امام حسین(ع)-مناجات – دلتنگ محرم – ویروس منحوس کرونا
وقتی به زیر سایه ی پرچم رسیده ایم
ما محضر امام دو عالَم رسیده ایم
گریه برای ماتم تو نسخه ی دواست
با تو به این شفاکده ی غم رسیده ایم
بیمار روضه های تو هستیم ، یا حسین
زخمی شدیم و در پی مرهم رسیده ایم
دیر آمدیم و زود به ما لطف می کنید
اینجا اگر چه ما همه با هم رسیده ایم
ویروس نحس آمد و از تو جدا شدیم
ما را ببخش خدمتتان کم رسیده ایم
باروضه های هفتگی رایةُ الحسین
لب تشنه نزد چشمه ی زمزم رسیده ایم
آری خدا کند که ببینیم عاقبت
ما هم به روضه های محرّم رسیده ایم
تنها دلیل زندگی ام گریه بر شماست
رویای من مسیر نجف تا به کربلاست
مناجات با خدا-شب جمعه
یا بسوزان درمیان شعله خاکستر شوم
یا ببخش این بنده را، آدم شوم بهتر شوم
بنده ی بد را زدن کاری ندارد، تو نزن
جای آن را هم بده در خانه ات نوکر شوم
من قیامت پیش رو دارم که گریه میکنم
وای اگر آنروز عریان وارد محشر شوم
هرعذابی هست باشد من تحمل میکنم
نه نمیخواهم که ننگ آل پیغمبر شوم
رحمت تو بیشتر از این گناهان من است
مرگ بر من گر که یک لحظه جدا زین دَر شوم
من از اول خاک بودم خاک نعلین علی
پس خدا نگذار تا روزی که هستم زَر شوم
ای گنهکاران، گرفتاران، علیکم بالنجف
دارم امشب میروم در محضرش قنبر شوم
فاطمه امشب میاید کربلا پیش حسین
کاش من هم همسفر با حضرت مادر شوم
یا بُنیَّ دِشنه دَست اَز حَنجر تو بَر نَداشت
حَق بِده اَز داغِ ذِبحت دَم به دَم مُضطر شَوَم
امام حسین(ع)-مناجات
اگرچه حقیرم لیاقت ندارم
پناهی جزاین در به جانت ندارم
شکستم دلت را دلم را شکستند
من از کار دنیا شکایت ندارم
بدون اجازه به این سو دویدم
تو ردم نکن برگ دعوت ندارم
ز چشمت بیوفتم به خاری میوفتم
نگاهم بکن گرچه قیمت ندارم
سرم هرچه آمد گناه خودم بود
که گوشی برای نصیحت ندارم
اگر تو کنارم نباشی قیامت
امیدی برای شفاعت ندارم
دلم لک زده کربلا قسمتم کن
نیازی بغیر از زیارت ندارم
دوچشمم شده وقف غمهای جدت
به جز گریه کردن عبادت ندارم
ازآن دم که بر نیزه زد تکیه اش را
ز تنهایی اش جز خجالت ندارم
امام حسین(ع)-مناجات
هرکه عاشق شد، فقط از دلبرش دم میزند
بر سر و سینه، به حکمِ عشق، محکم میزند
با همین گریه؛ بساطِ ظلم، ویران میشود
کاخِ استکبار را، یک آه، برهم میزند
از کراماتِ حسینی، هرکه، هرجا حرف زد
ظاهراً بسیار، اما واقعاً؛ کم میزند
میرسد روزی، کسی، با تیغِ براّن علی
پرچمِ اسلام را، بر اوجِ عالَم میزند
میرسد روزی، کسی، با دستِهای روشنش،
عاقبت، بر زخمِ بازِ هجر، مرهم میزند
از سرِ احسان نگاهی کن، دلِ بیتابِ ما
روز و شب، دارد فقط شورِ محرم میزند
امام حسین(ع)-مناجات
فكر می كردم نخواهد شد ولی شد خوب شد
روضه خوان تا خواند دیدم دیده ام مرطوب شد
نیست فرقی بین سنگ صحن با سنگ دلم
احترامش واجب است آنكه به تو منسوب شد
امام حسین(ع)-مناجات
بهشت جلوه ای از کربلای توست حسین
بهشتِ ما حرم باصفای توست حسین
برات عفو به امضاى مادرت گیرد
کسی که زائر صحن و سرای توست حسین
به عالَمی درِ دل، بسته ام ز روز ازل
مگر به روی تو! این خانه جای توست حسین
به داغ مرگ عزیزان خود نمی گرییم
که اشک ما همه وقف عزای توست حسین
هنوز دوست به یاد تو اشک می ریزد
هنوز بر لب دشمن ثنای توست حسین
سلام بر تو که قاتل، کریم خواند تو را
سلام بر تو که عالم گدای توست حسین
سلام بر تو که حتّی سپاه دشمن هم
رهین منّت و لطف و عطای توست حسین
بهای خون تو را جز خدا نداند کس
تو کیستی که خدا خون بهای توست حسین
زیارت همه پیغمبران، زیارت حق
زیارت سرِ از تن جدای توست حسین
سر بریده به بالای نیزه می بیند
نگاهِ دل که به گلدسته های توست حسین
سر تو دفن شد امّا چهارده قرن است
جهان پر از تو و بانگ رَسای توست حسین
تو آن صحیفهء صد پارهء ورق ورقی
که زخم های تنت آیه های توست حسین...
امام حسین(ع)-مناجات
آیینه را فراق تو دیوار می كند
این قلب صاف را مرور زمان تار می كند
مشق حسین كرده ام و باز می كنم
تكلیف را معلّم تكرار می كند
نَم پس نمیدهد دل خونم به غیر اشك
این پرده پوشی است كه ستّار می كند
حتی بهشت ارزش اشك مرا نداشت
چشمم فقط برای تو كار می كند
گفتم بخر مرا كه نیفتم به دست غیر
گفتی كه حق معامله با یار می كند
امید وصل شاه و رعیت محال نیست
وقتی حسین روی به بازار می كند
یك پرسش خدا جملات كلیم شد
شوق تو كام را چه گُهر بار می كند
از جلوه ی مُدام تو عالم ز تو پُر است
این باده كاسه را خُم سرشار می كند
من كربلا ندیده به كسی جان نمی دهم
آخر مرا وصال تو بر دار می كند
عباس را فِرست كه آید به پیشواز
روزی كه خاك دعوت دیدار می كند
امام حسین(ع)-مناجات
آن روز كه به داغِ غمت مبتلا شدیم
دل خون تر از شقایق دشتِ بلا شدیم
ما یادمان كه نیست ولی راستی حسین
با درد غربت تو كجا آشنا شدیم؟!
ممنون از اینكه آمدی آقای ما شدی
ممنون از اینكه نوكر این خانه ما شدیم
شكرِ خدا كه فاطمه ما را خریده است
شكر خدا كه خرج بساط شما شدیم
غربت سرای ماست عزاخانه ی شما
با گریه بر تو بود عزیز خدا شدیم
ما را خدا به عشق تو می بخشد عاقبت
ما عاقبت به خیرِ تو در روضه ها شدیم
گم می شویم تا که تو پیدایمان کنی
نوکر شدیم تا که تو آقایمان کنی
شاید دلت به حال دل ما بسوزد و
فکری برای روز مبادایمان کنی
ما یک برات کرب و بلا لای پوشه ایم
ساکت نشسته ایم تو امضایمان کنی
چیزی ز شاه بودن تو کم نمیشود
در بین نوکرانت اگر جایمان کنی
ما را هدف ز نوکری ترفیع رتبه نیست
مجنون نمیشویم که لیلایمان کنی
چندیست مرده ام ز انفاس قدسیت
اصلا بعید نیست مسیحایمان کنی
حتی غزل تغزلتان را بیان نکرد
باید عنایتی به غزلهایمان کنی
بی جذبه ی عصا که به جایی نمیرسم
یک جذبه کن که حضرت موسایمان کن
بری ام، بارانی ام، حال و هوایم خوب نیست
چشم سر، خیس است امّا چشم دل، مرطوب نیست
آفت عصیان به جان نخل دل افتاده است
علتش این است اگر محصول ها مرغوب نیست
سود بازار عمل از عُرف هم کمتر شده
ای دریغ اوضاع کار و بار من مطلوب نیست
این دل بی در اگرچه جای این و آن شده
غیر تو اصلاً برای من کسی محبوب نیست
واقعاً من دوستت دارم عزیز فاطمه!
غیر یوسف هر کسی که دلبر یعقوب نیست
با منِ بیچاره هم حرفی بزن چیزی بگو
جنس این دل که دگر از جنس سنگ و چوب نیست
طاقت دوری ندارم، رحم کن بر عاشقت
صبر من مانند صبر حضرت ایّوب نیست
کربلا می خواهم آقا ... التماست می کنم
نامه ام را مُهر کن هر چند که مکتوب نیست
بیچاره آن دلی که به آهی خمار نیست
وقتی اسیر لشکر زلف نگار نیست
دنیای بی حسین اسیر حوادث است
دنیای بی حسین به کشتی سوار نیست
مارا به چوب مهر و محبت بزن حسین
دل سر به راه ترکه ی آموزگار نیست
حالش خوش است گریه کن بزم روضه ات
پرونده اش به دست کسی واگذار نیست
گریه زیاد کرده ام اما بدون شک
حالی شبیه گریه ی بی اختیار نیست
زلفی به باد دادی و عرشی ترین شدی
هرگز بیان روضه چنین آشکار نیست
.
#حضرت_رقیه
حاضرم پايِ سر ِ تو سر ِ خود را بدهم
جايِ پيراهن ِ تو معجر ِ خود را بدهم
سر ِ بابايِ من و خِشت محال است عمه
عمه بگذار كه اول پر ِ خود را بدهم
پهن كن تا كه سر ِ خار نگيرد به لبش
كم اگر بود پر ِ ديگر خود را بدهم
زيورآلات مرا دختر همسايه گرفت
نذر ِ انگشتَرَت انگشتر ِ خود را بدهم
مويِ من سوخته و مويِ پدر سوخته تر
حاضرم پايِ همين سر، سر ِ خود را بدهم
ديد ما تشنه يِ آبيم خودش آب نخورد
خواست تا ديده يِ آب آور خود را بدهم
به دلم آمده يک وقت خجالت نكشم
پايِ لطفش نفس ِ آخر خود را بدهم
#پنجم_صفر
#شب_سوم_محرم
.