eitaa logo
امام حسین ع
22.2هزار دنبال‌کننده
414 عکس
2.1هزار ویدیو
2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
. بسم‌ الله الرحمن الرحیم شب به این بغض پنهان شده در گلویم به این اشک های روان از سبویم به جز دیدنت آرزویی ندارم شب آرزوها تویی آرزویم به جز از تو خواندن به جز از تو گفتن چه دارم بخوانم چه دارم بگویم نسیمی ز کوی تو می آمد ای کاش که من هم گل نرگست را ببویم بیا تا که در آبشار نگاهت خودم، این دلآلوده را هم بشویم تو آنقدر خوبی که عمری بدی را نیاورده ای هیچ گاهی به رویم شب جمعه ها تیر دلتنگی آرد غم دوری از کربلا را به سویم شب آرزوها دعا کن ببینم که با قبر شش گوشه در گفت و گویم .
1_875265557.mp3
3.28M
🔖منبر کوتاه صوتی🔖 💠دعوت خدا در ماه رجب 💠
ولادت امام باقر و ماه رجب.mp3
8.12M
🔖منبر کامل 🔖 💠 ولادت امام باقر علیه السلام و عظمت و فضائل ماه مبارک رجب 💠 علیه السلام 🕌 حرم حضرت معصومه سلام الله علیها
4_5872859476490453796.mp3
747.1K
🔖منبر کوتاه 🔖 علیه السلام ‼️عنایت خاص امام باقر علیه السلام به محبان ‼️دعای امام باقر علیه السلام برای گناهکاران
لیله الرغائب .mp3
5.42M
🔖فضائل و اعمال لیله الرغائب 🔖 💠لیله الرغائب یعنی چه ؟ 🔻فضیلت و اهمیت شب جمعه اول ماه رجب ◀️اعمال لیله الرغائب ▪️شب آرزوها ▪️ 📌توضیح اهمیت و جایگاه و اعمال آن
ماه رجب، ماه استغفار .mp3
6.8M
🔖منبر کوتاه 🔖 ماه رجب، ماه استغفار «حقیقتِ استغفار» و «آثار استغفار» در ماه مبارک رجب
400-11-13 rafiee mah rajab - anvae gonah az jahat amorzesh M E bagher (A)~1.mp3
5.37M
🔖منبر کامل 🔖 🔷 موضوع: انواع گناه از جهت آمرزش 🕌 حرم حضرت معصومه سلام الله علیها
4629952854.mp3
41.94M
🤲 قرائت در 🎙بانوای : حاج میثم مطیعی 🔺 اجراشده در : هیأت آیین حسینی 📆 پنجشنبه ۹۹/۱۱/۳۰
. حاج غلامرضا سازگار✍ . ماه پرفیض رجب، ماه نبی، ماه خداست ماه توبه، مه رحمت، مه ذکر است و دعاست . ماه از خویش بریدن به خدا پیوستن ماه آنکس که به حق واصل واز خویش جداست . ماه میلاد شریف دو محمّد دو علی که پر از جلوۀ ماه رخشان ارض و سماست . جمعۀ اول این ماه، جمال ازلی در تماشای رخ حضرت باقر پیداست . دوم ماه رجب عید بزرگی دگر است عید میلاد علی‌ بن‌ جواد بن رضاست . سوم ماه رجب آن دهمین حجت حق جگرش لختۀ خون از شرر زهر جفاست . دهم ماه رجب با گل رخسار جواد موج‌زن رایحۀ عطر ولایت به فضاست . بارک‌الله که در سیزده ماه رجب عید میلاد علی، مظهر رب الاعلاست . کعبه آغوش گشوده چو گریبان از هم که ز قلب حرم‌الله، علی عقده‌گشاست . صاحب‌خانه ندا داد که ای بنت اسد خانه از ماست ولیکن متعلق به شماست . قدر و جاه تو بود فوق مقام مریم پسر تو علی است و پسر او عیساست . نجل پاک تو امام است به نجل مریم گرچه او مریم و عیساش پیام‌آور ماست . این پسر رکن و مقام است و حطیم و زمزم این پسر حجر و حجر، مروه و مسعا و صفاست . نیمۀ ماه رجب روز وفات زینب او که دخت علی و مادر صبر است و رضاست . زینب، آن فاتح میدان اسارت که هنوز زنده از خطبۀ او واقعۀ کرب‌و‌بلاست . شیردخت علی و فاطمه و اخت حسن که حسین دگر است و نفسش عاشوراست . بیست و پنج رجب از بهر محبان علی روز اندوه و غم و ناله و اشک است و عزاست . روز آزادی زندانی زهرای بتول روز قتل خلف حضرت صادق، موساست . گوییا در دل تاریک سیه‌چال، هنوز بانگ العفو بلند از دو لب آن مولاست . آن که دربارۀ وی آمده ساق مرضوض چشم‌ها گر ز غمش خون بفشانند رواست . روز بیست و ششم ماه رجب داغ پدر بر دل و بر جگر سوختۀ شیر خداست . بر دل ختم رسل داغ ابوطالب ماند آن که ایمانش فوق همۀ ایمان‌هاست . بیست و هفت  است عید بزرگی دیگر عید مزمل و مدثر و نور و طاهاست . عید بعثت که نبی رخت رسالت پوشید به! چه عیدیکه به از عید صیام و اضحاست . عید پرواز بشر، عید نزول قرآن عید نابودی بت، عید تجلای خداست . بیست و هشت رجب آغاز فراقی‌ست بزرگ که حسین‌بن‌علی عازم دشت و صحراست . کاروان پسر فاطمه هنگام سحر سر به کف دارد و عازم به سوی کرب‌و‌بلاست . عزم حج دارد و در اول ره می‌بیند قتلگاه است بر او مروه، صفا تشت طلاست . هم‌قدم زینب و عباس و علی‌اکبر پیش رویش علی و پشت سر او زهراست . گاه بر فرق علی‌اکبر خود می‌نگرد گاه می‌گرید و چشمش به دو دست سقاست . گاه در سینه کند نوک سنان را احساس گاه بیند که بریده سر پاکش ز قفاست . سر به کف داشتن و تیر گرفتن به جگر سپر سنگ شدن حج امام شهداست . «میثم!»آن تربت شش‌گوشه بود در بر تو وای من! از چه ندیدی حرم یار کجاست .
. زبان حال امام هادی علیه‌السلام شاه تبعیدی و بی خادم و بی دربارم چه کنم خسته‌ام و بی کسم و بی یارم بیشتر از دو دهه هست که دور از وطنم بند در سامره ام ساکن بالاجبارم به هدایت نرسد هرکه زما رو گرداند هادی ام حیف کشیدند به ابر تارم پسر شیرم وبین قفس شیرم بُرد آه نشناخت مرا والیِ بد کردارم عرش و فرش است گدایم به که گویم ظالم به گداخانه مرا برد که سازد خوارم بد نکردم به کسی زهر بکامم دادند اشک پاییز درآمد بر این رخسارم دشمن از کینه و از ترس شبیخونم زد به حرم‌خانه و سجادهءاستغفارم قصد آتش زدن خانه من را کردند گاه‌وبیگاه نمودند مرا احضارم هر زمان برد مرا، ناله‌ی من مادر بود چکنم سیّدم و یاد در و دیوارم به خدا مادر ما زیر لگد گیر افتاد روضهءمحسن و در کرده مرا بیمارم تا که تحقیر شوم بزم شرابم بردند چکنم یار ندارم چه کنم ناچارم وسط بزم شراب از غم زینب مُردم داد یاد لب و آن چوب مرا آزارم بین آن معرکه با چشم به عباسش گفت تا کجاها که رسیده‌است پس‌از تو کارم سرخ‌مویِ عربی دختری از مارا خواست تا ابد زخمی آن صحبت ناهنجارم اشهد لحظه‌ی موتم شده ای وای حسین یاد آن طشت طلا جان به خدا بسپارم مجتبی صمدی شهاب ۱۴۰۰ .
. 1️⃣شرکت کردن در مسابقه تیراندازی!👇 ✅هشام بن عبدالملک در زمان حکومت خود، امام محمد باقر(ع) و فرزندش امام جعفر صادق(ع) را تحت الحفظ به شام آورد. روزی در مجلسی هشام تصمیم گرفت یک مسابقه تیراندازى ترتیب دهد و امام(ع) را در آن مسابقه شرکت بدهد. هشام رو به امام محمدباقر(ع) کرد و چنین گفت : 📋«يَا مُحَمَّدُ(ص)! اِرْمِ مَعَ أَشْيَاخِ قَوْمِكَ اَلْغَرَضَ» ♦️ای محمد(ص)! با بزرگان خويشاوند خود تيراندازى كن! حضرت(ع) فرمود : 📋«إِنِّي قَدْ كَبِرْتُ عَنِ اَلرَّمْيِ فَهَلْ رَأَيْتَ أَنْ تُعْفِيَنِي» ♦️من پير شده‌ام و موقع تير اندازی ام گذشته و مرا معاف دار. هشام که خیال مى کرد فرصت خوبى به دست آورده و امام باقر(ع) را در دو قدمى شکست قرار داده است، اصرار و پافشارى کرد و گفت : 📋«وَ حَقِّ مَنْ أَعَزَّنَا بِدِينِهِ وَ نَبِيِّهِ مُحَمَّدٍ(ص) لاَ أُعْفِيكَ» ♦️قسم به حق خدائى كه ما را به دين خود و به پيامبرش امتياز بخشيده است، ممكن نيست. هشام در اين هنگام به یکی از شخصيتهاى بنى اميه اشاره نمود و دستور داد که تیر و کمان خود را به آن حضرت(ع) بدهند. 📋«فَتَنَاوَلَ أَبِي عِنْدَ ذَلِكَ قَوْسَ اَلشَّيْخِ ثُمَّ تَنَاوَلَ مِنْهُ سَهْماً فَوَضَعَهُ فِي كَبِدِ اَلْقَوْسِ ثُمَّ اِنْتَزَعَ وَ رَمَى وَسَطَ اَلْغَرَضِ فَنَصَبَهُ فِيهِ ثُمَّ رَمَى فِيهِ اَلثَّانِيَةَ فَشَقَّ فُوَاقَ سَهْمِهِ إِلَى نَصْلِهِ ثُمَّ تَابَعَ اَلرَّمْيَ حَتَّى شَقَّ تِسْعَةَ» ♦️پدرم بعد از اين اجبار، تیر و كمان را از هشام گرفت و تیرى در چله کمان نهاد و نشانه گیرى کرد و تیر را درست به قلب هدف زد! آنگاه تیر دوم را به کمان گذاشت و رها کرد و این بار تیر در چوبه تیر قبلى نشست و آن را شکافت! تیر سوم نیز به تیر دوم اصابت کرد و به همین ترتیب تا نُه تیر پرتاب نمود که هر کدام به چوبه تیر قبلى خورد! این عمل شگفت انگیز، حاضران را به شدت تحت تاثیر قرار داده و اعجاب و تحسین همه را برانگیخت. هشام که همه برنامه هایش غلط از آب در آمده و نقشه اش نقش بر آب شده بود، سخت تحت تاثیر قرار گرفت و بى اختیار گفت : 📋«يَا أَبَا جَعْفَرٍ(ع)! وَ أَنْتَ أَرْمَى اَلْعَرَبِ وَ اَلْعَجَمِ هَلاَّ زَعَمْتَ أَنَّكَ كَبِرْتَ عَنِ اَلرَّمْيِ؟» ♦️ای ابا جعفر(ع)! تو سرآمد تیراندازان عرب و عجم هستى، چگونه مى گفتى پیر شده ام؟! آنگاه سر به زیر افکند و لحظه اى به فکر فرو رفت که گویی از پیشنهاد خود پشیمان شده است. سپس امام باقر(ع) و امام صادق(ع) را در جایگاه مخصوص کنار خود جاى داد و فوق العاده تجلیل و احترام کرد و رو به امام(ع) کرده گفت : 📋«يَا مُحَمَّدُ(ص)! لاَ تَزَالُ اَلْعَرَبُ وَ اَلْعَجَمُ تَسُودُهَا قُرَيْشٌ مَا دَامَ فِيهِمْ مِثْلُكَ لِلَّهِ دَرُّكَ مَنْ عَلَّمَكَ هَذَا اَلرَّمْيَ وَ فِي كَمْ تَعَلَّمْتَهُ؟» ♦️ای محمد(ع)! قریش از پرتو وجود تو شایسته سرورى بر عرب و عجم است، این تیراندازى را چه کسى به تو یاد داده است و در چه مدتى آن را فرا گرفته اى؟ حضرت(ع) فرمود : 📋«قَدْ عَلِمْتَ أَنَّ أَهْلَ اَلْمَدِينَةِ يَتَعَاطَوْنَهُ فَتَعَاطَيْتُهُ أَيَّامَ حَدَاثَتِي ثُمَّ تَرَكْتُهُ فَلَمَّا أَرَادَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ مِنِّي ذَلِكَ عُدْتُ فِيهِ» ♦️مى دانى که اهل مدینه اهل تیر اندازی هستند و به این کار عادت دارند، من نیز در ایام جوانى مدتى به این کار سرگرم بودم ولى بعد آن را رها کردم، امروز وقتی تو اصرار کردى ناگزیر پذیرفتم. هشام گفت : 📋«مَا رَأَيْتُ مِثْلَ هَذَا اَلرَّمْيِ قَطُّ مُذْ عَقَلْتُ وَ مَا ظَنَنْتُ أَنَّ فِي اَلْأَرْضِ أَحَداً يَرْمِي مِثْلَ هَذَا اَلرَّمْيِ!» ♦️از وقتى به عقل آمده‌ام چنين تير اندازى نديده‌ام. گمان نمي كنم كسى روى زمين بتواند چنين تیری بزند!(۱) 📚منبع : ۱)دلائل الامامه طبرى شیعی، ص۱۰۵ .
. ‍ سرود زیبا ویژۀ میلاد امام باقر علیه السلام به نفسِ کربلایی حسین سیب سرخی ┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄ شیرین شده باز کام دل هامون بارونی شده دیدۀ بارون دنیا اومده نوۀ ارباب نورانی شده همه دنیامون امشب درایِ رحمت حق به روی دنیا وا شده امشب حضرتِ امامِ زین العابدین بابا شده «یابن الزهرا ، یاامام باقر ، یاامام باقر ، یاامام باقر» از شور و شعف هر دلی زائرِ تا شهرِ نبی تا بقیع زائرِ امشب که شبِ مستیِ عاشقاس میلاد آقام حضرت باقرِ «یابن الزهرا ، یاامام باقر ، یاامام باقر ، یاامام باقر» خندون شده این نوگل زیبا گهواره ی اون بازوی سقا لالایی اون وقت خوابیدن ذکرِ یاحسینِ زینبِ کبری آقا دستِ خالی اومدم نذار که باز خالی برم آقا روم سیاهِ ولی تویی صاحب کرم از سفرۀ تو میچینم خوشه ای از رحمتِ تو میبرم توشه ای من ملتمسِ یه نگاهِ توام کن قسمت من صحنِ شش گوشه ای «یابن الزهرا ، یاامام باقر ، یاامام باقر ، یاامام باقر» شیرین شده باز کام دل هامون بارونی شده دیدۀ بارون دنیا اومده نوۀ ارباب نورانی شده همه دنیامون امشب درایِ رحمت حق به روی دنیا وا شده امشب حضرتِ امامِ زین العابدین بابا شده از شور و شعف هر دلی زائرِ تا شهرِ نبی تا بقیع زائرِ امشب که شبِ مستیِ عاشقاس میلاد آقام حضرت باقرِ «یابن الزهرا ، یاامام باقر ، یاامام باقر ، یاامام باقر» باز فکر حرم تو سرم افتاد یادِ اولین سفرم افتاد با عنایتِ حضرت زهرا بازم گذرم به حرم افتاد ارباب، ناله هایِ این دل پاره به جایی نرسد ارباب، گریه های منِ آواره به جایی نرسد میگن"تا که از جانب معشوق نباشد کششی" ارباب، "کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد" از کودکی ام‌ مستم و عاشقم بر درگهِ شاه بندۀ صادقم آخر یه روزی دعای خواهرِت آغوش حرم میشه لایقم «یابن الزهرا ، یاامام باقر ، یاامام باقر ، یاامام باقر» شیرین شده باز کام دل هامون بارونی شده دیدۀ بارون دنیا اومده نوۀ ارباب نورانی شده همه دنیامون امشب درایِ رحمت حق به روی دنیا وا شده امشب حضرتِ امامِ زین العابدین بابا شده از شور و شعف هر دلی زائرِ تا شهرِ نبی تا بقیع زائرِ امشب که شبِ مستیِ عاشقاس میلاد آقام حضرت باقرِ «یابن الزهرا ، یاامام باقر ، یاامام باقر ، یاامام باقر» 👇