eitaa logo
امام حسین ع
22.2هزار دنبال‌کننده
414 عکس
2.1هزار ویدیو
2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
نوحه وداع ببین دل خواهرت در غم نشسته ای عزیز فاطمه قدری آهسته ای دو عالَم شیدایِ ماهِ رویت صبری کن بوسه زنم بر گلویت واویلا واویلا واویلا واویلا... برو میدان ای از عطش رفته از حال قرار بعدیِ ما در بین گودال پیش چشم مادرِ قد خمیده بوسه زنم به رگهای بریده واویلا واویلا واویلا واویلا...
نوحه شام غریبان از خیمه ها میکشد آتش زبانه امان از ضرب سیلی و تازیانه کودکان آواره با ناله و آه حجت بن الحسن آجرک ا... واویلا واویلا واویلا واویلا... در فکر قتل و غارت دشمن دین است در خیمه ای سوزان زین العابدین است میگرید از غم هجر ثارُالله حجت بن الحسن آجرک ا... واویلا واویلا واویلا واویلا... 👆 ۹۸
4_5899976705996490206.mp3
1.03M
توجه : این سبک اگر مقداری تند تر اجرا شود،مناسب فضای زنجیر زنی است
🔸️رباعیات جشن عروس حضرت زهرا(س) 🔸️با امیرالمومنین(ع) از عرش صدای هلهله میآید رحمت ز خدای بر همه میآید گویند فرشتگان به شور و شادی در خانه‌ی بخت فاطمه میآید جشن طربی به‌عرش حق برپا شد چون شیرخدا همسر زهرا شد عاقد شده کردگار و زهراست عروس داماد علی عالی اعلی شد از امر خدا جشن بزرگی برپاست عالم همه مجنون شد زهرا لیلاست خشنود همه آل محمد شده چون دستان علی میان دست زهراست امشب دوباره جشن طرب زین حوالی‌ست در بین آسمان و زمین بین چه حالی است کِل میکشند کُّل ملائک،خبر دهند زهراعروس خانه مولی‌الموالی‌ست .
243.4K
چکونه شعر را حفظ کنیم.
💠مرحوم سید شهاب الدین مرعشی نجفی از پدرشان مرحوم آیت الله سید محمود نجفی مرعشی، نقل می کنند که: 🍃"من سال ها دنبال این بودم که قبر حضرت زهرا سلام الله علیها را بیایم. سال ها نذر کردم، توسل جستم تا در خواب امام صادق یا باقر علیهما السلام را دیدم. (تردید از خود ایت الله نجفی بوده است.) 🍃در خواب به ایشان می فرمایند که چرا انقدر تلاش می کنی و نا آرام هستی؟ 🍃گفتم اقا من می خواهم قبر حضرت زهرا سلام الله علیها را بدانم کجا است و حضوری بروم. 🍃حضرت فرمودند: (به این مضامین) مخفی بودن آن سری دارد که تا ظهور امام زمان علیه السلام هم امکان پیدا شدنش نیست.نکته ای که حضرت در خواب می فرمایند این است که "علیک بکریمة اهل البیت". 🍃مرحوم مرعشی گفتند: من فکر کردم حضرت زهرا سلام الله علیها را می فرمایند که گفتم خوب آقا من هم دنبال همین امر بوده و به دنبال قبر حضرت زهرا سلام الله علیها هستم. 🍃فرمودند نه! حضرت معصومه در قم. بعد در ادامه به این مضمون فرمودند: هر جلالت و عظمتی که قرار بود در حرم حضرت زهرا سلام الله علیها قرار دهند، آن را در حرم حضرت معصومه قرار داده اند و این نکته مهمی است که این در مورد هیچ کدام از امامزادگان دیگر مطرح نشده است. حضرت حضرت
. باز مرغ غزلم میل پریدن دارد تا به ایوان نجف شوق رسیدن دارد نمک سفره ام از حضرت زهراست ولی باده از دست یدالله چشیدن دارد آتش عشق تو افتاد به خار و خس دل پس بدم دم به دم این شعله دمیدن دارد همه ذرات جهان گرد علی می گردند این طوافیست به والله که دیدن دارد تکیه بر کعبه بزن وارث شمشیر دو دم اشهد و ان علی از تو شنیدن دارد ظفر از عشق علی سینه سپر باید کرد تا علی هست به دل ... قلب تپیدن دارد حامد ظفر/ی .
اوهمان طفل صغیرست که خوانندکبیرش همه جانهاست حقیروهمه دلهاست اسیرش همه خوانند بزرگ وهمه دانند امیرش نه نگاه ست به آب ونه نیازست به شیرش تازخون غسل دهدوقت شهادت سر و رو را سپر تیر بلاکرده ز آغاز گلو را پسرفاطمه دلباخته برماه جمالش صحنۀ کرببلادیده به چشم وخط وخالش دل وجان عاشق زیبایی لبخند وصالش شهدا وصلحایکسره مبهوت کمالش دل توحیدی اوراست زبس شوق شهادت به سَرِدوش پدر پرزند از روز ولادت کیست این طفل که خوانندهمه خون خدایش رخ،گل انداخته ازبوسۀ مصباح هدایش خوشترین جای،درآغوش امام شهدایش جان من جان همه عالم وآدم به فدایش لب فروبسته به دل زمزمهء عهدالستش آل عصمت همه دادندبه هم دست به دستش کودک شیر ولی پیرخردخاک در او که سرافراز زسربازی اوشدپدر او دل زخورشیدبرَدطلعت همچون قمر او مرغ روح شهدا پرزده برگرد سر او پدرومادروخواهر،عمووعمّه،برادر همه گیرند ورا دربر وبوسندمکرّر اوست آن گل که شودشسته به خون،پیرهن او محسن فاطمه گرددبه جِنان همسخن او نه بوی شیر،دمد بوی خداازدهن او سرخ رو وجه خداوند زخون بدن او اوذبیحی‌ست که خوانندهمه ذبح عظیمش خلق رافیض دمادم رسد ازدست کریمش لب خشکیده اش ازدامن انهار جنان به تربت مخفی وگم گشته اش ازملک جهان به اشک چشمان خدابین وی ازدُرّگران به وصف آن جان جهان رانتوان گفت همان به که حسین بن علی لعل لب ازهم بگشاید وصف او گوید و از خلق جهان دل برباید اوهمان کودک شیرست که ازجودوتفضّل به سویش برده بزرگان جهان دست توسّل به بیابان بلاریخته ازخون خداگل بیشتر ازشهداسوزعطش کرده تحمّل پیش پیکان بلاباگلوی تشنه سپرشد مقتل و مامن اوسینۀ مجروح پدرشد دل،پر ازخون جگردیده،پر ازگوهرنابش تشنگی شمع‌صفت سوخته وساخته آبش گرچه جا بودبه دامان پر ازمهر ربایش دمی آرام نمی گشت شرار تب وتابش زحرم حنجرخشکیده سپربودبه تیرش که زخون سرخ شوددرره حق روی منیرش بود درلعل لب بسته دوصدسرّمگویش خواست یک لحظه پدربوسه زندبرسر ورویش گشت ظاهربه همه خلق سپیدی گلویش خصم جانی زکمان تیررهاکردبه سویش چشم بگشودوتبسّم زدوبربست دوباره زین غم ازسینۀ«میثم»به فلک رفت شراره .
🔹سبک :ببینید ببینید گلم رنگ ندارد علی خواب ندارد پدر آب ندارد خدا مادر بی شیر دگر تاب ندارد علی جان علی جان پر از اشک خدایا شده چشم ستاره شده ساقهء خشکی گلوی شیر خواره علی جان علی جان تو را میدهم از دست در این مسئله شک نیست بر این دهان کوچک دگر جای ترک نیست علی جان علی جان نه آبی و نه شیری عطش جان تو گیرد تو میروی دعا کن که مادرت بمیرد علی جان علی جان .
4_5886392789591131392.ogg
97.5K
ببینید ببینید گلم رنگ ندارد
دل سپردم به مهر مهرويي گرچه آلوده اي خرابم من عرش اعلي اگر شود جايم خاك راه ابوترابم من من خرابم شراب مي خواهم تشنه ي باده ي ابوالحسنم مي نخورده جداشدم ازخود واي اگر که پياله ای بزنم دل آواره كرده بيتوته... گوشه اي ازحريم شيرخدا تا خدا مي برد مرا امشب يك نگاه رحيم شيرخدا هاتفي بيخ گوش من... مي گفت: كه نجف مركز بهشت خداست همه ي چرخ و نه فلك با يك... چرخش چشم مرتضي بر پاست چه كسي مي رسد به فريادم در سرم پر شده هواي نجف اين كُنتَ؟ حبيبنا الغوث صاحب قبّه ي طلاي نجف *** باز بر مصطفي سفيرآمد اي سفيرخدا دلت آرام! امرشد...يا نبينّا... بلّغ... تا رساني وظيفه را انجام جبرئيل امين غريق نوا مژده مژده بده رسول اله روي منبر بگو خدا گفته... شیریزدان شده ولي الله دست حيدر به دست پيغمبر دست هردو ميان دست خدا و يدالله فوق ايديهم... جلوه كرده بعينه دراينجا حاجيان گردكعبه و دلبر پا نهاده ميان جمعيت با دلي مطمئن درآنجا داد مرتضي رانشان جمعيت با صداي بلند مي فرمود اين بود امر حيّ دادارم كه علي مي شود به او مولا هر كه را من ولي و دلدارم برلبش خنده اي رسيد... و خواند اين دعا را كه وال من والاه اشكي آمد ز گوشه ي چشمش كرد نفرين كه عاد من عاداه بحث حب علي و اولادش مطلب منبر پيمبر بود نفراولي كه عاشق شد فاطمه دختر پيمبر بود فاطمه كوثر رسول خدا اولين شيعه ي نگاه علي جز خداوند عالي اعلي همه در سايه ي پناه علي حضرت عشق! حضرت مولا سر نهادن به پاي تو عشق است نيش تو نوش و درد تو درمان هم جفا هم وفاي تو عشق است منِ ازپا فتاده را امشب دست بالا ببردعايي كن خسته ام از همه ز خود بيزار اي خدايي مرا خدايي كن بسمل زير پاي تو دل من با نگاهي بكش خلاصم كن چشم تو چشمه ي عطاي خدا نظري سوي التماسم كن يا اميري و صاحب امري كي نگه مي كني به احوالم سيّدي يا محول الاحوال فاطمي كن تمام اعمالم تو مراد تبارك اللّهي احسن الخالقين براي تو بود خاتم الانبيا محمد هم... یکسره غرق در ولاي تو بود طالب ديدن رخت هستم كعبه ي فاطمه ابوالزينب اهل لاهوت والهِ لحنت چون شوي غرق نغمه ي يارب پسرت يا علي ابوالفضل است دخترت مادر مصيبت ها یاور بيكسان! گل توچه كرد...!؟ در دل لشگرمصيبت ها اي نگاه تو جاري رحمت مهرخود را به دل نما نازل اي تجلّي واقعي خدا دمي ازجلوه ات ابوفاضل من غلام توأم ابوالسادات نوكر بي نواي فرزندت همه ي زندگي من!... بنگر زنده ام درهواي فرزندت اي تمام اميد ختم رسل كاشف الكرب مصطفي حيدر همه جا فاطمه صدا مي زد انت مولاي مرتضي حيدر خسته ي جستجوي توآدم بنده ي مبتلاي تو ادريس گر كند برمقام تو اقرار... مي شود عاقبت به خير ابليس! روي موج بلند درياها نام تو بادبان كشتي نوح شب قدر تمامی اعصار! و تنزّل، الیک حضرت روح طالب تو مقام ابراهيم در طواف تو هجراسماعيل تشنه ي ديدن رخت زمزم مُحرم خانه ي تو جبرائيل حافظ جان موسي عمران! تو مناجات ياد او دادي به خدا كه به انبياء عظام با ولاي خود... آبرو دادي! اي نواي خليل درآتش وي دعاي مسيح، وقت شفا دركنارمزارتو بودن... شأن تنزيل جنت الااعلي مست چشمان تو دل يوسف ديده گريان هجرتو يعقوب متوسل به نام تو موسي مات و حيران صبرتو ايوب در فراق تو حضرت داود پاره كرده سحرگريبان ها اي گداي نگين حلقه ي تو در نماز شبت... سليمان ها سر نهاده به پاي توالياس خضر بوسه زند به دست تو يونس از ياد تو مدد مي جست كهفيان بیقرار و مست تو زكريّا ميان محرابِ طاق ابروي تو دعا مي كرد لحظه ي سر بريدنش يحيي پيش پايت خدا خدا مي كرد برده مهر تو هوش سلمان را عاشق واقعي تو عمّار مالك قلب مالك اشتر سر به دارتو ميثم تمّار اي مقيد به شرع تو مقداد كشته ي بي كسي تو بوذر شيعه ي تو علي همينانند من كجا خاك خانه ي قنبر! اي غزل خوان چشم تو حافظ... در به در بهر ديدنت سعدي مولوي خودكشي كند ز غمت! قنبرت مي زند صدا... بعدي! خواهم ازحق دمي تماشايت اي كه گفتي" و من يمت يرني " العجل يا اجل كه منتظرم مي زنم نعره سيّدي ارني