eitaa logo
امام حسین ع
22.2هزار دنبال‌کننده
414 عکس
2.1هزار ویدیو
2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
چگونه شعر را دکلمه کنیم؟ مقدمه یک شعر به دو گونه خوانده می شود؛ خوب و بد. به این ترتیب می بینیم که خوانش شعر روی شنونده اثرگذار است. چه این که شعر یک متن است در دست دکلماتور این دکلماتور است که چگونه آن را عرضه می کند. خوانش یک شعر در حقیقت ایجاد دوباره ی شعر هم هست. تولید معناهای تازه نیز می باشد ؛ این هردو باهم شعر را کامل می سازد. نکاتی را که فکر می شود با اِعمال آنها می توان شعر را خوب و درست دکلمه کرد، تذکر دهد. دکلمه چیست؟ دکلمه واژه ی فرانسوی است که از deklama گرفته شده است. منظور از آن “خواندن شعر یا نثر ادبی با صدای بلند و آهنگ مناسب و با حالت های خاص به منظور القا کردن محتوا و مضمون کلام به شنونده مطابق کلام”‌ است. (انوری دکتر حسن ، فرهنگ بزرگ سخن) دکلمه تنها خواندن نیست بلکه خواندن + آوای رسا + آهنگ مناسب + ژست مناسب + حالت های خاص + داشتن حرارت و احساس مناسب می باشد. شرایط دکلماتور خوب دکلماتور به کسی گفته می شود که شعر یا یک متن ادبی را به خوبی قرائت یا دکلمه کند. یک دکلمه ی خوب زمانی صورت می گیرد که دکلماتور از اوصاف زیر بهره مند باشد: ۱. داشتن صدای آرمش بخش. ۲. شناخت آواها. ۳. قدرت برقراری ارتباط. برای قدرت ارتباط می توان عامل زیادی را برشمرد از قبیل: الف. استعداد ذاتی. ب. پشتوانه ی اندیشه یی. ج. انتخاب زبان مناسب. د. حرکات بدنی. ۴. قدرت انتقال حس: یک دکلماتور خوب در ابتدا باید حس شاعر را -که درشعرش انعکاس یافته- در خود بازتولید کند بعد آن حس را به صورت صحیح به شنونده انتقال دهد. سطح احساس ها در هر شعر متفاوت است. ۵. قدرت انتقال فکر: انتقال درست فکرِ یک شاعر وابسته به این است که خواننده نخست آن را درک کند سپس آن را در احساس جدید بهم آمیخته تحویل شنونده دهد. ۶. ادای درست کلمات: از شرایط مهم دکلمه ی خوب ادای درست واژگان است. اساس دکلمه را همین امر تشکیل می دهد. ۷. داشتن صدای شفاف و رسا. ۸. سلامتی دستگاه صوتی و اندام گفتاری. ۹. توانایی خواندن درست جمله ها و متن. ۱۰. تناسب لحن و محتوا. ۱۱. داشتن دانش ارتباطی. در ادامه بحث ارکان دکلمه تقدیم میشود ارکان دکلمه: دکلمه ی شعر بر چند رکن استوار است: ۱. شعر: ۲. دیکلماتور: ۳. شنونده: ۴. صدا: ۱. شعر: شعر رکن اساسی دکلمه است. برای این که دکلمه به خوبی انجام شود، باید دکلماتور شعر را بشناسد. قالب های شعری را از هم تفکیک کند. با تکنیک های شعری نیز آشنایی داشته باشد. فن شاعری را بلد باشد. علم بدیع و بیان را تا حد لزوم بداند. مجاز و کنایه را بفهمد؛ چرا که بدون درک مجاز، تشبیه، کنایه، استعاره و سایر صنایع ادبی فهم یک شعر دشوار می باشد. بنابراین لازم است دکلماتور با شعر آشنا باشد. برای خوب خواندن شعر، دکلماتور باید به این نکته ها توجه نماید: ـ تلفظ درست واژه ها. ـ درک معنا. ـ ادای مکمل مصراع، یا بیت: گاهی مصراع دوم و یا بیت دوم ادامه معنای مصراع یا بیت قبل هستند اینجا باید دو مصرع و یا دو بیت را بدون وقفه و مکث یا با مکث کم خواند. ـ تناسب حالات صورت و محتوا. در محتواهای خبری، عاطفی، حماسی، شاد، مرثیه و... باید به تناسب حالات چهره با محتوا دقت کرد. ـ آشنایی با وزن و قافیه. ـ توجه به علایم نگارشی می تواند در خواندن پرسشی، تعجبی، امری، مکث و. میزان آن به ما کمک کند. ـ برجسته خوانی: برخی از جاهای شعر لازم است برجسته خوانده شود. صدا بلندتر گردد و تأکید بیشتری روی آن صورت گیرد. ۲. دیکلماتور دکلماتور تنها شعر نمی خواند بلکه خود حرف می زند. او تنها یک خواننده ی متن نیست بلکه راویِ شخص اول است که با مخاطب حرف می زند. بنابراین جدا از بیان زیبا، باید ظاهر مناسب و آراسته نیز داشته باشد. ۳. شنونده: شنونده رکن دیگر دکلمه است. شنوندگان یک شعر ممکن است به لحاظ سنی، جنسیتی، تعلیمی و تحصیلی متفاوت باشند. دکلماتور خوب کسی است که قبلاً از نوعیت مخاطبین خود آشنایی داشته باشد و شعر را مطابق ذوق و سلیقه ی آن ها انتخاب نماید. او باید بتواند روان آدم ها را دریابد. سلایق و گرایش های آن ها را تشخیص دهد. ۴ صدا: صدا جزو اساسی دکلمه است. اما صدا چیست؟ صدا “محصول حرکات هماهنگ و منظم اندام ها و عضلات صوتی”‌ می باشد. یک دکلماتور باید اندام صوتی مناسب و سالم داشته باشد تا بتواند کلمات را درست و بجا تلفظ و ادا کند. اندام های صوتی این هاست: دستگاه تنفسی: شامل شش ها، نای، نایژه (مسیر هوا از ریه ها به طرف حنجره) عضلات و تار های صوتی حنجره (تشکیل دهنده صدای ابتدایی) حفره ها و دیوار های گلو (محل تولید حروف- تند وکند کننده صدا) دهان: شامل زبان، فک، لب ها، زبان کوچک، سقف کام دندان ها و لثه ها (محل تولید حروف- لطافت بخشیدن به صدا) مجرا و حفره های بینی (تقویت کننده صدا- تولید کننده حروف خیشومی) .
. 📃 بزن فریاد غیرت، سر بده 🎙 از 🗓 در ۱۴۰۰ بزن فریاد غیرت، سر بده آوای بی‌پروا نمانده فرصتی دیگر، نمانده طاقتی حالا بگو از داغ در سینه، وجودم به خروش آمد ز خونی که در ایران از غم به ‌جوش آمد بگو از دختری که پای درسش عشق، انشاء کرد و با خون خودش، پای شهادت‌نامه امضاء کرد بگو آن مرد آمد، قامتش را غصّه‌ها خم کرد برای مادر دختر فقط یک جفت کفش آورد همان کفشی که دنیا دید، فریاد جنون دارد به روی بندهایش ناله‌ای از جنس خون دارد ببین دنیا! که یک مادر کنار نعش فرزندش چگونه ضجّه میزد از غم فرزند دلبندش چگونه ناله میزد مادری از غصّه‌ی دختر به خواب ناز رفته دختر از لالایی مادر سوال این‌جاست که این کینه‌ها، این دشمنی با کیست؟ دلیل انفجار بمب در یک مدرسه از چیست؟ برادر! دشمن از ما کینه‌ی دیرینه‌ای دارد عدو از روز فتح خیبر از ما کینه‌ای دارد از آن روزی که مولا روی پیشانیش یک سربند به امر حضرت خاتم، در آن قلعه از جا کند نمی‌دانند شیعه در سرش، شور جنون دارد نمی‌دانند شیعه، عشق‌بازی بین خون دارد از آن روز است، می‌خواهند پرچم بر زمین باشد همان پرچم که ذکرش «یا امیرالمومنین» باشد همین شد که علمدار علی را پشت در کشتند علی می‌دید «زهرای علی» را چل نفر کشتند علی می‌دید یک لشگر درون خانه‌اش آمد و زهرا بین آتش، ناله‌ی فضّه بیا میزد همین شد مجتبایش را مذل‌المومنین خواندند زبانم لال، دین را باعث خواری دین خواندند و جسمش در دل تابوت، خون از کینه‌ی دشمن همان حرفی که گفتم، کینه‌ی دیرینه‌ی دشمن همین شد در دل گودال، شمر آمد روی سینه نشست و گفت می‌بُرّم سرت را از روی کینه همان کینه که از بابای تو دارم، حسین آخر سرت را می‌بُرم هرچند که کُند است این خنجر همین شد زینبش را به اسارت برد نامحرم همین شد حقّ اهل‌بیت او را خورد نامحرم علمدار حرم را با عمود آهنین کشتند علی‌اصغر شش ماهه را از روی کین کشتند 👇