.
#رحلت_پیامبر_اکرم
صلی الله علیک یا رسول الله
ای که با تو دو جهان جلوه ی داور شده است
آسمان ها و زمین بر تو مسخر شده است
اولین نور وجودی و وجودِ هستی
خلقت هر دو جهان با تو مقدّر شده است
عقل کل هستی و هم معنی عشق مطلق
عقل و عشق آمده و نذر تو دلبر شده است
اولین واسطه ی فیض خدا بر خلقی
دومین واسطه هم ساقی کوثر شده است
دین فقط دین تو و راه فقط شارع تو
از تو تبلیغ کند هر که پیمبر شده است
انبیا جمله به ابلاغ تو مأمور شدند
چون وجود تو برای همه محور شده است
هر زمان دیده ات از اشک غریبی تر شد
آسمان از غم چشم تو مکدّر شده است
خاک و خاشاک چرا بر سر و رویت ریزند
از چه خاکستری آن چهره ی انور شده است
رأس فرزند تو هم غرق به خاکستر شد
سنگ ها سهم همین رأس مطهّر شده است
تا که شد وقت سفر قلب زمان درد گرفت
آسمان غرق عزا بهر تو سرور شده است
قدسیان نوحه گر داغ عظیمت هستند
گریه کن بهر غمت زهره ی اطهر شده است
ساعت آخر و هنگام جدایی و فراق
وقت نجوای پدر با دل دختر شده است
دخترم بعد فراقم تو شوی غرق بلا
بنگری هم نفست شعله ای از در شده است
سرخی چهره ی مسمار چنین می گوید
یعنی آغاز غم و غربت حیدر شده است
شب ۲۸ صفر ۱۴۴۵
چهارشنبه ۲۲ شهریور
#محمدعلی_شهاب ✍
.
.
#روضه_حضرت_رسول_صلی_الله_علیه_وآله
#بیست_و_هشتم_صفر
#رحلت_پیامبر_اکرم
بسم الله الرحمن رحیم...
یا رحمن یا رحیم...
🔸ای امت رسول قیامت بپا کنید
🔸لبریز جام دیده ز اشک عزا کنید
ایام مصیبت پیغمبر خدا...
و از طرفی هم ایام شهادت آقای غریب...
کریم اهل بیت امام حسن مجتبی است
🔸در ماتم پیمبر و تنهایی علی
🔸باید برای حضرت زهرا دعا کنید
از فردا دیگه ایام تنهایی و غربت امیرالمومنین شروع میشه...
دیگه مادرمون زهرای مرضیه یتیم میشه...
🔸داغ پیغمبر است و بلاییست بس عظیم
🔸حیدر غریب گشته و زهرا شده یتیم
دلت اینجا نباشه...
با پای دل بریم مدینه...
ای مدینه...
عجب روزهایی رو دیدی...
🔸حیدر غریب گشته و زهرا شده یتیم
امان از یتیمی ...
مثل فردایی پیغمبر خدا در بستر بیماریه...
زهرای مرضیه مثل پروانه دور بستر بابا میگرده...
هی به صورت زیبای بابا نگاه میکنه...
اشک میریزه...
میگه بابا جان یا رسول الله خوب میشی بابا...
بلاخره از بستر بیماری بلند میشی بابا...
خیلی سخته برای خونواده ای...
ببینند بابا تو بستر بیماری باشه و...
نتونن کاری کنن...
هی رسول خدا بیهوش میشدن...
هی به هوش می اومدن...
بچه ها طاقت نیاوردند...
حسن و حسین اومدن...
خودشون رو انداختن روی سینه ی پیغمبر...
رسول خدا رو در آغوش گرفتند...
گریه میکنند...
تا امیرالمومنین اومد بچه ها رو از رو سینه پیغمبر خدا بلند کنه...
حضرت چشمان مبارک رو باز کردند...
فرمودن علی جان...
بگذار بچه ها کنارم باشن...
بگذار با بچه ها وداع کنم...
حسنش رو در آغوش گرفت...
حسینش رو در آغوش گرفت...
لحظات آخره...
دیگه دست های پیغمبر خدا رمق در بدن نداره...
هر طوری بود با بچه ها وداع کرد...
یکوقت دیدند حضرت آروم آروم چشماشون رو از این دنیا بستند و...
راحت شدند...
عرضه بداریم یا رسول الله... آقا...
شما خیلی در دنیا اذیت شدید...
خیلی به شما ظلم کردند...
اما لحظات آخر وقتی چشمان مبارک رو باز کردین...
یک طرف حسن و حسین کنارتون بودن...
یک طرف امیرالمومنین کنارتون بودن...
یک طرف هم زهرای مرضیه مثل پروانه دور بستر شما...
دل ها بسوزه...
برا اون آقایی که لحظات آخر وقتی چشماش رو باز کرد ببینه...
و الشمر جالس علی صدره
شمر روی سینه حسین
هر کجا نشستی صدا بزن...
ای غریب حسین...
یک نفر دیگه هم اومد کنار ابی عبدالله...
خواهرش زینب کبری اومد کنار برادر...
اما دیر رسید...
از بالای تل زینبیه یه نگاه کرد دید دارن بردارش حسین رو سر میبرن...
چکار کنه بی بی زینب،
یا الله...
دستهاش رو گذاشت روی سر...
صدا زد...
وا محمدا...
واعلیا...
یا رسول الله منو ببخشید آقا...
چیزی نگذشت...
یکدفعه زینب کبری ببینه...
زمین و زمان بلرزه در اومد...
هوا متغیر شد...
نگاه کرد دید...
سر حسینش روی نیزه...
🔸سری به نیزه بلند است در مقابل زینب
🔸خدا کند که نباشد سر برادر زینب
#روضه_پیامبر_اکرم_صلوات_الله_علیه
#روضه_بیست_و_هشتم_صفر
.
.
#روضه_حضرت_رسول_صلی_الله_علیه_وآله
#ماه_صفر
گریز دوم:
تا امیرالمومنین اومد بچه ها رو از روی سینه پیغمبر خدا بلند کنه...
حضرت فرمودن علی جان...
بگذار بچه ها کنارم باشن...
با دست هایی که رمق نداشت...
حسن و حسینش رو در آغوش گرفت...
عرضه بداریم یا رسول الله...
لحظات آخر طاقت نداشتید ببینید بچه ها رو از کنار شما دور کنند...
اما ای کاش شما کربلا میبودین...
وقتی دختر ابی عبدالله اومد کنار بدن بابا...
صدا زد عمه جان زینب...
(هذا نعش من)
عمه جان این بدن کیه
خدایا با بدن حسین چکار کردند...
دختر... بدن بابا رو نمیشناسه...
سر در بدن نداره...
همه بدن غرق خون...
انگشت و انگشتر نداره...
صدا زد جانان عمه...
این بدن بابای غریبت حسینه...
خودش رو انداخت روی بدن بابا...
شروع کرد به درد و دل کردن...
یدفعه دیدن چند نفر با تازیانه دارن می آیند...
خدایا اینا میخوان چکار کنن...
کنار بدن بابا ...
هم دختر رو زدن هم عمه جانش زینب رو زدن...
یدفعه دختر بی تاب شد...
صدا زد بابا...
أُنظُر إلی عَمَّتِیَ المَضروُبَة
بابا بلند شو ببین...
دارن عمه جانم زینب رو میزنند...
🔸با همان دستی كه زهرا را زدند
🔸در كنار ِ پیكرت ما را زدند
هر کجا نشستی...
دهانت رو خوش بو کن...
بگو یا حسین...
(و سَیعلَمُ الّذینَ ظَلَموا أَی مَنقَلَبٍ ینقَلِبونَ. سوره: شعراء آیه: 227)
#رحلت_پیامبر_اکرم
#روضه_پیامبر_اکرم
.
.
#روضه_حضرت_رسول_صلی_الله_علیه_وآله
ایام #رحلت_پیامبر_اکرم
گریز سوم:
عرضه بداریم یا رسول الله...
طاقت نداشتید ببینید...
نور دیدگان شما حسن و حسین رو از روی سینه ی شما بلند کنن...
اما نبودید ببینید با این گل های شما چه کردند...
منو ببخشید یا رسول الله...
بعد شما...
🔸از دو طشت آمد نوای شور و شین
🔸گاه از طشت حسن، گاه از حسین
🔸اندر اینجا قلب زینب خسته بود
🔸و اندر آنجا دست زینب بسته بود
یا رسول الله...
🔸از دو لب های حسن خون میچکید
یا رسول الله...
چقدر سفارش کردید...
فرمودید حسنم غریبه...
یک روز تکه های جگرش داخل طشت در مقابل زینب...
🔸از دو لب های حسن خون میچکید
بگم یا نه آی کربلایی ها...
🔸خورد لب های حسین چوب یزید
یه روزی هم سر مقدس حسینت داخل طشت در مقابل یزید...
هی با چوب خیزران به لب و دندان حسینت میزد...
🔸خورد لب های حسین چوب یزید
الا لعنت الله علی القوم الظالمین
.
#روضه_رحلت_پیامبر_اکرم
.
4_5782898027811310304.mp3
1.33M
#زمینه #شور#رحلت_پیغمبراکرم_ص
#سبک_تسبیحات_حضرت_زهرا
#رسول_الله
☑️بند اول مدحی
رسول الله
یا زوج الخدیجه الکبری (س)
یا سیدی یا ابالزهرا(س)
صل علیک یا مولانا
.....
ختم الانبیاءِ و المرسلین
ادرکنی یا حضرت مصطفی(ص)
یا ابوالقاسم ایهاالرسول(ص)
بأَبی و أُمّی لک الفدا
صل الله علیک یا رسول(ع)
☑️بند دوم
یا مصطفی(ص)
بعد از رحلت شما آقا
نشناختند حق تو رو مولا
به دین تو شد جسارت ها
....
گفتی کتاب الله وَ عترتی
بی حرمتی ها کردن به ساحتت
قرآنت رو کردن ورق ورق
جسارت ها کردن به عترتت
صل الله علیک یا رسول(ع)
☑️بند سوم
دم آخر
تا اشکای دختر و دیدی
روی دخترت رو بوسیدی
دادی به فاطمه امیدی
.....
میگفتی زهرا جان گریه نکن
جون بابایی ای نور دو عین
بعد من خیلی زود فاطمه جان
به من ملحق میشی ام الحسین(ع)
صل الله علیک یا رسول(ع)
☑️بند چهارم
همونایی
که اسم تو رو می آوُردن
نمک سفره تو میخوردن
خیلی دخترت رو آزردن
.....
خونه ی حیدر و آتیش زدن
قوم نمرودی های خیره سر
برا بیعت گرفتن از علی(ع)
ثانی با لگد میکوبید به در
صل الله علیک یا رسول(ع)
#رحلت_پیامبر_اکرم
#شاعرسبکسازڪربلایے_مجیدمرادزاده
.
.
#زمزمه #شهادت_امام_حسن و #رسول_الله علیهم السلام
سبک مرهم واسه چشمِ ....
یه بغضِ سنگینه تویِ سینهَم
زائری تو حرم نمیبینم
فرشِ حرم گرد و غبار شمع و چراغ ستارهها
صحنِ کرم چه خلوته چه سوت وُ کوره این شبا
باز به سرم زده بگم غریب شمایی یا رضا
جانمحسن جانمحسن جانمحسن غریبِ مادر/۴/
خوب یادمه آقام کجا پیر شد
روزی که روضهها نفسگیر شد
یادم میاد کوچه رو بست به رویِ ما یه بیحیا ای وای
پیشِ چشام سیلی زد و گذاشت رویِ چادری پا ای وای
یه تیکّه گوشوارهیِ یاس مونده روخاکِ کوچهها ای وای
جانمحسن جانمحسن جانمحسن غریبِ مادر/۴/
(حضرت رسول)
مزد رسالتو میدن مَردم
چند روز دیگه با آتیش و هیزم
پشت درِ بیتِ ولا گُر میگیره شعلههایِ کینه
میخِ در وُ ضربِ لگد چه میکنه با پهلو وُ سینه
دستِ علی بسته میشه غلافی رویِ بازو میشینه
وای مادرم وای مادرم وای مادرم آه و واویلا/۴/
#حضرت_محمد_صلی_الله_علیه_وآله_وسلم
#امام_حسن_علیه_السلام
#حسین_ایمانی
.👇
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
#نوحه_سنتی
#رسول_الله
#لحظه_ی_وداعه
☑️بند اول
لحظه ی وداعه پیمبر خاتم است
چشم زهرای او ز اشک غم پر نم است
با دله غرق خون چشم او لاله گون
ناله زند او از غم فردا
آه و واویلا آه و واویلا
لحظه ی وداعه پیمبر......
☑️بند دوم
ناله بس کن عزیزم بعد من زود زود
نزد من میایی با رخ تار و کبود
شام تارت سحر ،گردد آن لحظه تا
آیی کنارم دخت جوانم
با بیقراری ای قد کمانم
آه و واویلا آه و واویلا
لحظه ی وداعه پیمبر......
☑️بند سوم
فاطمه ای گلم ضیاء چشم ترم
بنشین در برم دختر غم پرورم
میشوی تو یتیم غرق داغی عظیم
بعد فراقم ای گل بابا
آه و واویلا آه و واویلا
لحظه ی وداعه پیمبر.....
☑️بند چهارم
بعد میشوی بهار تو خزانی
روی تو میشود کبود و ارغوانی
پشت در پشت در
میزنی بال و پر
آتش بگیرد خانه ی حیدر
عدو زند با لگد به آن در
آه و واویلا آه و واویلا
لحظه ی وداع پیمبر....
#رحلت_پیامبر_اکرم
#شاعرسبکساز_کربلایی_مجیدمرادزاده
.
.
#زمینه
#رحلت_رسول_اکرم
#دختر_مضطر
☑️بند اول
زهرا جانم
دختره مضطره من
ناله نکن بر من
بابا بابابابا
بیا بشین کنارم
حرفایی باتو دارم
بابا بابا
میخونم این دم آخر
ازدلی که زاروحزینه
میخونم این دم آخر
روضه از این شهرمدینه
میخونم این دم آخر
از جسارت ازبخل و کینه
...
قربونت بشه بابات
قربونه اشکه چشات
بعد من میشه تازه زهرا(س)
نوبت درد و غصه هات
واویلا واویلتا
☑️بنددوم
بابا زهرا بیا با قلب خونم
روضه برات بخونم
زهرا زهرا یه روز کنار حیدر
میافتی پشت یک در
زهرا زهرا
....
چن روزه دیگه بابا جون
چشم تو روز بد می بینه
چن روزه دیگه بابا جون
میکشی آه از عمق سینه
چن روزه دیگه بابا جون
سیلی روی گونت میشینه
....
با قلبی زار و حزین
می افتی روی زمین
دستای حیدرو میبندن
یه عده ای پست و لعین
واویلا واویلتا
#شاعرسبکسازڪربلایے_مجیدمرادزاده
#رحلت_پیامبر_اکرم #رسول_الله
👇
.
#امام_زمان
#امام_رضا
#مناجات_انتظار
#شهادت_حضرت_رضا_علیه_السلام
السلام علیک یا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
از پشت ابر ، ای مه تابان ِ احمدی
جانها به لب رسیده و بیرون نیامدی
مانده هنوز روی لب شیعه بی امان
عجّل علی ظهورک یا صاحب الزمان
هر روز ما گذشته چرا با نبودنت
مانده همیشه در دل ما شوق دیدنت
در پای منبر تو نشد سینه زن شویم
با تو نشد که ثانیه ای هم سخن شویم
قسمت نشد که گریه کند پا به پای تو
این دیده، بین روضه ی صبح و مسای تو
روز عزای حضرت سلطان طوس شد
برپا دوباره هیئت شمس الشموس شد
روی کتیبه ضامن آهو نوشته ای
یک (یا رئوف)گوشه ی هر سو نوشته ای
قربان شال مشکی و اشک عزای تو
در زیر خیمه زمزمه ی یا رضای تو
این روزها تو زائر سلطان مشهدی
دل را به بحر صحن و سرای رضا زدی
داری برای غربت او گریه می کنی
بر آن عبا و محنت او گریه می کنی
در زیر آن عبا که به رأسش کشیده است
در بین قصر و حجره قد او خمیده است
خورده زمین و پا شده با زحمت زیاد
از دست زهر و دوری فرزند خود جواد
جوری به خاک حجره سرش را نهاده است
گویا به صورت از روی مرکب فتاده است
افتاده باز یاد تن غرق خاک و خون
داغ عظیم،اشک حرم ،زین واژگون
یاد تنی که گوشه ی صحرا رها شده
با نیزه عضوعضو تنش جابه جا شده
دارد هزار و نهصد و پنجاه زخم کین
جسمش بدون غسل و کفن مانده بر زمین
✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
.