eitaa logo
امام حسین ع
22.2هزار دنبال‌کننده
414 عکس
2.1هزار ویدیو
2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
. به اُمیدِ گوشه چشمت چقدر گدا نشسته نه فقط گدا که حتی ، صف اغنیا نشسته منِ بنده را ز خیل حشمت سوا مفرما که به خوان لطف و جودت همه ماسوا نشسته "اَنا مِن شروط" یعنی که ولای توست توحید حرمت نشسته هر کس ، حرم خدا نشسته "اَنا مِن شروط" یعنی که به گِرد کعبه حاجی چو رضا نباشی از او ، ز خدا جدا نشسته "اَنا مِن شروط" یعنی مرو راه دیگر ای دل به خدا رسیده هر کس به ره رضا نشسته تو ز هیچکس نپرسی : "ز کجایی و که هستی؟" که غریبه هم ز لطفِ تو چو آشنا نشسته نه فقط که رو سپیدان به نماز ایستاده به نیاز ، روسیاهان همه با حیا نشسته همگی به دام لطف تو اسیر گشته اینجا که کمند لطف و جودت به کمینِ ما نشسته به جز از تو که نشستی سر سفره با گدایان به خدا نبوده شاهی بغل گدا نشسته چو نگین پادشاهی که نشسته بر رکابش به دلم محبّتِ تو چقَدَر به جا نشسته شده "فابک للحُسین" تو دلیل گریه هایم که همیشه در دل تو غم کربلا نشسته 🔸شاعر: . ☀️أَلسَّلٰامُ عَلَیکَ یٰا عَلی اِبنِ موسَی أَلرّضٰآ أَلمُرتَضٰی . ☀️در حديث سلسه الذهب ☀️کَلِمَةُ لا إلهَ إلّا اللّهُ حِصني فَمَن دَخَلَ حِصني اَمِنَ مِن عَذابي بِشُرطِها وَ شروطِها و أنَا مِن شُروطِها. ☀️وجود مبارک امام رضا ( ع) حلقه وصل امامت تا وجود مبارک امام زمان ( عج ) است. .............. . تو آن حسی که گاهی در دلی آگاه می آیی مثال حس خوب شاعری، ناگاه می آیی نگاهت مأمن ایمان و کویت ضامن جان ها تو آن آرامشی که در "أمین الله" می آیی تو آن شاهی که با افتادگان همراه می گردد تو از بس مهربانی با رعیّت راه می آیی تو آن مهری که مهرت را دریغ از کس نخواهی کرد تو آن ماهی که بر دل جویی از هر چاه می آیی تو خورشید زمین هستی و نور آسمان هایی که از رحمت سراغ مردم گمراه می آیی بنازم رأفتت را ای امام مهربانی ها به استقبال زائر در مسیر راه می آیی رضایی و همه از سایه ی لطفت رضا هستند که حتی در نگاه دشمنان دل خواه می آیی وداعت با مزار ختم مرسل گفت با تاریخ می آیی سوی مرو امّا تو با اکراه می آیی ولی عهد رسول اللهی و سلطان دل هایی به ظاهر پیش ظلم دشمنان کوتاه می آیی تویی آن مَظهر "راضیّةً مرضیّه" ی قرآن که راضی بر قضا سوی شهادت گاه می آیی امید ما تویی روز قیامت ای که فرمودی: سه جا بر یاری زوّار این درگاه می آیی .
🌸 🌺امام رضا علیه السلام: ... يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ نَارِي‏. 🔸... خداوند متعال فرموده: ولایت علی بن ابیطالب علیه السلام، قلعه من است؛ هرکس در قلعه من وارد شود از عذاب (و قهر) من در امان است. 📚 الامالی شیخ صدوق، ص ۲۳۵.
. 💥 🎤 🌷 چقد دور و برت نوکر داری، ای ماشاء الله چقد تو حرمت کفتر داری، ای ماشاء الله 'به ما محبت مادر داری، ای ماشاء الله۲' همه هستی گدا 'کرم سلطانه۳' خونه‌ی امید ما 'حرم سلطانه۳' اسمت علیه و نفحات تو خیبری شأن تو می کنه به دو عالم برابری کوچه به کوچه‌ی همه شهرای این دیار برپا شده به عشق تو جشن سراسری قرار کبوترا 'صحن گوهرشاده۳' دل من لک زده‌ی 'پنجره فولاده۳' چه خوبه حرمت سامون داره، ای ماشاءالله هزارتا خادم و دربون داره، ای ماشاءالله مثِ صحن نجف ایوون داره، ای ماشاءالله آخه کی این همه مجنون داره؟ ای ماشاءالله من مست باده‌ی شب میلادتم رضا هستی به یاد من که منم یادتم رضا دردمونِ دردِ مُزمنِ دوری من تویی عمری دخیل پنجره فولادتم رضا شب میلاد رضا 'دل من بیتابه۳' عیدی امشب ما 'حرم اربابه۳' تو دنیای منو زیبا کردی، ای ماشاءالله بدیهای منو حاشا کردی، ای ماشاءالله چقد گره برا من واکردی، ای ماشاءالله برات کربلا امضا کردی، ای ماشاءالله افتاده‌ام به پای سلیمان مشرقین من از امام رضا میرسم به امام حسین باشه قرار ما یه شب جمعه کربلا با آقامون رضا وسط بین الحرمین 👇
یَابْنَ الرّضا... ای بهترین مضمون برای شعر گفتن! ای آرزوی مؤمنانْ از مرد و از زن! یَابْنَ الْحَسَن! یَابْنَ الرّضا! یا صاحِبَ الْاَمر! پیش تو در این آستان هستم من، ایمن تو آخرینْ معصوم، از اَبناءُ الرّضایی در مشهدش هستم دعاگوی فرج، من در بارگاهِ حضرتش یاد ظهورم دنیا شود در زیر پاهای تو گلشن ما " دست بر سر " را از او داریم بهرت از وصفِ عشقِ بين تان، شعر است الکن نزد ضریحِ حضرتش حتماً می‌‌آیی‌ شاید شود چشمم به دیدار تو روشن گر چه به ظاهر، پنجره‌فولاد باشد جنسش بُوَد از یاس، از شب بو، نه آهن این مرقد از عطر حضور تو مصفّاست خاری بُوَد در دیدگانِ هر چه دشمن از خوک، جز رجس و نجاست در نیاید لعنت به ملعونینِ شیطان‌واره‌ی کَن گردد رضا از مِدحَتِ تو بیشتر، شاد ای بهترین مضمون برای شعر گفتن! شنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۱
. اللّهم صلّ على عليّ بنِ موسى الرّضا منم کبوتر صحن عتیقتان آقا منم غبار به روی عقیقتان آقا مرا برای همیشه گدا صدا بزنید مرا کبوتر بام رضا صدا بزنید اگر قبول کنیدم که ذاکری باشم الی الابد من دلداده شاعری باشم همیشه می شوم آقا دخیل عشق شما نفس نفس زدنم می شود به نام رضا شما شراب طهورید و ظرف و جام منم شما سقایت محضید و تشنه کام منم رضا رضا کنم و خوش شود دلم هر دم چرا که سوی حریمش روانه می گردم .
4_5771514805403779389.mp3
19.53M
📋 من خودمو از تو میدونم عاشقتم ... ✔️ / حاج محمود کریمی ✔️ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ من خودم و از تو میدونم عاشقم و اهل ایرونم صاحب خونه تو هستی و من مهمونم چه خوبه که تو اومدی حال و هوای من گرفته رنگ عاشقی و من جدایی از تو رو نمیتونم علی مولا مولا سایه سلطان به سر دارم تو حرمت بال و پر دارم عشق تو رو از تو دامان مادر دارم محاله که تا اخرین دم نفس کشیدنم تا لحظه های مردنم یه دم من از تو دست بردارم علی مولا مولا نامه رسون از خراسونه عطر پیام عطر بارونه نامه دعوت برا جشن اقامونه خدا رو شکر رضا شده ضامن اهوی دل میون راه مشهد و زائر خسته ای که حیرونه علی مولا مولا نوری که نور از خدا میده قلب مریض و شفا میده میگیره زنگار دل رو جاش جلا میده علی به عشق شهدا به یمن مقدم رضا به کربلا نرفته ها و ما برات کربلا میده علی مولا مولا ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ .
. یابن الحسن! یابن الحسن! چراغ هدایت! نیامدی بود و نبود ما به فدایت نیامدی جمعه به جمعه چشم به در خوابمان نبرد خواندیم بینِ ندبه، رثایت نیامدی خونِ جگر ز هجر تو گریید چشممان شد پَهن، فرش سرخ به پایت نیامدی بیش از همه زدیم به پای غمت نَفَس روزانه داشتیم ثنایت نیامدی به عشق تو گناه نکردیم سیّدی! آیینه ای شدیم برایت نیامدی مِشکی به تن به رنگ تو در آمدیم ما در فصل روضه‌ها و عزایت نیامدی در کربلا به یاد تو بودیم دم به دم کردیم زیر قُبّه، صدایت نیامدی انفاق ها به نیّت وصل تو داشتیم خوردیم غصّه، بهر بلایت نیامدی شب های قدر، موقعِ قرآن به سر شدن بودیم یاد درد هایت نیامدی ای کاش راست بود... نکردیم ما چنین دیدی که کرده ایم رهایت نیامدی چون که نکرده ایم چنان، ما چنین شدیم از خویش کرده ایم جدایت نیامدی دیدی که در امور، در امواجِ فتنه ها از تو نکرده ایم حمایت، نیامدی باید خودت دعا به ظهور خودت کنی داریم التماس ِ دعایت... نیامدی دوشنبه ۹ خرداد ۱۴۰۱.
. اللهم العن ظالمي ائمّتنا به عشق امام رضا علیه‌السلام و با بغض اعدایشان یک عدّه، خودفروش، ميانِ حراميان آهنگ قلبشان، ضربانِ حراميان تحسین شده ز زهرِ زبان حرامیان مدفوع از حَرَم به جهانِ حراميان لعنت به خَبطشان بُوَدَم ذکرِ در قُنوت هستند سُست تر همه از تار عنکبوت لب‌تشنه‌های شهرت و بازیگرانِ دون سرمشق‌های دَدمنشی، جملگی زبون گر ایستاده اند به سوت و به کف، کنون... یک روز می‌رسد همه‌ گردند سرنگون لعنت به جشنواره‌ی کن با اهالی اش بر ظاهر دروغی و بر بَطن خالی اش نانِ حرام، باعث فعل حرامشان پُر گشته از پلیدی و نیرنگ، کامشان لعنت به فیلم ها و خیالات خامشان بازیگران موذی و بی ریشه، نامشان ابلیس، خود، مدیر و تهیّه کننده است این جشنواره نیست که قابی، زننده است عالَم، ذلیلِ مرقد ربّانیِ رضاست چون پاسبانِ خاک درش، غیرت خداست والا تر از بزرگیِ اين آستان كجاست؟! جز سجده‌ی ادب به درش، کار نارواست لعنت به فيلمنامه‌ی هتّاكِ ناكسان عجّل عَلىَ ظُهورِكَ يا صاحبَ الزّمان دوشنبه ۹ خرداد ۱۴۰۱ .
از روز ازل نام رضا را که شنیدیم بس جام می از باده ی آن شاه چشیدیم با حال غریبانه به سویش که دویدیم جز مهر و وفا از شه این خانه ندیدیم ما جمله گدایان غریب الغربائیم از روز ازل ریزه خور خوان رضائیم این مرغ گرفتار که سوی تو پریده چشمش همه جا مهر دلاویز تو دیده یک عمر فقط باده ی ناب تو چشیده بنگر که فقط پیش تو از پشت خمیده ای مهر و تولای تو آرامش جان ها ای نام کرم بار تو جاری به زبان ها ای زاده ی فرخنده ی آرایه ی لولاک دیوان غزل های تو بر سینه ی افلاک ای وصف تو بیرون تر از این قوه ی ادراک عشاق تو در خاک تو با سینه ی صد چاک در وصف تو خورشید کند جامه درانی در مدح تو ادراک کند چرب زبانی هر کس به طریقی ره دربار تو جويد هر زائر دلخسته ز احسان تو گوید در پیش تو با گریه غم از سینه بشوید چون گل به عطایت ز دل خاک بروید ای بر دل هر سوخته ای نام تو تسکین حاتم شود از لطف تو هر سائل مسکین با آنکه همه عبد و خداوند پرستیم دل بر سر اکرام گهر بار تو بستیم لب تشنه ترینیم و ز الطاف تو مستیم یا ضامن آهو همه دربند تو هستیم آقا ز کرامت به دل ما نظری کن یا آنکه به شهر دل زارم سفری کن تا کی به تمنای تو در راه بمانیم در حسرت دیدار تو ای شاه بمانیم چون سوختگان هم نفس آه بمانیم خورشید تویی از چه در این چاه بمانیم هر چند که دارم من مسکین به تو ایمان ترسم که بمیرم ز فراق تو رضا جان در وصف تو ترکیب غزل ریخته در هم شیرازه ی شیرین عسل ریخته در هم سرمایه هر ضرب و مثل ریخته در هم از حکمت تو طرح جدل ریخته در هم تو آیت انوار خداوند علیمی تو جلوه ی آیات خداوند حکیمی از روز نخستین دل خود بر تو سپردیم دل را ز سر شوق به گلزار تو بردیم خود را به خدا سائل کوی تو شمردیم تا نان خود از سفره احسان تو خوردیم با آنکه پر از ناله و اندوه و نوائیم از خیل غلامان سیه روی شمائیم محمد حسین علیرمضانی✍ .