8. خنده بر.mp3
1.54M
#سرود_میلاد_امام_هادی
( علیه السلام )
#حاج_امیر_عباسی
خنده بر
لبِ عالم همه مبارک
میلاد پسر فاطمه مبارک
کارِ ، همه شد
خنده و شور شادی
دنیا ، اومده آقام امام هادی
به به ،
به این گل به این ماه
مرحبا ماشا الله
مقدم نور هُدی مبارک
جشن حجّت خدا مبارک
همه ی فرشته ها می خونن
اومده ابن الرضا مبارک
( گل فاطمه ،
امام هادی ) تکرار
جون ما ، فدای خاک پات
آقا جون
بمیرن ، همه ی دشمنات
آقا جون
آقا... دوست دارم
جون بدم و فدات شم
آخر...
بیام و گدای سامرات شم
باغ و بهشتم سامرا
اللّهم الرزقنا
سامرا بهشت آرزومه
نوکریت عزّت و آبرومه
همیشه خاطره ی ضریحت
مثه قاب عکسی روبرومه
( گل فاطمه ،
امام هادی ) تکرار
اومده پسر شیر بدر و خیبر
چارمین علیِ عترت پیمبر
سر زد ....
سحر عرصه ی انجم ما
اومد ...
نوه ی امام هشتم ما
نور دهمین بی قرین
نازنین مهجبین
بگم از اون به زبون ساده
این پسر به عالمی مراده
جرعه ای ز کوثر خدا و
نور چشم حضرت جواد
( گل فاطمه ،
امام هادی ) تکرار
#میلاد_امام_هادی
Ghadir kor6 - ناشناس.mp3
9.05M
🎙باکلام سرود جدید غدیر
عنوان: سلسلهٔ عشق
تا چشم خُم افتاد به سیمای تو ساقی!
مثل همه خَم شد جلوی پای تو ساقی
دل بست به آن حالت گیرای تو ساقی
شد مثل نبی غرق تماشای تو ساقی
اين سلسله عشق به موی تو رسيده
سيب دل عشاق به جوی تو رسيده
اين عقل به سر منزل روی تو رسيده
هی گشته و آخر به سبوی تو رسيده
«اليوم» چنان محو نگاهت شده احمد
«اکملت لکم» گفته و راضی شده سرمد
خاتم به تو باليده که پايان پيامی
هم نقطهی آغازی و هم ختم کلامی
من عاشق آن لحظه که انگشتريت را
مجنونِ تو وقتی رجز خيبری ات را
ديوانهی آن دم که دمِ حيدری ات را
وحی آمده تا گوشهای از دلبری ات را
دل بردهای از دختر يک دانهی هستی
تا خانهی کوثر شده ميخانهی هستی
بر گِردِ غدير آمده تا کعبه بگردد
دور تو حرا آمده با کعبه بگردد
شاعر : قاسم صرافان
آهنگساز : عبدالکریم منصوری
#غدیریه #امیرالمؤمنین
#عید_غدیر
استفاده #گروه_سرود
.
#نوحه_سنتی
#حضرت_مسلم (ع)
#شب_اول_محرم
از درد غربت آه و فریاد
از این دورنگی داد و بیداد
فکر شهید کربلا حسین است
ذکر غریب کوفه یا حسین است
در شهر کوفه قحط مرد است
دست وفای کوفه سرد است
اول در یاری تمامی بر رویم گشودند
در حق مسلم عاقبت جور و جفا نمودند
در فکر آنان جنگ با حسین است
ذکر غریب کوفه یا حسین است
از چاره کوتاه دست بسته
همراه این دل،سر شکسته
من می شنیدم صحبت آنان ز ملک ری بود
بازار کوفه مملو از تیر و سنان و نی بود
فردا روان سوی کجا حسین است؟
ذکر غریب کوفه یا حسین است
شد آسمانم بی ستاره
این جسم پر خون،این قناره
باد صبا می بر پیام از من به سوی مولا
کوفه میا کوفه میا ای نور چشم زهرا
تا اکبر و عباس و تا حسین است
ذکر غریب کوفه یا حسین است
در خواب ناز است اصغر او
محمل سوار است خواهر او
ای وای من فردا اگر زینب رود اسیری
باید فلک داد مرا از کوفیان بگیری
بر گو «فرات» این آشنا حسین است
ذکر غریب کوفه یا حسین است
📝مهدی بهشتی(فرات میبدی)
👇
#امیرالمؤمنین_مدح
نه مراست قدرت آنکه دم، زنم از جلال تو یا علی
نه مرا زبان که بیان کنم ، صفتِ کمال تو یا علی
شده مات عقل موحدین ، همه در جمالِ تو یا علی
چو نیافت غیر تو آگهی، ز بیانِ حالِ تو یا علی
نبرد به وصف تو ره کسی ، مگر از مقالِ تو یا علی
هله ای مُجلّیِ عارفان ، تو چه مطلعی تو چه منظری
که ندیدهام به دو دیدهام ، چو تو گوهری چو تو جوهری
هله ای مولّه عاشقان، تو چه شاهدی تو چه دل بَری
چه در انبیا چه در اولیا ، نه تو را عدیلی و هم¬سَری
به کدام کس مَثلت زنم که بُوَد مثالِ تو یا علی
توئی آنکه غیر وجود خود ، به شهود وغیب ندیدهای
فَقرات نفس شکستهای ، سُبحاتِ وَهم دریدهای
همه دیدهای نه چنین بود شه من تو دیدهی دیدهای
ز حدودِ فصل گذشتهای ، به صعودِ وصل رسیدهای
ز فنای ذات به ذاتِ حق ، بُوَد اتّصال تو یا علی
چو عقول و افئده را نشد ، ملکوتِ سرّ تو مُنکشف
همه گفتهاند و نگفته شد ، ز کتابِ فضل تو یک الف
ز بیانِ وصف تو هر کسی ، رقم گمان زده مختلف
فصحای دهر به عجز خود ، ز ادایِ وصف تو معترف
بُلغای عصر به نطقِ خود ، شدهاند لالِ تو یا علی
تویی آن که در همه آیتی، نگری به چشم خدای بین
شده از وجودِ مقدّست ، همه سرّ کَنزِ خفا مبین
تویی آن که از کُشِفَ الغطا ، نشود ترا زیاده یقین
ز چه رو دَم از أنا ربکّم نزنی ، بزن بدلیل این
که به نورِ حق شده منتهی ، شرفِ کمال تو یا علی
تو همان درخت حقیقتی ، که در این حدیقهی دنیوی
أنا ربّکم تو زنی و بس ، به لسان تازی و پهلوی
ز بروق نورِ تو مُشتعل ، شده نارِ نخلهی موسوی
ز تو در لسانِ موحّدین ، بُوَد این ترانهی معنوی
که انا الحق است به حقِ حق ، ثمرِ نهالِ تو یا علی
تویی آن تجلّیّ ذوالمنن ، که فروغ عالم و آدمی
هله ای مشیّتِ ذاتِ حق ، که به ذات خویش مُسلّمی
ز بروز جلوه ماخلق ، به مقام و رتبه مقدّمی
به جلالِ خویش مُجلّلی ، ز نوالِ خویش مُنعّمی
همه گنج ذاتِ مقدّست ، شده مُلک و مالِ تو یا علی
تو چه بندهای که خدائیت ، ز خداست منصب و مرتبت
احدی نیافت ز اولیا ، چو تو این شرافت و منزلت
رسدت ز مایهی بندگی ، که رسی به پایهی سلطنت
همه خاندانِ تو در صفت، چو توأند مشرقِ معرفت
شده ختم دورهی عِلم و دین ، به کمالِ آل تو یا علی
تو همان مَلیکِ مُهیمنی ، که بهشت و جنّت و نه فلک
پیِ جستجوی تو سالکان ، به طریقت آمد یک به یک
شده ذکرِ نام مقدّست ، همه وِردِ اَلسنهی مَلَک
به خدا که احمدِ مصطفی ، به فلک قدم نزد از سَمَک
مگر آنکه داشت در این سفر طلبِ وصالِ تو یا علی
تویی آن¬که تکیهیِ سلطنت ، زدهای به تخت مؤبّدی
ز شکوه شأن تو بر مَلا ، جَلَواتِ عِزِّ ممجّدی
به فرازِ فرقِ مبارکت ، شده نصب تاج مُخلّدی
متصرّف آمده در یَدَت ، ملکوتِ دولتِ سرمدی
تو نه آن شهی که ز سلطنت ، بود اعتزالِ تو یا علی
به می خُمِ تو سِرشته شد ، گِل کاس جانِ سبوکشان
به پیالهی دلِ عارفان ، شده ترکِ چشمِ تو میفشان
ز رَحیقِ جام تو سرگران، سِر سرخوشان،دل بیهُشان
نه منم ز بادهی عشق تو ، هله مست و بیدل و بینشان
همه کس چشیده به قدرِ خود ، ز میِ زُلالِ تو یا علی
منم آن مجرد زنده دل که دم از ولای تو می زنم
ره کوه و دشت گرفته ام قدم از برای تو میزنم
به همین نفس که تو دادیم نفس از ثنای تو می زنم
شب و روز حلقه التجا بدر سرای تو میزنم
نروم اگر بکشی مرا ز صف نعال تو یا علی
تویی آن¬که سِدرهی مُنتهی ، بُودَت بلندیِ آشیان
به مکان نیائی و جلوهات ، به مکان ز مشرقِ لامکان
رسد استغاثهی قدسیان ، به درت ز لانهی بینشان
چو به اوج خویش رسیدهای ، ز عِلوّ قدر و سُموشّان
همه هفت کرسی و نُه طبق ، شده پایمال تو یا علی
نه همین بس است که گویمت ، به وجودِ جود مکرّمی
تو مُنزّهی ز ثنای من ، که در اوجِ قُدس قدم نَهی
نه همین بس است که خوانم اَت ، به ظهورِ فیض مقدّمی
به کمال خویش معرّفی ، به جلالِ خویش مُسلّمی
نه مراست قدرت آنکه دم ، زنم از جلال تو یا علی
تویی آن که میم مشیّتت ، زده نقشِ صورتِ کاف و نون
به کتابِ عِلم تو مُندرج ، بُوَد آن چه کان و مایکون
فلک و زمین به ارادهات ، شده بی سکون شده با سکون
تویی آن مُصوّرِ ماخَلَق ، که من الظّواهر و البطون
بُوَد این عوالم کُن فکان، اثرِ فعال تو یا علی
تویی آن که ذات کسی قرین ، نشده است با احدیتّت
نرسیده فردی و جوهری ، به مقام مُنفردیتت
تویی آن که بر احدیّتت ، شده مُستند صمدیّت
نشناخت غیر تو هیچکس ، ازّلیتت ابدّیتت
تو چه مبدأیی که خبر نشد ، کسی از مآلِ تو یا علی
تو که از علایق جان و تن ، به کمالِ قُدس مُجرّدی
تو که فانی از خود و مُتّصف ، به صفاتِ ذاتِ محمّدی
تو که بر سرائرِ معرفت ، به جمالِ اُنس مُخلّدی
به شؤنِ فانیِ این جهان ، نه مُعطّلی نه مقیّدی
بود این ریاست دنیوی ، غم و ابتهالِ تو یا علی
#فواد_کرمانی✍
#مدح_امیرالمؤمنین
VID_20210730_125942_864.mp3
3.94M
❇️ سبک زوزخانه ای
💠 نوآهنگ| زنده دل
🍃🌸 نه مرا است قدرت آن که
🍃🌼 دم زنم از جلال تو، یا علی
🍃🌺 نه مرا زبان، که بیان کنم
🍃🌸 صفت کمال، یا علی
الْحَمْدُلِلَّهِالَّذِیجَعَلَنَا مِنَالْمُتَمَسِّکِینَ
💕بِوِلاَیَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ💕
وَ الْأَئِمَّةِ المَعْصُومِینَ عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ
#عید_غدیر
#غدیریه #امیرالمؤمنین
56495_1398530153110_1465338.mp3
1.47M
#سرود / #شور ـ ولایت
#غدیریه #امیرالمؤمنین
علی علی ـ علی علی(۴)
*
عید ولایت آمده
عید سعادت آمده
بر سرِ آقایم علی
تاجِ امامت آمده(۲)
علي امام اعظمه
علي وصي خاتمه
علی نوای قلبمه
علی امیر عالمه(۲)
*
علی که نور راهمه
تو زندگی پناهمه
همیشه تکیه گاهمه
حبل المتینِ محکمه(۲)
علی که مهر و ماهمه
فرمانده ی سپاهمه
چراغ راه و چاهمه
روز حساب گواهمه(۲)
***
علی امام و رهبره
علی غیوره حیدره
علی یلِ دلاوره
حریفِ کلِ لشکره
علی خطیبِ منبره
شمس الضحای قنبره
تو حمله دستِ برتره
فاتح بدر و خیبره
|⇦•میرم جنت...
#سرود (#شور) و توسل به امیرالمؤمنین علی علیه السلام اجرا شده به نفس کربلایی حسین طاهری
●━━━━━━───────
میرم جنت با همین لعنت
عدو میسوزه میبرم لذت
دارم تولی دارم تبری
با دشمن او دارم عداوت
من شیعم حیدر آقامه..
ولایتش اصول دینه،حیدر
معنی قرآن مبینه،حیدر
حرف نبی فقط همینه،حیدر
تنها امیرمومنینه،حیدر
چه هیبتی داری،شجاعتی داری
فقط تو عالم تو،حیدر کرّاری
عَبد أشجَعُ النّاسَم
کرده پدری واسم
من خلیفه ای دیگر
غیر از علی نشناسم
من شیعم حیدرآقامه ...
ــــــــــــــــــ
#عید_غدیر_خم
#کربلایی_حسین_طاهری
#میلاد_امیرالمؤمنین_علی_علیه_السلام
#غدیریه #امیرالمؤمنین
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
👇
1401042609.mp3
1.11M
|⇦•میرومجنت....
#سرود وتوسل به امیرالمؤمنین علی علیه السلام اجرا شده به نفس کربلایی حسین طاهری
.
|⇦•پادشاهی که کنیزش...
مدح و توسل به امیرالمؤمنین علی علیه السلام اجرا شده به نفس سیدمجید بنی فاطمه
●━━━━━━───────
پادشاهی که کنیزش خاک را زر می کند
رزقِ این حداقل را حداکثر می کند
خضرِ پیغمبر نشسته گوشه ای و سالها
روز و شب در مدحِ مولا شعر از بَر می کند
راهِ مسجد بسته شد بر دیگران چون که خدا
هر عبادت را قبول از راهِ حیدر می کند
می رود با اسبِ چوبی در جهنم هر کسی
صحبت از غیرِ علی بالایِ منبر می کند
احتیاطاً یا علی را با وضو گفتیم چون
واجبِ شرعیست کاری که پِیمبر می کند
غالباً هم کارهایِ پیشِ پا افتاده را
در نبودِ مردِ صاحب خانه نوکر می کند
روزهایی که علی مشغولِ صحبت با خداست
معجزاتش را به اذنِ الله قنبر می کند
از مقامش گفتم و در گوشِ دشمن ها نرفت
نطفۀ ناپاک گاهاً گوش را کَر می کند
کافران را شیوۀ جنگیدنش مجبور به
اختیاری گفتنِ الله اکبر می کند
گوشه ای از مسجدِ کوفه سحر قبل از نماز
مینشیند رزقِ عالم را مقرر می کند
حرفِ خود را میزنم راحت به زُوّار نجف
حرف یک دیوانه را دیوانه باور می کند
آنقدر که مزه دارد دورِ این گنبد طواف
جبرئیل اینجا خودش را شکلِ کفتر می کند
خوردنِ چایِ عراقی با دِهینی از نجف
خستگی را از تنِ هر نوکری در می کند
از علی تا عرش گویند جانم رویِ چَشم
بینِ خانه فاطمه وقتی که لب تر می کند
ــــــــــــــــــ
#عید_غدیر_خم
#سید_مجید_بنی_فاطمه
#میلاد_امیرالمؤمنین_علی_علیه_السلام
#غدیریه #امیرالمؤمنین
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
👇