eitaa logo
امام حسین ع
22.2هزار دنبال‌کننده
414 عکس
2.1هزار ویدیو
2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
. ‍ حضرت ام البنین س سبک: خوشا بحالِ زائرات ارباب ----------------------- مدینه من امِّ بنین هستم عباسِ من باشد همه هستم بر تارِ مویش دلِ خود بستم امون از این غم 2 از آهِ خود سوزاندمش هر شب دورِ حسین گرداندمش هرشب غلامِ زینب خواندمش هرشب امون از این غم 2 شب تا سحر بودم به لالائی گفتم سخن از مشک و سقائی امون امون امون امون ای دل2 ~~~~~~~ در علقمه یاسِ مرا دیدند با نیزه ها هر برگِ او چیدند وقتی که چیدند همه خندیدند امون از این غم2 شنیده ام فرقش دو تا کردند شنیده ام دستش جدا کردند ای وایِ من با او چه ها کردند امون از این غم 2 حسینِ فاطمه ز غم تا شد پایِ عدو به خیمه ها وا شد امون امون امون امون ای دل2 سید محسن حسینی @emame3vom .
شبا تا خود صبح با گریه بیدارم.mp3
4.78M
#حضرت_ام‌البنین علیها سلام #زمینه بند1⃣ شبا تا خود صبح با گریه بیدارم پای غم تو و حسین عزادارم بدون تو نفس کشیدنم سخته دووم نمیارم۲ غم تو رو شبا وقتی میگم‌ با ماه تموم مدینه اس با اشک من همراه روضه میخونمو آروم ‌نمیگیرم روی لبمه آه آه آه آخرش خداروشکر شده نذر من ادا واسه یاری حسین فدا شدی توو کربلا ویلی ویلی علی شبلی بند2⃣ بگو چی به سرت اومد دم آخر که قامت تو شد مثل علی اصغر حالا منو رباب لالایی میخونیم آروم بخواب مادر۲ بعدتو کار من گریه شده های های باخودم هنوزم میگم ‌یه روز میای وقتی برادرت بدون تو برگشت زینب چی کشید وای وای وای حرمت حرم شکست علمت که خورد زمین اشک زینبم که ریخت شرمنده شده شد ام البنین ویلی ویلی علی شبلی بند3⃣ تویی که یه نگات دل از حسین میبرد دل از همه برید تا دید چشات تیر خورد عمود آهنی ای قرص ماه من چی به سرت آورد ۲ سرتو که شکست خمیده شد مهتاب افتادی رو زمین علی پرید از خواب به گوش تو هنوز میومد از خیمه نوای عمو آب آب آب میدونی که از غمت چی سر حرم اومد وقتی که از علقمه حسین با قد خم اومد ویلی ویلی علی شبلی شعر: حسین نوری سبک: احسان نوری @emame3vom انجمن ادبی تکیه نوکری
. سبک یا شور روضه ای وفات بی بی حضرت فاطمه ام البنین سلام الله علیها و روضه کربلا -(مادر دریای ادب) @emame3vom بند اول مادر دریای ادب شیرزنی از قوم عرب فاطمه ی ام البنین که شد یه روزی بی بنین توی صحرای کربلا وای دونه دونه گلاشو چیدن همه ی دلخوشیش قمر بود قمرش رو به خون کشیدن همه امیدش به حسین بود که حسینش رو سر بریدن خبر آوردن،پسر نداری دیگه تو باغِت،ثمر نداری دیگه سایه ی،رو سر نداری حسین نداری،قمر نداری ام بی بنین وای بند دوم داره میباره مثه ابر کنار اون چهار تا قبر فاطمه ی ام‌البنین که شد یه روزی بی بنین روی خاک بقیع نشسته خاکارو رو سرش میریزه میگه آی دنیا میدونستی که حسینم برام عزیزه اما کاری کردی که باشه طعمه ی خنجری که تیزه خبر آوردن،سوی مدینه نشسته بود شمر،به روی سینه سرو برید از،قفا با کینه مادر میبینه،خواهر میبینه واویلا حسین وای بند سوم روی زمین دست قلم چی شده افتاده علم پیکرتو صد پاره شد برادرت بیچاره شد اومدم بالای سر تو شده زخمی بال و پر تو میگیره قلب خیمه هامون با نفس های آخر تو نرو از پیش ما ابالفضل میگه با ناله خواهر تو خون تو ریخته،رو دل صحرا هجوم آوردن،سر تو اعدا تو پر زدی از،کنار دریا برا تو گریه،میکنه زهرا واویلا ابالفضل ۱۳۹۸/۱۱/۱۳ شاعر: 🔊 دانلود سبک 👇👇👇 https://emam8.com/upload/sabks/98/11/61793_13981113092033_563898.mp3 https://emam8.com/upload/sabks/98/11/61793_13981113091957_488874.mp3 .
کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی وین خرگه بلند ستون بی ستون شدی کاش آن زمان ز آه جهان سوز اهل بیت یک شعله ی برق خِرمن گردون دون شدی کاش آن زمان که کشتی آل نبی شکست عالَم تمام غرقه دریای خون شدی کاش آن زمان که پیکر او شد درون خاک جان جهانیان همه از تن بُرون شدی این انتقام گر نفتادی به روز حشر با این عمل معامله ی دهر چون شدی بر خوان غم چو عالمیان را صلا زدند اول صلا به سلسله ی انبیا زدند نوبت به اولیا چو رسید آسمان تپید زان ضربتی که بر سر شیرخدا زدند آن در که جبرئیل امین بود مَحرمش اهل ستم به سینه ی خیرالنساء زدند بس آتشی ز اخگر الماس ریزه ها افروختند و در جگر حسن مجتبی زدند وآنگه سرادقی که ملک محرمش نبود کندند از مدینه و در کربلا زدند پس ضربتی کزان جگر مصطفی درید بر حلق تشنه ی خلف مرتضی زدند اهل حرم دریده گریبان گشوده مو فریاد بر در ِحرم کبریا زدند پس با زبان پر گله آن بضعة الرّسول رو در مدینه کرد یا ایها الرّسول: این کشته ی فتاده به هامون حسین توست وین صید دست و پا زده در خون حسین توست این خشک لب فتاده ی دور از لب فرات کز خون او زمین شده جیحون حسین توست این ماهی فتاده به دریای خون که هست زخم از ستاره بر تشنش افزون حسین توست این نخل تر کز آتش جانسوز تشنگی دود از زمین رسانده به گردون حسین توست این شاه کم سپاه با خیل اشگ و آه خرگاه زین جهان زده بیرون حسین توست از آب هم مضایقه کردند کوفیان خوش داشتند حُرمت مهمان کربلا کشتی شکست خورده ی طوفان کربلا در خاک و خون فتاده به میدان کربلا گر چشمِ روزگار بر او فاش می گریست خون می گذشت از سر ایوان کربلا نگرفت و دست دهر گلابی به غیر اشک زان گل که شد شکفته به بستان کرببلا @emame3vom از آب هم مضایقه کردند کوفیان خوش داشتند حُرمت مهمان کربلا بودند دیو و دَد همه سیراب و می مَکید خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا آه از دمی که لشکر اعدا نکرده شرم کردند رو به خیمه ی سلطان کربلا ای کشته ی فتاده به هامون حسین من... وی سیل دست و پا زده در خون حسین من... یا جدا یا محمدا صلوا علیک ملیک السماء هذا حسین بالعراء مجزوز الرأس من القفا مسلوبُ الاَمامة و الرَدا یوم علی صدر النبّی یوم علی وجه الثری ای کشته ی حسادت دنیای بی وفا به سمت گودال از خیمه دویدم من شمر جلو تر بود دیر رسیدم من سر تو دعوا بود ناله کشیدم من سر تو رو بردن دیر رسیدم من یه گوشه ی گودال مادر و دیدم من که رفته بود از حال دیر رسیدم من صدا زدی من رو خودم شنیدم من صدای رگهات بود دیر رسیدم من او می برید و من می بریدم او از حسین سر، من از حسین دل او می نشست و من می نشستم او روی سینه، من در مقابل ــــــــــــــــــــــــــــــــــ .👇👇
مداحی آنلاین - کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی - محمود کریمی.mp3
5.27M
🔳 #وفات #حضرت_ام_البنین (س) 🌴کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی 🌴وین خرگه بلند ستون بی ستون شدی 🎤 #محمودکریمی ⏯ #شور
. من فدایی سر موی امیرالمؤمنینم  غیر زهرا را ندیدم در وجود آتشینم  خاک پایم سرمه ی چشم تمام عارفان و  لیک خود خاک کف پای امیرالمؤمنینم  دست بر دامان من دارد هر آن کو مانده در ره  من دخیل چادر بانوی روز واپسینم  هر گرفتاری برایم روضه می گیرد ولی من  روضه خوان خانه ی مولای افلاک برینم  خدمت درگاه من گر آرزوی اهل دل شد  خود کنیز نوگلان پاک ختم المرسلینم  در مصائب نی فقط سنگ صبور اهل دردم  در شداید محرم راز امام المتّقینم  «مَن أراد الله...» باید راه آل الله پوید  در مسیر عشق اهل البیت نهج السالکینم  در دو عالم مرتضی باشد امام الصالحین و  در دو عالم مادر شمس عمادالصالحینم  با همان دستی که در حشر است اسباب شفاعت  من سهیم بخشش جرم تمام مجرمینم  اختر اقبال خود را جست وجو می کردم اکنون  کهکشان بخت و اقبال خودم را خوشه چینم  کس نرفته ناامید از خانه ی باب الحوائج  منتهای آرزوی دست های سائلینم  خواب دیدم ماه و اختر ریخت بر دامانم آخر  گشت تعبیر همان رؤیا که امروز این چنینم  من رعیت بودم و سلطان عالم با عنایت  انتخابم کرد و زان پس ساکن کاخ گِلینم  از همان دم کآمدم در خانه ی زهرا به خدمت  رشک اهل آسمانم، غبطه ی اهل زمینم  گریه کردم پابه پای زینب اما پاک کردم  اشک او با معجر خود، اشک خود با آستینم  من کجا و مادری کردن برای آل عصمت  عذر خدمت دارم و از روی زهرا شرمگینم  دادی از آن مزد عشقم را به پای شیر یزدان  کودکی را که برای نوکری شد جانشینم  چهره اش چون ماه کامل، چشم هایش عین ساحل  کودکی حیدرشمایل، گفت مولا آفرینم  یاوه گویان بعد از آن گفتند بر اولاد زهرا  نیست آن مهر و وفاداری و عشق اولینم  هست در یاد من از این شهر، بی مهری به مولا  نیست از اهل مدینه انتظاری بیش از اینم  قد کشید عباس با شیر من و نان ولایت  نان خوشبویی که خورد از دست شاهنشاه دینم  در حضور پاک اربابان خود آموخت این که  من دوزانو باادب پایین سفره می نشینم  خرده نانِ مانده از آن سفره را دادم به عالم  عالمی حاجت گرفت از سفره ی امّ البنینم  دور آل الله گرداندم گل رعنای خود را  تا بگویم که فدایی هم منم هم مه جبینم  بود لالایی طفل کوچکم نام حسین و  یاعلی بود آیه ی فاللهُ خیرُ الحافظینم  @emame3vom با اباالفضلم دل آل علی را شاد کردم  من که خیرالشاکرین از لطف خیرالوارثینم  هر زمان دلگیر بود از غم حسینم گفت مادر  اول صبح آمدم عباس را اول ببینم  سایه سارانم یکایک از سرم رفتند و تنها  زینب و کلثوم من ماند و حسین نازنینم  تا علیِ اکبر و قاسم به من گفتند مادر  در دلم گفتم که اکنون واقعاً امّ البنینم  کاروان جان من راهی دشت کربلا شد  فتم عباسم تو هستی آبروی آخرینم  می روی با سید و مولای خود هرجا که او رفت  وقت برگشتن تو را بی سید و مولا نبینم  وای از آن روزی که در یثرب خبر دادند ما را  از به خاک افتادن فرزند مقطوع الیمینم  گفتم عباسم فدای زینبم شد شکر لله  من عزادار شه مظلوم مقطوع الوتینم  تا ابد در پیش فرزندان زهرا سربه زیرم  کشته من را مشک خالی، نی عمود آهنینم  @emame3vom محمود کریمی 
karimi-vafateh-hazrat-omolbanin-93-06.mp3
936.2K
🎤🎤 حاج محمود کریمی 💠 وفات ✍ نوحه واحد بسیار زیبا و جانسوز ❤️ تا علی اکبر و قاسم مرا خواندند مادر ❤️ با خودم گفتم که اکنون واقعا ام البنینم @emame3vom
💠 💠 سلام الله علیها سبک سالار عقیلی @emame3vom ای مادر اباالفضل،بی بی بی قرینه هستی من فدای،حضرت ام البنیه ام الادب هستی و آرامش دریایی ای تکیه گاه حیدر،تومادر سقایی نذر اباعبدالله،دادی پسرهایت را دستان عباس خود،گلهای زیبایت را میخونم با شور و احساس نوکرتم بی بی به حضرت عباس ......... از دست تو میگیرم،امضای کربلارو ممنونتم که داری،بی بی هوای ما رو مادر گرفتارِ لطف و عطایم من دلتنگ دیدار کرب و بلایم من از عشق عباست دیوانه و مستم تا آخر عمرم پای شما هستم ام الادب ام العباس نوکرتم بی بی به حضرت عباس .......... از غربت تومادر،دارم غمی به سینه سینه زنان ایشالله،یکشب میایم مدینه مابر گدایی تو بی بی قسم مینازیم صحن وسراتومثل صحن نجف میسازیم گل بوته های یاس وروقبرت ومیذاریم بهرزیارت بی بی آماده ی دیداریم ای صاحب عشق واحساس نوکرتم بی بی به حضرت عباس عجل لولیک الفرج هاشم محمدی آرا اراک .
hamidalimi-@yaa_hossein.mp3
5.91M
(س) 🎵ای مادر ابالفضل بی بی بی قرینه ... 🎤حمید علیمی شور 🌺 @emame3vom ضدِ
. و توسل تقدیم ساحتِ مقدس مادرِ ادب سلام الله علیها به نفسِ حاج کاظم غفار نژاد تقدیم روح ملکوتی امام راحل و همۀ مادرانِ شهدا •✾• ┅═•┄⊰↭⊱•┄═┅ «حَسْبُنَا اللَّهُ و نِعْمَ الْوَکیلُ نِعْمَ الْمَوْلى و نِعْمَ النَّصیرُ» یا مَنْ اِسْمُهُ دَوآءٌ وَ ذِکْرُهُ شِفآءٌ .. یا ربَّ الحُسَین بِحَقِّ الحُسَین. اِشفِ صَدرِ الحُسَین بِظُهورِ الحُجَّة یا صاحب الزمان .. ای اُم بنین که فاطمه بودت نام بر تربت توُ چهار شهیدِ تو سلام دیروز کنارِ چهار فرزندِ علی امروز کنارِ تربت چهار امام نیستی زهرا ولی مانندِ زهرا اطهری خانۀ شیرِ خدا را خانه دارِ دیگری بعدِ زهرا ، بعدِ زینب از همه زن ها سری ای تمام مادران قربانِ تو نامادری پیش تو تعظیم کرده آسمان ها و زمین مادری کردی تو بر مثلِ امیرالمومنین با تو میشد عطر و بویِ فاطمه احساس کرد عفت دامانِ تو ، عباس را عباس کرد مانند نوری آمدی تابیدیُ بعد با دستِ زهرا موردِ تاییدیُ بعد خود را دم بیتِ ولایت دیدیُ بعد آن چارچوبِ سوخت بوسیدیُ بعد گفتی اگرچه در حرم تازه عروسم من آمدم دستانِ زینب را بوسم *دخترِ قبیلۀ بنی کلابِ ، طائفه دارِ ، فامیل داره .. از یه طرم داماد علی ابن ابیطالب امیرالمومنینِ ، نمیشه که این عروس رو تنها بدرقۀ خانۀ داماد کرد ، فامیل باهاش اومدن اما تا رسیدن به محلۀ بنی هاشم بی بی فرمود به دور و بری هاش این کوچه حرمت داره .. حواستون باشه ..* کم کم پسرهایِ تو بال و پر گرفتند دور و برت را مثلِ یک لشکر گرفتند بویِ امیرِ فاتحِ خیبر گرفتند درسِ شجاعت از خودِ حیدر گرفتند گویی از اوصافِ عظیمِ تو همین حد زینب پس از زهرا تو را مادر صدا زد ای وای از روزی که قلبت را شکستند حجاجِ زهرا بارِ بیت الله بستند دیدی همه سرها گرفته رویِ دستند با چه شکوهی رویِ محمل ها نشستند بر زانویِ عباس زینب پا گذارد شکرِ خدا که محملِ او پرده دارد *آمادۀ حرکت شدن ، یه وقت دیدن اُم البنین اومد صدا زد عباس بیا بگو برادرات هم بیان .. پسراشو دورِ خودش جمع کرد گفت خوب دقت کنید چی میگم ؛ با حسین میرید بی حسین برگردید حلالتون نمی کنم ..* اما پس از شش ماه شام غم سحر گشت با دیدنِ یک صحنه ای چشم تو تر گشت باور نمی کردی ولی دل با خبر گشت از این مصیبت عالمی حونین جگر گشت بالاترین روضه همین در عالمین است از راه آمد زینب ، اما بی حسین است @emame3vom *بشیر میگه امامِ سجاد به من فرمود بشیر در مدینه اعلامِ عزا کن ، بگو اون قافله ای که با حسین رفته حالا بی حسین برگشته .. میگه جار زدم تو مدینه ، آی اهلِ مدینه بیاید ببینید چه خاکی به سرمون شده .. بنی هاشم بیرون ریختن ، یکی میگه وا محمدا .. یکی میگه وا علیا .. خلاصه همه رو خبر کردم ؛ یه وقت دیدم اُم البنین داره میاد آقازاده هایِ عباسم بودن .. رفتم عرضِ ادب کنم ، اولین سوالی که پرسید گفت بشیر از حسین چه خبر؟ .. تو خودم جرات گفتنشُ نداشتم ، گفتم بی بی جان عونتُ کشتن ، گفت بشیر از حسین چه خبر ؟.. بی بی جان عثمانتُ کشتن .. گفت میگم از حسینم چه خبر ؟.. جعفرت رو کشتن ، بشیر از حسین چه خبر ؟.. گفتم تا اسم عباس رو بیارم دیگه حرف عوض میشه .. اما تا گفتم عباس رو هم کشتن ، نهیب زد بشیر میگم از حسین چه خبر ؟.. میگه دیدم نمی تونم جواب بدم .. بزار اینجور بگم صدا ناله ت بلند شه .. مجلسِ مادرِ قمر بنی هاشمِ .. مجلسِ مادرِ اون آقاییِ که هر وقت گرفتار میشیم صداش میزنیم .. میگه دیدم نمی تونم جواب بدم با دست اُسرا رو نشون دادم ، گفتم خودِ زینبِ کبری بهش میگه .. این خانمی که شش ماهِ این همه داغ دیده الان دلش یه آغوشِ مادرانه می خواد .. دید اُم البنین داره میاد گفت الان خودمُ مسندازم تو آغوشِ اُم البنبن دلمُ خالی میکنم .. اما تا اُم البنبن رسید به زینب زینبُ نشناخت .. از خودِ بی بی پرسید زینب کجاست ؟.. بگم صدا ناله ت بلند شه .. فریاد زد اُم البنین گیسو سفیدم مادر نبودی عصرِ عاشورا چه دیدم از خیمه تا گودال با زحمت دویدم با دستِ خود از پهلویش نیزه کشیدم اُم البنین تاجِ سرم را سر بریدن پیراهنش را از تنش بیرون کشیدن اُم البنین دروازۀ کوفه قیامت ساختم من بر مرکبِ طوفانِ خطبه تاختم من تا چشم رویِ نیزه ها انداختم من در یک نظر عباس را نشناختم من از دردِ غیرت صورتش چرخاند مادر بستند او را تا به نیزه وای مادر