حجت الاسلام و المسلمین دکتر رفیعی.mp3
10.9M
🔖منبر کامل صوتی 🔖
‼️دهه دوم محرم
#استاد_رفیعی
♦️سخنرانی #ماه_محرم
▪️جلسه دوم
💠 حضرت زینب کبری سلام الله علیها
ما رایت الا جمیلا
🕌بیت آیت الله بروجردی ره/قم
▪️مرداد ۱۴۰۱
#محرم
4_6030634258295423371.mp3
5.37M
📋 میخوام کوله بارو ببندم بیام
#تک / #توشه_اربعین
کربلایی سیدرضا نریمانی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
میخوام کوله بارو ببندم بیام
حرم دیگه طاقت نذاشته برام
چشامو میبندم میبینم توی
یه جاده به اسم نجف کربلام
با یه نگاه تو میشه راهی بازم این دل
با پرچم سرخِ دخیلَک یا ابوفاضل
دارم بیاراده میام
میزنم به جاده میام
میشمارم ستونها رو باز
با پای پیاده میام
"اربابم اباعبدالله
اربابم اباعبدالله"
بهشت دیگه رنگی نداره برا
اونی که پیاده میره کربلا
به راحتی اینجا در میره خستگی
با طعم یه چای توی موکبا
منزل به منزل توی الطاف تو میشم گم
هرجا میری میگن الا زُوّار هَلابیکُم
اشک شوق رو گونهم جاری
نبضم رو تو دستات داری
دل توی دلم نیست ارباب
مثل جابرِ انصاری
"اربابم اباعبدالله
اربابم اباعبدالله"
درسته زیارت داره مشکلات
ولی یادگاری میمونه برات
اگه کف پاهات پر از تاوله
باید بنویسیش توی خاطرات
باید برا ارباب، نه پا بلکه باید سر داد
مرغ دلو توی هوای کربلا پر داد
رؤیای دلا کربلا
فردوس خدا کربلا
راهی نیست دیگه تا دیدار
عرش فرشیا کربلا
"اربابم اباعبدالله
اربابم اباعبدالله"
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
حجت السلام و المسلمین سید حسین مؤمنی.mp3
13.98M
🔖منبر کامل🔖
شب عاشورای حسینی
#استاد_مومنی
♦️سخنرانی #ماه_محرم
▪️جلسه نهم
🔷 قم/مسجد اعظم
▪️مرداد ۱۴۰۱
#محرم
#عاشورا
حجت الاسلام و المسلمین سید حسین مؤمنی.mp3
11.14M
🔖منبر کامل🔖
شب شام غریبان حسینی
#استاد_مومنی
♦️سخنرانی #ماه_محرم
▪️جلسه یازدهم
🔷 قم/مسجد اعظم
▪️مرداد ۱۴۰۱
#محرم
#شام_غریبان
.
#زمزمه
روضه #اسارت
بند اول:
چشما پراز اشک و دلا پر از خون
آواره ایم میون این بیابون
نامحرما دور ما رو گرفتن
دیگه نمونده محرمی برامون
نجمه یه گوشه رو خاکا میشینه
با یاد قاسم میزنه به سینه
این نوعروس هر دفعه میره از هوش
تا روی نیزه قاسمو می بینه
میون قافله/ به اشکامون میخنده حرمله
زجرو بیا ببین/ بسته رقیه رو با سلسله
جسمش کبوده و/ پاهاش پرآبله
بند دوم:
از ما پریشونتر دل ربابه
گهواره خالی براش عذابه
معجر میخوام برای دختری که
آستین پاره رو سرش حجابه
دیگه نمازامون شده نشسته
مثل سر تو ، سر من شکسته
خار از پای رقیه در میارم
با چشم گریون با دو دست بسته
به ما نظاره کن/ نگاه به این لباس پاره کن
سکینه رو ببین/ نگاه به گوش بی گوشواره کن
ببین اسیر شدیم/ بیا یه چاره کن
#مرتضی_کربلایی✍
👇
.
#زمزمه
#شب_هفت_امام
شب هفت آقامونه دل ما تو کربلاست
شب گریه، شب ناله، واسه ی خون خداست
شب هفت همگی گلاب و قرآن بیارید
روی قبر آقا با گریه همه سر بزارید
روضه خونا بخونین اقا رو تشنه کشتنش
جلو چشم دخترش با تیغ و دشنه کشتنش
شب هفت آقامونه شب سینه زدنه
شب هفت گل زهرا شهید بی کفنه
میاد از اوج فلک ناله ی زار مادرش
آب بیارین واسه ی لبهای خشک و اطهرش
شب هفت دو تا دستای قلم شد ای خدا
شب هفت ساقی و سردار دشت نینوا
شب هفت اربا اربا شبیه پیمبره
شب هفت گلوی خونی شیرخوارْ اصغره
شب هجر و شب درد و دل ما در محنه
شب هفت قاسم و عبدالله ابن الحسنه
شب هفت پاره پاره کردن یک بدنه
شب هفت غارت و بردن یک پیرُهنه
شب ناله ی غریبی حسینی امشبه
شب هفت بدن به زیر سم مرکبه
شب غربت یه خواهر شب جون سپردنه
شب هفت کعب نی با تازیانه خوردنه
خواهری تو کوچه های کوفه اشکاش روونه
داداشش رو نیزه ها نشسته قرآن میخونه
شب هفت بدنی که از سرش افتاده دور
شب هفتم سری که سوخت تو آتیش تنور
شب هفتم سری خونی توی طشت طلاست
وای از اون خواهری که تو مجلس نامحرماست
یکی چوب میزد روی لب مطهر حسین
تا به کربلا میرفت ناله ی خواهر حسین
هی میگفت که چوب نزن جلوی چشم بچه هاش
بسه بی حیا نزن ببین شکسته دندوناش
حسین کریمی نیا✍
#سبک_غلاف_خالی_خنجر
#سبک_توکه_نیستی_خونه_بی_تو
#شب_هفتم_شهدای_کربلا
#شب_هفتم_امام
.
.
#حضرت_نجمه
هدیه به حضرت نجمه ام قاسم سلام الله علیهما
عروس حضرت زهراست نجمه
حسن را یار بی همتاست نجمه
کمک کار بزرگ این قبیله ست
عصای زینب کبری ست نجمه
غبار معجرش خورشید پرور
وقار چادرش غوغاست نجمه
کجا میترسد از موج خطرها
بلا در منظرش زیباست نجمه
اسارت رفتنش هم باشکوه است
به طوفان ها چنان طوباست نجمه
نگو محتاج نان شامیان بود
خودش روزی ده دنیاست نجمه
حسن این فیض را بخشیده بر ما
اگر باب المراد ماست نجمه
*
همین که دید جسم قاسمش را
فقط مرگ از خدا میخواست نجمه
یکی میگفت چشمت باد روشن
که قاسم هم قد سقاست نجمه
#محرم_۱۴۰۱
#سیدپوریاهاشمی ✍
.........................
.
#حضرت_نجمه_خاتون_علیها_سلام
تو #نجمه ای و همسر موسی بن جعفری
#قصیده
#مدح_مرثیه
۹۰۲
بانو سلام ای که خداییست باورت
شد باورت خدا که خدا هست یاورت
عشق علی به سینهی بی کینهی تو بود
تا که رسید هدیهای از سوی داورت
تو نجمهای و همسر موسی بن جعفری
جانها فدای طینت پاک و منوّرت
در بحر معرفت صدفی، گوهرت رضا
بانو چه دیدنیست تماشای گوهرت
ای مادر امام رئوفم، نگاه کن
سائل رسیده بهر گدایی به محضرت
مادر چه مادری که ملک بر تو فخر کرد
با احترام خیل ملائک برابرت
مادر چه مادری که خدا از تو راضی است
از جانب خدا صلوات مکررت
ما زائر رضای تو هستیم و، لطف کن
ما را مران قسم به خداوند از درت
دریایی از نجابت و تقوا و عفتی
یک آسمان حیاست نهان زیر معجرت
باشد مسیح عاشق و دلدادهی رضا
باشد کلیم بر در این خانه چاکرت
مریم برای عرض ارادت رسیده است
حوا به دستبوسی و تکریم در برت
بِالَّه رواست تا که غلامت شود خلیل
بَه چه بجا کنیز شود همچو هاجرت
ما عبد روسیاه، به ما اذن میدهی
تا از مسیر روضه بیاییم بر درت
بانو قسم به پهلوی مجروح فاطمه
دیگر لگد نخورد به پهلوی اطهرت
شکر خدا که چادرتان پا نخورده است
دیگر نبود جای کبودی به پیکرت
بانو میان کوچه که سیلی نخوردهای
شکر خدا که کم نشده مویی از سرت
موی رقیه سوخت ولی بین شعله ها
ای کاشکی بمیرد از این غصه نوکرت
من کیستم که شعر بگویم برای تو
باید که جبرییل شود مدح گسترت
شائق به شوق دیدن روی علی خوش است
بانو بیا و واسطه شو بهر شاعرت*
*به مناسبت بزرگداشتی که در شهر مقدس مشهد برای #مادر_امام_رضا علیه السلام برگزار شد
#محمود_اسدی_شائق
.
.
#حضرت_علی_اکبر
ولدی علی..
نگاهت کردم اما درهمی تو
میان لخته خونها مبهمی تو
تورا قطعه به قطعه چیدم اما
چرا هرجور میچینم کمی تو
سرت را ابن ملجم ها شکستند
و پهلوی تو را با پا شکستند
جوانم مرد و پیشم کل کشیدند
سر پیری غرورم را شکستند
مشو راضی که با خجلت بگردم
دراین صحرا به صد زحمت بگردم
زمان بردنت دلشوره دارم
نیوفتی از عبا دورت بگردم
کنارت عمر من سرآمد اکبر
ز خیمه عمه مضطر آمد اکبر
ز جا برخیز تا برخیزم از جا
دوباره حرف معجر آمد اکبر
#شب_هشتم_محرم
#سیدپوریاهاشمی
.
.
#حضرت_زینب
آه یا زینب
ای تشنه ای که شرح غمت در بیان نبود
مارا به سخت جانی خود این گمان نبود
ناراحتم زیاد نماندم کنار تو
شمر آمد و برای نشستن زمان نبود
هر ناقه ای به غربت من گریه کرده است
مانند من غریب دراین کاروان نبود
ای کاش در رکوع عقیق از تو میگرفت
ای کاش بین قافله ای ساربان نبود
ماندم چرا به زور کشیدند از تنت
آخر لباس کهنه ی تو که گران نبود
گفتم به آفتاب نتابد روی تنت
شرمنده ام که روی تنت سایبان نبود
با لشگری برای سرت جنگ کرده ام
پس حق بده اگر که به جسمم توان نبود
دیروز شش برادر کرار داشتم
امروز دور خواهر تو جز سنان نبود
آغوش من که هست چرا مانده ای به خاک
جای تن تو برروی ریگ روان نبود
لعنت به این سفر که بدون تو میروم
تنها شدن که حق من نیمه جان نبود
باد صبا ببر به نجف روضه مرا
روضه بخوان که دخت علی در امان نبود
ما رسممان شهادت و از جان گذشتن است
اما دگر اسیر شدن رسممان نبود
#شب_دوازدهم_محرم
#سیدپوریاهاشمی ✍
.