eitaa logo
امام حسین ع
22.2هزار دنبال‌کننده
414 عکس
2.1هزار ویدیو
2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
.     هنوزم باورم نمیشه که حاجت من روا شده است هنوزم باورم نمیشه که درد علی دوا شده است هنوزم باورم نمیشه که بسته شده دو چشم ترم هنوزم باورم نمیشه که تیغ جفا شکسته سرم    شمع در سوسویم _ یا زهرا می گویم    هنوزم از داغش _ من سر به زانویم       یا زهرا یا زهرا _ یا زهرا یا زهرا         ############## هنوزم باورم نمیشه که چیزی نمانده بود ز تنت هنوزم باورم نمیشه که خون می چکید ز پیرهنت هنوزم باورم نمیشه عبا کشیدم روی بدنت هنوزم باورم نمیشه چهل نفری با هم زدنت    غربتم را دیدند _ لاله ام را چیدند    تو زمین خوردی و _ بر علی خندیدند         ############## هنوزم باورم نمیشه آتیش زده اند به خلد برین هنوزم باورم نمیشه تو رو کشیدن بروی زمین هنوزم باورم نمیشه که زندگیم و بهم زده اند هنوزم باورم نمیشه همه روی در قدم زده اند       افسردی، افسردم _ پژمردی، پژمردم       الهی جای تو _ پشت در می مردم         ############## هنوزم باورم نمیشه نمانده به سینه ام نفسی هنوزم باورم نمیشه که دست منو ببنده کسی غیر تو ای جوان علی نگیره کسی نشان علی شده ام رو به قبله بیا کجایی تو ای کمان علی       بیا ای بی قرینه _ ای شکسته سینه       کی رود از یادم _ کوچه مدینه         ##############           حاج سید محسن حسینی        .👇
. فاطمه جان بیا حال مرا ببین امیرالمؤمنین افتاده بر زمین اشک غریبی ز دو چشمم ریزد بیا کمک کن که علی برخیزد ....زهرا         ############## با چشم خود ببین چشم تر مرا ای زخمیم ببین زخم سر مرا در خون خود تا آنکه خفتم زهرا فزت و رب الکعبه گفتم زهرا         ############## بیا ببین علی حاجت روا شده سر من از سر زانو جدا شده جوان قد کمان کجایی زهرا ای مشت استخوان کجایی زهرا         ############## می سوزد آسمان ز آه سینه ام از یاد رفتم و یادش مدینه ام در روی تو افتاد و من افتادم این صحنه را دیدم و من جان دادم         ############## یادم نمی رود که می زدی صدا شرمنده شد ز تو علی مرتضی با عجله سویت دویدم زهرا عبا بروی تو کشیدم زهرا         ##############          حاج ✍        .👇
. مولا امیر المؤمنین _ علی جانم از چه شدی نقش زمین _ علی جانم تو ماندی و چشم تری  _ علی جانم تو از همه تنها تری  _ علی جانم چشم تر تو دیدنی است _ علی جانم زخم سر تو دیدنی است _ علی جانم قربان سوز و ساز تو  _ علی جانم آن آخرین نماز تو  _ علی جانم لبهای تو چون گل شگفت  _ علی جانم فزت و رب الکعبه گفت  _ علی جانم قربان حال خسته ات  _ علی جانم قربان دست بسته ات  _ علی جانم با تو چها کردن چها  _ علی جانم با ما بگو از کوچه ها  _ علی جانم با ما تو از سیلی بگو  _ علی جانم از  صورت  نیلی بگو _ علی جانم بگو تو از جوان خود _ علی جانم جوان قد کمان خود  _ علی جانم با ما بگو از زمزمه  _ علی جانم با ما بگو از فاطمه  _ علی جانم            ##############             حاج سید محسن حسینی .👇
265.1K
138.8K
. یا غافر الخطایا، با ما چکار داری با بنده ای فراری، اینجا قرار داری از روسیاه عالم، چه انتظار داری؟ راهم اگر ندادی، تو اختیار داری یکسال رفته بودم، دنبال اشتباهم حالا رسیده ام با، پرونده ی سیاهم عمر و جوانی ام را، عصیان تباه کرده این گرگ ... یوسفم را، تنهای چاه کرده هرچه گناه کردم، مهدی نگاه کرده آن عبد خودسرش را، خود سر به راه کرده گرچه فریب خوردم، بازنده را بخر باز شرمنده ام کن امشب، شرمنده را بخر باز آنکه به شانه بار، من را کشیده مهدی است درد نگفته ام را، او که شنیده مهدی است آن یار که به داد، عالم رسیده مهدی است در سینه ی فلسطین، نور امیدِ مهدی است بوی وصالش امشب، قبل اذان می آید ما که امیدواریم، آقایمان می آید باید ز بس خرابیم، در قبرْ چال مان کرد ای کاش میشد امشب، فکری به حال مان کرد مولا رسید و رحمی، بر سن و سال مان کرد اسم علی که آمد، مادر حلال مان کرد این عبد بی لیاقت، با فاطمه طرف شد سجاده ی نمازش، خاکِ درِ نجف شد گرد و غبارم امشب، روی عبای حیدر تا صبح سجده دارم، بر خاک پای حیدر خاکم کنید بین، صحن و سرای حیدر شاید طلا شدم در، ایوان طلای حیدر بی او عبادت ما، در اصل ... معطلی بود هر روزه ای گرفتیم، کار خود علی بود طاعت برای ما کرد، ضربت برای ما خورد زحمت کشید و جایش، با سائلان غذا خورد در این بهار باید، بین نجف هوا خورد گریان شده کسی که، افطار ... کربلا خورد مولا کنار سفره، خود را به ما رسانده هرشب سلام ما را، تا کربلا رسانده کشتی ما حسین و دریای ما حسین است دنیای ما حسین و عقبای ما حسین است امروز ما حسین و فردای ما حسین است دلدار ما حسین و لیلای ما حسین است زنجیر غم گرفتیم، آن را مدال کردیم با مرتضی و ارباب، تحویل سال کردیم هجران مرتضی نه، هجران دخترش بود چون شمعی آب میشد، پروانه دخترش بود حیدر به فکر روز، پایان دخترش بود فکر هجوم کوفه، بر جان دخترش بود زینب برای داغ، دلدار گریه می کرد بر غربت حسین و بازار گریه می کرد مثل امیر عالم، همدم نداشت زینب پیش حسین و عباس، که غم نداشت زینب در کوفه معجرش رفت، پرچم نداشت زینب دورش شلوغ بود و محرم نداشت زینب خاکستر سرش از، خاکستر حسین است خون سرش به محمل، خون سر حسین است https://eitaa.com/emame3vom/94596
. ماه خدا با روزه داری تو زیباست افطارها نام شما روی لب ماست هرشب به شوق دیدن تو گریه کردم دلتنگی فرزند از دوری باباست ماه ضیافت ماه دیدار حبیب است در پای سفره چشم ها بر دست آقاست قربان خدمتکار های خیمه تو قربان چشمی که در آن روی تو پیداست ای کاش می شد سر به زانویت گذارم نوکر جدا از صاحبش تنهای تنهاست در خواب هم یکبار رویت را ندیدم دیدار تو زیباترین ساعات رؤیاست راضی نمودن های تو یک راه دارد این خانواده قلبشان در دست زهراست حساس هستی روی نام مادر خود آن مادری که پشت در هم فکر ماهاست او سوخته تا که محبانش نسوزند دلواپس ما در پریشانی فرداست سوگند بر شاه نجف فردای محشر شرط شفاعت های زهرا حب مولاست نورعلی در صورت ما جلوه کرده حب امیرالمومنین سرمایهٔ ماست بعد از نجف آوارهٔ کرببلایم ارباب جان من اربعینم لنگ امضاست نازم به آن دلدادهٔ محمل نشین که بر صورت رأسی جدا غرق تماشاست فریاد زد چشم علمدار تو‌روشن زینب اسیر چشم های بی مداراست شمر و سنان با خنده می گفتند زینب این سر که می‌بینی به نیزه رأس سقاست سرها همه بر نیزه ها خون گریه کردند برحال زینب بی صدا خون گریه کردند ✍ .
. سلام الله علیهم علیه السلام این دو روزه چون سه ماهه مادرم لاغر شدی حضرت خیبر شکن ،هم سطح با بستر شدی چشم‌های نیمه بازت را به روی من نبند مادرم را خواب میبینی مگر،باشد بخند دور لبهایت زبانت را نچرخان جان من شیر آوردم برایت نوش جان مهمان من بد زده نامرد زخم تو نمی آید به هم مثل زخم بازوی مادر سرت کرده ورم آن غلافی که به کوچه بازوی مادر شکست تیغِ آن در کوفه آمد بر سر حیدر نشست قاتلت با طعنه می خندید بر احوال من گفت بدجوری زدم ،بیهوده دست و پا نزن مادرم ای کاش امشب بود تا کاری کند مثل ایام اُحد از تو پرستاری کند با تکان دست و پایت دست و پا گم کرده ام آن کفن هایی که مادر داد را آورده ام می روی از هوش می گویی کلامی بی صدا کربلا یا کربلا یا کربلا یا کربلا چادرم را از چه می بوسی تو با گریه چنین با تماشای وقارم پای می کوبی زمین مَحرمان جمعند دور دخترت گریه نکن بازهم وا می شود زخم سرت گریه نکن تا ابوفاضل کنارم هست در آرامشم چادرم را روی زخم صورت تو می کشم از ازل بین حسین و قلب من ، احساس بود مادرم هم روی گیسوی حسین حساس بود هر چه می خواهی بگو ، بازی نکن با جان من با تماشای حسین حرف جدایی را مزن وای اگر روزی ببینم زیر پا افتاده است زیر زانوهای قاتل از صدا افتاده است شک ندارم آنکه اموال حرم را می برد بعد ِ پیراهن می آید معجرم را می برد کوفیان با ما دمِ دروازه بد تا می کنند بر سربازار زینب را تماشا می کنند نان و خرماهای تو روزی ز خاطر می رود پیش پای دخترت زینب تصدق می شود .