eitaa logo
امام حسین ع
22.2هزار دنبال‌کننده
414 عکس
2.1هزار ویدیو
2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
4_6005755338110799890.mp3
38.98M
🔖منبر کامل🔖 ♦️سخنرانی ۱۴۰۱ ▪️جلسه ششم 💠 حضور خدا در زندگی مومن 🔷 تهران/هیئت ریحانه الحسین علیه السلام ▪️مرداد ۱۴۰۱
شب ۶ رفیعی .mp3
15.47M
🔖منبر کامل🔖 ♦️سخنرانی ▪️جلسه ششم 💠 چگونه زیر چتر امام حسین علیه السلام قرار بگیریم ؟ 🕌مهدیه خمینی شهر ▪️مرداد ۱۴۰۱
حجت الاسلام و المسلمین سید حسین مؤمنی.mp3
13.11M
🔖منبر کامل صوتی 🔖 ♦️سخنرانی ۱۴۰۱ ▪️جلسه هفتم 🔷 قم/مسجد اعظم ▪️مرداد ۱۴۰۱
. ۱۴۴۴ به سبک بابایی ______ خدایا به میدون دارم میفرستم علی اکبرم رو امید دلم اشبه الناس پیغمبرم رو خدایا خدایا به میدون داره میره یک سرو خوش قد و بالا اذان گوی خیمه علی اکبرم جان لیلا خدایا به میدون میره پلهوونم یا الله داره میره تنها جوونم یا الله علی رو به تو می‌سپارم یا الله به جون علی بسته جونم یا الله ____ علی جان یه کم راه برو پیشم ای دلبر مه جبینم دم اخری قد و بالا تو بابا ببینم عزیزم علی جان میدونم بری برنمیگردی دیگه عزیزم تو میری و من آروم آروم برات اشک میریزم عزیزم داری میری ای سرو لیلا میترسم من از لشگر نیزه دارا میترسم از اینکه لب تشنه داری میجنگی بیفته تنت بین صحرا میترسم ____ علی جان بلند شو بخون واسه بابای پیرت اذونی میخوام اشهد آخرم رو خود تو بخونی عزیزم علی جان به هر قیمتی بود خودم رو کنارت رسوندم ندیدی چه جوری خودمو رو رو خاکا کشوندم عزیزم شده عمه زینب کنارت _ تسکینم دارم پیکری اربااربا _ میبینم چه جوری برم سمت خیمه _ با این وضع میون عبا پیکرت رو _ مبچینم ______ .
. دنبال کبریایى؟! بى کبر و بى ریا باش وقت اداى دینت فارغ ز هر ادا باش راه سلوک نوکر از جاده ی سکوت است وقت نظر گرفتن یک‌ گوشه بیصدا باش وقتی که پشت این در پیغمبران نشستند در کوی نیکنامان پیوسته خاک پا باش هر منصبی که داری ، بیرون روضه داری اینجا که پا نهادی ، تا میشود گدا باش یک روز مثل مجنون ، یک روز چون زلیخا هر روز دل ببند و هر روز ماجرا باش گفتیم‌ رو سیاهیم گفتند پیش ما نه گفتیم بى پناهیم، گفتند پیش ما باش آسایش دو گیتى تفسیر این دو حرف است دیوانه ی حسین و مجنون مجتبى باش سینه به سینه یادم دادند که بگویم بابای من فدای یک تار موی باباش آب زلال را در سرچشمه جستجو کن خواهان خیر هستی خواهان مرتضی باش حق با علی مگر نیست؟! حق هم مگر خدا نیست؟! پس در نجف بمان و هر لحظه باخدا باش فرمود امام صادق: از پشت بام‌ خانه با یک سلام ساده، الساعه کربلا باش او غرق خون‌ خود شد ، من غرقِ در گناهم سر داد ، دل ندادم ، ای بی وفا مرا باش کار بنی اسد در تدفین او گره خورد وقتی تنی‌ نمانده دنبال بوریا باش .
. ➖➖➖ ⚫️ یا علی‌اصغر (علیه‌السلام) حسین آبروی آب بود، آب نمی‌خواست برای تشنگی زمزمش سراب نمی‌خواست حسین منّتِ «مُنّوا عَلَیَّ» را نکشیده‌ست حسین حتی بارانِ مستجاب نمی‌خواست نهیب زد نفسش «فَارْحَموا» به آخرتِ خویش کسی از آن همه؛ یک قطره هم ثواب نمی‌خواست صدای غربتِ «هَل‌مِن‌مُعین» رسید به خیمه غریب، جز پسرش از کسی جواب نمی‌خواست عقیقِ تشنه از آغوش گاهواره جدا شد به غیرِ دستِ پدر این نگین رکاب نمی‌خواست میان ماندن و رفتن؛ میان مرگ و شهادت صدای گریه‌ی لبیکش انتخاب نمی‌خواست کسی که قصه‌ی لالایی‌اش نبردِ علی بود میان لشکرِ در دامِ خواب، ‌‌خواب نمی‌خواست حسین خونِ علی را به حکمِ معجزه رو کرد پیمبری که به جز مقتلش کتاب نمی‌خواست ... و آفتاب بنا داشت داغِ روز دهم را خنک کند به دَمِ سایه‌اش، رباب نمی‌خواست به حکمِ رشته‌ی بر گردنش رباب اسیر است کشاندنش پیِ خون خدا طناب نمی‌خواست ✍🏻 ......................... *🖋️سروده جدید استاد * *📋مربع ترکیب زیبا در مصیبت (علیه السلام)* *🏴شب هفتم محرم سال ۱۴۴۴ قمری* ماه با اختری بر آمده است یا غدیر مکرر آمده است با نبی باز حیدر آمده است با لباس پیَمبَر آمده است آمده حجّت ودود حسین نه زره دارد و نه خود حسین شیر خوار آمده قیام کند تا عیان غُربتِ امام کند عطشش شرحی از صِیام کند آمده حجّتش تمام کند نیست تاثیر در جماعتِ ننگ نرود میخ آهنین در سنگ با لبِ تشنه حجّتِ معبود باز خود را معرفی فرمود بهر طفلی که همره او بود طلبِ آب زان گروه نمود شد هدف جای آب، طفل صغیر گَلوی او دریده شد از تیر این چه تیری است؟ این چه دیگر شد؟ تیر یا هرچه، غنچه پرپر شد سر کودک جدا ز پیکر شد کربلا صحنه‌ای زِ محشر شد زین مصیبت ملائک آزردند خون او را به عرش می‌بردند .
. کنار اشکِ دریا روضه ی ماست غمش امروز و فردا روضه ی ماست قیامت هم ، دو تا دست بریده به روی دست زهرا روضه ی ماست *** به ماه این قبیله تا رسیدیم به خورشید جهان آرا رسیدیم زیارت شد شروع ، از باب العباس ز تاسوعا به عاشورا رسیدیم میثم مؤمنی نژاد✍ .
. -------- می وزد عطر رخ یار ز بین الحرمین می دمد جلوه ی دلدار ز بین الحرمین سهم دلدادگی ات از حرم کرب وبلاست توشه ی خویش تو بردار ز بین الحرمین گاه از داغ ابالفضل و گهی یاد حسین دیده و دل شده خونبار ز بین الحرمین می شود از غم گلگون مه و مهر وفا لاله گون پهنه ی رخسار ز بین الحرمین می نشیند ز دو سو گرد عزا بر رویم همچو گل در غم گلزار ز بین الحرمین هر دل شیفته در کوی غمش منزل کرد می زند شیون بسیار ز بین الحرمین دل در اینجا بگذارد به وفاداری عشق هر که آمد پی دیدار ز بین الحرمین خاطراتی که تو را جانب جنت ببرد بر دل خویش تو بسپار ز بین الحرمین مثل عباس فدایی بشوی بهر حسین ای وجودت همه ایثار ز بین الحرمین می شوی اهل بهشت و به جنان می شکفی می شوی تا که پدیدار ز بین الحرمین در گلستان ولایت که پر از عشق و صفاست می شکوفد دل زوار ز بین الحرمین می رود "یاسر" دلخسته و یک گل ز جنان می برد با دلش انگار ز بین الحرمین ✍ ................. -------- اینجا حریم زاده ی ام البنین است اینجا چراغ آسمان روی زمین است اینجا حریم ساقی لب تشنگان است اینجا تجلیگاه گلزار جنان است اینجا کسی را ناامید از در نرانند اینجا همه مهمان مردی مهربانند درمان درد دردمندان است اینجا آری حریم یاس عطشان است اینجا اینجا مزار تشنه کامی غرق آه است یعنی تمام بی پناهان را پناه است در این حرم خیل ملایک خانه دارند از دست سقای حرم پیمانه دارند در این حریم محترم آیینه باشید از داغ او چون ناله ها در سینه باشید اینجا شقایق ها دل خونبار دارند اینجا به سایل رحمت بسیار دارند اینجا دل آلاله ها غرقه به خون است اینجا رخ عباس از خون لاله گون است اینجا جدا شد دست عباس از تن او اینجا پر از خون جگر شد دامن او اینجا فلک ماه علی را بر زمین زد بر فرق او دشمن عمود آهنین زد اینجا کمان شد قامت فرزند زهرا اینجا عطش بیداد کرده جنب دریا اینجا صدای العطش از خیمه آید اینجا شرر بر شعله ی دلها فزاید اینجا تمام کودکان در گریه بودند بال و پر ماتم در این وادی گشودند --------- محمود تاری "یاسر" ....................... . قدم به قدم با شما در کربلا ، امروز تل زینبیه -------- غم می رسد به دل ها از تل زینبه آید صدای زهرا از تل زینبه پر شد ز غم سبویم یک باغ پیش رویم گل را کنم تماشا از تل زینبیه با سوز و آه بر لب از بس گریست زینب خون می رود به صحرا از تل زینبیه یاسی که گشت پرپر داغی که دید خواهر باید که بود جویا از تل زینبه می سوخت همچو مشعل می رفت سوی مقتل آیینه دار دریا از تل زینبیه گویا هنوز اینجا در پیش دیده ی ما گودال هست پیدا از تل زینبیه ما زایر حسینیم دایم به شور و شینیم با او کنیم نجوا از تل زینبیه کرب و بلاست اینجا دارالشفاست اینجا دل را کنم مداوا از تل زینبیه "یاسر" اگر که مولا بوده غریب و تنها موجی رهاست حالا از تل زینبیه .
. عرض ارادت به در --------- می سوزم از فراق تو حتی به کربلا باید گریست با تو چو دریا به کربلا ای آفتاب عشق بیا و طلوع کن ای وارث غربت مولا به کربلا می پرسم از نسیم در این شهر لاله ها یعنی کجاست خیمه ی آقا به کربلا در شهر خویش لایق وصل ات نبوده ام بگذار تا ببینمت اینجا به کربلا از بس که آه شعله کشید از ضمیر خاک آتش گرفت سینه ی صحرا به کربلا دستی به تن نداشت که از روی مرکبش در خون فتاد قامت سقا به کربلا تکرار داغ ، این که ببیند دلم هنوز جدت غریب مانده و تنها به کربلا قدش خمید تا که به مقتل نظاره کرد یارب چه دید زینب کبرا به کربلا واویلتا ، ز عرش خبر می رسد مرا پیچیده است ناله ی زهرا به کربلا بر روی خاک مانده بدن های چاک چاک بر نیزه رفت جمله ی سرها به کربلا "یاسر" نماند لاله به گلزار اهل بیت پرپر شدند کودک و برنا به کربلا ؛؛؛؛؛؛؛؛ کربلای معلی ، جمعه .
. --------- اینجا که سوخت دامن دریا ز تشنگی آتش گرفت سینه ی صحرا ز تشنگی از قحط آب شعله به جان حرم فتاد پرپر شده ست گلشن زهرا ز تشنگی اینجا چو مشک ، آب زلالی نداشت چشم اینجا شکست قامت سقا ز تشنگی اینجا به عرش رفته صدای عطش عطش اینجا نداشت حنجره پروا ز تشنگی پژمرده بود غنچه ی لبهای کودکی مادر نداشت تاب تماشا ز تشنگی طفل صغیر پیش دو چشم رباب هم دیگر نداشت تاب تقلا ز تشنگی اینجا نسیم تشنه گذر می کند ز خاک اینجا خمید قامت طوبا ز تشنگی خجلت زده ست آب فرات از لبان خشک با آن که بود صبر و شکیبا ز تشنگی اینجا حسین پیش دو دریا به خون فتاد جان می سپرد یکه و تنها ز تشنگی بر تیغ خصم حنجر خود را سپرد لیک هرگز نکرد آب تقاضا ز تشنگی در انعکاس ، نغمه ی جانسوز العطش "یاسر" نگشت آینه رسوا ز تشنگی ؛؛؛؛؛؛؛ کربلای معلی .