.
#شعر_روضه #حضرت_زینب
#اربعین
#روزی_چهل_رکعت
روزی چهل رکعت برایت گریه کردم
هر رکعتی را در هوایت گریه کردم
در هر گذر هر کوی و برزن در بیابان
با ناله های بچه هایت گریه کردم
هر جا رقیه بی محابا خورد سیلی
جای تو خالی من به جایت گریه کردم
از بعد سقای حرم بیرق گرفتم
پیوسته در زیر لوایت گریه کردم
با خطبه تا کاخ ستم نابود کردم
در شام و کوفه در رثایت گریه کردم
اصلا سلاحم گریه کردن بود لیکن
با انقلابم با نوایت گریه کردم
وقتی ز حلقومت کلام حق شنیدم
با آن نوای جان فضایت گریه کردم
#مجید_مرادزاده
..........................
#حسین_جان
هر منزلی محشر بپا کردم حسینم
من کربلا را کربلا کردم حسینم
.
.
گریان شدم کنار کسی که حرم نرفت
درحیرتم به کار کسی که حرم نرفت
دارم نگاه حسرت و تصویر کربلا
این است روزگار کسی که حرم نرفت
دیدی که اربعین همه رفتند و مانده بود
هیات در انحصار کسی که حرم نرفت
دیدی میان هیات ما هم نشسته بود
زهرا به انتظار کسی که حرم نرفت
دیدی به اربعین همه ما را شناختند
با نام مستعار کسی که حرم نرفت
شکرخدا که رونق هیات همه بپاست
عمری در اختیار کسی که حرم نرفت
درپای روضه ها به هوای غمت حسین
هر هفته شد قرار کسی که حرم نرفت
عمری نموده ام سَرِ تعظیم بر درت
گشتم طلایه دار کسی که حرم نرفت
مجنون بگو دمی تو ز احوال زائران
آن هم به حال زار کسی که حرم نرفت
#نــوكـــر_نـوشـــت:
#حـسین_جـان
به سفر رفتی و عشاق تو گیسو کندند
در فراق تو عجب سلسله ها برهم خورد
#صلي_الله_عليڪ_ياسيدناالمظلوم_ياابا_عبدالله_الحسين
#به_یاد_شهید_مدافع_حرم_رضاکارگربرزی
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
#اربعین
.
.
#امام_حسین
#مناجات_امام_حسین_علیه_السلام
دلم برای شما غرق آه و غم شده است
نسیم رحمتتان باز شاملم شده است
دعای فاطمه در حق من اثر کرده
غلامی در این خانه قسمتم شده است
به قدر دانه ی ارزن کسی مرا نخرید
به جز شما چه کسی سایه ی سرم شده است؟
به هر کجا که روم باز پر کشم اینجا
کبوتر دل من جلد این حرم شده است
کسی که قطره ی اشکی برای تو ریزد
به چشم حضرت زهرا چه محترم شده است
همین که هر شب جمعه میان بزم عزا
رسد کسی, به یقین شامل کرم شده است
همیشه روسیهان نیز پیش تو شاهند
که خوب و بد به بساطت شبیه هم شده است
ز کودکی در این خانه نوکری کردم
گدایی در این خانه عزتم شده است
از آن زمان که پدر بین روضه ها بردم
غلام کوی ابالفضهل, شهرتم شده است
بهای گریه ی بر تو بود بهشت برین
که گریه بهر عزایت تجارتم شده است
خدا کند که بمیرم به پای شش گوشه
فقط همین به خدا, حرف آخرم شده است
#ميلاد_الياسوند✍
..... ..............
#حـسین_جـان
شب جمعه حرم یار چه دیدن دارد
گریه های من ِ هجران زده دیدن دارد
شب جمعه اسٺ نوایی ز حرم میاید
نوحه ی حضرٺ زهراسٺ شنیدن دارد
.
#امام_حسین
گدای کوی توهستم مرا مران ز درت
گداییم در این خانه بوده دردسرت
به خاکبوسی این خانه کرده ام عادت
به جان مادرتان وا مکن مرا ز سرت
گناه بال و پرم را شکسته کاری کن
دوباره جابده من رابه زیر بال و پرت
گناه چشم مراکور کرد و گوشم کَر
عنایتی بنما بر گدای کور و کرت
ببین چه میکشم ازدست نفس أمّاره
جدا نموده مرا از دعای هر سحرت
قبول، من بدم اما تو سر به راهم کن
بده اجازه که باشم همیشه دوروبرت
بگو به فاطمه امشب صبا پیامم را
که کرده ام همه شب گریه بر پسرت
صدای مادرت از دور میرسد ای وای
خدا کند که نبیند تن جدا ز سرت
#نـوكــر_نـوشـت:
#حسین_جان
گریه برتوکاردست قلب عاشق میدهد
روضه های مجلست بوی شقایق میدهد
در فراق کربلایت سوختن کارم شده
دردمند کـربلایم، داغتان دق میدهد
#صلي_الله_عليڪ_ياسيدناالمظلوم_ياابا_عبدالله_الحسين
.
.
#روضه_حضرت_زینب
#استاد_حیدرزاده🎤
آنکه از بارِ غم خمیده ، توئی
داغ بر روی داغ دیده ، توئی
کدوم روضه رو بخونیم که نام زینب نباشه ... ؟ بینِ در و دیوار بریم ، زینبه ... تو خونه ی امیرالمومنین (علیه السلام) ، خانه دار زینبه ... کنار بستر وفرق شکافته ی بابا بریم ، زینبه ... کنار تشت پر از خونِ امام حسن ، زینبه ...
اما خوب بود ، تشیع جنازه ی امام حسن (علیه السلام ) ، نبود ببینه بدن برادر رو تیرباران کردند ..
کربلا زینبه ، قتلگاه زینبه ، خیمه گاه زینبه ، کنار بدن علی اکبر(علیه السلام ) ، زینبه ... همه جا زینبه ، همه جا زینبه ...
امشب کدوم روضشو بخونم ، شما دلداده ها گریه کنید ...
آنکه از بارِ غم خمیده ، توئی
داغ بر روی داغ دیده ، توئی
آنکه هم بوده مادر دو شهید
هم شده مادرش شهیده توئی
آنکه از خیمه گاه تا گودال
همه ی راه را دویده ، توئی
شاعر : #جواد_هاشمی
تا دید حسینش رو زمین افتاده ، از تو خیمه ، پابرهنه بیرون دوید ... مقتل نوشته ، سیدا ، عمه جانتون زمین میخورد بلند میشد ، میگفت : حسین ...
از حرم تا قتلگه
زینب صدا میزد حسین
دست و پا میزد حسین
زینب صدا میزد حسین ..
نمیدونم این روضه رو بخونم امشب یا نه ؟ این روضه مالِ امشب نیست ، روضه مالِ شب عاشوراست ، بزار یه روضه ساده تر وآرامتر بخونم ... ان شاءالله شب عاشورا اگر زنده بودیم روضه قتلگاه میخونم ...
بزار روضه ای رو بخونم که میخواستند زینب رو از کربلا ببرند ... فکر نکنی روضه اسارت سخت نیست ، امام زمان ارواحنا فدا فرمود ... گفتند آقا کدوم روضه سخته ؟ فرمود : اسارت عمه ام زینب ...
خیز و نگذار که ما را به اسیری ببرند
من که از راهیِ بازار شدن بیزارم ...
هر کجای مجلس که نشستی ، نوکریتو نشون بده ، بزار صداتو امام زمان (عج) بشنوه ...
#حسین_جان :
تو دعا کن که کنار بدنت جان بدهم
فکرِ همراهیِ با شمر دهد آزارم
شاعر : #سعید_خرازی
چرا ؟ آخ ، یه درد ، زینب رو آتیش میزنه .. داغ یه طرف ، بدن بی سر یه طرف ، بچه های بی بابا یه طرف ، اما یه نگاه میکرد می دید ، همون کسی که روی سینه ی حسینش نشسته بود ، الان بالا سرِ بچه ها ایستاده ، تازیانه به دست گرفته ، نگاه میکنه ، لبخند میزنه ، میخنده ، ای حسیییین ...
یه عده پدر و مادرای شهدا ، زمان صدام لعنت الله علیه ، که راه کربلا باز شد ، هرچی بهشون میگفتند ، بیائید بریم کربلا ... میگفتند : تا صدام هست ما نمی آئیم ، میگفتند : بچه ی ما به دست این ملعون به شهادت رسید ، تا صدام هست ما کربلا نمی آئیم ...
بمیرم برا زینب ، هر موقع سرشو بلند میکرد می دید شمر بالای سرش ایستاده ... حسییین ..
تو دعا کن که کنار بدنت
جان بدهم
فکرِ همراهیِ با شمر
دهد آزارم ..
اسب ها ، پای خود از
سینه ی او بردارید
من هم از این تنِ بی سر شده
سهمی دارم ...
نگذاشتند وداع کنه ، اونقدر عمه جانتون رو با تازیانه زدند ، من نمیگم زدند ، سکینه میگه ... وقتی آمد کنار بدنِ بی سرِ بابا ، صدا زد بابا :
اُنظُر إلی عَمَّتیَ الْمَضروبَة
( مقتل مقرم ، ص491
العیون العبری ، ص198 )
بابا بلند شو ببین دارن عمه رو میزنند .. حالا بگو حسییین .. حسین ..
عمه جان بزار بزنند ، عمه .. بزار بزنند ، اینا زدن کارشونه ..
اینان همانند که
آتش به خانه میزدند
پیشِ علی ، فاطمه را
با تازیانه میزدند ...
27/11/1400
#حسینیه_شهداء_قم
.👇
.
#روضه_حضرت_زینب
#استاد_حیدرزاده 🎤
این روضه مجلس یزید ( لعنت الله علیه ) ، خیلی داستان عجیبیه ، که وقتی بی بی رو دست بسته بردند ، تو مجلس یزید ... تو این فکر بودم که ابی عبدالله جاش رو سینه ی پیغمبر (ص) بود ، بی بی زینب (سلام الله علیها ) هم وقتی به دنیا آمد ، قنداقه اش رو دادند دست پیغمبر (ص) ، جاش روی زانوی امیرالمومنین (علیه السلام ) بود ، اما حسین کجاست ؟ سر بریده اش توی طشت طلا ... زینب کجاست ؟ دست بسته ، جلوی سر بریده ایستاده ...
چه کردند با اهلبیت (ع) ؟ زینبی که همه جا صبر کرد ، همه جا ... دست ولایت ابی عبدالله ، رو قلب زینب ، قلب بی بی رو صبور کرد ، لذا کنار بدن بی سر اومد ، دستش رو زیر بدن برد گفت :
اللَّهُمَّ تَقبَّل مِنَّا
هَذَا القُربَانَ
خدایا این قربانی را از ما قبول کن
عوالم العلوم بحرانی، ج۱۱، ص۹۵۸
زینبی که تو مجلس عبیدالله ، فرمود : « ما رأیتُ الّا جمیلاً » خطبه ی بلیغی خواند ... اما یزید چه کرد ؟ بعضی ها میگن : یزید با چوب به سر بی احترامی کرد که بی بی گریبان پاره کرد ...
نه ، مقتل چیز دیگه نوشته ... ، مقتل نوشته تا وارد شد و دید سر بریده تو طشت طلاست ... تا این منظره رو دید گریبان پاره کرد ... صبرنکرد تا یزید به لب و دندان مولا چوب بزنه ، بعد گریه بکنه ...
نه ، تا سر بریده رو دید ... گفت : داداش چه عجب ؟ چه عجب سرت رو توی طشت طلا گذاشتند ؟ تا حالا سرت بالا نیزه بود ، توی صندوقچه بود .. چه عجب ؟
#حسین_جان :
باورت می شد
ببینی خواهرت را یک زمان
دست بسته ، مو پریشان ،
مو کَنان ، مویه کُنان ؟
باورت می شد
ببینی دختر خورشید را
کوچه کوچه
در کنار سایه ی نامحرمان
نه لبی مانده برای تو
نه جای سالمی
من که گفتم این همه
بالای نی قرآن نخوان ...
#حسین_جان :
چه عجب ! طشتی برای
این سرت آورده اند ؟
ای سرِ منزل به منزل
ای سرِ یحیی نشان ..
تا همین که چشم تو
افتاده بر چشمان ما
چشم ما افتاده بر
لبهای زیرِ خیزران
ای تمامی غرورِ من
فدای غیرتت
لطف کن این مرد شامی را
از این مجلس بران
#حسین_جان :
این قدر قرآن مخوان
این چوب ها نامحرمند
شب بیا ویرانه
هرچه خواستی قرآن بخوان
شاعر:
#علی_اکبر_لطیفیان
27/11/1400
#حسینیه_شهداء_قم
.👇
.
بسم الله الرحمن الرحیم
صل الله علیک یا اباعبدالله ۳
السلام علیک یا خلیفه الله فی ارضه
چه لحظه های قشنگی، دوباره اشک و دعا
زمان توبه ی ما و دوباره مـاه خـدا
برای پاک شدن آمدم به درگـه تو
تویی که سفره گشودی برای خیل گدا
مرا محبت "حیدر" به سفره ی تو رساند
و سجده های پـدر، مـادرم که نـذر شما
رسیده روز ششم اهل روضه بسم الله
دخیل نام علی شیرخوار کـرب و بلا
تمام تشنگی ما فـدای #طفل_رباب
که تشنه بود و سه شعبه رسید بی پروا
کنار مـاه عطش٬ مـاه صبر و استغفار
دوباره زنده شده داغ #ظهر_عاشورا
غرور مشک شکست و کنار علقمه ریخت
عَلَـم به گـریه نشست از شهادت ِ سقا
کنار سفره ی افطار و گریه بر این داغ
که جان سپرده چرا تشنه٬ زاده ی زهرا؟
امیدوارم و خواندم پس از دعای سحر
فقط دعـای #فـرج را به عشق آل عبا
خدا کند که بیاید همین، همین جمعه
به حق حضرت سلطانِمان، امام ِ رضا
#نـوكــر_نـوشـت:
#حـسـیـن_جــان
رمضان میگذرد زمزمه و اشک به پاست
چشمه ی زمزم عشقیم که جوشش داریم
ششمین روزه و شش گوشه و شش ماهه ی شاه
ما عجب معـرکـه ای با عـدد شش داریم
صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين
سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير...
#روزيتون_زیارت_كـربلاي_مـعـلـی
#بیاد_شهید_مدافع_حرم_سعید_خواجه_صالحانی
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
.
.
#امام_حسین
گریه زاری گدا در حرمت می چسبد
هر شب جمعه دعا در حرمت می چسبد
آنقدر کرببلا خواستم از مشهد که
بردن اسم رضا در حرمت می چسبد
سینه زن های تو از بسکه ز پا می افتند
غالباً دوست و پا در حرمت می چسبد
سمت شش گوشه و گودال، دم وادی تل
روضهء داغ سه جا در حرمت میچسبد
پنجشنبه دم مغرب همه جا غلغله است
موقع گریهء مادر، حرمت می چسبد
#حسین_جان
#شب_جمعه
#محرم
#رضا_دین_پرور ✍
.
8.33M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#مدح_امام_حسین
( علیه السلام )
#حاج_سید_مهدی_میرداماد🎤
حدیث عشق تو
دیوانه کرده عالم را
به خون نشانده دلِ
دودمان آدم را
#حسین_جان
غم تو ، موهبت کبریاست
در دل من
نمی دهم به سرور بهشت
این غم را
به نیم قطره ی
اشک محبّتت ، ندهم
اگر دهند به دستم
تمام عالم را ...
#شاعر_استاد_سازگار✍
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
بر طاق شفاخانه نوشتند کریمان
بیمار و گرفتار نیاید که بیاید؟
بالا سر نوکر، دم تشییع جنازه
ارباب وفادار نیاید که بیاید؟
لب تشنه ی آن تشنه لبِ آبِ فراتم
سقا دم افطار نیاید که بیاید؟
با سر به زمین خورد و دل خیمه بهم ریخت
ای مشک! علمدار نیاید که بیاید؟
#رضا_دین_پرور ✍
#کربلا
#حسین_جان
#یاعباس_دخیلک
#یا_اباالغوث_ادرکنی
#ماه_رمضان
.
.
#روضه_امام_حسن_عسکری_علیه_السلام
حجت الاسلام والمسلمین #میرزا_محمدی
تسليت اي حجت ثاني عشر
يابن الحسن
( كسي تو سامرا به آقامون تسليت نگفتا )
تسليت اي حجت ثاني عشر
يابن الحسن
( ميدوني دل آدم كجا ميره ؟ يه مرتبه ياد گودال افتادم ، اونجاهم به يتيمان ابي عبدالله كسي تسليت نگفت ... )
زود بود از بهر تو داغ پدر
يابن الحسن
معمولا فاميلا جمع ميشن ، عمو ، دايي، عمه و ديگر بستگان ؛ نميزارن بچه يتيم كنار پيكر پدر بي تابي كنه ، اما برا امام زمان ما اين اتفاق نيفتاد ... حتي كربلا هم اينجوري نبود ... اونجا عمه ي امام زمان بچه هاي ابي عبدالله رو سرپرستي كرد ...
قلب بابَ ت
از شرار زهرِ دشمن آب شد
سوخت جسم و جانش
از پاتا به سر ، يابن الحسن
طفل بودي ، پيش چشمت
چشم بابا بسته شد 2
تو نگه كردي و او
زد بال و پر ، يابن الحسن
آخ دلم يه جايي رفت ، نگي امشب چرا داره پريشون خواني ميكنه ؟ به خدا دست من نيست ؛ دلم با اين يه بيت رفت كوچه بني هاشم
#حسين_جان
طفل بودي ، پيش چشمت
دست بابا بسته شد
تو نگه كردي و قنفذ ...
كودك 6 ساله بودي
بر پدر خواندي نماز
ريختي از چشمِ خود
خونِ جگر ، يابن الحسن
قرن ها ، فرياد زهرا مادرت
آيد به گوش
از مدينه بينِ آن ديوار و در
« يابن الحسن ... » 3
مادر؛ كاش بودم
تا علي را يار بودم
من جاي تو
بينِ در و ديوار بودم
مادر شنيدم بارها از پا فتادي
ديدي علي تنها بوَد
باز ايستادي ...
يوسف زهرا بيا
با ما بگو آخر چرا
تُربت زهراست مخفي از نظر
« يابن الحسن ... »
فرمود عقيل ، برو به اون كودكي كه تو حجره هست ، گو بياد ... اومدم ديدم يه ماه شب چهارده ،گوشه ي حجره مشغول عبادته ، آقامون حجت ابن الحسن بود ، تا پيغام رو دادم سراسيمه اومد ؛ سر بابا رو بغل گرفت ، تا امام عسكري اونو ديد ، نفرمود پسرم ، فرمود : يا سيد أَهْلَ الْبَيْتِ اسْقِنَا المَاءٍ .... يعني تشنمه، به من آب بنوشان ... اِسْقِنَا المَاءٍ ... (آخ بميرم ...) هر طوري بود نزاشت بابا لب تشنه از دنيا بره ... امام جواد هم يه كودك 6،7 ساله بود ، نزاشت باباش امام رضا تشنه لب جون بده ... اما لايوم كيومك يااباعبدالله ... حسين ... بميرم ، هر چي صدا زد : جماعت جگرم داره ميسوزه ... جي جوري آبش دادن ؟ فَلَمْ يُجِبْهُ أَحَدٌ إِلَّا بِالسُّيُوفِ ... حسين ...
👇
امام حسین ع
. زبانحال حضرت سکینه با راس بریده.. بابا جان حسین: نه از لباس کهنهات نه از سرت شناختم تو را به بوی
.
#حسین_جان
نه از لباس کهنه ات نه از سرت شناختم
تو را به بوی آشنای مادرت شناختم
.