eitaa logo
امام حسین ع
22.2هزار دنبال‌کننده
414 عکس
2.1هزار ویدیو
2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
. 🔸مراسم ع و چهارمین شهادت شهید امید اکبری 📆 زمان: 👈  پنجشنبه ۲۷ بهمن ماه ۱۴۰۱ 🔷 با سخنرانی: 👈  حجت الاسلام کریمی 🔷 با نوای : 👈 کربلایی 🔊 بخش اول | حجت الاسلام و المسلمین کریمی 🔊 بخش دوم | زحمتی را که پدر از کارِ طفلان میکشد 🔊 بخش سوم | آسمان را بر روی تخته در میبردن 🔊 بخش چهارم | یه وقت هایی سنگین میشه غم 🔊 بخش پنجم | حضرت دریای کرامت دنیا شبیه ات را ندیده 🔊 بخش ششم | نیمه جونم ناتوونم دیگه خسته ام بعدِ چند سال 🔊 بخش هفتم | ای بنایِ حرم عدل و امان را بانی 🔊 بخش هشتم | یکی اینجا دلش تنگه اونجارو نمیدونم 🔊 بخش نهم | به غیره کشتی حسین منتظرم نموند کسی 🔊 بخش دهم | حسین مولا حسین حسین مولا .👇👇👇👇👇👇👇👇👇 📋 شکسته بال و پر / *بخش چهارم صوت ۱۶ و ۳۷ (س) (ع) حاج سید رضا نریمانی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ شکسته بال و پر! خونه‌ت و دیدی شعله‌ور؟ نه! زدن زنت رو بی‌خبر؟ نه! بچه‌ت و کُشتن پشت در؟ نه! شکسته بال و پر! کِشیدنت بین گذر؟ نه! یاست شکسته از کمر؟ نه! شبونه رفته به سفر؟ نه! درسته کشتنت جدا شده سر از تنت؟ نه! غارت شده پیراهنت؟ نه! مرکب اومد رو بدنت؟ نه! درسته کشتنت جلوی خواهر زدنت نه! آتیش زدن به گُلشنت؟ نه! تکّه حصیر شد کفنت؟ نه! *شاعر: ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ .
4_6019461253062200906.mp3
14.71M
📋 نیمه جونم ناتوونم دیگه خسته‌م بعد چند سال (ع) حاج سید رضا نریمانی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ نیمه جونم / ناتوونم / دیگه خسته‌م بعد چند سال شب و روزام / ماه و سالم / یه جورن توو این سیاه‌چال می‌خونم با / دل پُر خون / روز و شب روضه‌ی گودال به گلوی جد ما، بوسه زد نیزه و تیر سخته گفتنش ولی، عمه‌ی ما شد اسیر مردم کوفه و شام، زدنش از روی بام شیعه‌ها گریه کنید، بردنش بزم حرام « من غریبم ای خدا، من غریبم ای خدا» غمِ غربت / غمِ دوری / غم تنهایی و پیری غمِ شیعه / غمِ زندون / غل و زنجیر و اسیری جز تو یا رب / کیو دارم / اگه دستم و نگیری ابن شابِک اومد و، روضه شد زندونِ من یا علی گفتم و اون، تشنه شد به خون من ای خدا زندان بسه، درد بی‌پایان بسه کاشکی بود پیشم رضا، این همه هجران بسه « من غریبم ای خدا، من غریبم ای خدا» کنج زندون / می‌سازم با / غم تلخ این اسارت منو هرچی / بزنی باز / راضی‌ام به این مصیبت اما ای کاش / نمیکردی / تو به مادرم جسارت مگه نشنیدی یه روز، جلو چشمای حسن وسط کوچه‌ی تنگ، مادرم رو بد زدن دست به بازو می‌گرفت، دست به پهلو میگرفت بعد اون روز مادرم، از علی رو می‌گرفت « من غریبم ای خدا، من غریبم ای خدا» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ .
4_6025920557457870145.mp3
40.29M
📋 خَلِّصْنی یا رَبّ آدم باب الحوائج باشه ته زندان رهاش کنند و برند،کجا؟ زندانی که سیاه‌چاله. میگن انقدر تاریک بوده آقا روز و شب رو تشخیص نمی‌داده. انقدر زندان‌بان یهودی آقا رو آزار می‌داد؛ یه روزی از هارون دستور اومد:« باید بکشیش این آقا رو - گفت:« من نمی‌کشمش» - چرا؟ - آخه توو این چندسالی که در زندان بود، این همه من آزارش دادم، اذیتش کردم یه بار ندیدم به من و تو نفرین کنه؛ فقط ما رو دعا می‌کرد. زن رقاصه رو فرستادند آقا رو آزار بده، اذیت کنه. تا وارد زندانش کردند دید آقا سر به سجده‌ست، داره حرف می‌زنه «خَلِّصْنی یا رَبّ» میگه؛ سر به سجده هی میگه خدا خلاصم کن... مادرش فاطمه هم روزای آخر بچه‌ها کمکش می‌کردند دستاش و بیاره بالا. هی صدا میزد :« ٱللَّٰهُمَّ عَجِّلْ وَفَاتِي سَرِيعا آسمان را به روی تخته‌ی در می‌بُردند تاج سر بود که باید روی سر می‌بردند سرو سامان همه بی‌سر و بی‌سامان بود پا به یک سوی، سر از یک طرف آویزان بود او درست است که یک همدم و غم‌خوار نداشت بدنش روی دری بود که مسمار نداشت جگرش پاره شده، اما به دل تشت نریخت عضو عضو بدنش هر طرف دشت نریخت بود زندانی و در مجلس اغیار نرفت هم‌ره اهل و عیالش سر بازار نرفت کسی از دور به پیشانی او سنگ نزد گرگ درنده به پیرهن او چنگ نزد کنج زندان خبر از بَزم مِی و جام نبود دخترش ثانیه‌ای در ملاء عام نبود سر سجاده و در حال سجودش نزدند هر دو دستش به تنش بود و عمودش نزدند تن او ماند روی خاک ولی چاک نشد تیغ خونین شده با پیرهنش پاک نشد بود مظلوم ولی هفت کفن داشت به تن گریه می‌کرد به جسمی که نشد و غسل و کفن
4_6019461253062200907.mp3
18.27M
ای بنای حرم عدل و امان را بانی ای ز انوار تو آفاق همه نورانی ای تو در مکرمت و جود نبی را مانند ای تو در منزلت و قدر علی را ثانی تو امین اللهی و بر در بیت الشرفت هست جبریل امین را شرف دربانی آن جمال ملکوتی که تو داری به مَلَک از تماشای رخت دست دهد حیرانی تویی آن جلوه که تابید به موسی در طور تویی مسیحائی و داری نفسی روحانی تویی آن نوح، که خود روح نجاتی هر گاه گیتی از سیل حوادث بشود طوفانی گردش چشم تو و گردش افلاک یکیست نکند چرخ ز فرمان تو نافرمانی که گمان داشت که با آن همه تشریف و جلال یوسف فاطمه یک عمر شود زندانی؟ آب شد شمع وجود تو و خون شد جگرت آه از ظلمت زندان و شب ظلمانی از هجوم غم و اندوه به تنگ آمده بود روح قدسیه تو در کالبد انسانی جان فدایت که به یک عَطف نظر زنده کنی در دل و جان جهان عاطفه‌ی عرفانی از لب لعل تو، انوار هدایت جاریست ای سحاب کرمت، در همه‌جا بارانی ای کلامُ اللَّه ناطق که تو را می‌خوانند شجر طَیِّبه در معرفت قرآنی حبس و تبعید به فتوای تو محبوب‌تر است از قبول ستم و سُلطه‌ی بی‌ایمانی بر در قاضی حاجات مناجات‌ کنان عرض حاجت بَری ای سجده‌ی تو طولانی آفتابی و سفر می‌کنی از شرق به غرب عجب از صبر تو در سایه‌ی سرگردانی به پریشانی تو دجله‌ی بغداد گریست ای نصیب تو همه بی‌سر و بی‌سامانی اهرمن گرچه بسی بهر فنایت کوشید نشود جلوه‌ی انوار الهی، فانی شاهد مکتب توحیدی و در راه هدف بِاَبی اَنت و اُمّی که شدی قربانی تا مرا رخصت پابوسِ تو قسمت نشود منم و دست و گریبانِ غمی پنهانی گر چه دوریم به یاد تو سخن می‌گوییم بُعد منزل نَبُوَد در سفر روحانی
4_6019461253062200908.mp3
20.37M
📋 یکی اینجا دلش تنگه حاج سید رضا نریمانی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ یکی اینجا دلش تنگه اونجا رو نمی‌دونم تو قبلاً من و دوست داشتی حالا رو نمی‌دونم تو قبول داری این نوکر و یا نه؟! می‌بینی این چشای تَر و یا نه؟! با معرفت، با وفا حسین یا سیِّدَ الشهدا حسین عشقت همیشه توو قلبمه لا تَبْرُدُ اَبَدا حسین دل باهات مأنوسه این عَلَمت ناموسه قلبِ من مخصوصه حسین حسین حسین حسین پس زدی سختی رو آوردی خوشبختی رو دوست دارم وقتی رو که بوی بین الحرمین می‌وَزه آقا، توو همه دنیا « یا اباعبدالله؛ حسین حسین حسین» داره از طرفم فُطرُس توی کربلا می‌گرده کی الآن جای من آقا ضریحت رو بغل کرده توی آغوشمه خواب ضریحت میشه دید عرش و از قاب ضریحت ما فانی و اما حسین میمونه تو دلها حسین عشقت همیشه توو قلبمه لا تَبْرُدُ اَبَدا حسین توو رگم می‌جوشی چراغ بی‌خاموشی بهترین آغوشی حسین حسین حسین حسین عاشقم مدتها شیرین‌ترین لذت‌ها اینه که ساعت‌ها بگم توو بین الحرمین من دوست دارم، بهترین یارم « یا اباعبدالله؛ حسین حسین حسین» هر جا غیر از حرم رفتم به خدا اشتباه کردم یادمه آخرین لحظه به ضریحت نگاه کردم یادمه اون نگاه آخرم رو میرسوندم سلام مادرم رو دنیا حسین، عُقبیٰ حسین ما قطره و دریا حسین عشقت همیشه توو قلبمه لا تَبْرُدُ اَبَداً حسین تو مرادم هستی تو خونواده‌م هستی اعتقادم هستی حسین حسین حسین حسین شوق من پروازه بال پریدن بازه چه بهم میسازه هوای بین الحرمین شب مهتابی، شهر اربابی « یا اباعبدالله؛ حسین حسین حسین»
4_6025920557457870140.mp3
51.46M
ای که بودی، ای که هستی تا قیامت دستگیر خوب شد حالا می‌آیم دیدن تو دیر دیر بعد یک عمر آمدن رفتن سزاوارش نبود طعنه‌ها خوردم که اربابش خریدارش نبود آی سلطان آنکه بارش بر زمین است آمده آنکه بی‌تو با گناهان همنشین است آمده تو شفاء دادی همیشه قلب بیمار مرا تو گرفتی غالباً دستِ گرفتارِ مرا از سبوی کوثر اشک مستجابم را بده آب و نانت را نمی‌خواهم جوابم را بده رخت سائل از دو سال قبل خاکی‌تر شده مادر از عصیان من امسال شاکی‌تر شده گر سیه بالم، و بالم، دادی آب و دانه‌ام هرکه باشم هرچه باشم جَلد این میخانه‌ام ما گداها بر دری غیر از حرم نَنشَسته‌ایم می‌شود احوال ما را هم بپرسی؟! خسته‌ایم اعتباری نیست بر حال من و اعمال من پس اگر مُردم بیا فوراً بگو:« این مال من» آسمان را به روی تخته‌ی در می‌بُردند تاج سر بود که باید روی سر می‌بردند سرو سامان همه بی‌سر و بی‌سامان بود پا به یک سوی، سر از یک طرف آویزان بود او درست است که یک همدم و غم‌خوار نداشت بدنش روی دری بود که مسمار نداشت جگرش پاره شده، اما به دل تشت نریخت عضو عضو بدنش هر طرف دشت نریخت بود زندانی و در مجلس اغیار نرفت هم‌ره اهل و عیالش سر بازار نرفت کسی از دور به پیشانی او سنگ نزد گرگ درنده به پیرهن او چنگ نزد کنج زندان خبر از بَزم مِی و جام نبود دخترش ثانیه‌ای در ملاء عام نبود سر سجاده و در حال سجودش نزدند هر دو دستش به تنش بود و عمودش نزدند تن او ماند روی خاک ولی چاک نشد تیغ خونین شده با پیرهنش پاک نشد بود مظلوم ولی هفت کفن داشت به تن گریه می‌کرد به جسمی که نشد و غسل و کفن
4_6019461253062200905.mp3
13.78M
📋 حضرت دریای کرامت (ع) حاج سید رضا نریمانی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ حضرت دریای کرامت دنیا شبیه‌ت رو ندیده سَیَّدُنا باب الحوائج از تو به ما خیلی رسیده همیشه توو صحنِ مشهد و قم برکت سفره‌هات و خوردیم اگه تو و بچه‌هات نبودید حاجتامون و کجا می‌بردیم؟! ای علت اشکای من ای مهربون آقای من نه! کم نذاشتی هیچ موقع برای من « باب الحوائج یا مولا» درد و غمات خیلی زیاده بارونیه چشمات مرتب چی شده که توو هر قنوتت هی می‌خونی خَلِّصْنی یا رَبّ بدنِ نحیف و نیمه جونت روضه‌مون و برده تا مدینه میگی زیر لب الهی هیشکی داغی رو که ما دیدیم نبینه داغی که خیلی سنگینه مادر رو خاکا می‌شینه گوشواره‌ش و توی گوشش نمی‌بینه « باب الحوائج یا مولا» *شاعران: و ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ .
4_6019461253062200909.mp3
10.03M
📋 غیر کشتیه حسین منتظرم نموند کسی حاج سید رضا نریمانی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ به غیر کشتیه حسین، منتظرم نموند کسی آخرشم فقط خودت، به داده نوکر می‌رسی تویی که واسه تک‌تکه، سینه‌زنات دل‌واپسی منو فراق کربلا، محاله ممکنه آقا میام زیارتت اگه، امضاء کنه امام رضا اینجا همون جاییه که، می‌گیرن آدما بَهاء « حسین آقام، حسین آقام، حسین آقام، حسین آقام» نمیدونم کجا ولی، پرچم تو برد دلم و اراده کن میدم برات، این جونه ناقابلم و خدا با خاک کربلات، سِرِشته آب و گِلم و مگه میشه یادم بره، چه عزتی دادی به من اجازه تو بوده که، بهم میگن یه سینه‌زن دست من و رها نکن، ای کشته‌ی دور از وطن « حسین آقام، حسین آقام، حسین آقام، حسین آقام» به آب و آتیش میزنم، من و هم از خودت بدون دست منه دیوونه رو، به ضریحت باز برسون از دوری کرب و بلا، دل یه عالمه شده خون یه دل که بیشتر ندارم، اونم فقط جای توئه برات کربلای ما، گیره یه امضای توئه آقا شنیدم زینبت، تمومِ دنیای توئه منو فراق کربلا، محاله ممکنه آقا میام زیارتت اگه، امضاء کنه امام رضا اینجا همون جاییه که، میگیرن آدما بهاء « حسین آقام، حسین آقام، حسین آقام، حسین آقام» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ .
Fadaeian_Haftegi_14011127_04.mp3
23.92M
یه وقتایی سنگین میشه غم بهونه‌ت و / می‌گیره دلم رفیق من / دلتنگ توأم به آسمون پریدی خوش به حالت از دنیا دل بریدی خوش به حالت به آرزوت رسیدی خوش به حالت من رو یادت نره رفیق من یادتم توو هر دقیقه من راه تو شده طریق من ای امید من محتاج یک نگاه تو منم دل از عشق تو نمی‌کَنَم جای تو به سینه میزنم ای امید من با هم بودیم میون روضه‌ها پر کشیدی از میونه ما تو حالا کجا و ما کجا دستم و بگیر دستام و ول نکن امید من ای رفیق رو سفید من ای عزیز من شهید من دستم و بگیر « دلتنگ توأم، دلتنگ توأم» توو روضه‌ها / نذاشتی تو کم همیشه بود / رو دوشت عَلَم رفیق من / دلتنگ توأم بردی دلِ من و به زیر دِینت یادم نمیره عشق و شور و شینت توو گوشمه هنوز حسین حسینت جات خالی نیست توو روضه می‌شینی اشک چشمام رو می‌چینی روضه می‌شنوی تو میبینی خوش به حالِ تو گیر افتادیم توو دام زندگی حسرت و غم جاموندگی خسته‌ایم از این شرمندگی خوش به حالِ تو شبای جمعه کربلا میری توو حرم که روضه می‌گیری رو به روی نعم الامیری از ما یادی کن یاد شبای روضه دور هم گریه‌ی شبای محرم خاطرات شبهای حرم از ما یادی کن با یادِ تو / آرومه دلم بارونیه / چشمای ترم رفیق من / دلتنگ توأم چشای تو همیشه بود پُر از نَم می‌سوختی با غم سه ساله هر دم بین شبای سوم محرم بودی همیشه تو عزاداره روضه‌های گوش و گوشواره دختری که بابا نداره شد کبود تنش هرجا گرفت بهونه زدنش خواب بود و شبونه زدنش خیلی تازیونه زدنش شد کبود تنش بین خرابه توو تشت طلا دختر سه ساله بی‌هوا غرق خون که دید سر بابا دیگه پا نشد سیلی به صورتش زد بی‌حیا
4_6025920557457870142.mp3
33.08M
📋 زحمتی را که پدر از  کار طفلان می‌کشد حاج سید رضا نریمانی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ زحمتی را که پدر از  کار طفلان می کِشَد گر چه باشد سخت! با شوق فراوان می‌کِشد پایِ لنگان و مسیرِ سخت و شیطان در کمین زحمت کار مرا شاه خراسان می‌کِشد سرگذشت بی‌وفایی‌های من از حَدّ گذشت شانه‌ام جای غمِ تو غصه‌ی نان می‌کشد معدن حکمت، کجا آخر به تو من می‌رسم حسرت فیروزه را، ریگ بیابان می‌کِشد زائر پُر ادعا، در آرزویش حبس شد قصر باز است و گدا، جارو به زندان می‌کشد خرج ما دور و بری‌ها را سَوا از خود مکن نازِ قرآن را همیشه جِلد قرآن می‌کشد سائلم مَرد کریمی را که در ظرف غذا آب و نانِ بنده را با خویش یکسان می‌کشد تاج شاهی مال مَردم، خاک پایت مال من حسرت این پای بوسی را سلیمان می‌کشد سَلمونیه نیشابوری وقتی سر امام رضا رو اصلاح کرد، امام رضا یه نگاهی به وسایلایش انداخت، وسایلش همه تبدیل به طلا شد؛ گفت مزدت همین خوبه یه نگاهی به امام رضا کرد؛ محاسن سفیده، گفت:« آقا! ما دیگه سنی ازمون گذشته، به اینا نیازی ندارم. - خوب من باید یه مزدی بهت بدم در قبال این کار. -گفت:« آقا یه قولی به من بده، - گفت:« هرچی بخوای بهت میدم، چی می‌خوای»؟! - گفت:« آقا یه قولی بده وقتی پاهام و رو به قبله می‌کنند بیای». آقا توو جمع یاراش یه لحظه از نظرها پنهان شد، چند لحظه‌ای رفت و برگشت؛ تا برگشت همه به امام رضا گفتند:« آقا! کجا رفتی یه لحظه؟! دیگه ندیدیم شما رو. - گفت:« من یه قولی به یه کسی در نیشابور داده بودم. لحظه‌ی آخرش بود، رفتم سرش و بغل گرفتم».
143.4K
از غلامان شما هم می‌ شود دنیا گرفت من نیازت دارم آقا روز محشر بیشتر حسین رستمی✍