.
حضرت رقیه(س)
وقتی که شده فاطمه الگوی رقیه
داده ست فلک تکیه به زانوی رقیه
ماه ست گدای سر بازار نگاهش
خورشید بود مشتری کوی رقیه
چشمان علمدار اگر چشمه ی خون شد
میخواست نباشد خجل از روی رقیه
دست چه کسی خورده به آیینه رویش
زخم ست چرا گوشه ی ابروی رقیه
@emame3vom
یک روزه شده پیر چه گفتید به این طفل
ای زجر سفید ست چرا موی رقیه
وادار نکن دختر نالایق خود را
اندازه ی او نیست النگوی رقیه
ترسیم نکن داغ غم مادرمان را
باپات نزن ضربه به پهلوی رقیه
#شهادت_حضرت_رقیه_س
#مهدی_کبیری
💠 جواز نـــــوکرے 💠
.
🏴روضه #حضرت_رقیه (س) در نقل تاریخ (المنتخب طریحی)
کتاب المنتخب فی جمع المراثی و الخطب تالیف فخر الدین طریحی نخستین منبع شناخته شده ای است که "حضرت رقیه(س)" را سه ساله معرّفی کرده است. همچنین نخستین منبعی است که به تفصیل سخن گفتن وی را با امام(ع) مطرح کرده است.
...فَقالَت: ما هذا الرَّأسُ؟ قالُوا لَها: رَأسُ أبیكِ. فَرَفَعَتهُ مِنَ الطَّشتِ حاضِنَةً لَه وَهِيَ تَقُولُ:
یاأبَتاه! مَن ذَا الَّذي خَضَّبَكَ بِدِمائِكَ؟
یاأبتاه! مَن ذَا الَّذي قَطَعَ وَریدَكَ؟
یاأبتاه! مَن ذَا الَّذي أیتَمَني عَلی صِغَرِ سِنّي؟
یاأبتاه! مَن بَقِيَ بَعدَكَ نَرجُوهُ؟
یاأبتاه! مَِن لِلیَتیمَةِ حَتّی تَکبُرُ؟
یاأبتاه! مَن لِلنساءِ الحاسِراتِ؟
یاأبتاه! مَن لِلأرامِلِ المُسَبيّاتِ؟
یا أبتاه! مَن لِلعُيونِ الباكِياتِ؟
يا أبتاه! مَن لِلضائِعات الغَريباتِ؟
يا أبتاه! مَن لِلشُّعورِ المُنشِراتِ؟
يا أبتاه! مَن بَعدَكَ؟ واخَيبَتَنا! يا أبتاه! مَن بَعدك؟
واغُربتَنا! يا أبتاه! لَيتَني كُنتُ الفِدى،
يا أبتاه! لَيتَني كُنتُ قَبلَ هَذا اليَومِ عَمياً.
يا أبتاه! لَيتَني وَسَدَتِ الثَّرى وَ لا أرى شَيبَكَ مُخَضَّباً بِالِّماءِ.
ثمّ إنّها وَضَعَت فَمَها عَلى فَمِهِ الشَّريف و َبَكَت بُكاءاً شديداً حَتّي غُشِيَ عَلَيها، فَلَمّا حَرَّكُوها، فَإذا بِها قَد فارَقَت روحُها الدُنيا.
وقتى سر بريده امام حسين(ع)را برای رقیه(س) آوردند گفت: این سر کیست؟
به او گفتند: سر پدرت حسین است.
سر را با احتیاط از داخل طشت برداشت و به سینه چسبانید و با گریه های سوزناك خود خطاب به سر چنین گفت: پدر چه کسی تو را به خون آغشته کرد؟چه کسی رگ های گردنت را برید؟ پدر چه کسی در خردسالی یتیمم کرد؟ پدر دختر یتیم تو به چه کسانی پناه ببرد تا بزرگ شود؟ پدرجان زنان بی پوشش چه کنند؟ پدرجان زنان اسیر و سرگردان کجا بروند؟ پدرجان چه کسی چشمان گریان را چاره ساز است؟ پدرجان چه کسی یار و یاور غریبان بی پناه است؟ پدرجان چه کسی پریشان مویی ما را سامان می بخشد؟ پدرجان بعد از تو چه کسی با ماست؟ وای بر ما بعد از تو وای از غریبی! پدرجان کاش فدایت می شدم. پدرجان ای کاش بیش از این نابینا می شدم و تو را اینگونه نمی دیدم. پدرجان کاش پیش از این در خاک خفته بودم و محاسنت را آغشته به خون نمی دیدم. سپس لب ها را بر لب های پدرش امام حسین(ع) نهاد و چنان گریست که همان لحظه بیهوش شد و وقتی او را حرکت دادند دریافتند که از دنیا رفته است.
📚منابع:
المنتخب فی جمع المراثی و الخطب طریحی، ص ۱۳۶
👈برگرفته از کتاب حسینیه ماثور، حجه الاسلام شیخ محسن حنیفی، صفحه ۵۱۱
#شهادت_حضرت_رقیه_س
#پنجم_صفر
#اسارت_آل_الله
#ماه_صفر
_______________
🏴روضه حضرت رقیه در نقل تاریخ(کامل بهایی):
در حاویه آمد که زنان خاندان نبوّت در حالت اسیری با مردانی که در کربلا شهید شده بودند، بر پسران و دختران ایشان پوشیده می داشتند و هر کودکی را وعده ها می دادند که پدر تو به فلان سفر رفته است[و] باز می آید تا ایشان را به خانه یزید آوردند. دخترکی بود چهارساله. شبی از خواب بیدار شد و گفت: "پدر من حسین کجاست؟ این ساعت، او را به خواب دیدم سخت پریشان!" زنان و کودکان، جمله در گریه افتادند و فغان از ایشان برخاست. یزید خفته بود. از خواب بیدار شد و حال، تفحّص کرد. خبر بردند که حال، چنین است. آن لعین، در حال گفت که بروند و سر پدر او را بیاورند و در کنار او نهند. مَلاعین، سر بیاورد و در کنار آن دختر چهار ساله نهاد. پرسید: "این چیست؟" مَلاعین گفت: سرِ پدر توست. آن دختر بترسید و فریاد بر آورد و رنجور شد و در آن چند روز جان به حق تسلیم کرد.
📚منبع:
کامل بهایی، ج۲
👈برگرفته از کتاب حسینیه ماثور، حجه الاسلام شیخ محسن حنیفی، صفحه ۵۱۰
#شهادت_حضرت_رقیه_س
.
.
#شهادت_حضرت_رقیه_س
#حضرت_رقیه
#زمزمه
تموم عالم مى دونن كه دخترا بابایین
بابا نیاد نمى خوابند منتظر لالایى اند
تو دختر نازمنى همدم و همراز منى
بخواب بابا بخواب بابا سه سال جانباز منى
صورت تو كبودتر از صورت مادر منه
دست عدو بزرگتر از صورت دختر منه
سه ساله دختر كى دیده دلش بخواد شهید بشه
سه ساله دختر كى دیده موهاش همه سفید بشه
دیگه نمى گم باباجون برام یه گوشواره بخر
فقط یه آرزو دارم منم ببر منم ببر
گوش بده بابا دخترت شكوه ز نامرد مى كنه
از اون شبى كه مى دونى بابا گوشم درد مى كنه
خیمه هامون كه سوخته شد من توى گودال اومدم
به پیكر بى سر تو هر جورى بود یه سر زدم
تو هم بیا تو هم بیا یه سر به دخترت بزن
دخترِت رو دوست ندارى یه سر به خواهرت بزن
این جورى كه من مى بینم تو رو به جون دخترت
لب واكن و به من بگو چه جور پریده شد سرت
میگن یه شب تو راه شام به زخم دل نمك زدن
یه دختر سه ساله رو جلو همه كتك زدن
@emame3vom
#شب_سوم_محرم
.👇👇
.
#حاج_حسین_سیب_سرخی
#پنجم_صفر
#شهادت_حضرت_رقیه_س
#زمینه
#منم_و_این_همه_غصه
منم و این همه غصه
منم و این همه اندوه
تویی و این سر زخمی
تویی و این لب مجروح
دلم و هرجوری میشد بابایی میسوزوندن
با دست بسته رو خاک بیابون میکشوندن
دیگه هیچی نمیخوام من فقط بابام و میخوام
کاش منو یک دفعه دیگه به بابام میرسوندن
بابا قد خمیدم ، چه زجری کشیدم
از همون روز که رفتی ، یه روز خوش ندیدم
حسین وای
ــــــــــــــــــــــــــــ
پا به پای سر زخمی از کجا سردراوردم
هر دفعه گریه میکردم سیلی بی هوا خوردم
جلو چشمامه هر شب صورت و لبهای خونیت
داری قران میخونی به فدای روضه خونیت
چندروزه چندتا از دندونای شیریم شکسته وای
لابد میپرسی از من چیشده شیرین زبونیت
بابا جون ندارم ، خیلی بیقرارم
دیدمت روی نیزه ، مثل ابر بهارم
حسین وای
ــــــــــــــــــــــــــــ
تا میخوردم زمین هرجا میومد دشمن نامرد
نمیدونم که دیدی با تازیونه بلندم کرد
روبروم بود طناب و میکشید با بغض و کینه
تازه شد واسه عمه زینبم داغ مدینه
یه جوری زد منو تا عمر دارم ردش میمونه
یاد مادر میوفته هر کسی منو میبینه
بابا پیکرم سوخت ، روزی که حرم سوخت
دیروزم تو این شهر ، دوباره معجرم سوخت
حسین وای
حاج حسین سیب سرخی
👇
.
#شهادت_حضرت_رقیه_س
#شور یا #زمینه
#حضرت_رقیه
#پنجم_صفر
#شب_سوم_محرم
به نفس حاج مهدی اکبری 🎤
بعد تو هر لحظه بابا
از گریه
دیده هام تره
بعد تو هیچ کسی دیگه
نازه من و
نمی خره
من و دادن خیلی آزار نبودی تو
من و بردن کوچه بازار ه. یهودی
بابا جونم. بابا جونم. بابا جونم.
تو دلاشون اثر نکرد
هر چی که
خواهش کردم و
زیر ضربه های کتک
چند دفه ای
غش کردم و
شبیه رنگین کمونه بدنه من
بس که مشت خرد پر خونه دهنه من.
#رضا_نصابی✍
-👇
به نام خدا
#نوحه_زمزمه
#شهادت_حضرت_رقیه_س
#سروده_رقیه_سعیدی_کیمیا
سبک: دوس دارم نگات کنم توهم منو نگا کنی
""" """▪▪ """ """▪▪ """ """▪▪ """ """
خواب دیدم با ذوالجناحت/ اومدی کنار من
دستا تو کشیدی رو / چشمای غصه دار من
دیده بودی توی خواب /چقد پریشونت بودم
روز و شب توی همین/ خرابه گریونت بودم
قلب بی تاب منو / دیدی و با سَر اومدی
مث خورشید، میوونِ /ستاره ها در اومدی
بابا جون خوش اومدی / به کنج ویرانهء ما
روشن از نور تو شد / گوشهء غمخانهء ما
سر به رویِ دامنم / بذار که خیلی خسته ای
این همه راه اومدی /پلکی رو هم نبسته ای
بابا جون به صورتِ / زخمی و گلگونت سلام
به لبِ بریده و / شکسته دندونت سلام
بابا جون به ما میگن/خارجی ، یعنی چی بابا؟
دخترای شامی هم / به ما یتیم میگن چرا؟
بابا جون بِهِم بگو /، «مَنِ الّذی اَیتَمَنی »؟یا به دخترای شامی / بگو بابای منی
بابا جون یادش بخیر/ همیشه رو دوشت بودم
بابا جون یادش بخیر / زینت آغوشت بودم
می کشیدی دستا تو / همیشه رویِ سرِ من
حالا نیست دستای تو / پاک کنه اشک تر من
چی شده دستای تو / میگن بریده ساربان
لب و دندونت رو هم /شکسته چوب خیزران
دوس دارم همین سرت /تا صبح کنارم بمونه
قصه ی کرب و بلا رو / برام از سر بخونه
دوس دارم بِهِم بگی / علی اکبرم کجاست
یا که شش ماهه گلم / علی اصغرم کجاست
یابگی عمو چرا /رفت و سری به ما نزد
وقت غارتِ حرم / سری به خیمه ها نزد
بابا جون یادم میاد / وقت خداحافظی مون
با چه حالی دستامو / سپردی دست عمه جون
از همون لحظه دیگه / عمه برام سپر شده
بس که تازیونه ها / خورده شکسته پر شده
دیگه بسّه بابا جون /که خیلی زحمتش دادم
با خودت ببر منو / چون دیگه از پا افتادم
بابا جون عمه میگه / شدم شبیه مادرت
توی این سه سالگی / خمیده قَدّ دخترت
اومدی توو دل شب / تا دلم آروم بگیره
می دونی بدون تو / دلم از این دنیا سیره
به دلم برات شده /جدایی مون تموم میشه
دل من فقط ، بدون/ کنار تو آروم میشه
ای خدا مثل رقیه / هیشکی بی بابا نشه
تویِ قلب کوچکش / داغ یتیمی جا نشه
""" """▪▪ """ """▪▪ """ """▪▪ """ """
✏رقیه سعیدی (کیمیا)
۱۴۰۰/۶/۱۷
.
#شهادت_حضرت_رقیه_س
#زمزمه
خوش اومدی تو از سفر بابا
تورو خدا منو ببر بابا
کجا یهو تو بی خبر بابا
گذاشتی رفتی
دیگه تمومه گریه و زاری
تمومه این شبای بیداری
آخه نگفتی دختری داری
گذاشتی رفتی
نذار بازم بهم جسارت شه
همین لباس پاره غارت شه
منو ببر که عمه راحت شه
بابا بابایی
نبودی از همه کتک خوردم
یه جوری زد که عمه گفت مردم
به خاطر تو طاقت آوردم
بابا بابایی
بیابونا نمیره از یادم
تو راه کوفه جون دادم
تو خواب من از رو ناقه افتادم
رو نیزه بودی
سه سالتو چقدر دادن آزار
گوشای خونیمو دیدی انگار
بذار بگم چی شد توی بازار
رو نیزه بودی
مارو بهم دیگه نشون میدن
به زور النگوهامو دزدیدن
بابا نامحرما منو دیدن
سید مجید بنی فاطمه🎤
👇
.
❁﷽❁
#شب_سوم
#سینه_زنی_فارسی_ترکی
#شهادت_حضرت_رقیه_س
#سبک:به تماشابیا ای پسر فاطمه...
یا امام زمان شیعه ده احساسه باخ...
┈••✾••🏴✾🏴••✾••┈
#بنــــــدفارسی:👇
السلام علیک سه ساله ، بنت الحسین
نور چشـــم همـــه ، تاج ســر عالمین
دختر شاه عشق
ای نگین دمشق
یا رقیه (۴)
باب حاجاتی و گره گشا دست تو
عاشقانت شدن یکسره پابست تو
حرمت باصفاست
مقصد عاشقاست
یا رقیه (۴)
چه جفـــاها به تو از غـم دوران رسید
در همین عمر کم ، غصه ، فراوان رسید
شدی از دنیا ، سیر
از غم و غصه ، پیر
یا رقیه (۴)
عمه قربان آن دو چشم گریان تو
من بمیــرم برای دســت لرزان تو
ای گــــل پرپرم
عشق اهل حرم
یا رقیه (۴)
صورت ماهت از هالهٔ نیلی گرفت
دلم از دیدن ضربت سیلی گرفت
یاس نیلوفری
مادر دیگــری
یا رقیه (۴)
آخـــرش همســـفر بــا ســـرِ بابا شدی
راحت از این همه جور و جفاها شدی
جان به لبها رسید
روح تو پر کشید
یا رقیه (۴)
┈••✾••🏴✾🏴••✾••┈
#بنــــــدترکی:👇
سنی اکبر جانی ناله چکیب آغلاما
قلبیمی یاندیران سؤزلرینن داغلاما
نازلی جیران بالام
ئؤرگی قــان بالام
یا رقیه (۴)
دل ویـــرانه ده اوخشـــیار عمّـــون سـنه
بِئلَه جان وئرمگون نیسگیل اولوبدور منه
نیه صُولدون گؤلؤم
سنــــه تِزدی ئولؤم
یا رقیه (۴)
نِئجَه دفن ایلیوم سن کیمی نیلوفری
تاپشوروم تُپــراقا بو یاره لی پیکـری
یارالی یاسمــن
ای غریب وطن
یا رقیه (۴)
┈••✾••🏴✾🏴••✾••┈
✍رقیه سعیدی(کیمیا)
#سبک_به_تماشا_بیا_ای_پسرفاطمه
#شب_سوم_محرم
#پنجم_صفر
.