نوحه امام سجاد علیه السلام
#زنجیر_زنی #سینه_زنی
خون بگرید زِ غم چَشم اَنجُم
در عزای امام چهارم
وامصیبت وامصیبت وامصیبت...
اشک غم جاری از هر دو عینم
که عزادارِ اِبنُ الحسینم
وامصیبت وامصیبت وامصیبت...
تا ابد زینتُ العابدینی
سَروَر و سَیّدُ السّاجدینی
وامصیبت وامصیبت وامصیبت...
دل شده مُضطَر و بی شَکیبَت
ای فدای مزارِ غریبَت
وامصیبت وامصیبت وامصیبت...
تو به رنج و بلا مبتلایی
روضه خوانِ غمِ کربلایی
وامصیبت وامصیبت وامصیبت...
قلب تو داغدار حسین است
خطبه ات ذوالفقار حسین است
وامصیبت وامصیبت وامصیبت...
رفتی از کربلا دلشکسته
مثل جدّت علی،دستِ بسته
وامصیبت وامصیبت وامصیبت...
شد به آل پیمبر جسارت
پیش تو خیمه ها گشته غارت
وامصیبت وامصیبت وامصیبت...
دیده اي کُشتهٔ سَرجدا را
دیده اي رأسِ بر نیزه ها را
وامصیبت وامصیبت وامصیبت...
دیده اي کینهٔ بی کرانه
سیلی و کعبِ نِی،تازیانه
وامصیبت وامصیبت وامصیبت...
#امام_سجاد
#امام_زین_العابدین
#زین_العابدین #امام_چهارم
#شهادت_امام_سجاد
#شهادت_امام_زین_العابدین
#حاج_امیر_عباسی
🏴گفتگوی امام سجاد (ع) با ابن زیاد در دارالاماره کوفه👇
🔴ابن زیاد رو به امام سجاد (ع) کرد و پرسید:
_تو کیستى؟
🔵حضرت پاسخ داد:
_من على بن الحسین هستم.
🔴ابن زیاد گفت:
_مگر على بن الحسین را خداوند (در کربلا) نکشت؟
🔵امام(علیه السلام) فرمود:
_من برادرى به نام على بن الحسین (حضرت علی اکبر) داشتم که مردم (ستمگر) او را به قتل رساندند.
🔴ابن زیاد گفت:
_نه، او را خداکشت!
🔵امام (ع) با استفاده از آیه ۴۲ سوره زمر فرمود:
_«اللهُ یَتَوَفَّى الاَْنْفُسَ حِینَ مَوْتِهَا» (خداوند، جانها را به هنگام مرگشان مى گیرد).
(یعنى هر چند خداوند، جان هر کس را هنگام مرگ مى ستاند ولى برادرم را عده اى ستمکار به #شهادت رساندند).
🔴ابن زیاد که از این جواب دندان شکن خشمگین شده بود، گفت:
_تو با جرأت و جسارت پاسخ مرا مى دهى؟! هنوز در تو، توانایى پاسخگویى به من وجود دارد؟ او را ببرید و گردن بزنید!!
🔵#حضرت_زینب (س) وقتی این وضع را دید، #امام_زین_العابدین (ع) را در آغوش گرفت و خطاب به ابن زیاد فرمود:
_بس است! هر چه خواستى از خون ما بر زمین ریختى. سپس افزود: به خدا سوگند! از او جدا نخواهم شد، اگر مى خواهى او را بکشى، مرا نیز همراه او به قتل برسان!
@emame3vom
🔴ابن زیاد به حضرت زینب و #امام_سجاد (ع) نگاهى انداخت و گفت:
_شگفتا از مِهرِ خویشاوندى! به خدا سوگند! گمان مى کنم این زن دوست دارد با برادرزاده اش کشته شود. از او (#علی_بن_الحسین) درگُذرید که گمان مى کنم همین بیمارى براى درد و رنجش کافى است!
🔵امام سجاد (ع) رو به عمه اش کرد و فرمود:
_عمه جان! تو آرام باش تا من با وى سخن بگویم. آنگاه رو به ابن زیاد کرد و فرمود:
_آیا ما را به قتل تهدید مى کنى؟ مگر نمى دانى که کشته شدن [در راه خدا]، عادت [دیرین] ما و شهادت، مایه کرامت و افتخار ماست؟!
🔴پس از این گفتگوها ابن زیاد که کاملا شکست خورده بود، دستور داد على بن الحسین (ع) و همراهانش را درخانه اى کنار مسجد اسکان دهند.
📚لهوف، ص ۲۰۲
.