.
|⇦•شده وقت جدایی....
#زمینه_حضرت_زهرا سلام الله علیها اجرا شده فاطمیه ۱۴۰۱ به نفس حاج عباس حیدر زاده
●━━━━━━───────
شده وقت جدایی رسیده شامِ آخر
تو رفتی و سیاه است همه ایام حیدر
خداحافظ ای یاسِ پنهانم
خداحافظ ای فاطمه جانم
در آغازِ جوانی شدی قامت کمانی ...
زده بر پیکرِ تو فلک، رنگِ خزانی
بمیرم برایت که پژمردی
تو در بینِ کوچه زمین خوردی
«مرو مادر ، مرو مادر»
در و دیوارِ خونین تو و این رویِ رنگین
امان از تازیانه امان از دست سنگین
کبودی شده قسمت رویت
شکسته شد از کینه پهلویت
«مرو مادر ، مرو مادر..»
امان از داغ مادر امان از آهِ مُضطر
امان از کوچه ها و طناب و دستِ حیدر
امان از هجوم عدویِ پست
زده تازیانه به رویِ دست
«مرو مادر، مرو مادر ..»
میان خاکِ غربت تنت را می گذارم
رسیده بر لبم جان دگر طاقت ندارم
عجب ماتمی در دلم جا شد
تو رفتی و پشت علی تا شد
همه هستیم رفتی از دستم
پریشان و شرمنده ات هستم
علی یا علی ، علی یا علی ..
«کُشتند زهرا را
همسرِ مولا را ...»
در وسطِ کوچه تو را میزدند
کاش به جای تو مرا میزدند
ــــــــــــــــــ
#روضه_حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#حاج_عباس_حیدرزاده
#فاطمیه #حضرت_زهرا
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
👇
5. نوحه.mp3
10.68M
|⇦• شده وقتجدایی...
#سینه_زنی و توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها اجرا شده فاطمیه ۱۴۰۲ به نفس #حاج_عباس_حیدرزاده
●━━━━━━───────
توو برو بیا، می زد فاطمه رو
خیلی بی هوا می زد فاطمه رو
علی حق داره یه گوشه دق کنه
یه غلام سیاه می زد فاطمه رو
.
#ایام_فاطمیه
●•┄༻↷◈↶༺┄•
دم به دم موقعِ سینه زنیِ
روضه ی فاطمه ناگفتنیِ
بچه ها بلند بلند گریه کنید
به خدا مادرمون رفتنیِ
مَردِ مِیدونیم، ولی گریه کنیم
همه بی معطلی گریه کنیم
بیشتر از فاطمه این روزا باید
به حال و روزِ علی گریه کنیم
مردمِ مدینه اکثراً بَدَند
دستِ رَد به سینه ی علی زدند
بسکه بُردنِ علی دیدنی بود
خیلیا بَرا تماشا اومدند
*عمامه رو دور گردنش انداختن هِی می دویدن...*
من خودم فدایِ اشکِ چشاتون
خدا پشت و پناه مادراتون
بچه سیدا منو حلال کنید
روضه ناموسی می خونم براتون
اومدن به هر دلیلی بزنن
گُل یاسُ رنگِ نیلی بزنن
فکرش رو بکن چهل تا بی حیا
تو کوچه زنش رو سیلی بزنن
تو برو بیا میزد فاطمه رو
خیلی بی هوا می زد فاطمه رو
حق داره علی بمیره به خدا
یه غلام سیاه می زد فاطمه رو
خیلی بی عاطفه هستن به خدا
راهشو تو کوچه بستن به خدا
تویِ لَفّافِ میگم غیرتیا
بارِ شیشَه اش و شکستن به خدا
*یه روز زنها اصرار کردن به اُمِ ایمَن ...یه وقتی برا ما بگیر بریم عیادتِ فاطمه... فاطمه به ما اجازه نمیده... اجازه گرفت زنها اومدن دور بستر فاطمه نشستن... اُم ایمَن به نیابتِ از بقیه شروع کرد به حرف زدن... خانم اینا اومدن حالتون رو بپرسن... خانم فرمود: چی بگم ؟ حال و روزم معلومه..*
دیوار می کند کمکم راه می روم...
*عذرخواهی کردن نتونستیم کاری بَراتون بکنیم.. به عیادتون بیایم .. اختیارمون دستِ مردامونِ.. حرفا رو که زدن...خانم گفت: گله ای از شما ندارم ولی یه چیزی تو دلم مونده... اون وقتی که اومدن درِ خونمون رو آتیش زدن.. شما می دونستید اوضاع من چطوره... تو اون اوضاع یه زن باید می اومد کمک من میکرد ... شما دور خونه ما حلقه زده بودین... صدای ناله های من رو می شنیدید ..هیچ کسی نمی اومد کمکم کنه.. خدا فضه رو نگه داره...اگه فضه نبود بین در و دیوار جان داده بودم... هر چی صدا زدم "یا اَبَتا" کسی شرم نکرد .. علی رو اومدم صدا بزنم دیدم دستاش رو بستن..کشون کشون علی رو دارن می برن...
ــــــــــــــــــ
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#فاطمیه
.
4_5942637357722241662.mp3
3.67M
دم به دم موقعِ سینه زنیِ
روضه ی فاطمه ناگفتنیِ
#روضه_حضرت_زهرا سلام الله علیها ویژۀ ایام فاطمیه _ حاج مهدی سلحشور
امام حسین ع
دم به دم موقعِ سینه زنیِ روضه ی فاطمه ناگفتنیِ #روضه_حضرت_زهرا سلام الله علیها ویژۀ ایام فاطمیه _ حا
ببینید آقای سلحشور میگه چون نوجوان توی مجلسه نمی تونم روضه رو باز کنم .... لذا وقتی صحبت از روضه ی دیوار و در میکنه، دیگه از اینکه بی بی بار شیشه داشت و ... حرفی نمیزنه....
اما ما متاسفانه زبانحال های شعرا رو هم که توی اشعار آوردن، تبدیل به روضه میکنیم و روضه هایی سنگین میخونیم.
بر حاشیه ی برگ شقایق بنویسید
گل تاب فشار در و دیوار ندارد
.
#زمینه
🏴 #فاطمیه ۱۴۰۲
#شهادت_حضرت_زهرا
#حضرت_زهرا سلام الله علیها
#داوود_قاضی ✍
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
الحمد لله بهتری خانوم
الحمد لله راه میری زهرا
درست میبینم آیا خانوم خونم
داری نون میپزی تو واسمون، اما
هنوزم انگاری درد داره پهلوت
هنوزم سنگینه این دست و بازوت
ببینم، فاطمه تب داری خانوم؟
نگیر روتو عزیزم، علیه پهلوت
فاطمه جانم
پشت و پناهم حال تو خیلی عجیبه
تنهام نذاریا علیت خیلی غریبه ۲
فاطمه جانم ۴
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
از روزی که خوردی زمین زهرا
دنیا شده روی سرم آوار
یکمی تو بخند واسم عزیز من
نگو "عجل وفاتی" آخه دست بردار
بمیرم من با این چشمات چه کردن
انگاری تار میبینی تو ... من اینجام
چقدر زخمات زیاده خانوم من
منی که مرد جنگم، کمتره زخمام
فاطمه جانم
یاس علی، خسته از این شهر و دیاری
ای تکیه گاهم! تو منو تنها نذاری
فاطمه جانم ۴
.
👇
.
#زمینه
🏴 #فاطمیه ۱۴۰۲
#زمینه #شام_غریبان
#حضرت_زهرا سلام الله علیها
#ایمان_کریمی ✍
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
شام تاره - غم میباره
گریهی بیصدا خیلی سخته
آه از این قاب - از چشِ آب
خون می ریزه زمین لخته لخته
دیوار و در خونه عزادار شده
روی سرمون غصهها آوار شده
از کجای این مصیبتا بگیم آخه
روضهها توو قلبمون تلنبار شده
وای مادر ، ای وای مادر ۲
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
بوی دود و - رخ کبود و
حوریه صورتش پشت در سوخت
بیگناه بود - پا بهماه بود
مادر بی سپر با پسر سوخت
از بردن اسم حیدرش ابا نکرد
گرچه دنیا به مادر وفا نکرد
اون فاضلهی زکیه هیچکسی رو جز
الله و محمد و علی صدا نکرد
وای مادر ، ای وای مادر ۲
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
قدکمون بود - ناتوون بود
آسمون از غمش هی میبارید
مهربون بود - نیمه جون بود
اشکای نمنمش هی میبارید
شال کمر علی رو که رها نکرد
هیچ کس کمکی به مادر ما نکرد
حتی اون غلاف و تازیونه و لگد
قلب مادرم رو از علی جدا نکرد
وای مادر ، ای وای مادر ۲
.
#شام_غریبان_حضرت_زهرا
👇
.
#شور_احساسی
🏴 #فاطمیه ۱۴۰۲
#شهادت_حضرت_زهرا
#حضرت_زهرا سلام الله علیها
#میلاد_قبایی ✍
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
من شدم يه عمره نوكر حسين / بميرم الهی محضر حسين
پدرم فدای سلطان نجف / مادرم فدای مادر حسين
قرآن علی - جان علی - سوره ی كوثر
دنيای علی - پای علی - موندی تا آخر
سامون علی - جون علی - حضرت مادر
شرف عرشه نور روح افلاكی تو
آيه ی تطهيره نشونه ی پاكی تو
تا وقتی زندم زير سايه ی عشق علی
من دخيل ميبندم به چادر خاكی تو
يا فاطمه ۴
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
نور تو چراغ ايوان نجف / مدح تو آيه ی قرآن نجف
ميدونم كه با دعای خير تو / تا ابد شدم مسلمان نجف
سرمايه ی من - محبت - حضرت زهراست
اين لطف و كرم - عنايت - حضرت زهراست
رفتن به حرم - به دعوت - حضرت زهراست
واسه ی حيدر آفريدن احساس تو رو
سر تا سر جنت ميده بوی ياس تو رو
انبيا بايد زانو بزنن به محضرت
كی به غير از حيدر ميتونه بشناسه تو رو
يا فاطمه ۴
.
👇
.
#حضرت_زهرا
#فاطمیه
#بعد_از_شهادت_حضرت_زهرا
رفتی و مانده در دلم نالۀ بیصدای تو
چه زود مستجاب شد فاطمه جان دعای تو
تو تا حیات داشتی بهر علی گریستی
علی به طول عمر خود گریه کند برای تو
دست خزان رسید و زد لطمه به برگ یاس من
کاش کبود میشدی صورت من به جای تو
بعد شهادت تو چون وارد خانه میشوم
مینگرم به هر طرف میشنوم صدای تو
بود من و نبود من، رکن همه وجود من
با چه گناه پشت در شکست دندههای تو
روز ز پا نشستهای روز دو دیده بستهای
شب ز چه رفت زیر گِل روی خدانمای تو
تویی که با نثار جان گشود بین دشمنان
بازوی بستۀ مرا دست گرهگشای تو
هم زره علی شدی هم سپر علی شدی
فدایی ره علی، علی شود فدای تو
تو زیر تازیانهها دویده در قفای من
چهار طفل نازنین دویده در قفای تو
قسم به اشک ماتمت قبول کن که "میثمت"
ریخته با شرار جان پارۀ دل به پای تو
#حاج_غلامرضا_سازگار ✍
.