eitaa logo
امام حسین ع
22.2هزار دنبال‌کننده
414 عکس
2.1هزار ویدیو
2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
|⇦• نجوا با امام زمان روحی له الفدا اجرا شده شبِ پنجم ماهِ محرم سال 1397 به نفسِ سید رضا نریمانی✨ •┈┈••✾❀🕊✿🕊❀✾••┈┈• 【توجه】: جهت استفاده ، متون حتماً به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد. •┈┈••✾❀🕊✿🕊❀✾••┈┈• وقتی میانِ روضه با گریه خلوت می کنم آقا شبیه تو کمی احساسِ غربت می کنم وقتِ خطا الّا شما بوده حواسم بر همه از اینکه هستی شاهدم همواره غفلت می کنم *آقا بیا الانم نگام کن .. به آن بنده ای که گناه میکنه برای حسینم گریه می کنه .. اگر بعضی جاها پایم خطا میزارم حواسم بهت نیست .. ولی شبا هم بیا یه نگاهی بهم کن ببین چجوری برای جدت ناله میزنم و گریه می کنم ..* وقتی برایِ تو نشد سودی ندارد ندبه ها با اسم تو از عشق تو من کسبِ شهرت میکنم *محرم اومدم باهات آشتی کنم .. کجایی؟ یکم حرف بزنیم با امام زمانمان لیت شعری ... اين استقر بك النوى .. کاش الان میدونستم کجایی .. منم میومدم کنار تو می نشستم آقاجان .. همه دستها رو بیارن بالا ذکر هر شبتُ بگو ، به این امید که یه شبی آقا بیاد یه سری به ما بزنه ... گل نرگس بیا بیا ..گل نرگس بیا بیا ..* تنهاترین مرد زمان در جمعه هایِ بی کسی حاضر شما هستیُ من هر هفته غیبت میکنم از معصیت تنها شدم آلوده ی دنیا شدم دارم برایِ لذت یک روزِ غفلت می کنم حب علی و آلِ او خیر النعم باشد ولی من با گناه و معصیت کفران نعمت می کنم حالا نشسته غصه ی عالم به رویِ سینه ام از دست نفس سرکشم اینجا شکایت می کنم یادِ شهیدان حرم خیلی خجالت می کشم از این همه جاماندگی احساس ذلت می کنم با این همه در دو جهان با آبرو کردی مرا بر نوکرانِ مادرِ سادات خدمت می کنم *آنقدر خوشحالم شبها بهم اجازه میدی نفس بزنم .. آنقدر خوشحالم شبها میزاری بیام بین گریه کنات بشینم .. گریه ام که نکنم خوبه ، فقط همین که بهم اجازه میدی بیام بین خوبها و نوکرات بشینم از سرمم زیادیِ آقاجان ..* دلتنگِ صحنِ حیدرم بی تابِ شهر کربلام دورم ولی با چشم دل دارم زیارت می کنم چجوری زیارت می کنی؟ سلام آقا .. که الان روبروتونم من ایستادم زیارت نامه می خونم ، حسین جانم حرم گفتم .. هوایِ کربلا کردم هوایی ام فقط دورِ تو میگردم ، حسین جانم مهربان کاش ، ظهیری بغلم میکردی من به آغوشِ پُر از مهر شما محتاجم *به خدا خبر نداری چه کساییُ ارباب این روزا با خودش همراه می کنه .. خیلی ها که اصلاً تو این وادیا نیستن .. یه شب میاد موندگار میشه .. مارم بخر آقا ..* رفیقم .. تو دنیایی که هستم آقا غریبم حبیبم .. تو تنهام نذاشتی قدِ یک دقیقه ام حسین‌جان بمونه .. دو خط شعر نوشتم رقیه ات بخونه نوشتم .. من هر وقت بهت فکر کنم تو بهشتم حسین جان دودِ این شهر مرا از نفس انداخته است به هوایِ حرم کرب و بلا محتاجم .. از قنوت سحرِ مادر تو جا ماندم پسرِ حضرت زهرا به دعا محتاجم ____________ ┄┅═✧❁۞══۞❁✧═┅┄ ۱
|⇦• روضه حضرت قاسم ابن الحسن (ع) اجرا شده شبِ ششم ماهِ محرم سال 1397 به نفسِ سید رضا نریمانی✨ •┈┈••✾❀🕊✿🕊❀✾••┈┈• همون قنوتایی که یه دستی میگرفت برا من و تو دعا میکرد .. الجار ثم الدار .. اول همسایه ها بعد خودمون .. بچه ها رو جمع کرد آهای بچه هایِ فاطمه بیایید مادر میخاد برا خودش دعا کنه ، بچه ها همه جمع شدن .. چند روزه مادر در بستر بیماریِ (چی شده این حرفها رو داری میزنی؟) حسنین وضو گرفتن آماده شدن ، مادر میخاد برا خودش دعا کنه .. نشستن دور تا دور مادر، امام حسن زیر بغل های مادرو میگیره ..دستشُ مادر آروم آروم بالا آورد حتما باید کمک حسن باشه .. (چرا؟) آخه این دست تو کوچه ها شکسته است ..بگذریم بریم کربلا ببینیم چه خبره؟ تو که این گونه روی خاک زِ هم وا شده *آخه شب عاشورا عرضه داشت عموجان ، شهادت هم قسمت من میشه؟ گفت پسرم؛ اصلا ببینم در ذهن تو شهادت چه جوریه؟ سریع جواب داد اهلی من العسل .. شیرین تر از عسلِ .. خیلی مشتاق شهادتِ .. فلذا روز عاشورا که شد اومد پیش عمو ؛ عمو جان بهم اجازه میدی برم میدان؟ گفت عزیزِ برادرم اگه میشه برگرد خیمه ها .. تو سنت کمه. این قدر ناراحت شد عمو جازه نداده برگشت خیمه پیش مادرش .. مادرجان عمو بهم اجازه نمیده .. یک لبخندی مادرش زد ، نگران نباش قاسمم چرا مادر؟ رفت از گوشۀ خیمه بغچه ای رو آورد ، در بغچه رو باز کرد ، یه نامه از تو بغچه درآورد ، قاسمم بگیر ببر پیش عمو .. چیه؟ این نامه پدرتِ .. مخصوص برا تو نوشته .. نامه رو گرفت خوشحال اومد پیش حسین .. عموجان اذن بابامُ آوردم .. تا نامه رو ابی عبدالله دید اول گذاشت روی چشمش .. یکمی نامه رو بو کرد حسن جان خیلی جات خالیِ .. کجایی ببینی منو غریب تو این صحرا گیر آوردن .. حسن جان کجایی بیایی ببینی ما رو با این زن و بچه ها دوره کردن .. (خیلی حرف دارما هی دارم رد میشم ازش) تا نامه رو خوند صدا زد قاسمم باشه اذن باباته امام منه حرفی نمیتونم روی حرف حسن بزنم .. برو .. بعضی ها یه جوری گریه میکنن اصلاً انگار شب اولشونِ .. باید یتیم نوازی کنیم امشب .. چی میخای بگی که آنقد معطلمون میکنی؟! آنقدر تو خیمه ها گشتن قد و قوارۀ قاسم زره پیدا نمیشه. ای خدا چکار کنیم .. زنها دورش کردن سرمه تو چشمش میکشن .. صورتشُ ابی عبدالله عمامه رو برداشت یه تیکه رو به صورت قاسم بست بنی هاشمیِ زیبا رخِ .. بره تو دل لشکر چشمش میزنن .. یه تیکه هم کفن کرد گردن قاسم راه افتاد سمت میدان شروع کرد رجز بخونه من پسر شیر جملم من پسر حسنم .. یهو پیر مردایی که میشناختن،زهر خورده بودن از جنگِ جمل گفتن داغشُ به دل مادرش میزاریم .. کاری باهاش میکنیم دیگه نتونن برگردونن به سمت خیمه .. اول دوره اش کردن سنگ میزدن .. بدنشُ مثل گل پر پر کردن .. نامردا سوار بر مرکب شدن .. شیخ جعفر شوشتری میگه وقتی ابی عبدالله میخاست بفرستش میدون پاهاش به رکاب نمیرسید اما وقتی میخاست برگردوندش سمت خیمه .. شیخ جعفر میگه دو علت داره ، یا حسین خمیده بود که پایِ قاسم رو زمین کشیده میشد ... یا قد قاسم زیر نعل اسب ها رشید شده بود* تو که این گونه رویِ خاک زهم واشده ای وای بر من که دچار غم عظما شده ای دیشب از طعم خوش مرگ و عسل میگفتی ظهر امروز در این معرکه معنا شده ای بی زره رفتی و از هر طرفی سنگ زدن که چنین سرخ ترین لاله صحرا شده ای هر کسی از تن صدپارۀ تو سهمی برد در کریمی خودم وارث بابا شده ای سم مرکب همه جایِ بدنت را له کرد بی سبب نیست اگر در همه شن ها شده ای استخوانِ قفسِ سینه ی تو خرد شده تازه حالا نوه حضرت زهرا شده .. یه روز بارونِ تیر یه روز بارونِ سنگ یه روزی تو صلح و یه روز تو دل جنگ اون از نعش بابات این از پیکر تو بمیرم برای دل مادر تو .. گمت کردم آخر ، توی گرد و خاکا ندیدم چطور شد که افتادی از پا .. خون تو بیابون چه ردی کشیده تنت زیر پاشون چه قدی کشیده ریخته تو کل صحرا خونت له شد تو سینه استخوانت از درد آتیش گرفته جونت میخاستم بگیرن تقاص جمل رو که اینجوری ریختن به کامت عسل رو اینها از بابتُ بابام کینه دارن تلافیشُ میخان سر ما در آرن دوتامون رو تشنه .. دوتامون رو خسته.. تن تو لگد مال سر من شکسته اینها سینه هاشون پر از بغض و کینه است شروعش هم از کوچه هایِ مدینه است جسمت ، افتاده زیر پاشون ریختن ، رو پیکرت عموجون با این ، خنده ات منو نسوزون ____________ ┄┅═✧❁۞══۞❁✧═┅┄ ۲
تا لاله‌گون شود کفنم بیشتر زدند از قصد روی زخم تنم بیشتر زدند   قبل از شروع ذکر رجز مشکلی نبود گفتم که زاده‌ی حسَنم بیشتر زدند   این ضربه‌ها تلافی بدر و حنین بود گفتم علی و بر دهنم بیشتر زدند   از جنس شیشه بود مگر استخوان من دیدند خوب می‌شکنم بیشتر زدند   می‌خواستند از نظر عمق زخم‌ها پهلو به فاطمه بزنم بیشتر زدند   تا از گلم گلاب غلیظی درآورند با نعل تازه بر بدنم بیشتر زدند   دیدند پا ز درد روی خاک می‌کشم در حال دست و پا زدنم بیشتر زدندن 🔹 🔹
|⇦• روضه و توسل به حضرت قاسم ابن الحسن علیه السلام اجرا شده شبِ ششم ماهِ محرم سال 1397 به نفسِ استاد حاج منصور ارضی•✾• •┄┅═══••↭••═══┅┄• 【توجه】: جهت استفاده ، متون حتماً به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد. •┄┅═══••↭••═══┅┄• السَّلامُ عَلَيْكُمْ يا أهلَ بَيْتِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعَ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفَ الْمَلائِكَةِ وَ مَهْبِطَ الْوَحْيِ وَ مَعْدِنَ الرَّحْمَةِ وَ خُزَّانَ الْعِلْمِ وَ مُنْتَهَى الْحِلْمِ وَ أُصُولَ الْكَرَمِ وَ قَادَةَ الْأُمَمِ وَ أَوْلِيَاءَ النِّعَمِ وَ عَنَاصِرَ الْأَبْرَارِ * *آقا .. یه سال منتظر این دهه بودم .. خیلی زود داره تموم میشه ، خیلی داره به غفلت میگذرونم حسین جان ... به یادِ همه گذشته ها گوشِت اگه باز باشه میشنوی دارن حسرتِ این مجالس و میخورن ، مرگ بغلِ گوشتهِ ، قدر بدون این ساعات* عمریست دم زدم ز غمت دم به دم حسین بوده ست هر دمم حسن و بازدم حسین مادر مرا میانِ حسینیه داده شیر قد کرده ام علم بغل این علم حسین ! رویم سیاه بود و لباسم سیاه شد مدیون توست یک دهه یک رنگی ام حسین! می آیم اربعین به نیابت ز دخترت جانِ سه ساله ات ببرم تا حرم حسین بعد از سجود ، خاکِ تو را بوسه می زنیم شد مُهر هم به حرمتِ تو محترم حسین با دست خالی از در هیأت نمی رویم وقتی تو را دهیم به قاسم قسم حسین __________ بسم رب الحسن از خیمه قمر می آید کیست این ماه که حیدر به نظر می آید اینچنین که سویِ میدانِ خطر می آید .. پدر ازرقِ شامی ست که در می آید از جلال و جبروتش همه می ترسیدند بعد ده سال همه رویِ حسن را دیدند این‌ عمامه که به سر بسته برای حسن است تنکرونی است شعارش زرهش پیرهن است ای جمل زاده بدان قاسم ما صف شکن است چقدَر تیغ کجش تشنه گردن زدن است ! کِیْفْ کرده است حسین از رجز فاطمی اش جان فدای هنر رزم بنی هاشمی اش مثل باباش چه با غیظ و غضب می جنگد میرود هم به جلو هم به عقب می جنگد یک‌تنه با همه یلهای عرب می جنگد همه گفتند که این‌ تشنه عجب‌ می جنگد خسته شد ! دور و برش آه چه غوغایی شد *یه نانجیبی گفت این بچه ی امام حسن فقط از دور سنگ بارانش کنید* سنگ باران شدن کعبه تماشایی شد یا زهرا مهی شد نمایان از رزمش عدو شد هراسان خروشان آمد رجز خوان آمد حسن سوی میدان .. تیغ علی به دستان او خشم علی به چشمان او زلزله شد ز طوفان او یا قاسم یا قاسم .... این آه عزای کریم است گیسویی به دست نسیم است به خاک افتادن چنین جان دادن بلای عظیم است .. ____________ ┄•
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🌹بند اول 🌹 سقای عطشانم... محزون و گریانم آبی نمی نوشم... در فکر طفلانم شد روز وفاداری... هنگام علمداری زینب تو نخور غصه... عباس و هنوز داری علمدار حسینم سپه دار حسینم۲ 🌹 بند دوم 🌹 من شیر میدانم...قربانی جانانم سرباز خداوندم...من یاور قرآنم رو در روی یک لشکر...با نعره ی یا حیدر کرببلا را می سازم...چون واقعه ی محشر علمدار حسینم سپه دار حسینم۲ 🌹 بند سوم 🌹 سقای سرمستم...یار حسین هستم در راه جانانم... گشته جدا دستم زخمی شده لبهایم... من زائر زهرایم با مشکی که شده پاره...شرمنده ی مولایم علمدار حسینم سپه دار حسینم۲ ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
شلاقی ابالفضلی علیه السلام ...... ... الله اکبر عجب علمداری الله اکبر عجب سپهداری الله اکبر عجب وفاداری کی سر زدشمن می بره- اقام اباالفضل کی قلب دشمن می دره- آقام ابالفضل کی دین حق را یاوره- آقام ابالفضل آقام ابالفضل ابالفضل ابالفضل 3 ....... .. الله اکبر چه قدر و بالایی الله اکبر چه ماه مینایی الله اکبر چه شکل زیبایی کی از همه زیباتره- آقام ابالفضل کی بر همه تاج سره- آقام ابالفضل کی یادآور حیدره- آقام ابالفضل آقام ابالفضل ابالفضل ابالفضل ...... ... یا پور حیدر 2 قامت سروت قیامت مرد رزم و شجاعت کان کرم و رشادت یا پور حیدر 2 شیر افکنی تو مولا شیرین دهنی تو آقا مشک ختنی تو سقا کی مرد روزگار است- آقام اباالفضل کی شیر کار و زار است- آقام ابالفضل کی خواب هم قرار است- آقام ابالفضل آقام ابالفضل ابالفضل ابالفضل ....... ... یا اهل العالم2 تک یل ام بنینه عباس رزم آفرینه نامش چ دلنشینه کی ذوالفقار حیدریست- آقام ابالفضل کی دست وبازوی علیست- آقام ابالفضل کی یک تن و یک لشکریست- آقام ابالفضل آقام ابالفضل ابالفضل ابالفضل ..... ... ( اکثر این ابیات از استاد فرامرزی هستش چند بیتی ای هم بنده قلم زدم) التماس دعا موسوی ✼═══┅🔶🍁🔶┅═══✼ @emame3vom .
منم که عاشق صحن کربلاتم منتظر یه نیم نگاتم نوکر این سینه زناتم بدون آقا که خاک پاتم بزار بیام آقا،مجاورت باشم باجمع دوستانم،مسافرت باشم خداکنه من هم،یه زائرت باشم آخه منم دلم برات پر میزنه یاحسین هرشب تو خواب میاد بهت سر میزنه یاحسین میاد آقا در خونت در میزنه یاحسین حسین حسین جان حسین جانم(۴) دل من بسته به صحن باصفاته خاک قدوم بچه هاته خونَش فقط تو کربلاته عاشق اون صحن و سراته نزار که از دوریت،دیوونه شه نوکر بزار بزارم من،روی ضریحت سر دلم میخواد که اربعینت بیام یا حسین باز ببینم میون صحن و سرام یا حسین قاطی زائرای کرب و بلام یا حسین حسین حسین جان حسین جانم(۴) ✼═══┅🔶🍁🔶┅═══✼ @emame3vom .
. حضرت رقیه گوشه خرابه زنجیرزنی محمداحمدی ▪️◻️▪️◻️▪️◻️🏴🏴🏴 دخترقشنگ و شیرین زبونم من که ازسکوت تو درحیرونم پاشو با عمه بگو یک سخنی (نکنه میخوای دلم رو بشکنی)۲بار(میدونم بعدبابات تنهاشدی)۲بار(غریب وبی کس بی نواشدی)۲بار کنج بیرون چرا نشسته ای (گمونم مثل بقیه خسته ای )۲بار تو پرستوی منی(گل خوشبوی منی)۲بار شبیه مادرمی (تو امید راهمی)۲ (مرو ای رقیه جان)۳بار ▪️◻️▪️◻️▪️◻️🏴🏴🏴 می بینی خونی شده لب پدر(برامن این شده غم دگر)۲(آخه کی دیده۳ساله دختری)۲(پیکرش خمیده باشه از غمی)۲بارتوگل یاس منی (شمع هرانجمنی)۲ (مرو ای رقیه جان)۳ ▪️◻️▪️◻️▪️◻️🏴🏴🏴 گوشه ی خرابه خانه کرده ای برا بابا تو ناله کرده ای سربابا رودامنت بوده (به خداازحالورفتنت زوده)۲بار غم تو کرده دل منو کباب (جون عمه توبده به من جواب)۲بار چطوری ازغم تو سخن بگم جواب جواب برادرم رو چی بدم جواب برادرم رو چی بدم ای تمام هستیم عاقبت می کشییم (مرو ای رقیه جان)۴بار حضرت رقیه گوشه خرابه زنجیرزنی محمداحمدی . 09176491672 ▪️◻️▪️◻️▪️◻️🏴🏴🏴 @emame3vom ✼═══┅🔶🍁🔶┅═══✼ .
4_6014708287633623316.ogg
320.3K
منم که .. عاشق صحن کربلاتم
4_5940273416312455414.ogg
198.8K
الله اکبر عجب علمداری
4_6001513426545804822.mp3
5.23M
دختر قشنگ و شیرین زبونم