.
#امام_زمان
#مناجات_با_امام_زمان_عج_الله
کمک کن ایـن دلم ازاین سیاه ترنشود
از این که هـسـت دلم پر گناهتر نشود
خدای من تو کمک کن که صاحب عصرم(عج)
خدا نکـرده از این بی ســپاه تر نشود
به یک نگاه مــرا زیر و رو کنی تو اگر
به خاطر گنــهم چشـــم شاه تر نشود
نفهــم بودم و رفتــــم پناه من تو نرو
نـرو که زنــدگی ام بی پناهـــتر نشود
مسیرمن شده کــج پس دعـام کن آقا
مســـیر نوکـر تو اشــتباهــتر نشــــود
ز توبه های شکسته,شکسته شد قلبت
به توبه هم دل من سر به راهتر نشود
برای مادرت این روزها که گـــــریانی
دعا کـــــنم دلت از من پر آه تر نشود
شکست با لگدی درب خانه را ملعون
که مـادر تو از این پا به ماه تر نشود
شعر:کربلایی جواد دیندار✍
┄┅═══••↭••═══┅┄
.
.
#شور
#زمزمه
#حضرت_زهرا
خونم رو نکن بی نور
چشم و چراغ خونم
ای دار و ندار من
ای وصله ی
جونم
از حال دلم تنها
زهر ا تو خبر داری
جز تو ندارم دیگه
من یاور و
یاری
این پهلو به اون پهلو
تا صبح میشی. بیداری
جز گریه نمیاد ش
از دست من
کاری
دستای ورم کردت
دیگه نمیاد بالا
کم تر کار خونه کن
جون علی
زهرا
پیراهنه تو می گه
از زخم روی پهلوت
جای کبودی. پیداس
از گوشه ی
ابروت
هر باری نگاهم تا
می افته به میخ در
زهرا میشه شرمنده
از روی تو
حیدر
به چوبه ی در خوردش
وقتی که پرت زهرا
با گریه صدا کردی
ای فضه
بیا
پشت در شعله ور
دیدم تن تو می سوخت
به سینه دیوار داشت
مسمار تورو
می دوخت
#رضا_نصابی
#زمینه #فاطمیه
👇
4_5834885639106988701.mp3
4.23M
.
#شور
#امام_علی #امیرالمؤمنین
#شیعه_ام_و_نام_و_نشانم_علیس
#کربلایی_علی_رضا_رضایی 🎤
بند🌹
شیعه ام و نام و نشانم علیس
طپش طپش هر ضربانم علیس
به کوریه چشم همه منکرین
شعاره موقع اذانم علیس
📿 اشهد ان علی ولی الله 📿
.
علی علی. علی
خیبر شکنی
علی علی. علی
آقای منی
علی علی علی
شاه نجف و
علی علی علی
ابالحسنی
مولانا علی. مولا نا علی
بند🌹🌹
یک سر و گردن از همه سَرتره
زَهره ی دشمنانشو میدَره
کسی حریفش نمیشه تو میدون
علی خودش یک صد و ده لشکره
📿 اشهد ان علی ولی الله 📿
علی علی علی
شاه لو کشف
علی علی علی
سلطان نجف
علی علی علی
کعبه را بگو
علی علی علی
تو هستی هدف
بند🌹🌹🌹
مالک اشتر شده مات و مستش
نبض مَیادین همه توی دستش
دستمال زردو تا که سر میبنده
لا یُمکن الفرار زِ ضرب شصتش
📿 اشهد ان علی ولی الله 📿
بند🌹🌹🌹🌹
قدرت و هیبت علی محشره
نشونه هاش روی دَره خیبره
هر کی مقابلش بایسته بی شکن
تا به خودش بیاد تنش بی سره
📿 اشهد ان علی ولی الله 📿
🖋شاعرین:
#رضا_نصابی #علیرضا_پناهیان✍
.
.
#بصیرتی
#امام_زمان
می دمد صبح ظفر، بد به دلت راه مده
می شود دفعِ خطر،بد دلت راه مده
این همه نذر و نیاز، آن همه تسبیح و دعا
می کند زود اثر بد به دلت راه مده
از درشتیِ قد و هیبت بتها نهراس
با خلیل است تبر، بد به دلت راه مده
ما در این دایره امر به وظیفه هستیم
با خدا هست ثمر، بد به دلت راه مده
جان من در همه احوال توکل باید
جزم کن عزم سفر، بد به دلت راه مده
نیل اگر هست یقین معجز موسی هم هست
از خطرها بگذر، بد به دلت راه مده
کاش چشمت به سیاهی شب عادت نکند
شده نزدیک سحر، بد به دلت راه مده
(آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست)
باز آید ز سفر، بد به دلت راه مده
#ياسر_رحمانی✍
.
امام حسین ع
.
پیروز
این تیم که شیر در لباس یوز است
در معرکه دوستساز و دشمنسوز است
مظلومترین تیم جهان است ایران
مظلوم همیشه آخرش پیروز است
✍🏻 #محمود_حبیبی_کسبی
#برای_ایران
🇮🇷
.............................
تقدیم به تیم ملی انگلیس:
کم، فکر پلشتی و تباهی بکنید
دوری ز پلیدی و سیاهی بکنید
خوب است که در برابر مردم ما
زانو بزنید و عذرخواهی بکنید
✍🏻 #کمیل_کاشانی
🇮🇷
.
#امام_زمان
صد و چهل و سوّمین شعر تضمین شدهٔ انتظار.
...و دوّمین سرودهٔ تضمین شدهٔ شادروان صائب تبریزی -- دیوان صائب ج ۶ / ۳۱۶۸.
-------------------------------------
۱
زمین به سوک نشسته چو آسمان بی تو
به گوش می رسد الغوث و الامان بی تو
برآید از دل هر نایِ جان فغان بی تو
«چه دل گشایدم از باغ و بوستان بی تو
که شد ز تنگدلی غنچه گلستان بی تو»
۲
کنون که ناله کنان رو به سویت! آوردم
مرا ببخش که از پای تا به سر دردم
به سبزه روی نیارد دگر رخ زردم
«خبر به آینه می گیرم از نفس، هردم
به زندگی شده ام بس که بد گمان بی تو»
۳
غم فِراق تو با هستی ام، درآمیزد
به تار و پود تنم شور غم برانگیزد
به دامنم عوض اشک، خون دل ریزد
«ز جنبش نفسم چون جرس فغان خیزد
ز بس که در دهنم خشک شد زبان بی تو»
۴
بیا که دل شده از دوری رخت بی تاب!
...و مثل شام، سیه گشته است صبح شباب
مرا و هرکه در این جاست از کرم دریاب!
«به پایْ بوس تو خواهد رسید همچو رکاب
چنین که رفته ز کف اشک را عنان بی تو»
۵
بیا به باغ و ببین رنج غم نصیبان را!
به پای دل بنگر خار، ناشکیبان را!
منی که می شنوم نالهٔ غریبان را
«یکی هزار کنم شور عندلیبان را
اگر روم به تماشای گلستان بی تو»
۶
به باغ، جشن «فرج» بر گزار می گردد
قرین عیش و طرب مَرْغْزار می گردد
پر از نشاط، دلِ مرغِ زار می گردد
«زمین ز پارهٔ دل لاله زار می گردد
اگر چو غنچهٔ گل واکنم دهان بی تو»
۷
بیا و لب بگشا در زمان به لطف بیان!
که هست لعل لبت! در سخنوری شایان
به دشت عمر ندیدم تورا دمی به عیان
«چنان که لاله گرفته است داغ را به میان
گرفته داغ، مرا در میان چنان بی تو»
۸
مراست دیدن روی تو مقصد و مقصود
نبود و نیست مرا جز تو شاهد و مشهود
فدای جان و دلت باد، جان ملک وجود
«امان نمی دهدم همچو تیغ زهر آلود
اگر به سایهٔ سروی کنم مکان بی تو»
۹
الا که خاک رهت را دلم به دیده نهد!
مگر کهجان و دل از بند غم دمی برهد
دلم گرفته خدارا قسم به سه أَشْهَد
«به کاروان سبک سیرِ اشک، کوچه دهد
اگر گشاده شود چشم خون فشان بی تو»
۱۰
دمی که می دهی ام، بال و پر پی پرواز!
به روی دل دری از راه مرحمت کن باز!
به گوش جان من از صوت خوش بریز آواز!
«از آن لب شکرین همچو نی مرا بنواز!
که ناله است مرا مغز استخوان بی تو»
۱۱
به باز خوانی تقدیر می دود چون زخم
دلم به جانب تدبیر می دود چون زخم
کمان کشیده پیِ تیر می دود چون زخم
«بغل گشاده به شمشیر می دود چون زخم
رسیده «صائب» بی دل ز بس به جان بی تو»
۲۷ / ۸ / ۱۴۰۱
صد و چهل و چهارمین شعر تضمین شدهٔ انتظار.
...و سومین سرودهٔ تضمین شدهٔ شادروان صائب تبریزی -- دیوان صائب ج ۶ / ۳۱۶۹.
---------------------------------------
۱
فتاده آتش ماتم در انجمن بی تو
چوشام تیره و تار است صبح من بی تو
شده است خون، دلم از جور اهرمن بی تو
«زبان چو پسته شود سبز در دهن بی تو
گره چو نقطه شود رشتهٔ سخن بی تو»
۲
کجاست آن که به ما مژدهٔ فَرَج بدهد؟
که جان ما مگر از بند رنج و غم برهد
به دست آینه، مرهم به زخم دل بنهد
«نفس گسسته چو تیری که از کمان بِجَهَد
برون ز خانه دَوَد شمع انجمن بی تو»
۳
زِمام امر فتد تا به دست رهبر کل
به باغ عشق شود تا سخن سرا بلبل
قسم به عطر دل انگیز هادیان سُبُل
«صدف ز دوری گوهر، چمن ز رفتن گل
چنان به خاک برابر نشد که من بی تو»
۴
به باغِ آینه پرور بِبَر دل و دین را!
بریز در دل و جان عطر باغ یاسین را!
تورا که هست دل، آیینه دار، آیین را
«بیا و صلح دِه این همدمان دیرین را!
که همچو روغن و آبند جان و تن بی تو»
۵
تویی قرار دل و جان انبیاءِ رُسُل
یگانه عطر گل باغ هادیانِ سُبُل
برآورد همه شب تا سحر فغان بلبل
«تو تا برون شده ای از چمن، ز لاله و گل
هزار کاسهٔ خون می خورد چمن بی تو»
۶
خوش است بر تو و اندیشهٔ تو پیوستن
به دست لطف تو از بند هر بلا رستن
مرا که نیست از این دام، فرصت جستن
«دگر چه طرف، ز ایام می توان بستن؟
که صبح عید کند جلوهٔ کفن بی تو»
۷
رسید پیری و طی شد دگر جوانی من
نکرد مرحمتی کس به خسته جانی من
گذشت با غم و اندوه، زندگانی من
«کجا رسد به تو پیغام ناتوانی من؟
که تا رسیدن لب، خون شود سخن بی تو»
۸
الا که باغ لبت می کند گل افشانی!
شود که آتش دل را به دهر بنشانی؟
هلا که نیست تورا در زمانه هم شانی
«تو رفته ای به غریبی و از پریشانی
شده است شام غریبان، مرا وطن بی تو»
۹
قسم به آبروی لاله های دشت و دمن
که ابر لطف تو سایه فکنده بر سر من
برس به داد دل بی نوای اهل یمن
«تبسّم تو بُوَد باغ دل گشای چمن
چو غنچه سر به گریبان کشد چمن بی تو»
۱۰
تورا به باغ و گل و برگ و بارِ حُسن قسم
به جان حیدر و آن ذوالفقار حسن قسم
به لحظه لحظهٔ هر روزگار حسن قسم
«به روی گرم تو ای نوبهار حسن قسم
که شد فسرده دلِ «صائب» از سخن بی تو»
----------------------------------------
۲۸ / ۸ / ۱۴۰۱
.
.
#امام_زمان
سلطانِ غربت وغم! عجّل عَلٰی ظهورِك
برحق، نشان اعظم! عجل علی ظهورِك
اى آرزوی مولا! ای حاجتِ پیمبر!
ای مهدی معظّم! عجل علی ظهورك
ای نور جان نرجس! اُمّید قلب زهرا!
ای برفرج، مُصمّم! عجل علی ظهورك
زیباییِ ائمه، گشته خلاصه در تو
ای یوسف مجسم! عجل علی ظهورك
گفتند چون بیایی تکیه زنی به کعبه
مثل نبى، معمم، عجل علی ظهورك
با ذوالفقار حیدر، با نیزهی اباالفضل
ارباب پور مریم! عجل علی ظهورك
قرص رخت نمکدار، ای طعم آفرينش!
بر سفرهی تو عالم، عجل علی ظهورك
بر آبشار مویت، آویخته فرشته
ای اعتبار آدم! عجل علی ظهورك
پیشانی ات وسیع وچشمان تو درخشان
لبتشنهی تو زمزم، عجل علی ظهورك
ای انتقام سیلی! ای انتقام کوچه!
سلطان حُزن وماتم! عجل علی ظهورك
چشم از تو برندارد، از روی نیزه یک سر
با اشکهای نم نم...، عجل علی ظهورك
نام تو خشک شد بر روی لب سکینه
خواند رقیه ات هم... عجل علی ظهورك
بر زینب علمدار از كربلا الی شام...
يادِ تو بود مَرهَم، عجل علی ظهورك
#محمدعلی_نوری ✍
شنبه ۲۸ آبان ۱۴۰۱
🔆