.
#قسمت_اول _ #روضه و توسل ویژۀ #شهادت_امام_صادق علیه السلام _حاج محمدرضا بذری
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
من به راهت قدمگذاشته ام
روی دوشم قلمگذاشته ام
در کنار قلم بیا و ببین
چوبه دار هم گذاشته ام
پای خود جایِ پایِ امثال
دعبل و محتشم گذاشته ام
سر خودرابه روی دیوارِ
خانه ای محترم گذاشته ام
ششمین سجده حاکی از این است
سربه پای تو هم گذاشته ام
در خیالم سرمزارِ تو من
چهارده تاعلم گذاشته ام
هرچه دارم برای احداثِ
یک رواق حرم گذاشته ام
هرچقدر اشکم هم بریزم باز
درعزای تو کم گذاشته ام
روی فرش عزای تو امشب
به امیدی قدم گذاشته ام
بی ارادت نمیشود که نگفت
از عطایت نمیشود که نگفت
*غلامحضرتِ، کارش اینه افسار مرکب حضرت روداشته، حضرت باید میرفت برمیگشت، یه عده ای شیعیان از خراسان اومدن مدینه خدمت امام صادق، ثروتمندبودن،وضع مالی خوبی داشتن، یکی از اونا اومد پیشِ غلامی که افسار مرکب حضرت روداشت، گفت: غلام! بیا باهم یه معامله کنیم، چه معامله ای؟ گفت: من توخراسان منزل دارم، باغ دارم، ثروت دارم همه رو به تو میدم، تو هم اجازه بده از این به بعد من افسار مرکب امام صادق رو داشته باشم...
غلام اومد خدمت امام صادق، عرض ادب کرد، گفت: آقاجان! اگر من که غلام شمام خیری بخواد به من برسه، شما مانع میشید؟ امام فرمود: هرگز، اگه خیری بخواد بهت برسه هرگز مانع نمیشم. گفت: آقاجان! چنین پیشنهادی به من شده، یکی بیاد جا من وایسته غلامی شمارو کنه، افسار مرکبتون رو به دست بگیره، از اون طرف منم به ثروت و مال و منالی برسم. حضرت فرمود: مانعی نداره اختیارش باخودتِ.
همچین که راه افتاد بره، امام صادق فرمود: یه لحظه بیا یه نکته بهت بگم. گفت: آقاجان! بفرما؛ فرمود: سالها خدمت کردی به ما؛ حق داری به گردن ما، میترسم بهت نگمجفا کرده باشم در حقت، وَ نکته اینه: فردای قیامت جَدِّ ما پیغمبر میاد، امیرالمؤمنینمیاد، فرزندان امیرالمؤمنین میان، همه نورانی، هرکی به ما خدمت کرده باشه نزدیکترِ به اهل بیت.
غلام یه لحظه درنگ کرد، من چی به دست بیارم و چی از دست بدم، چقدر این نکته مهمِ، یه لحظه به خودش نهیب زد، اومد پیش مَردِ خراسانی، گفت: من پشیمون شدم، من از مولام جدا نمیشم....
مرد خراسانی گفت: من میدونستم بری پیش امام صادق مطرحکنی حضرت راه جلوپات میذاره و از این معامله پشیمون میشی....*
بی ارادات نمیشود که نگفت
از عطایت نمیشود که نگفت
دلمان را خودت دوباره بساز
از زمستانمان بهاره بساز
برگ ریزانِ فصلِ پاییزم
از وجود من استعاره بساز
تکه های دلِ مرا بردار
سَرِهم کرده چارپاره بساز
نوحۀ پنجمِ صفر با من
تو برایش دوگوشواره بساز
یا شب هفتم از منِ بیتاب
حلقه برگوشِ شیرخواره بساز
درد دارم که آمدم امشب
چارۀ درد، راهِ چاره بساز
*آقاجان!خیلی بد میشد ما امشب برات روضه نمیگرفتیم به بهانه این بیماری ....آقاجان! همین کم هم قبول کن ازما، بیشتر از این از ما برنیومد، ان شاالله، برایِ ساختِ حَرَمت جبرانکنیم آقاجان ..
درد دارم که آمدم امشب
چارۀ درد، راهِ چاره بساز
با کسی که پیاده در راه است
ای به دوشِ مَلَک سواره بساز
سازِ ما کوک میشود با اشک
چشمِ ما را پُر از ستاره بساز
*خب مقدمه بسه بریم سَرِ روضه...*
بی حیا بود دشمنت اما
بی عبا کوچه بُردنت اما
*منصور لعنت الله علیه یه قصری داشت، هر وقت داخل این قصر میرفت، میگفتن: «یَومُالذِّبح» امروز روزِ ذبحِ، مخالفین خودش رو میکشت.
منصور داخل قصر، رَبیع روخواست، شب شده بود، گفت: میری دَرِخونۀ امام صادق، از دیوار وارد میشی، در هرحالی که حضرت هست، همون جوری حضرت رو میاری، ربیع میگه: من از منزل اومدمبیرون، گفتم:منصور میخواد حضرت رو بِکُشه، میگه به خودملرزیدم، پسری داشتم بنام محمد ابن ربیع، میگه: پسرم خیلی قصی القلب بود، گفتم بیا، اَمرِ امیر نباید زمین بیوفته، میری در خونۀ امام صادق، از دیوار وارد میشی هرجوری وهر حالی که حضرت هست
همون جور میکِشونی میاری، محمد بن ربیع رفت با نردبان وارد منزل حضرت شد، میگه دیدم حضرت یه لباسی به تنشه و یه پارچه ای به کمرش بسته، داره عبادت میکنه، میگه حیا کردم نماز حضرت روخراب کنم، نماز تمام شد گفتم: پاشو بریم. گفت اجازه بده یه دعایی بعد نماز بخونم،گفت فرصت نداری پاشو بریم.
گفت: اجازه بده یه عبایی رویِ دوشم بندازم، گفت پاشو بریم.
حضرت رو بی عبا، بی عمامه، باهمون لباس، با پای برهنه.
حضرت شیخ الائمه است، از همۀ أئمه ما سنش بیشتر بوده امام صادق.
ملعون سوارِ، امام صادق پیاده،پابرهنه ، دستای حضرت رو بست، حضرت روکشید به سمت اونملعون...
تا منصور حضرت رو دید شروع کرد جسارت کردن، بی ادبی کردن ،تهمت زدن توهین کردن و ۳بار شمشیرش رو درآورد، ولی ....
ــــــــــــــــــ
#امام_صادق
#حاج_محمد_بذری
#شهادت_امام_صادق_علیه_السلام
#روضه_امام_صادق_علیه_السلام
👇
Bazri_Babolharam_net_1.mp3
10.45M
#روضه و توسل ویژۀ شهادتِ #امام_صادق علیه السلام _حاج محمدرضا بذری
.
#زمزمه
#امام_رضا_مناجات
#امام_رضا
ما گره گشا داریم ؛ دافع البلا داریم
هر کسی کسی دارد ؛ ما امام رضا داریم
ما امام رضا داریم
سر تا به قدم دردیم ؛ رو به این حرم کردیم
پشت پنجره فولاد ؛ ما دارالشفا داریم
ما امام رضا داریم
با همه تهی دستی ؛ شادیم که از هستی
بر دامن لطف تو ؛ دست التجا داریم
ما امام رضا داریم
تو دست عطا داری ؛ این همه گدا داری
ما دست تهی داریم ؛ ما فقط تو را داریم
ما امام رضا داریم
از درت مران ما را ؛ جان مادرت زهرا
غیر کوی تو مولا ؛ ما مگر کجا داریم
ما امام رضا داریم
روح و جان حج اینجاست ؛ ثامنالحجج اینجاست
با صفا تر از مروه ؛ مروه و صفا داریم
ما امام رضا داریم
حجّ فقرایی تو ؛ یار ضعفایی تو
اغنیا کجا دارند ؛ ثروتی که ما داریم
ما امام رضا داریم
هر چند گرفتاریم ؛ کی گفته که بی یاریم
ما حضرت معصومه ؛ ما امام رضا داریم
ما امام رضا داریم
ما عاصی و شرمنده ؛ تو رئوف و بخشنده
هم خوف از آن داریم ؛ هم به این رجا داریم
ما امام رضا داریم
گر چه غرق عصیانیم ؛ در پناه سلطانیم
چه واهمه ای دیگر ؛ از روز جزا داریم
ما امام رضا داریم
رحمی به دل ما کن ؛ راه بسته را وا کن
از تو خواستیم هر وقت ؛ میل کربلا داریم
ما امام رضا داریم
#عبدالحسین
.
.
#امام_صادق
#شهادت_امام_صادق
السلام ای دل و دلدار اباعبدالله
ششمین سید و سالار اباعبدالله
همه با دیدن تو یاد حسین افتادند
ای حسینیه سیار اباعبدالله
ما حسینی شدگان ِ نفس گرم توایم
به تو هستیم بدهکار اباعبدالله
کار تو داده نتیجه چه قیامت کردند
اربعین لشکر زوار اباعبدالله
در و دیوار مدینه ز غم بی کسیت
می زند تا به ابد زار اباعبدالله
مادری بودی و کوبید در ِ بیت ِ تو را
آتش آن در و دیوار اباعبدالله
یعنی از آن همه شاگر در آن شب آقا
یک نفر با تو نشد یار اباعبدالله ؟!
تا که بستند دو دستان تو را شد زنده
غربت حیدر کرار اباعبدالله
تو علی گشته ای و ابن ربیع هم قنفذ
وای از این همه تکرار اباعبدالله
این چه سری است که شد ذکر لبت وا اماه
با زمین خوردنت هر بار اباعبدالله
سر ِ پیری گذر ِ تو به چه جاها افتاد
وای از آن همه آزار اباعبدالله
هر چه هم بر سرت آمد دم آخر ز عطش
چشم های تو نشد تار اباعبدالله
خواهر تو نشد ای شاه برای پسرت
در دل شعله پرستار اباعبدالله
کفنت خار بیابان نشد و بی تو نرفت
دخترت بر سر بازار اباعبدالله
🔸شاعر: #محمدحسین_رحیمیان
#مرثیه #واحد
👇
shahadat_emam_sadegh (9).mp3
10.12M
مراسم ظهر شهادت #امام_صادق (ع)
مـــــــورخ یکــــشنبه ۱۴۰۰/۰۳/۱۶
شلاقی|السلام ای دلو دلدار اباعبدالله
بانوای|کربلایی مصطفی مروانی
.
تا زمانی که همه ی ما ؛ اعمال و رفتارمان را بر مسیر حق انجام ندهیم ، این بداخلاقی ها و تخریب ها ادامه خواهد داشت.
اگر تهمت و شایعه سازی در مورد جناب رئیسی؛ یعنی دنیا رابه آخرت فروختن... پس فرقی نمیکند؛ قطعا شایعه سازی و تهمت به روحانی و همتی و دیگران هم، یعنی دنیا را به چند رای فروختن.
تا زمانی که حق را درجریانِ خودمان بدانیم و در این راستا، خود را مُحق به تخریبِ رقیب بدانیم، پس باید منتظرِ تخریب های رقیب باشیم، آنهم رقیبی که تریبونی به گستردگی شما ندارد ولذا تنها مکانِ بازپس گیریِ حیثیتِ خود و جبران تکِ رقیب را ،در مناظرات و آنتنِ زنده میداند.
پس تا یک خرد جمعی برای برنامه محوری بجای تخریب و توهین ، در کف جامعه شکل نگیرد، ما همچنان شاهد این بداخلاقی ها در مناظرات و در بینِ هوادارانِ کاندیداهای #انتخابات خواهیم بود.
#مناظره
.