#حضرت_عباس علیه_السلام
#تاسوعا
#غزل
گر نخیزی تو ز جا کار حسین سخت تر است
نگران حرمم آبرویم در خطر است
قامتِ خم شده را هر که ببیند گوید:
بی علمدار شده، دستِ حسین بر کمر است
داغ اکبر رمق از زانوی من بُرد ولی
بی برادر شدن از داغ پسر سخت تر است
دست از جنگ کشیدند و به من میخندند
تو که باشی به بَرَم باز دلم گرم تر است
نیزه زار آمده ام یا تو پُر از نیزه شدی؟!!!
چو ملائک بدنت پُر شده از بال و پر است
پیش ِ من با سر مُنشَق شده تعظیم نکن
که خدا هم ز وفاداری تو با خبر است
علقمه پر شده از عطر ِ گل ِ یاس، بگو
مادرم بوده کنارت که حسین بی خبر است؟!
به تو از فاصله ی یک قدمی تیر زدند
قد و بالایِ رَسا هم سببِ دردسر است
اصغر از هلهله کردن بدنش میلرزد
گر بداند که تو هستی کمی آرام تر است
تیر باران که شدی یادِ حسن افتادم
دستت افتاده ز تن، فرق تو شق القمر است
وعده ی ما به نوک نیزه به هر شهر و دیار
که به دنبال سرت خواهرمان رهسپر است
#سعید_خرازی
.👇
9.85M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
#شور
#حضرت_عباس
روی لبم واویلا - کسی ندیده توی دنیا
که با لبای تشنه سقا-بمیره در کنار دریا
یارو علمدار من-منو نزاری تنهای ای کاش
به فکر قصه های من باش – یه کاری کن غریبم داداش
ابالفضل
پاشو ببین ای سقا - که حرمله سه شعبه داره
میشه رباب دیگه آواره - میره رو نی سر شیرخواره
پاشو ببین ای سقا - چه نقشه ها دارن این لشگر
میان به پشت خیمه آخر-برای نبش قبر اصغر
بعد تو عباس من - تنم میمونه زیر مرکب
میره دیگه اسیری زینب - نداره محرمی از امشب
از سر نی میبینی- داره میره خرابه زینب
به دستو پاش تنابه زینب - تو مجلس شرابه زینب
دستای نامحرمها- بلند میشه به روی زینب
یه بغضه تو گلوی زینب-آتیش میگیره موی زینب
بی تو رقیه میشه - با تازیونه ها آواره
نه معجرو نه مویی داره - چیکار کنه با گوش پاره
--
روی لبم واویلا - کسی ندیده توی دنیا
که با لبای تشنه سقا-بمیره در کنار دریا
یارو علمدار من-منو نزاری تنهای ای کاش
به فکر قصه های من باش – یه کاری کن غریبم داداش
ابالفضل
پاشو ببین ای سقا - که حرمله سه شعبه داره
میشه رباب دیگه آواره - میره رو نی سر شیرخواره
پاشو ببین ای سقا - چه نقشه ها دارن این لشگر
میان به پشت خیمه آخر-برای نبش قبر اصغر
ابالفضل
بعد تو عباس من - تنم میمونه زیر مرکب
میره دیگه اسیری زینب - نداره محرمی از امشب
از سر نی میبینی- داره میره خرابه زینب
به دستو پاش تنابه زینب - تو مجلس شرابه زینب
دستای نامحرمها- بلند میشه به روی زینب
یه بغضه تو گلوی زینب-آتیش میگیره موی زینب
بی تو رقیه میشه - با تازیونه ها آواره
نه معجرو نه مویی داره - چیکار کنه با گوش پاره
ابالفضل