.
#نکته
طرف میگه ما توی اینستاگرام کار فرهنگی میکنیم و با دشمن مقابله میکنیم و ....
ولی شاید ندونه ، اون جوانی که فرضاً به نیت استفاده از مطالب ارزشمند شما جذب اینستا شده ، در اوقاتِ فراغتش به جاهای دیگه هم سرزده و گمراه شده.
مراقب باشیم که چی رو تبلیغ می کنیم.
.
.
#شور
#ماه_رمضان
#سفره_ی_خدا_به_پا_شد
بند🌹
سفره ی خدا به پا شد
وقت خلوت و دعا شد
دوباره اِغفر لَنا الهی
طنین روی لبا شد
با دل خون، رسیدم از ره، ببین تو احوالم
رنگ حسرت، نشسته روی، تموم اعمالم
توبه ی بنده ی بد و
قبول کن ای شه مجیر
با دست خالی اومدم
ولی تو دستمو بگیر
📿 الهی بالکوثر العفو العفو
یا مجيب المضطر العفو العفو 📿
بند🌹🌹
غرق ظلمت و سیاهی
مثل کفترای چاهی
زانو زدم در مقابل تو
به نیّت نیم نگاهی
سر به زیر و، شکسته بالم، ببین پُر از دردم
دیر رسیدم، ولی میدونی، که زار و شرمندم
دل گدای خونتو
رها کن از غم و محن
نبر تو آبرومو ای
خدای خوب و ذوالمنن
📿 الهی بالحیدر العفو العفو
یا مجيب المضطر العفو العفو 📿
بند🌹🌹🌹
تا همیشه زیر دِینم
شیعه ی شه حُنینم
نفس نفس توو ماه مبارک
به یاد ارباب حسینم
با دل خون، میخونم از اون، شهید لب تشنه
که تنش موند، به زیرِ فوج، نیزه و دشنه
موقع افطار و سحر
میریزم اشک نم نم و
دلم میگیره حسّ و حا
لِ شب های محرّم و
الهی بالعطشان العفو العفو
یا قدیم الاحسان العفو العفو
🖋 #علیرضا_پناهیان
👇
.
#بهشت_آرزو_کردن_اینجا_حرومه
#مناجات | #حاج_محمود_کریمی
#شب_اول_ماه_رمضان
#حرم_امام_رضا (علیهالسلام)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بهشت آرزو کردن اینجا حرومه
غبارِ پایِ زائرات آبرومه
یه چند وقتیه خلوته کفشداری
یه چند وقتیه بغض توی گلومه
اگر چه مریضی نفس ها رو بسته
غم دوری از تو به دلها نشسته
ولی ناامید گناه، یه روزی
میبینم که زائر میاد دسته دسته
دارم قدر اون روز هارو میدونم
که کفشا رو از زائرات میگرفتم
حواسم نبود کی میومد، کی میرفت
منم شکر اون روزها رو نگفتم
شاید بارها بین اون خیل مهمون
یکی بوده که اومدی پیشوازش
یکی که برات نور چشمه، عزیزه
میشینی پا راز و نیازش، نمازش...
@emame3vom
یکی که لباساش پر از خاک بوده
یکی که دمپایی هاش پاره بوده
یکی که پول سالش و جمع کرده
به عشق تو بیچاره، آواره بوده
یکی که برا دیدنت قرض کرده
یکی که هزارتا دل آورده همراش
یکی که به راه تو بچش رو داده
یکی که با تو رفته از یاد درداش
یکی که سلام کرده، کفشش رو داده
منم خسته بودم، جوابی ندادم!
گمون کرده من بی ادب بودم آقا
منم توبه کردم با اون قلب سادم
رواقا و صحنا رو هر روز گشتم
ولی بین زوار، پیداش نکردم
شاید یک شبه اومده، رفته شهرش
دیگه بعد اون واقعه عهد کردم:
که زائر برام عین صابخونه باشه
دلش عین قلب امامم زلاله
غم دنیاهم رو دلم مونده باشه
منو کم محلی به زائر، محاله
https://eitaa.com/emame3vom/59493
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
👇
4_5850502376418445567.mp3
16.41M
#ِمناجات (بهشت آرزو کردن اینجا حرومه)
مراسم مناجات #شب_اول_رمضان
حرم #امام_رضا (عليهالسّلام)
با مداحى #حاج_محمود_كريمى
شنبه ٦ ارديبهشت ١٣٩٩
.
.
.
#ای_دل_بشارت_می_دهم
#مناجات | #حاج_محمود_کریمی
#شب_اول_ماه_رمضان
#حرم_امام_رضا (علیهالسلام)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ای دل بشارت می دهم، خوش روزگاری میرسد
هم درد و غم طی می شود، هم شهریاری می رسد
گر کارگردان جهان، باشد خدای مهربان
این کشتی طوفان زده هم بر کناری می رسد
ای منتظر! غمگین مشو قدری تحمل بیشتر
گردی بپا شد در افق، گوئی سواری می رسد!
سایل منال از یار خود گر با تو گاهی تلخ شد
کز گل بدان لطف و صفا گه نیش خاری می رسد
شاعر: مفتون امینی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
👇
4_5850502376418445566.mp3
13.61M
#مناجات (اى دل بشارت میدهم)
مراسم مناجات #شب_اول_رمضان
حرم #امام_رضا (عليهالسّلام)
با مداحى #حاج_محمود_كريمى
شنبه ٦ ارديبهشت ١٣٩٩
.
📃 با اینکه پیکر پسرش بوریا شود
🎙 #روضه از #حاج_محمود_كريمى
🗓 در #شب_اول_ماه_رمضان_۱۴۰۰
📍 #حرم_امام_رضا "علیهالسلام"
🏷 #حضرت_زهرا "سلاماللهعلیها"
با اینکه پیکر پسرش بوریا شود
عریان به خاک تشنهی صحرا، رها شود
با اینکه از قضیّه خبر داشت فاطمه
با اینکه درد دست و کمر داشت فاطمه
پاشد برای امر مهمّی وضو گرفت
آهی کشید و بغض بدی در گلو گرفت
صندوقچهی لباس و کفن را که باز کرد
نفرین به اهل کوفه و شام و حجاز کرد
میدید فاطمه، شده پنجاه سال بعد
در قتلگاه آمده سرباز ابنسعد
با نیزهاش به روی تن شاه میکشید
نقشه برای پیرهن شاه میکشید
زهرا که دید واقعه را سوخت عاقبت
با آه و گریه، پیرهنی دوخت عاقبت
با بازوی شکستهی خود، روز آخری
با چشم نیمبستهی خود، روز آخری
پیراهن حسین خودش را قواره کرد
گریه برای آن بدن پارهپاره کرد
هر سوزنی که رفت به دستش، دلش گرفت
میدید نیزهای وسط سینهاش نشست
پیراهنش همینکه به زیر گلو رسید
در قتلگاه، پنجهی قاتل به مو رسید
تا روی پیکر پسرش یک سپاه رفت
خولی رسید و فاطمه چشمش سیاه رفت
.👇