eitaa logo
امام حسین ع
22.2هزار دنبال‌کننده
414 عکس
2.1هزار ویدیو
2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
9. آمده ای دل.mp3
1.56M
( علیه السلام ) آمده ای دل موسم ِ شادی از قدوم غرق نور ِ حضرت هادی 2 بار خوشحالن عاشقا گلبارونه فضا مولای ما اومده به دنیا عیدی میده به ما علی ّ مرتضی ابن الرّضا اومده به دنیا خوش اومدی ای حجت خدا خوش اومدی ای نور هل اتی ای گل زهرا حضرت هادی حضرت هادی ( خوش آمدی یا امام ِ هادی ... ) سید ُ الأعظم/کوثر و زمزم با نگاهش می بره دل از همه عالم اینکه تو قنداقه به همه سائلا یاور و یاره و باب المراده گل پیمبر و عزیز حیدر و نوه ی سلطان و ابن الجواده خوش اومدی ای ملجأ همه ای روشنی چشمای فاطمه ای گل زهرا حضرت هادی ، حضرت هادی ( خوش آمدی یا امام ِ هادی ... ) من که دل بر تو بستم ای آقا سائلی در سامرایت هستم ای آقا از آسمون ِ دل به یُمن ِ مَقدَمت بارون ِ خوشحالی داره می باره هر کسی شد گدا به حریم شما سرمایه داره و غمی نداره حاجت مارو از وفا بده تذکره ی کرببلا بده ای گل زهرا حضرت هادی ، حضرت هادی ( خوش آمدی یا امام ِ هادی ... )
4. به دلها.mp3
3.11M
( علیه السلام ) با صفاتر شد بهشتِ دین و مکتب جامِ دلها شد زِ خوشحالی لبالب نوه ی سلطان به دنیا اومد امشب تهنیت یا اُمّ ابیها ذکر ما نام خوش ِدلبر چشم مَلَک ز شعف شد « تر» دیده گشوده به این دنیا هادی ِ آل پیغمبر (خوش آمدی پسر زهرا ... ) یا امام ِ هادی ای نور خدایی تو ولیُ الله و مصباحُ الهُدایی گل گلزارِ جواد بنُ الرّضایی به فدایت جان و تن ما عالَم امکان ، گلباران گشته ز مقدم تو آقا شامل حال ما گشته لطف دمادم تو آقا (خوش آمدی پسرِ زهرا ... ) ای جمالت وَجه ِ حُسن ِ حَی ّ یکتا ای نگارِ هل اتایی ِ دل آرا آرزو داریم به زودی یابنَ زهرا سامرا گردد نصیب ما در دلمان داریم آقا حاجت صحن و سرایت را جاده ی کرببلایی ها می گذرد از سامرا (خوش آمدی پسر زهرا ... )
6. عاشق ولایت.mp3
1.59M
( علیه السلام ) عاشق ، ولایت ، دلشاده میلاد زینتُ العباده اینکه توو ، گهواره ، خوابیده پسرِ ، حضرت ، جواده دم به دم با سُرور و شادی می زنم از شَعف فریادی مولانا یا امام هادی(ع) بر عالم ، تو قبله ی رازی اربابی و بنده نوازی جامعه ی کبیرت آقا کلاس درس انسان سازی عادتِت ، جوده و احسانه سجیّت ، کرَم و غفرانه حرف تو ، نوری از قرآنه مولانا یا امام هادی(ع) منم اون ، کبوتر ، که شما بهش دادی بال و پر آقا دوست دارم آقا از سامرا بزنم پر تا کرببلا دوست دارم هل اتایی باشم گدای سامرایی باشم لاله ی کربلایی باشم یا مولا یا ابا عبدالله...
10. توامیر سامرایی.mp3
1.88M
( علیه السلام ) 🎤 تو امیر سامرایی من گدای سامرایم به خدا در حسرت صحن و سرای سامرایم امامُ المُتّقین علی ِ چارمین بُوَد شش گوشه ات بهشت اهل دین ( مدد ابن الرّضا ... ) تکرار ای همه کرّوبیان خدّام ِ خدّام ِ حریمت چشم ما باشد هماره بر دو دستان ِ کریمت تویی مولای ما تویی مشکل گشا بُوَد رُخسار تو تجلی خدا ... ( مدد ابن الرّضا ... ) تکرار نفرت از وهّابیت در این دل ما خانه کرده لعنت حق بر کسی که قبر تو ویرانه کرده ز ماقبلش شود نکوتر آن مزار حواله ی عدو به تیغ ذولفقار ( مدد ابن الرّضا ... ) تکرار چشمه ی نور وعطا و جود و لطف ِ بی کرانی نوه ی سلطان طوس و جدّ صاحب الزّمانی دل مجنون ما به غم شد مبتلا بده بر عاشقان برات کربلا ... ( مدد ابن الرّضا ... ) تکرار .
7. جان من عاصی.mp3
1.9M
( علیه السلام ) جان منِ عاصی و هر متقّی به قربان تو یا علی النقّی این بُوَد ذکر دلِ نوکرانت لعنت خلق و حق بر دشمنانت نامِ زیبایت ، نور سجودم ولایت تو ، بود و نبودم به قربانت یا امام هادی دل مدیحه خوان امام هادی سائلِ احسانِ امام هادی دلها در طواف کعبه ی کویت خورشید هدایت جلوه ی رویت ما مسلمانِ مذهبِ توایم فداییانِ مکتب توایم به قربانت یا امام هادی ای سامرای تو بهشت دلها سرشته مهر تو در آب و گِلها ای چراغِ ایمان یبن فاطمه عادتکَ الاحسان یبن فاطمه ای آیه های انّا اَعطینا یا ولی الله،اُنظر اِلینا به قربانت یا امام هادی
8. خنده بر.mp3
1.54M
( علیه السلام ) خنده بر لبِ عالم همه مبارک میلاد پسر فاطمه مبارک کارِ ، همه شد خنده و شور شادی دنیا ، اومده آقام امام هادی به به ، به این گل به این ماه مرحبا ماشا الله مقدم نور هُدی مبارک جشن حجّت خدا مبارک همه ی فرشته ها می خونن اومده ابن الرضا مبارک ( گل فاطمه ، امام هادی ) تکرار جون ما ، فدای خاک پات آقا جون بمیرن ، همه ی دشمنات آقا جون آقا... دوست دارم جون بدم و فدات شم آخر... بیام و گدای سامرات شم باغ و بهشتم سامرا اللّهم الرزقنا سامرا بهشت آرزومه نوکریت عزّت و آبرومه همیشه خاطره ی ضریحت مثه قاب عکسی روبرومه ( گل فاطمه ، امام هادی ) تکرار اومده پسر شیر بدر و خیبر چارمین علیِ عترت پیمبر سر زد .... سحر عرصه ی انجم ما اومد ... نوه ی امام هشتم ما نور دهمین بی قرین نازنین مهجبین بگم از اون به زبون ساده این پسر به عالمی مراده جرعه ای ز کوثر خدا و نور چشم حضرت جواد ( گل فاطمه ، امام هادی ) تکرار
Ghadir kor6 - ناشناس.mp3
9.05M
🎙باکلام سرود جدید غدیر عنوان: سلسلهٔ عشق تا چشم خُم افتاد به سیمای تو ساقی! مثل همه خَم شد جلوی پای تو ساقی دل بست به آن حالت گیرای تو ساقی شد مثل نبی غرق تماشای تو ساقی اين سلسله عشق به موی تو رسيده سيب دل عشاق به جوی تو رسيده اين عقل به سر منزل روی تو رسيده هی گشته و آخر به سبوی تو رسيده «اليوم» چنان محو نگاهت شده احمد «اکملت لکم» گفته و راضی شده سرمد خاتم به تو ‌باليده که پايان پيامی هم نقطه‌ی آغازی و هم ختم کلامی من عاشق آن لحظه که انگشتريت را مجنونِ تو وقتی رجز خيبری ات را ديوانه‌ی آن دم که دمِ حيدری ات را وحی آمده تا گوشه‌ای از دلبری ات را دل برده‌‌ای از دختر يک دانه‌ی هستی تا خانه‌ی کوثر شده ميخانه‌ی هستی بر گِردِ غدير آمده تا کعبه بگردد دور تو حرا آمده با کعبه بگردد شاعر : قاسم صرافان آهنگساز : عبدالکریم منصوری استفاده
55.9K
پیدات کردن کشتنت رو افضل طاعات کردن تو رو توی کربلا خیرات کردن
. (ع) از درد غربت آه و فریاد از این دورنگی داد و بیداد فکر شهید کربلا حسین است ذکر غریب کوفه یا حسین است در شهر کوفه قحط مرد است دست وفای کوفه سرد است اول در یاری تمامی بر رویم گشودند در حق مسلم عاقبت جور و جفا نمودند در فکر آنان جنگ با حسین است ذکر غریب کوفه یا حسین است از چاره کوتاه دست بسته همراه این دل،سر شکسته من می شنیدم صحبت آنان ز ملک ری بود بازار کوفه مملو از تیر و سنان و نی بود فردا روان سوی کجا حسین است؟ ذکر غریب کوفه یا حسین است شد آسمانم بی ستاره این جسم پر خون،این قناره باد صبا می بر پیام از من به سوی مولا کوفه میا کوفه میا ای نور چشم زهرا تا اکبر و عباس و تا حسین است ذکر غریب کوفه یا حسین است در خواب ناز است اصغر او محمل سوار است خواهر او ای وای من فردا اگر زینب رود اسیری باید فلک داد مرا از کوفیان بگیری بر گو «فرات» این آشنا حسین است ذکر غریب کوفه یا حسین است 📝مهدی بهشتی(فرات میبدی) 👇
نه مراست قدرت آنکه دم، زنم از جلال تو یا علی نه مرا زبان که بیان کنم ، صفتِ کمال تو یا علی شده مات عقل موحدین ، همه در جمالِ تو یا علی چو نیافت غیر تو آگهی، ز بیانِ حالِ تو یا علی نبرد به وصف تو ره کسی ، مگر از مقالِ تو یا علی هله ‌ای مُجلّیِ عارفان ، تو چه مطلعی تو چه منظری که ندیده‌ام به دو دیده‌ام ، چو تو گوهری چو تو جوهری هله ‌ای مولّه عاشقان، تو چه شاهدی تو چه دل بَری چه در انبیا چه در اولیا ، نه تو را عدیلی و هم¬سَری به کدام کس مَثلت زنم که بُوَد مثالِ تو یا علی توئی آنکه غیر وجود خود ، به شهود وغیب ندیده‌ای فَقرات نفس شکسته‌ای ، سُبحاتِ وَهم دریده‌ای همه دیده‌ای نه چنین بود شه من تو دیده‌ی دیده‌ای ز حدودِ فصل گذشته‌ای ، به صعودِ وصل رسیده‌ای ز فنای ذات به ذاتِ حق ، بُوَد اتّصال تو یا علی چو عقول و افئده را نشد ، ملکوتِ سرّ تو مُنکشف همه گفته‌اند و نگفته شد ، ز کتابِ فضل تو یک الف ز بیانِ وصف تو هر کسی ، رقم گمان زده مختلف فصحای دهر به عجز خود ، ز ادایِ وصف تو معترف بُلغای عصر به نطقِ خود ، شده‌اند لالِ تو یا علی تویی آن که در همه آیتی، نگری به چشم خدای بین شده از وجودِ مقدّست ، همه سرّ کَنزِ خفا مبین تویی آن که از کُشِفَ الغطا ، نشود ترا زیاده یقین ز چه رو دَم از أنا ربکّم نزنی ، بزن بدلیل این که به نورِ حق شده منتهی ، شرفِ کمال تو یا علی تو همان درخت حقیقتی ، که در این حدیقه‌ی دنیوی أنا ربّکم تو زنی و بس ، به لسان تازی و پهلوی ز بروق نورِ تو مُشتعل ، شده نارِ نخله‌ی موسوی ز تو در لسانِ موحّدین ، بُوَد این ترانه‌ی معنوی که انا الحق است به حقِ حق ، ثمرِ نهالِ تو یا علی تویی آن تجلّیّ ذوالمنن ، که فروغ عالم و آدمی هله ‌ای مشیّتِ ذاتِ حق ، که به ذات خویش مُسلّمی ز بروز جلوه ما‌خلق ، به مقام و رتبه مقدّمی به جلالِ خویش مُجلّلی ، ز نوالِ خویش مُنعّمی همه گنج ذاتِ مقدّست ، شده مُلک و مالِ تو یا علی تو چه بنده‌ای که خدائیت ، ز خداست منصب و مرتبت احدی نیافت ز اولیا ، چو تو این شرافت و منزلت رسدت ز مایه‌ی بندگی ، که رسی به پایه‌ی سلطنت همه خاندانِ تو در صفت، چو توأند مشرقِ معرفت شده ختم دوره‌ی عِلم و دین ، به کمالِ آل تو یا علی  تو همان مَلیکِ مُهیمنی ، که بهشت و جنّت و نه فلک پیِ جستجوی تو سالکان ، به طریقت آمد یک به یک  شده ذکرِ نام مقدّست ، همه وِردِ اَلسنه‌ی مَلَک به خدا که احمدِ مصطفی ، به فلک قدم نزد از سَمَک مگر آنکه داشت در این سفر طلبِ وصالِ تو یا علی تویی آن¬که تکیه‌یِ سلطنت ، زده‌ای به تخت مؤبّدی ز شکوه شأن تو بر مَلا ، جَلَواتِ عِزِّ ممجّدی به فرازِ فرقِ مبارکت ، شده نصب تاج مُخلّدی متصرّف آمده در یَدَت ، ملکوتِ دولتِ سرمدی تو نه آن شهی که ز سلطنت ، بود اعتزالِ تو یا علی به می خُمِ تو سِرشته شد ، گِل کاس جانِ سبوکشان به پیاله‌ی دلِ عارفان ، شده ترکِ چشمِ تو می‌فشان ز رَحیقِ جام تو سرگران، سِر سرخوشان،دل بیهُشان نه منم ز باده‌ی عشق تو ، هله مست و بی‌دل و بی‌نشان همه کس چشیده به قدرِ خود ، ز میِ زُلالِ تو یا علی منم آن مجرد زنده دل که دم از ولای تو می زنم  ره کوه و دشت گرفته ام قدم از برای تو میزنم  به همین نفس که تو دادیم نفس از ثنای تو می زنم  شب و روز حلقه التجا بدر سرای تو میزنم  نروم اگر بکشی مرا ز صف نعال تو یا علی تویی آن¬که سِدره‌ی مُنتهی ، بُودَت بلندیِ آشیان به مکان نیائی و جلوه‌ات ، به مکان ز مشرقِ لا‌مکان رسد استغاثه‌ی قدسیان ، به درت ز لانه‌ی بی‌نشان چو به اوج خویش رسیده‌ای ‌، ‌ز عِلوّ قدر و سُموشّان همه هفت کرسی و نُه طبق ، شده پایمال تو یا علی نه همین بس است که گویمت ، به وجودِ جود مکرّمی تو مُنزّهی ز ثنای من ، که در اوجِ قُدس قدم نَهی نه همین بس است که خوانم اَت ، به ظهورِ فیض مقدّمی به کمال خویش معرّفی ، به جلالِ خویش مُسلّمی نه مراست قدرت آنکه دم ، زنم از جلال تو یا علی تویی آن که میم مشیّتت ، زده نقشِ صورتِ کاف و نون به کتابِ عِلم تو مُندرج ، بُوَد آن چه کان و ما‌یکون فلک و زمین به اراده‌ات ، شده بی‌ سکون شده با سکون تویی آن مُصوّرِ ما‌خَلَق ، که من الظّواهر و البطون بُوَد این عوالم کُن فکان، اثرِ فعال تو یا علی تویی آن که ذات کسی قرین ، نشده است با احدیتّت نرسیده فردی و جوهری ، به مقام مُنفردیتت تویی آن که بر احدیّتت ، شده مُستند صمدیّت نشناخت غیر تو هیچ‌کس ، ازّلیتت ابدّیتت تو چه مبدأ‌یی که خبر نشد ، کسی از مآلِ تو یا علی تو که از علایق جان و تن ، به کمالِ قُدس مُجرّدی تو که فانی از خود و مُتّصف ، به صفاتِ ذاتِ محمّدی تو که بر سرائرِ معرفت ، به جمالِ اُنس مُخلّدی به شؤنِ فانیِ این جهان ، نه مُعطّلی نه مقیّدی بود این ریاست دنیوی ، غم و ابتهالِ تو یا علی