.
#امام_حسین
#روضه #نوکری
گدای دوره گرد کوچه هایم
اسیر عشق شاه کربلایم
به هر جا شمع بزمی برفروزد
چو پروانه درآن بزم عزایم
فضای بزم عشاق حسینی
بود هم کعبه ،هم کرببلایم
اگر خوبم وگر بد،هرچه هستم
نیم بیگانه ،مولا ، آشنایم
به حق مادرت بنما قبولم
فقیرم، مستکینم، بینوایم
برای عاشقانت رو ضه خوانم
به اشک و آه و ناله مبتلایم
تمام مایه ام اشک غم توست
قبولم گرکند ذات خدایم
اگرچه واعظی لایق نباشد
مکن از دوستدارانت جدایم
حاج کاظم واعظی
درس آیین و وفا از روضه ها باید گرفت
در فضای رو ضه ها رنگ خدا باید گرفت
با گلاب اشک ،دل را آینه باید نمود
بر غریبی حسین ،یکسر عزا باید گرفت
درس ایثار و شهادت،در ره عشق حسین
از دو و هفتاد تن،از کربلا باید گرفت
عاشقانه،عارفانه،همچو یاران حسین
در مسیر زندگی درس وفا بایدگرفت
درس عزت،درس غیرتمندی و درس شرف
از رسول شاهدان نینوا باید گرفت
صبر ایوب پیمبر،ذره ای از صبر اوست
استقامت را ز دخت مرتضی باید گرفت
زیر و رو شد کاخ فرعون زمان با خطبه اش
دین مداری را از او ،صبح و مسا باید گرفت
بوسه زد بر حنجر ببریده ی شاه شهید
از کتاب نانویسش،بوسه ها باید گرفت
آری آری واعظی،سرمشق خود بنما،چنین
درس آیین و وفا از روضه ها باید گرفت
حاج کاظم واعظی
.
.
#امام_حسین
#گودال #قتلگاه
خنجر رسید از راه حنجر را ببُرِّد
در پیش چشم فاطمه سر را ببُرَّد
خنجر ولی کار بریدن را رها کرد
از بوسه گاه مادرش زهرا حیا کرد
تا منصرف آن خنجر از زیر گلو شد
با یک لگد سالار زینب پشت و رو شد
قاتل گرفت از گیسویش در روز روشن
وقتی فرو شد دشنه ای بر پشت گردن...
...با ضربه ی اول شبیه محتضر شد
در زیر چکمه تشنگی اش بیشتر شد
با ضربه ی دوم دوباره دست و پا زد
خیلی به زحمت مادر خود را صدازد
با ضربه ی سوم که قصد حنجرش کرد
بالای سر زهرای هجده ساله غش کرد
با ضربه ی چهارم محاسن غرق خون شد
فرزند زهرا حا و سین و یا و نون شد
با ضربه ی پنجم به جانش رعشه افتاد
روی زمین پا می کشید_ ای داد بی داد _
مثل تو مشتاق بریدن هیچ کس نیست
شش ضربه ی محکم زدی ای شمر بس نیست؟
با ضربه ی هفتم شبیه شیرخواره
آمد صدای خس خس از حلقوم پاره
با ضربه ی هشتم که دل از خواهرش کند
زینب میان خیمه ها مو از سرش کند
مثل تو مشتاق بریدن هیچ کس نیست
نُه ضربه ی محکم زدی ای شمر بس نیست ؟
مثل تو مشتاق بریدن هیچ کس نیست
ده ضربه ی محکم زدی ای شمر بس نیست ؟
وقتی نمی بُرد بیا و دست بردار
آقای ما را ذبح کردی یازده بار
با ضربه ی آخر که جانش بر لب آمد
دیگر صدای ضجه های زینب آمد
با ضربه ی آخر سرش از تن جدا شد
از پنجه های شمر گیسویش رها شد
با ضربه ی آخر سری افتاد بر خاک
پهلوشکسته مادری افتاد بر خاک
با ضربه ی آخر همه کل می کشیدند
در پیش چشم فاطمه کل می کشیدند
با ضربه ی آخر غم خواهر همین بود
کلی رگ پاشیده از هم بر زمین بود
با ضربه ی آخر که جان از پیکرش رفت
با کیسه ای خولی به دنبال سرش رفت
با بغض حیدر ؛ بغض زهرا سر بریدند
با حوصله آقای ما را سر بریدند
علیرضا خاکساری
.
.
بسمالله الرحمن الرحیم
#شهادت_امام_سجاد
#امام_سجاد
#وحید_دکامین
▶️
تو یادگار حسینی که کربلا دیدی
شبیه عمّهی مظلومهات بلا دیدی
"سری به نیزه بلند است" را شما دیدی
و غارت حرم و خیمهگاه را دیدی
دو چشم گریهی تو تا همیشه آباد است
در این سکوت تو صدها هزار فریاد است
برای گریهـات آقا اشاره کافی بود
همین که چشم تو بینَد سهساله کافی بود
گلوی نازک یک شیرخواره کافی بود
به آبدادن ذبحی نظاره کافی بود
تو را به غصّه چهلسال مبتلا دیدند
به لحظهْلحظهْ گریز تو کربلا دیدند
اگرچه عصر دهم قسمت تو غم گردید
که سایهی پدرت از سر تو کم گردید
نصیب تو فقط آه و غم و الم گردید
ز بار غصهی یاران قَدِ تو خم گردید
اگرچه تبْ نگهت را ز درد، تیره نمود
خدا برای امامت تو را ذخیره نمود
دلتْ ز داغِ اسارت غمِ فراوان داشت
دو پلک چشم ترِ تو همیشه باران داشت
همیشه خاطرِ تو یادی از شهیدان داشت
به سینه روضهی مکشوف چون هزاران داشت
سهشعبه دیدی و تیر و گلوی اصغر را
تو تیغ دیدی و خنجر به روی حنجر را
به نوک نی سرِ خورشید ماه قافله بود
نگاهبان سر شیرخواره حرمله بود
به دست و پای تو در این مسیر سلسله بود
غمی که کُشته تو را شام بود و هلهله بود
شهادت ارث شما بود و اعتبار شما
به ظلمْ سوی اسارت کشید کار شما
چه رفت بر دل غمدیدهات به دفن پدر
درون قبر زدی نالهای ز سوز جگر
سری نمانده کنی رو به سوی قبله دگر
رواست خون بشود جاری از غمت ز بصر
به دفن شاه شهیدان کفن نبود آنروز
به زیر آن همه نیزه بدن نبود آنروز
⏹
بسم الله الرحمن الرحيم
#امام_سجاد_ع_شهادت
#امام_سجاد_ع_مصائب
#محمود_ژولیده
▶️
من یادگار دستهای بسته هستم
من شاهد زنجیر های خسته هستم
وقتی که دست عمه ام را بسته دیدم
حتی صبوری را ز دستش خسته دیدم
آنچه که ما دیدیم چشم غم ندیده
حتی اسیر ترک و رومی هم ندیده
من دیده ام صبر و قرار زخمها را
من دیده ام شلّاق تند اخمها را
من اشکهای سرخ بابا را چکیدم
من مشکهای خشکِ سقّا را چشیدم
من دیده ام روز شکار کودکان را
من داده ام حکم فرار بانوان را
روزیکه رو و آبرو و اَبرویم سوخت
عمامه ام آتش گرفت و گیسویم سوخت
وقتی حریم حرمت ما را شکستند
درّندگان بر سینۀ قرآن نشستند
من دستهای بی عَلم طیّار دیدم
دامان آتش را گهی سیّار دیدم
من شرم روی ماه را در ابر دیدم
نعش امام خویش را بی قبر دیدم
گلزار طف پیش نگاهم لاله گون بود
معراج دارالحرب چون دریای خون بود
وقتی عبور از قتلگاه نور کردم
با کوه غم صبر از سرِ دستور کردم
من سروهای نور را اِستاده دیدم
تن های بی سر بر زمین افتاده دیدم
در خیمه بر قلب پریشان تاب دادم
با اشک بر لبهای عطشان آب دادم
من عرش اعظم را ز غم دلریش دیدم
من ذبح اعظم را به چشم خویش دیدم
سجاده های زهد را دیدم در آتش
منظومه های عشق را دیدم پر از خَش
از شام عاشورا همان شام غریبان
دیدم یتیمان را همه سر در گریبان
از کربلا تا کوفه تا شام و مدینه
تا آخرِ عمرم ندیدم غیر کینه
دشمن مرا یک عمر گریان دید و خندید
بر داغهای سخت نالان دید و خندید
یک عمر بر گلهای پرپر گریه کردم
یک عمر بر رگهای حنجر گریه کردم
تنها نه هجده سر بروی نیزه دیدم
عمامه و معجر بر روی نیزه دیدم
هفتاد و دو گل پیش چشمم بود پرپر
هشتاد و چار آزاده زن در حصر لشگر
من دفن کردم نعش های بی کفن را
من دفن کردم رأسها دور از بدن را
من حجت حق بودم افتادم به زندان
بودم امام اما امام کنج ویران
رجاله ها را بر سر بازار دیدم
دجالها را گِرد خود صد بار دیدم
از داغهای کوچه و بازار و صحرا
من مرگ را از حق طلب کردم چو زهرا
⏹
.
#سینه_زنی و توسل به راوی دشتِ کربلا #امام_سجاد سلام الله علیه به نفس حاج #محمود_کریمی
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
تو دلش پر از بی قراریِ
تو چشاش یه دریای جاریِ
رو لبش پر از اه و زمزمه
بدنش پر از یادگاریِ ، آه ..
بعد این همه سال جایِ طنابُ زنجیر
بعد این همه سال اثر تازیونه
بعد این همه سال دَوُم آورده اما نیمه جونه
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ
وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
دوباره تو قلبش قیامتِ
شبیه روزای اسارتِ
دوباره داره روضه میخونه
به یاد اتیش و جسارتِ ، آه ..
بعد این همه اشک هوای گریه داره
بعد این همه اشک دوباره روضه خونه
بعد این همه اشک دیگه چشایِ خسته ش نیمه جونه
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ
وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
دوباره نگاهش پر از تبه
میخونه شب وصلم امشبه
میدونه داره میره کربلا
میخونه که مدیون زینبه ، آه ..
بی قرار و دلسرد برا نگاه عمه
زهر بی قراری دلش و میسوزونه
تو نماز آخر شهید کربلایی نیمه جونه
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ
وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْن
ــــــــــــــــــ
#حاج_محمود_کریمی
#روضه_امام_سجاد_علیه_السلام
#ویژه_ایام_محرم
#تخریب_بقیع
👇
Karimi Shahadat Imam Sajad.mp3
2.31M
|⇦•تو دلش پر از بی قراریه..
#سینه_زنی و توسل به راوی دشتِ کربلا امام سجاد سلام الله علیه به نفس حاج محمود کریمی
.
|⇦•پیر اگر گشتم به چشمم کربلا را..
#روضه و توسل به راوی دشتِ کربلا #امام_سجاد سلام الله علیه به نفس حاج حسین #سازور
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
پیر اگر گشتم به چشمم کربلا را دیده ام
بینِ خیمه ری ریزِ ماجرا را دیده ام
آب اگر خوردم به کامم مثلِ زهری تلخ شد
اصغرِ خشکیده کامِ بی نوا را دیده ام
با تماشایِ جوانی گر قرارم میرود"
تکه تکه اکبری بینِ عبا را دیده ام
خیمه ها بعد از عمو دیگر نگهبانی نداشت
دستِ عباسی که شد از تن جدا را دیده ام
خیمه ها را پشت هم میگشت بیچاره رباب
کربلا من هاجرِ سعی و صفا را دیده ام
صالح ابن کعب بر پهلویِ بابا نیزه زد
چون مدینه ضربه های بی امان را دیده ام
با ته پا پیکرش را زیر و رو میکرد شمر
بر لبانِ ماهِ عالم رد پا را دیده ام ..
*کنیزِ رسید خدمت امام سجاد علیه السلام عرضه داشت یابن رسول الله چرا انقدر گریه میکنید؟.. آب براتون میارن ، غذا براتون میارن ، شش ماهه میبینید جوان میبینید گل میبینید ، ذبحِ گوسفند میبینید ... فرمود همه رو دیدم ..*
خنجرِ کندی که قاتل داشت صبرم را ربود
بینِ خون غلطیدنِ خونِ خدا را دیده ام
میبرید ای کاش سر را ، ضربه ها لازم نبود
من فقط اینجا بریدن از قفا را دیده ام
هرکسی هرچه دلش میخواست از گودال برد
اَخنَسُ و شمر و سنانِ بی حیا را دیده ام ..
زینتِ دوشِ نبی رویِ زمین وقتی که خورد
یورشِ اعدا به سمتِ خیمه ها را دیده ام
تازه اینها جایِ خود ، بعد از غروبِ کربلا
با اسیران کوفه و شامِ بلا را دیده ام
*همۀ مصائب کربلا یه طرف ، دو سه روزِ دیگه این روضه ای که برا امام سجاد پیش اومده یه طرف ..*
کاروان وقتی دم دروازۀ ساعات رفت
سویِ زن ها، هیزهایِ ناروا را دیده ام
قافله از کوچۀ تنگِ یهودی رد که شد
سویِ عمه طعنه ها و ناسزا را دیده ام
عرضم تمام از همه التماسِ دعا ، شهدامون ، امام راحل همه گذشتگان فیض ببرن .. امام باقر بدنِ بابا رو غسل داد ، کفن کرد ، بینِ قبرستان بقیع آورد .. خودش بدنِ مبارکُ داخلِ خانۀ قبر گذاشت .. اما لایوم کیومک یااباعبدالله .. یه وقتی هم خودِ امام سجاد اومد کربلا به قدرت امامت .. حضرت دید بنی اسد متحیرند .. این بدن هایِ بی سر رو چه کنند ؟.. صدا زد بنی اسد صبر کنید این بدنِ اکبر برادرمِ .. این بدن قاسمِ .. این بریرِ .. این حبیبِ .. یه وقت دیدن یه بدنی رو در آغوش گرفت لب ها رو گذاشت رو لب هایِ بریده ..هی صدا میزنه اَبتا .. حسین ...
#حاج_حسین_سازور
#روضه_امام_سجاد_علیه_السلام
#ویژه_ایام_محرم
👇
3_ghazal, rozeh emam sajad.mp3
2.46M
|⇦•پیر اگر گشتم به چشمم کربلا را..
#روضه و توسل به راوی دشتِ کربلا امام سجاد سلام الله علیه به نفس حاج حسین سازور
.
#زمینه
#جواد_مقدم
و اَلجَمَت تَنَقَبت لِقِتالِک لِقِتالِک
بِاَبی اَنتَ و اُمی ، بِاَبی اَنتَ و اُمی
حالا که با زهر جفا سوز سینه بی اَمونه
داغ دلم چیز دیگه ست کسی اونو نمیدونه
سینه با این غم عجینه ، عمریه دردم همینه
میبینم قاتل نشسته با یه خنجر روی سینه
... و اَلجَمَت تَنَقَبت لِقِتالِک لِقِتالِک ...
... بِاَبی اَنتَ و اُمی ، بِاَبی اَنتَ و اُمی ...
آخ شیعه ها رو نیزه ها چهل منزل سر بابام
اگر بگی کجا مُردی میگم اَلشام میگم اَلشام
من و آه و گریه هر شب ، میسوزم در تاب و در تب
همه خون گریه کنید بر اسیریِ عمه زینب
... و اَلجَمَت تَنَقَبت لِقِتالِک لِقِتالِک ...
بزم شراب و کعب نِی به روی لبهای بابام
سیلی زدن به خواهرم جلو چشمام
موقع تقسیم آبه ، حیف علی اصغر تو خوابه
چیزی که مونده تو گوشم لایی لایی ربابه
... علی علی ، علی علی ، علی لای لای ...
تورو به ما علیِ من داده بودِش خدا تازه
نفس نمیکشی ولی دوتا چشمای بازه
چیزی که دیگه نمونده برا مادر راه چاره ست
شبیه بند دل من گلوی تو پاره پاره ست
تا سه شعبه سمتت اومد تار و پود مادرت سوخت
گلوتو از هم دریدِش ولی لبهاتو به هم دوخت
... علی علی ، علی علی ، علی لای لای ...
#امام_سجاد
#شهادت_امام_سجاد
#زمینه
.👇
Moghadam-ShahadatImamSajad1390[02].mp3
12.85M
▪️و الجمت تنقبت لقتالک لقتالک▪️
🎤 سبـک : زمـیـنـه
🗓مراسم : شهادت امام سجاد (ع)
.
#زمینه
#شب_دوازدهم_محرم
#جواد_مقدم
چشاشو به چشام دوخته ، با یه نگاه افروخته
یه نانجیب منو دیده تو خیمه های نیم سوخته
من و غم و مریضی و درد
من و یه روی خاکی و زرد
گریه و آه شده کارم
منی که زار و خسته شدم
با وجود غمای خودم
غصه ی عمه رو دارم
دلم از این قبیله شکست
سر بابام رو نیزه نشست
من تو مریضی هم باشم
خدایا فرصتی بده که
توون و همتی بده که
بتونم از تو جام پاشم
کوفه به ما وفا نداره
غریبیمون دوا نداره
... واویلتا ، آه و واویلا ...
قراره این حرومی ها ، واسه ی اذیت ماها
کاروون اسیرا رو ببرن از تو این صحرا
میرم ولی نمیره پاهام
میرم بسوی کوفه و شام
رو شترای بی محمل
برای پای آبله دار
برای ریگ و آتیش و خار
ناله کن و بسوز ای دل
نداره چشم من دیگه خواب
میبرنم تو بزم شراب
کجایی ای عمو عباس
ولی دلم به این خوشه که
تو این مسیر با این قافله
سر بابام کنار ماست
پاهامونم که نا نداره
غریبیمون دوا نداره
... واویلتا ، آه و واویلا ...
لاله ی آشنا دارم ، به روضه ها وفا دارم
مدینم اما یک عمره عزای کربلا دارم
دلم میسوزه هر شب و روز
این همه سال گذشته هنوز
فکر غریبیِ شاهم
یاد یل دلامورمو
یاد علی اکبرمو
یاد گلوی شیش ماهم
@emame3vom
بشم فدای اسم پدر
هنگام دفن جسم پدر
من و بریده انگشتش
خرابه دل رو آتیشی زد
سر بریده ای که اومد
خواهر سه سالمو کشتش
همش میگفت بابا نداره
غریبیمون دوا نداره
... واویلتا ، آه و واویلا ...
#امام_سجاد
#شهادت_امام_سجاد
#زمینه
🆔 @emame3vom
👇
Moghadam-Shab12Moharram1393[01].mp3
5.38M
▪️چشاشو به چشام دوخته ، با یه نگاه افروخته▪️
🎤 سبـک : زمـیـنـه
🗓مراسم : شب دوازدهم محرم الحرام