِ قَطُّ مُذْ عَقَلْتُ وَ مَا ظَنَنْتُ أَنَّ فِي اَلْأَرْضِ أَحَداً يَرْمِي مِثْلَ هَذَا اَلرَّمْيِ!»
♦️از وقتى به عقل آمدهام چنين تير اندازى نديدهام.
گمان نمي كنم كسى روى زمين بتواند چنين تیری بزند!(۱)
📚منبع :
۱)دلائل الامامه طبرى شیعی، ص۱۰۵
#میلاد_امام_باقر
.