.
📝 #من_به_خال_لبت_ای_دوست_گرفتار_شدم
🖊 #واحد #امام_حسین #حضرت_زینب
🖊 #هیئت_روضة_العباس "علیه الـــسلام"
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
آینه بودم و از تربت تو تار شدم
روز اول که دلم از غم تو خلق شده
با تو همسایه ی دیوار به دیوار شدم
مست بودم ز شعاع نگهت ای خورشید
هی ز کم نوری چشمان تو هوشیار شدم
دل سنگ آب شد از غربت یک لحظه ی تو
روزهای خوشیم رفت و عزادار شدم
من که پای نظرت هستی خود را دادم
هر چه را هم بدهم باز بدهکار شدم
نیتم بود که شرمنده ی زینب نشنوی
تازه فهمیده ام انگار که انگار شدم
من که عمری به سر چشم ترت جایم بود
خواب دیدم که تو رفتی و دیگه خار شدم
مانده ام بی کس و تنها همه هستم بفدات
اگر از داغ تو من نیز شکستم بفدات
روح سرگشته ی من غمزده ی ماتم تو
دل صدپاره ی من هست حسین پرپر تو
جان زهرا بپذیری دو کفن پوش مرا
طفلهایم به فدای علی اکبر تو
دو گل آورده ام اینجا سر بازار غمت
تا نبینند به سر نیزه سر اصغر تو
در بساطم بجز این دو پسرم هیچ نبود
شرمنده هیچ ندارد بجز این خواهر تو
دست رد بر جگر خوسته ی من نزنی
من که بودم عوض مادر تو مادر تو
از سرم آب گذشته است چنین میگویم
رمقی نیست ز داغ تو بر این زانوی تو
پرچمت گر سنگون شد من نگه میدارمش
غم مخور بعد از تو پشتیبان پرچم زینب است
¹ به نام نامی زینب که آیت العظمی ست
قسم به نام عقیله که اعلم الاسما ست
بلند مرتبه بانوی فاطمی علی
تمامیه وجناتش تمامیه مولاست
غلام زاده ایلش قببله مجنون
کنیز خادمه هایش عشیره لیلاست
زنی که دست خدا را در آستین دارد
زنی که یک تنه مرد آفرین کرببلاست
برای آل عبا بوده واجب التعظیم
حسین فاطمه احمد حسن علی زهراست
عقیله ای که عقول از مقام او حیران
فقیه ای که فقاهت ز فهم او رسواست
ندیده سایه او را نگاه همسایه
اگر چه مدت سال سی سال پیش این دریاست
نسیم هم نرود سمت چادرش حتی
که این حریم حریم فرشته های خداست
هزار مرتبه شوید دهان به مشک جبرییل
هنوز بردن نامش برای او رویاست
رکاب ناقه که سر قفلی علمداراست
ستون خیمه که قلب خیام عاشوراست
@emame3vom
پناهگاه تپش های خسته سجاد
امام هاشمیان و شفیعه ی فرداست
اگر حسین در اعماق سینه ها جاریست
اگر حسینیه ای در تمامی دلهاست
ولی حسین خودش زینبیه ای دارد
که در تمامی افلاک بیرقش برپاست
رسید ظهر دهم فصل اوج غم اما
میان خیمه خود مانده وز دلش غوغاست
اگر چه پای به پای برادرش رفته
اگر چه بانوی غمگین خیمه شهداست
چقدر پیکر خونین بدست آورده
چقدر چادرش از خون لاله ها زیباست
دو شیر زاده او در کشاکش رزم اند
و در حوالی آوردگاه طوفان هاست
گرفته اند تمامی پهنه را با تیغ
شنید و گفت رجز هایشان عجب گیراست
صدا صدای نفس های مانده در سینه است
صدای چرخش شمشیر و مرکب هاست
میان ان همه فریاد و ناسزا فهمید
برای بردن سر ها به نیزه ها دعواست
شناخت پیکر زخمی سرو هایش را
اگرچه سر ز تن چاک خورده جداست
حرم اسیر حرامی و مادری می دید
که زلف تازه جان های او به نیزه هاست
https://eitaa.com/emame3vom/49428
.👇