eitaa logo
امام حسین ع
22.2هزار دنبال‌کننده
414 عکس
2.1هزار ویدیو
2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
. اللهم عجل لولیک الفرج در فصل بهار هم تو را می جویم گُل هست،ولی عطر تو را می بویم ای حال خوشم ،لحظه ی تحویل سال عجّل لولیّک الفرج می گویم ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) .
. عج ♻️♻️ سالی دگر گذشته وآقا دگر بیا ای از نظر نهفته ی پیدا دگر بیا دنیای تیره ام سپری شد بدون تو تنها چراغ روشن شبها دگربیا من خاک تشنه ام به تمنای آب آب در این کویر  حضرت دریا دگربی️ا درلحظه های بی کسی شیعیانتان تنها امیر بی قرینه ی دنیا دگر بیا غیر از شما کسی که به دادم نمیرسد ناجیِ نوح و عیسی و موسی دگر بیا ترسم بمیرم و تونیایی کنارمن آه ای امید محشرو عقبا دگر بیا چندین و چندقرن گذشته ز غربتت ای غائب ازنظر گل زهرا دگربیا گردم فدای بی کسی ات فارِسَ الْحِجاز غربت نشین خسته ی صحرا دگربیا ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: ✍ .
1_4028495985.mp3
8.59M
دیده بوسی پدر، عیدی فرزند بد است برکت سال جدیدم دم حیدرمدد است
. سالها با تشنگی دور سراب ... نقشه هایم شد همه نقش بر آب می گریزم سوی تو از دست نفس باز، بیرونم بکش از منجلاب مستی عصیانم آرامم نکرد آمدم میخانه با حال خراب «ساقیا یکبار دشنامی بده گر سلامم را نمی گویی جواب»* چشم خشک و پُر گناهم تر شده آفتابِ وقت تطهیرم، بتاب! من همانم که کند بعد از خطا حضرت زهرات را مادر خطاب داشت چوبت به حسابم می رسید با علی جان شد حسابم بی حساب صورت آلوده ام را در نجف پاک کرده خاک پای بوتراب آخر سالی، دلم شش گوشه خواست کربلایم را بده، دارد ثواب «یا اِلهی لا تَرُدُّ حاجَتی» دارم از غیر حسینت اجتناب دختر ارباب، ارباب من است او که کرده نوکرش را انتخاب صد گره از کار من وا می کند با همان دستان بسته در طناب آنکه بالای مجالس می نشست مجلس اغیار رفته با رباب گرچه دید آزار از بوی غذا شد اذیت با سر و بوی شراب گفت بابا پرده دارِ کاخ، هم دیده ناموس حرم را بی نقاب * گر سلامم را نمی گویی علیک در جواب بنده دشنامی بگو «فیض کاشانی» ✍ .
. ریزه خوار سفره ی عترت و قرآن هستیم لحظه ی تحویل سال یادِ شهیدان هستیم نوروز بر مؤمنین مبارک بر همه ی مسلمین مبارک بگو با صوت جلی یا علی یا علی و یا علی یا علی یا علی جان یا حیدر... یا مقلّب القلوب، قلب مرا شیدا کن پیروِ حقیقیِ فاطمه ی زهرا کن شکفتن گل ها بادا مبارک نغمه ی بلبل ها بادا مبارک ای ابدی و ازلی یا علی یا علی و یا علی یا علی یا علی جان یا حیدر... ای خدا سال جدید بهارِ دلها باشد موسم آمدنِ مهدی زهرا باشد مُنجیِ مردمِ دنیا یا مهدی از تو نمایم تمنا یا مهدی به اشک و با سوز و آوا یا مهدی بیا بیا یابن الزهرا یا مهدی اَلعَجَل یابن الزّهرا... .👇
. 💢💢💢💢💢 🔸بند اول عجل فرج یامهدی بیا آقا که عمرم رفته شدم ازاین جدایی خسته غمینم و دلم بشکسته عجل فرج یا مهدی بهاره بی حضورت زرده هوای زندگیمون سرده دلای عاشقات پر درده کجایی ای نگاره نازنین و دلربا قرارم وگرفت فراغ و دوری از شما قسم میدم تورو بحق عمه زینبت بیآ منتقم مظلوم دشت کربلا ✴️آقام،یابن الحسن✴️ 🔹🔹🔹 🔸بند دوم عجل فرج یامهدی دیگه نمونده راهه چاره ببین که نوکرت گرفتاره کسی رو جز شما نداره عجل فرج یامهدی گناه شکسته پر و بالم سیاه و زشت شده اعمالم بیا عوض بکن احوالم تمامه آرزوم فقط ظهورته آقا بیآیی از سفر حجت آخره خدا شده ذکره لبم،عجل الا یابن الحسن بیآ منتقم مظلوم دشت کربلا ✴️آقام،یابن الحسن✴️ ✍ ۱۴۰۲/۱۲/۲۶ .👇
. یک سال دیگر باز از تو شرمگینم قسمت نبود امسال رویت را ببینم چون طفل سردرگم به بازار شب عید میگیرم اشک دیده را با آستینم امسال را با حسرت از بس دوره کردم تقویم را سوزاند آه آتشینم در روضه ات حالا که مهمانیم بگذار در محضر تو پهن باشد هفتسینم توفیق از این بهتر که وقت سال تحویل دارم سر یک سفره با تو مینشینم چشمم به سیب افتاد از حالا بگویم چشم انتظار کربلای اربعینم مناجات با آغاز (نوروز 1403) .......... . می شود دلم دریا یا مُحَوِّلِ الْاَحْوال در تلاطمی زیبا یا مُحَوِّلِ الْاَحْوال ماه رحمت است اکنون زیر گنبد گردون با تو می کنم نجوا یا مُحَوِّلِ الْاَحْوال هم بهار قرآن است آسمان گل افشان است هم بهار این دنیا یا مُحَوِّلِ الْاَحْوال می شود که یار آید گل به لاله زار آید بنگرم دمی او را یا مُحَوِّلِ الْاَحْوال می رسد شب قدر و ، لحظه های پُر صبر و برترین شبِ رؤیا یا مُحَوِّلِ الْاَحْوال یا رَحیِم و یا رحمان یا لَطیِف و یا مَنّان بنده را تویی مولا یا مُحَوِّلِ الْاَحْوال نُ و وَالْقَلَمْ از تو ، بودن و عَدَمْ از تو بِسْمِکَ الْعَظیِم از ما یا مُحَوِّلِ الْاَحْوال حال من دگرگون کن مثل دُرّ مَکنون کن تا مگر شوم پیدا یا مُحَوِّلِ الْاَحْوال ای حریم تو نیکو ، لا اِلهَ اِلّا هُو بِسْمِ رَبِّکَ الْاَعْلی یا مُحَوِّلِ الْاَحْوال «یاسرِ» تَحَوُّل خواه آمده در این درگاه لطف و مرحمت فرما یا مُحَوِّلِ الْاَحْوال _تاری «یاسر» ............ با امام زمان عج در تحویل سال ----------- جانا تو بیا نور توکّل بده ما را در عشق نسیمی ز توسّل بده ما را ای کاش نلغزیم درین راه دل انگیز ما چشم به راهیم و توکّل بده ما را ما منتظر یارِ پریچهره ی خویشیم با آمدن یار تَحَوُّل بده ما را ما بی خبران را برسان سمت خیام اش یعنی که جدایی ز تغافُل بده ما را داریم اگر نقص و اگر عیب خدایا در دایره ی عشق تکامُل بده ما را یا وصل نصیبِ دلِ بیچاره ی ما کن یا از کرمت صبر و تحمّل بده ما را خاریم و نداریم مکان ، خانه ی امنی در سایه ی طوبایی آن گل بده ما را خواهان طراوت ز بهاریم چو «یاسر» یک فصل شکوفای تغزُّل بده ما را محمود تاری «یاسر» .
امام حسین ع
. #مناجات_با_امام_زمان علیه_السلام #سال_نو #امام_زمان بسم الله الرحمن الرحيم... یا رحمن یا رحیم.
. بسم الله الرحمن الرحيم یا رحمن و یا رحیم السَّلاَمُ عَلَى الْمَهْدِی وَ عَلَى آبَائِهِ 🔸مگر نه فصل بهار آمده، بهار کجاست 🔸بهار ماست گل روی یار، یار کجاست یا بن الحسن... کجایی آقا جانم... 🔸دل پیاده ام از پا فتاد و رفت ز دست 🔸ندیدم عاقبت، آن یار تک سوار کجاست یک سال دیگه ام از عمرم تمام شد... یک سال دیگه ام گذشت... میترسم آخر دفتر عمرم به پایان برسه و... امام زمانم رو نبینم... 🔸ندیدم عاقبت، آن یار تک سوار کجاست 🔸نوشته افضل اعمال انتظار فرج 🔸زهی حدیث، ولی مرد انتظار کجاست 🔸به بی قراری دل های بی قرار قسم 🔸قرار این همه دل های بی قرار کجاست آقا...شیعیان شما... از اول سال... به همدیگه ميگفتند... ان شاء الله امسال سال فرج باشه... اما آقا... سال ما به آخر رسید و... بازم شما نیومدید... ای قرار دل شیعه...کجایی... 🔸به برگ برگ شقایق نوشته این مصراع 🔸که باغبان گلستان روزگار کجاست یا بن الحسن ، یا بن الحسن ( برای ورود به روضه حضرت زهرا سلام الله علیها)👇 توی این روزهای اخر... بزار سفره سال مون رو با مدینه جمع کنیم... 🔸امید گمشدۀ اهل بیت رُخ بگشا 🔸بگو که مادر سادات را مزار کجاست (: استاد_سازگار) یا بن الحسن... 👇
. سالی که بی حضورتو تحویل می شود داغی به جان ما همه تحمیل می شود تنها به وصل طلعت ایزد نمای تو ازجمعه های هجرتو تجلیل می شود درآخرالزمان که جهان درتلاطم است آیات وصل توست که تنزیل می شود آقا تو را ندیده ام و شعرمن هنوز پابند استعاره و تمثیل می شود بازار ظالمان ستم پیشۀ جهان با ذوالفقار عدل تو تعطیل می شود بی شک که با ظهور تو فصل خزان ما بر نوبهار عاطفه تبدیل می شود یا ایهالعزیز بیا و شتاب کن اسلام با ظهور تو تکمیل می شود چشم انتظار مانده«وفایی» که سال ما گویند با ظهورتو تحویل می شود ✍ .............. . السلام یا ربیع الانام و نضره الایام یاصاحب الزمان عج بمناسبت تحویل سال نو با نام ویادِ تو امامِ مهربانی پیچیده در عالم نسیمِ زندگانی از راه می آید بهاری با ترنّم هر غنچه ای دارد به رویِ لب تبسّم تو باعثِ پیدایشِ کُـون و مکانی آقایِ عالم مهدیِ صاحب زمانی تو نیل ُ تو زمزم، تو دجله، تو فراتی تو جوشش ِ هر چشمه ای ، آبِ حیاتی باران به اذنِ توست ، بارِش دارد آقا بر سبزه ها دستِ نوازش دارد آقا هر برگِ گل با یادِ تو زیباست آقا چون مادرت انسیه الحوراست آقا مانندِ خورشیدی به پشتِ ابر هستی تو انتقامی در لباسِ صبر هستی قلبِ همه ذراتِ هستی بی قرارت زهرایِ مرضیه بُوَد چشم انتظارت ای از تبارِ احمدِ مختار برگرد با ذوالفقارِ حیدرِ کرار برگرد ما با فسادِ این زمانه قهر هستیم با جُرمِ دین داری غریبِ شهر هستیم با تلخی وشیرینی اش یک سال سر شد صبحِ ظهورِ تو کمی نزدیک تر شد امسال آغازش چو دُرّی در صدف شد تحویلِ سالم رو به ایوانِ نجف شد آغازِ هر سالم امیرالمومنین است چون احسن ُ الحالم امیرالمومنین است تقدیر واقبالم امیرالمومنین است امضایِ اعمالم امیرالمومنین است حُبِّ علی در سینة ما جا گرفته دستانِ مارا حضرت زهرا گرفته فریادِ مظلومانِ عالم یا علی شد معراجِ ما تا عالم ِ بالا علی شد مثلِ نجف بر خاکِ مشهد سر گذاریم سلطان علی موسی الرضا را دوست داریم شاهِ خراسان سایه اش روی سر ماست الطافِ او پشت وپناهِ رهبر ماست سلطانِ به رعیت روزیِ سالانه دادست بابِ عنایاتِ به ما باب الجواد است ما در تمامِ عمرمان در زیرِ دِینیم از کودکی خاکِ کفِ پایِ حسینیم در سختی ایامِ فتحِ باب داریم مثلِ حسین بن علی ارباب داریم نسلِ جوان را در طریقِ عشق بُردیم دستِ علیِ اکبرِ لیلا سپُردیم یادی کنیم از لاله هایِ سرخ،نوروز جایِ شهیدانِ بین مان خالیست امروز فرزند هایی که پدرهارا ندیدند با قابِ عکسی هفت سینِ عید چیدند باعمة سادات عهدِ عشق بستیم یادِ شهیدانِ حریمِ یار هستیم آنانکه اطرافِ حرم صف می کشیدند با «کُلُنا عباسکِ» در خون طپیدند جا مانده های فکه و والفجرِ هشت اند گمنا م هایی که به خانه برنگشتند رفتند تا دیگر حرم آتش نگیرد چادر سیاهی محترم آتش نگیرد رفتند تا آقایشان تنها نماند در زیر لبها أینَ عمار»ی نخواند رفتند تا ما امنیت یابیم مردم در غفلت از آنان چرا خوابیم مردم رفتند تا دیگر زنی مقتل نبیند جان دادن یارش زروی ِ تل نبیند رفتند تا دیگر زنی آغازِ پیری بر تن نپوشد لحظه ای رختِ اسیری رفتند تا دیگر زنی در بین گودال در بین آغوشش نگیرد جسمِ پامال با دردِ سر یک حنجرِ پاره نبوسَد با چشمِ تر یک حنجرِ پاره نبوسَد این دردها یکجا به جانِ زینب افتاد دیدار او با یار بر نیمه شب افتاد آمد کنارِ پیکیری که سر ندارد بوسید دستانی که انگشتر ندارد هنگامِ بوسه از گلو تا رفت از حال آمد به گوشش ناله ای از بین گودال مادر صدا می زد «بنی» یا «بنی» ای قطعه قطعه در دلِ صحرا «بنی» ای یوسفِ عریان بدن، پیراهنت کو پامالِ مرکب ها شدی اصلاً تنت کو تاصبح گریه می کنم ،این حرفِ آخر دیر آمدم خولی سرت را بُرد مادر ... ✍ ......... . 😭 اولین جمعه ی سال است کجایی آقا کاش می شد که تو امروز بیایی آقا یک نشانی بده از خیمه ی خود، دلتنگم حق بده، خسته ام از درد جدایی آقا هم نشد محرم چشمم، رخ زیبای تو هم به گوشم نرسید از تو صدایی آقا تو بیا دیدن من، چون که شکسته بالم مرغ قلبم شده سمت تو هوایی آقا درد هجران تو را نیست طبیبی لازم تو فقط مرهم زخم دل مایی آقا از تو ای قبله ی حاجات ِهمه می خواهم که دعا بر فرج خود بنمایی آقا شده ای خاک نشین؛ بین کدامین صحرا من نبینم که چنین غرق جفایی آقا من نبینم پسر فاطمه خون گریه کنی خسته از روضه ی هر صبح و مسایی آقا همه ی عمر ِتو در غربت ِجانکاه گذشت بی امان، خون جگر از صبر و رضایی آقا شام جمعه ست،دلت شام غریبان گشته باز هم قلب تو شد کربوبلایی آقا شام جمعه شده و باز تو یاد داغ ِ غارت پیرهن و کهنه عبایی آقا من بمیرم که تو هر صبح و مساء دل خون از روضه ی بزم می ِشام بلایی آقا گفت زینب: لب ِ زخم تو نمی خواهد چوب من نبینم که تو در طشت طلایی آقا ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) .
4_6041595839468541371.mp3
20.35M
خالق مرا از اول کِی آفرید بی تو عالم به عالم ذر من را ندید بی تو با اولین گناهم دستم رها شد از بس شیطان مرا به سویش دائم کشید بی تو یک سال آب و جارو کردم مگر بیایی یک بار دیگر آمد سال جدید بی تو من خسته از زمستان چشمم به سال نو بود دیدی ؟ بهار آمد ، اما رسید بی تو مردم تمام خوشحال از دیدن شب عید من که بدم می آید از روز عید بی تو ابر بهار هر سال با چشم تر می آید از چشمهای من هم باران چکید بی تو پا در رکاب کردم تا در رهت بمیرم دیدم نمی توانم باشم شهید بی تو عید است و کعبه دارد رخت سیاه بر تن می شد مگر بپوشد ؟ رخت سفید بی تو دل بود و عقل بود و اُمّید بود و شادی این ماند غرق اندوه آن نا امید بی تو « یابن الحسن کجایی؟ مُردم از این جدایی» آخر نیامدی و قدّم خمید بی تو
. هر لباس کهنه قبل از سال نو پشت در است سائل این خانه اما کهنه کارش بهتر است آی صاحبخانه پس کی نونوارم می کنی؟ پیش خوبانت اگر رسوا شوم درد سر است سفره آماده است، اما میهمان آماده نیست آه باران بهاری! چشم خشکم نوبر است لطف کن چوبم بزن، ردّم کنی دق می کنم آبرویم ریخت پیش هر که این دور و بر است خاک ویرانم ولی حتماً به دردت میخورم آنکه بُرده سود، از خاک خرابه زرگر است آنقدر بخشیده ای خشم تو یادم رفته است آنچه غفلت دارم از آن، ترس روز محشر است نفس، عمری بندگی های مرا در بند کرد نفس را در هم شکستن، کار شاه خیبر است زودتر پرونده ی ما را بده دست علی حاصل صوم و صلات روزه داران حیدر است زیر ایوان طلایش، قبله سرگردان شده حرف انگور نجف در سجده مستی آور است بسکه محتاجم علی را با حسن دادم قسم چون گره را باز کردن، کار سبط اکبر است سفره ی شب های قدرم را حسن انداخته او که در دست کریمش، رزق سال نوکر است عاقبت روزی بقیعش مثل مشهد می شود گرچه حالا چشم ها از غربت آنجا تر است یا مجیر و یا مجیر و یا مجیر و یا مجیر آنکه از آتش فراری داده من را مادر است مادر ما را زدند و دست مولا بسته بود آه حیدر از همان میخی است که روی در است زینبش با آه و ناله گفت ای همسایه ها اینکه می سوزد در آتش، دختر پیغمبر است فاطمه با خنجری کُند از حسینش دل برید حنجرش آتش گرفت اما صدا بی جوهر است خیمه اش در شعله و در شعله دامن سوخته دختری که سوخته دستش به روی معجر است پیش مادر سر جدا شد، سر در آورد از تنور شانه زد زهرا بر آن مویی که پُر، خاکستر است ✍ ............... . بیرق عزت ما عطر خمینی دارد ملت ما به دلش شور حسینی دارد نه محرم نه صفر، بلکه همه سال، حسین اَحسَن‌ُالحال حسين، اَفضل‌ُالاعمال حسین اشک چشم از دل بی‌تاب حکایت دارد روز عید است و دلم شوق زیارت دارد در شب قدر خدایا به دلم افتاده... اربعین، شوق حرم، پای پیاده، جاده... کی شود تشنه‌لبی باز به دریا برسد رود بی‌تاب به پابوسی سقا برسد دم مغرب به لبم بود دمادم... یک ماه: به فدای لب عطشان اباعبدالله .